سال 91 از منظر اهل قلم/19
شاکری: نویسندگی در جریان ادبیات متعهد با زندگی زاهدانه ممکن می‌شود

احمد شاکری گفت: نویسنده متعهد باید کار خودش را انجام دهد. باید مؤمنانه به هدف‌اش بیاندیشد و اسیر رویکردهای انتقادی اومانیستی و فضای شبه روشنفکری نشود. نویسندگی در جریان ادبیات متعهد حقیقتا با زندگی زاهدانه ممکن می‌شود.

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، سال 91 با همه خوبی‌ها و خوشی‌هایش و با همه ناخوشی‌هایش در حال پایان است و روزهای پایانی آن را در پیش داریم.

خبرگزاری فارس در سلسله مصاحبه‌هایی سؤال‌های مشخصی را از اهل قلم و شعر پرسیده است و آنها به این سؤال‌ها پاسخ داده‌اند. «احمد شاکری» یکی از پاسخگویان سؤال‌های ما بود.

 

1-ارزیابی و ویژگی سال 91 به صورت خلاصه بیان کنید؟

در تولید داستان و رمان، سالی نسبتا راکد را پشت سر گذاشتیم. البته گرانی کاغذ و رکود نشر نیز در این زمینه بی تاثیر نبوده است. اما در مجموع معتقدم در طول چند سال گذشته ادبیات داستانی چندان به لحاظ تولید اثار خلاقه پر فروغ نبوده است.

 

2-مهمترین اتفاق ادبی سال چیست؟

هر اتفاقی در حوزه سیاست گذاری، نشر، تولید، آموزش و پژوهش در ساحت خود می‌تواند واجد اهمیت باشد. برخی از اتفاقات ادبیات داستانی مدتها بعد به بار می‌نشینند و اهمیت شان در دوره‌ای که واقع شده‌اند درک نمی‌شود. با این وجود، در سیاست‌های کلی ادبیات داستانی که توسط برخی نهادها و موسسه‌ها دنبال می شود تغییر و رشد چشمگیری ندیدم. در حوزه نقد، انتشار ماهنامه «اقلیم نقد» از جمله اتفاقات خوب در حوزه ادبیات داستانی متعهد است و واقعا جای خالی چنین مجله ای سالها بود که مشاهده می‌شد.

 

3-بهترین نویسنده یا شاعر سال 91 از منظر شما کدام است؟

پاسخ به این پرسش نیازمند به جامعیت مطالعاتی است، اما برخی نویسندگان آثار قابل قبولی را عرضه کردند یا به چاپ رساندند. از جمله: اقای اکبر صحرایی با کتاب «حافظ هفت»، آقای هدایت الله بهبودی با کتاب «شرح اسم»، آقای مجید پورولی کلشتری با کتاب «اقیانوس مشرق»، آقای سرشار با کتاب «ادبیات داستانی ایران پس از انقلاب»، مرحوم گلابدره‌ای با بازنشر کتاب «لحظه‌های انقلاب».

همینطور برخی از مدیران عرصه ادبیات داستانی هم توفیقاتی داشته‌اند: آقای محمد سرشار، به واسطه تاسیس حوزه هنری کودک و نوجوان، آقای محمد حسنی به واسطه حمایت از برنامه‌های بنیادین در بنیاد ادبیات داستانی ایرانیان.

 

4_ بدترین اتفاقی که سال 91 در حوزه ادبیات افتاد؟

بحث جایزه جلال آل احمد اتفاق ناراحت کننده‌ای در سال جاری بود. جدای از همه حرف و بحث‌های مطرح شده، این اتفاق نشان داد که فضای لازم برای نقد و پاسخ گویی شفاف در این عرصه وجود ندارد. فکر می‌کنم سئوالات ابتدایی مطرح شده درباره این جایزه دردمندانه و منتقدانه بود. اما بعدها ورود برخی افراد غیر متخصص و اظهار نظرهای غیر کارشناسی و سیاسی کاری در این زمینه در نهایت موجبات خوشحالی کسانی را فراهم اورد که اساسا با جشنواره دولتی مخالف هستند و می‌خواهند از هر آب گل آلودی ماهی خود را صید کنند.

 

5- دوست داشتید چه اتفاق ادبی در سال 91 رخ بدهد که اتفاق نیفتاد؟

مهم ترین انتظار تولید اثر شاخص و پیش برنده ادبیات داستانی متعهد است. تولید داستان شریف‌ترین اتفاق در حوزه ادبیات داستانی است. پس از آن، انتظار می‌رفت برخی جریانها و جشنواره‌های متعهد داستانی با تاملات نظری دقیق‌تر، به آینده فکر کنند. اما همچنان اکنون‌اندیشی، تبلیغات محوری، شهرت زدگی نظری و عدم انسجام، تحقق این مهم را به تاخیر انداخت.

 

6-عملکرد مسئولان فرهنگی را در سال 91 چه طور ارزیابی می‌کنید؟

در ادبیات داستانی متعهد همه مسئول هستند. از نویسنده گرفته تا ناشر و منتقد و پژوهشگر و حتی خواننده. کسی نیست که به واسطه جایگاهش مورد سئوال واقع نشود. مسئولیت نویسندگان در این زمینه خطیرتر و جایگاه انها مهم‌تر است. واقعا نوشتن اثری شایسته، با جان کندن نویسنده ممکن می‌شود. به نظر می‌رسد نویسنده متعهد باید کار خودش را انجام دهد. باید مومنانه به هدف اش بیاندیشد و اسیر رویکردهای انتقادی اومانیستی و فضای شبه روشنفکری نشود. نویسندگی در جریان ادبیات متعهد حقیقتا با زندگی زاهدانه ممکن می‌شود. زیرا نویسنده ای که طمع شهرت و افتخارات ظاهری را در سر بپروراند، در نهایت در مقابل این وسواس‌ها تسلیم می‌شود و آنگونه می‌نویسد که جریانهای بیمار ادبی می‌خواهند.

آرزوها و عیدی‌های اهالی قلم در نوروز ۹۲/۲۱
آرزو می‌کنم کید و طمع دشمنان داخلی و خارجی در سال جدید به خودشان برگردد

احمد شاکری برای سال ۹۲ آرزو کرد کید و طمع دشمنان داخلی و خارجی و کسانی که عظمت اسلام و مسلمین را نمی‌توانند ببینند، به خودشان بازگردد.

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، عید و نوروز که از راه می‌رسد همه چیز نو‌ شده و به دیگر گونه گونه‌گون می‌شود، این‌بار به سراغ شاعران و نویسندگان در ایام نوروز رفتیم تا بدانیم چه می‌کنند و چه چیز عیدی می‌دهند. آنچه در ذیل می‌آید گفت‌وگوی فارس با «احمد شاکری» از این منظر است.

 * معمولا در ایام نوروز چه می‌کنید؟ مسافرت یا در منزل می‌مانید.

انتخاب اول خانواده، مسافرت به اماکن زیارتی و روستای پدری در منطقه لاریجان است.

 

* دوست دارید در نوروز یه کار ویژه‌ای انجام بدید؟

نوروز بهترین فرصت برای تکمیل کارهای عقب مانده ویژه است. کارهایی از جنس نوشتن خلاقه و آزاد در غیر ساعات اداری و به دور از برنامه‌های جاری در طول سال. ایام عید، عموما زمانی است که می‌توان در میان ساعات آن، برنامه ریزی مستقلی صورت داد برنامه ریزی برای اهدافی که در طول سال کمتر فرصتی برای انجام آنها پیش می‌آید.

 * چه رسم ویژه‌ای را در نوروز می‌پسندید و دوست دارید آن را انجام بدید؟

بومی‌ترین و سالم‌ترین رسم نوروز را صله رحم می‌دانم. سنت خوبی است که اهالی خانواده به صورت دسته جمعی به دیدار کسانی از بستگان بروند که مدت زیادی از آنها بی خبر بوده‌اند. واقعا در این جلسات دلها به هم نزدیک می‌شود، خاطرات گذشته زنده می‌شود و مودت و رحمت الهی بر چنین جلسه‌ای سایه می‌گسترد. در این جلسات شاهد بوده‌ام که ملاقات بیماری که انتظار حضور جمعی از بستگان دورش را در خانه‌اش نداشته، او را از بستر بیماری بلند کرده است. این مودت و صله رحم، صدقه‌ای است که حقیقتا تاثیر آن را در همان جلسه نیز می‌توان دید. امیدوارم بتوانم در این سال، ثواب هر صله رحمی را به روح مقدس و مکرم نبی اکرم پیشکش نمایم که توصیه شان "رحماء بینهم" و نهی قطع رحم بود.

 * دوست دارید به نزدیکان خود چه هدیه‌ای بدهید؟

البته کتاب، اگر بتوانم از پس قیمت آن برایم. اما عموما، تلاش می‌کنم از کتابخانه شخصی آثاری را که مطالعه کرده‌ام اهداء کنم. فرزندانم هم عموما کتابهایی را که مطالعه کرده‌اند به مدرسه، مسجد و بچه‌های فامیل هدیه می‌کنند.

 * آیا دوست دارید عیدی بگیرید؟

اصل عیدی گرفتن امری نیست که کسی آن را نخواهد. گرچه شکلش تغییر می‌کند. بخصوص عیدی گرفتن از کسی که گمان نمی‌کنی و نشانه محبتی پس از کدورت و نزدیکی‌ای پس از دوری باشد بهتر است.

 

* چه کتابی را تو ایام تعطیلات می‌خونید؟

غیر از مطالعه کتابهای مربوط به دور نیمه نهایی جشنواره قلم زرین، فرصت باقی مانده را صرف نوشتن خواهم کرد.

 

* چه کتابی را پیشنهاد می‌دیدید برای مطالعه در ایان نوروز؟

«مفاتیح الحیات» علامه جوادی آملی را بسیار شیوا، علمی و سودمند یافتم. از میان آثار روایی هم، همچنان معتقدم اثار مستند نگار و خاطره‌ها در نسبت با آثار خلاقه داستانی پیشتاز هستند.

 * یک آرزو برای سال جدید؟

امیدوارم سال جدید، سرشار از خیر و برکت و معنویت برای تمامی مسلمانان و هم وطنان عزیز باشد. همچنین امیدوارم کید و طمع دشمنان داخلی و خارجی و کسانی که عظمت اسلام و مسلمین را نمی‌توانند ببینند به خودشان بازگردد.

سال 91 برای ادبیات چه سالی بود؟

سال 91 برای ادبیات چه سالی بود؟

جمعی از اهل قلم و ادبیات به ارزیابی حال ادبیات در سال 91 پرداختند.

خبرنگار بخش ادبیات و نشر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) برای بررسی وضعیت ادبیات در سالی که گذشت، با تعدادی از اهل ادبیات گفت‌وگو کرده است که در پی می‌آید.

فکر می‌کنم سال 92 بدتر شود

احمد بیگدلی، داستان‌نویس و داور جایزه‌ی ادبی «هفت اقلیم»، می‌گوید: بخش زیادی از آثار سال 90 و بخشی از آثار سال 91 را خوانده‌ام و در ارزیابی آن‌ها باید بگویم متأسفانه حال نشر در سال 91 بهتر از سال پیش نبود و فکر می‌کنم سال 92 بدتر شود. این موضوع ناشی از گرانی کاغذ بود و از طرف دیگر نوع ممیزی‌هایی که اعمال می‌شد و فکر می‌کنم این برای اهالی کتاب اصلا خوب نیست.

او می‌افزاید: بهمن‌ماه سال جاری اثری از من در نشر روزنه مجوز نشر گرفت، اما به دلیل هزینه‌های سنگین چاپ و نشر عملا هنوز چاپ نشده است و از طرفی نمی‌توانم قلم را زمین بگذارم، زیرا بیمار نوشتن هستم. از طرفی اگر قلم دست بگیرم و نوشتن را شروع کنم، چندان امیدی به نشر آثار ندارم.

کاهش توان ناشران خصوصی

همچنین محسن پرویز، نویسنده‌ی ادبیات کودک که داوری بخش کودک و نوجوان جشنواره‌ی «شهید حبیب غنی‌پور» را بر عهده داشت، معتقد است: در حوزه‌ی ادبیات کودک شاهد خلق آثار ارزشمندی بودیم که به طور منسجم از طریق کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و حوزه‌ی هنری انجام شد و شاهد آفرینش‌هایی با کیفیت مناسب بودیم. البته در بخش خصوصی به دلیل افزایش قیمت کاغذ و کاهش نقدینگی، توان ناشران برای چاپ آثار مقداری افت کرد. این نظر کلی من است و برای ارائه‌ی نظر دقیق ضرورت دارد به آمار مراجعه شود.

او در ادامه عنوان می‌کند: برای خودم هم نسبت به سال گذشته تغییر خاصی رخ نداد و بر اساس برنامه‌ای که مد نظرم بود، پیش رفتم. پنج کتاب کودک داشتم که دست ناشر سپردم، ولی هنوز چاپ نشده‌اند.

سال ناخوشایند نشر و ادبیات

حافظ موسوی، شاعر و از مدیران انتشارات آهنگ دیگر، نیز می‌گوید: نشر و ادبیات روزگار دشواری را در سال جاری از سر گذراند. از طرفی شاهد افزایش چشم‌گیر قیمت کاغذ بودیم که بسیاری از ناشران را با مشکل مواجه کرد. از سویی شاهد مسائلی مانند لغو امتیاز نشر چشمه بودیم. همچنین در این شرایط بد اقتصادی ناگزیر کتاب‌فروشی‌هایی تعطیل شد و براین اساس باید گفت اصلا سال خوشایندی نبود. درباره خود من هم که روزهای خوبی نیست و الآن سه سال است با این شرایط نتوانسته‌ام اثری چاپ کنم.

سال خوبی بود

اما پرویز بیگی حبیب‌آبادی، شاعر و مدیر انتشارات فصل پنجم، عنوان می‌کند: سال 91 برای ما در نشر فصل پنجم خوب بود. 80 عنوان کتاب چاپ کردیم. در رقابت‌هایی آثاری از نشر ما برگزیده شد و از آن‌جایی که خودم هم مؤلف هستم، اثری را چاپ کرده‌ام و اثر دیگری هم در دست تدوین دارم. در مجموع خوب بود. البته تا حدی گرانی کاغذ توان ناشران را برای چاپ کتاب‌های بیش‌تر گرفت؛ هرچند من معتقدم در این‌باره نمی‌شود قاطع نظر داد. باید منتظر بمانیم ببینیم نمایشگاه کتاب چطور خواهد بود. اگر استقبال خوب باشد، نشان می‌دهد گرانی کاغذ اثری بر بازار چاپ و نشر نداشته است.

سالی نه چندان خوب

از سوی دیگر، فتح‌الله بی‌نیاز، نویسنده و عضو هیأت امنای جایزه مهرگان، می‌گوید: در سال 91 آثار منتشرشده نسبت به سال‌های گذشته کم‌تر بود. تیراژ آثار هم پایین‌تر از قبل بود. در کتاب عنوان می‌شود 1100 نسخه چاپ می‌شود، اما عملا 300 یا 550 نسخه از کتاب‌ها چاپ می‌شود و این‌ها موضوعات اسف‌انگیزی در حوزه چاپ و نشر ادبیات است. همچنین در سال 91 آثار داستانی خیلی کمی ترجمه شد و آن دسته از آثاری هم که ترجمه شد، برخی با ترجمه‌های بد منتشر شد. البته کم و بیش کتاب‌های خوب داستانی در ادبیات امسال ایران چاپ و عرضه شد. از سویی، رویکرد و توجه ویژه به فرم‌های تازه‌ی روایی در آثار داستانی جوان‌ها بازتاب داشت، ولی در مجموع سال چندان خوبی برای ادبیات نبود.

سختی و بدبینی

مجتبی ویسی هم در ارزیابی‌اش از ادبیات در سال 91 می‌گوید: اگر بخواهم در دو کلمه بگویم، سال سختی بود. سخت، به خاطر شرایطی که بر ادبیات، چه از درون، چه از بیرون، حاکم است. دوست ندارم بدبین باشم، ولی متأسفانه بدبینی ریشه‌های سترگی دوانده است. اما چرا سخت؟ چرا بدبینی؟ پاسخش هم بُعد بیرونی دارد، هم بُعد درونی. بیرونی‌اش را که بارها گفته‌اند و همچنان می‌گویند؛ شکل ارزیابی آثار و ممیزی. این شکل می‌خواهد به ادبیات شکلی بدهد که با آن سازگار نیست، چون ادبیات اصولأ شکل‌بردار نیست. ادبیات عرصه‌ی خلاقیت است و امر خلاقه نمی‌تواند پشت مرز شکل‌ها باقی بماند، پس تناقض پیش می‌آید و کشاکشی که دو طرف را سخت می‌کند و بدبین. چاره‌ی‌ کار، آن نیست که سخت بکوشیم دیگری و دیگران را نبینیم و به هرچه می‌گویند، اهمیتی ندهیم. از طرفی، برگزاری نمایشگاه، جشنواره و ارائه‌ی چند آمار هم بی‌شک نمایانگر فضای واقعی ادبیات نیست، چون این‌ها فقط جلوه‌ای به لایه‌ی‌ ظاهری می‌دهند. مگر آن‌که بخواهیم خودمان را، باری به هر جهت، گول بزنیم!

این مترجم و شاعر متذکر می‌شود: از بُعد درونی هم متأسفانه حال ادبیات خوب نیست. عذر می‌خواهم که صریح صحبت می‌کنم. این‌جا و آن‌جا هر کجا، دسته‌ای و گروهی جمع شده‌اند و هنر دیدن‌شان را فقط صرف همدیگر می‌کنند. فکر نمی‌کنم در هیچ دوره‌ای فضای ادبی ما چنین محفلی بوده باشد، آن هم محفل‌هایی بسیار مجزا، بسیار اقتدارگرا و بسیار خودمدار. می‌دانم حرف‌هایم کلی است، اما فکر می‌کنم که به همان نسبت، مشکلات ما هم از کلیات ریشه می‌گیرند: ذهنیات و عینیات ما رابطه‌ای تنگاتنگ با یکدیگر دارند. جالب این است که همه هم از این وضعیت ناراضی‌اند، حتا اگر لفظ «به ظاهر» را برای عده‌ای بتوان به کار برد. پس ایراد کار کجاست؟ چه بلایی داریم بر سر خود می‌آوریم؟

او می‌افزاید: سؤال‌هایی دارم بی‌جواب: چرا برخی از اهالی ادبیات، خود را بالاتر از همه می‌بینند؟ در جایگاه شبه ممیزی می‌نشینند و حکم بر تأیید یا رد اثری می‌دهند؟ آیا ادبیات هم، مثل ارتش، سلسله مراتب دارد؟ چرا برخی از نشریه‌ها، برخی از رسانه‌ها، این‌قدر دوست دارند بخشی از جریان ادبی کشور را نادیده بگیرند و چشم بر «اغیار» ببندند؟ چرا برخی اصلأ هیچ‌کس را قبول ندارند؟ چرا عده‌ای از ادب‌دوستان، این همه از مردمی بودن و ساده بودن حرف می‌زنند و این همه با تفاخر رفتار می‌کنند و حتا نظر مخالف دوستان و اطرافیان‌شان را تاب نمی‌آورند؟ آیا ما جزیره‌ایم؟ این وضعیتی که گریبانگیر حوزه‌ی فرهنگ و ادب شده، در کردار گذشتگان ما ریشه دارد یا خودمان یا هر دو؟ آیا ما نیازمند یک بازسازی اساسی در عرصه نگرش و جهان‌بینی هستیم؟

ویسی می‌گوید: با این همه بدبینی، هنوز می‌توان اندکی خوش‌بین بود. کسانی هستند که به دور از حاشیه و جنجال، به دور از حب و بغض، به ادبیات می‌اندیشند، بی سر و صدا کار می‌کنند و نتیجه‌اش را آن‌هایی که بخواهند ببینند، می‌بینند. کار کردن در چنین فضایی اگرچه سخت است، اما هستند شاعران و نویسندگان و مترجمان و روزنامه‌نگارانی که همواره هوای سال و ماه و روز ما را تازه می‌کنند.

رکود نسبی

همچنین احمد شاکری در این‌باره این‌گونه اظهار نظر می‌کند: پرسش‌گری درباره‌ی ادبیات داستانی معاصر را امری ضروری می‌دانم که باید با لوازم و مقدمات علمی آن مطرح شود. پرسش‌های کلی به پاسخ‌های مبهم وغیرعلمی می‌انجامد و این معضلی است که عموم رسانه‌ها و خبرگزاری‌ها با آن مواجه‌اند. اما از آن جهت که هر پاسخی حقیقتی را در گستره‌ی ادبیات داستانی پدید می‌آورد، این مبهم‌گویی‌ها مشهوراتی را در ذهنیت ادبیات داستانی کشور ایجاد کرده یا تثبیت می‌کند که عوارض و نتایج آن در طول چند دهه‌ی اخیر گریبان داستان‌نویسی را گرفته و بعضا پرسش‌های اصلی را به ورطه‌ی فراموشی افکنده است. سؤال از وضعیت ادبیات داستانی در سال حاضر، ناظر بر پیش‌فرض بررسی دوره‌یی ادبیات داستانی است. تقویم ادبیات داستانی با تقویم روزشمار معمول متفاوت است، بنابراین برای کشف رویش‌ها و ریزش‌های ادبیات داستانی باید در وهله‌ی نخست، دوره‌بندی مناسبی از آن به دست داد. این دوره لزوما بر آغاز و پایان سال شمسی منطبق نیست، بلکه این رخدادهای ادبی هستند که طول دوره و گذر از یک دوره به دوره‌ی بعد را تعیین می‌کنند.

این نویسنده در ادامه اظهار می‌کند: ادبیات داستانی کشور در طول سال‌های اخیر، اوج نگاه مناسبتی به ادبیات را تجربه می‌کند. رشد روزافزون و بدون زیرساخت و کارکرد جشنواره‌های ادبی، برآمده از این نگاه مناسبتی و مقطعی است. چنین رخدادی که کلیت ادبیات داستانی کشور با طیف‌های مختلف بدان دچار شده، نتیجه‌ی عوامل متعددی است. ضعف جریان نقد و کرسی‌های نقد ادبی و مجلات تخصصی نقد داستان موجب شده تا جریان مستمر، استدلالی، ساختارمند و شفاف نقد، جای خود را به انتخاب‌های مجمل جشنواره‌های ادبی دهد. همچنین فقدان پژوهش‌های بنیادین در حوزه‌ی ادبیات داستانی، سطح گفتمانی تئوریک ادبیات داستانی را تضعیف کرده و جشنواره‌های ادبی را عرصه‌ای برای ظهور سلایق ناآزموده و غیرمستدل ساخته است. در دوره‌ای به سر می‌بریم که داستان‌محوری و نویسنده‌سالاری از قطعیات ادبیات داستانی کشور شمرده می‌شود. عموما برنامه‌های ادبی درصدد کشف نویسنده‌ی جدید و نه اندیشه‌ی ناب‌اند. عرصه‌ی نقد و پژوهش دو مقوله کم‌اهمیت و حتا فراموش‌شده در این عرصه‌اند.

شاکری می گوید: در سال 1391 به واسطه‌ی شرایط اقتصادی کشور، جشنواره‌ها، برنامه‌های ادبی، چاپ و نشر، فرایند‌های تولیدی و حمایتی و تبلیغی با رکودی نسبی مواجه بود. از برگزیدگان و هدایای جشنواره‌ها کاسته شد. آثار قابل توجهی در مرحله‌ی پیش از چاپ متوقف شد و پروژه‌های تولید داستان و پژوهش‌های داستانی به کندی پیش رفت، اما شرایط دشوار برای ماهیت ادبیات داستانی همواره زاینده و محرک بوده است. روایت از زندگی، همواره در جایی شکل گرفته است که شرایط جدید، تعادل زندگی را دست‌خوش دگرگونی ساخته است. از سوی دیگر، این حقیقت بر اهالی داستان پوشیده نیست که مشکلات اقتصادی و بودجه‌های فرهنگی علت‌العلل ضعف جریان داستان‌نویسی و رکود و عقب‌گرد آن در طی برخی دوره‌ها نبوده است. انتخاب راهبردهای ادبیات داستانی و تعیین افق مشخص برای این حوزه در دهه‌های آتی که جز با شناخت وضعیت گذشته و موجود ادبیات داستانی میسر نمی‌شود، از اولویت‌های مغفول ادبیات داستانی کشور است. آیا چاپ آثار داستانی یا اهدای جوایز گران‌قیمت در جشنواره‌های داستانی یا سفارش تولید داستان با پیشنهاد مالی مناسب می‌تواند معضلات ادبیات داستانی معاصر را حل کند؟ بدیهی است ذهنیت مناسبت‌گرا در حوزه‌ی ادبیات داستانی و نبود اولویت‌بندی و برنامه‌ریزی دقیق در این حوزه، با وجود شرایط اقتصادی مناسب و حتا ایده‌ال، نخواهد توانست جریان ادبیات داستانی معاصر را به سوی ادبیات انقلاب اسلامی پیش برد.

گفت‌وگوها: حسن همایون، خبرنگار ایسنا

یک منتقد در گفتگو با منانشر:

برای تبیین فرجام ادبیات داستانی سال 91 باید تامل کرد

چکیده: منانشر/ یک کارشناس و منتقد ادبی: ؛ برای فرجام ادبیات داستانی در سال 91 باید تامل کرد؛ به نظر می رسد در طول سال های اخیر با تلاشی که از سوی دلسوزان ادبیات متعهد کشور انجام می شود، ادبیات دفاع مقدس در حال خروج از کالبد موضوعی خود است و ادبیات انقلاب در حال افتادن بر روی ریل است.

احمد شاکری در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی مجمع ناشران انقلاب اسلامی «منا نشر» اظهار داشت: پرسش در خصوص وضعیت ادبیات داستانی یک سال گذشته در کشور باید با دو مؤلفه مهم محدوده صحیح و علمی به لحظ زمانی و بررسی رویکردی دقیق همراه باشد. 

نویسنده مجموعه رمان های «بازتاب» ادامه داد: عموما بررسی ها، بررسی های سالانه است؛ دوره سالانه برای ادبیات لزوما و ناظر بر نتایج دقیق علمی نیست چراکه دوره ها در این پروسه مانند تقویم سالیانه تغییر نمی کند و دوره ادبیات داستانی در هر سال تجدید نمی شود و تغییر نمی کند لذا فصل بندی های زمانی برای ادبیات داستانی باید ناظر بر اموری باشد که تقویم ادبیات با آن تنظیم و تغییر پیدا می کند.

وی افزود: تغییر جریان های ادبی، ظهور گونه های جدید و نویسنده های شاخص، تدوین برنامه های ملی و تاثیرگذار و تحول در حوزه نشر هر یک شاخصه هایی هستند که می تواند در این حوزه موثر باشند.

شاکری عنوان کرد: به طور کلی برای وضعیت ادبیات داستانی در سال 91 باید کمی به عقب تر رفت و برای فرجام این دوره اندکی تامل کرد.

نویسنده رمان «عریان در برابر باد» اضافه کرد: ادبیات داستانی حوزه ای است که بیش از ده محور تابع این ادبیات است؛ مقوله نقد، داستان پژوهشی، نشر، تولید داستان، حمایت از داستان نویس ها، تبلیغ، اقتباس و ... از جمله این موارد است که در دل ادبیات داستانی جای می گیرند، با این رویکرد بررسی علمی این موضوع اساسا ممکن نیست، بنابراین رویکرد و جهت این بررسی باید مشخص شود.

این منتقد و کارشناس ادبی در ادامه گفت: اما در مجموع اگر شاخص ترین محور را در ادبیات داستانی، انقلاب در نظر بگیریم، همچنان برتری کمی و کیفی در ادبیات داستانی متعهد پس از انقلاب تا حدود زیادی مربوط به ادبیات داستانی دفاع مقدس است که در ادامه فرآیند توفیقات روایت این گونه ادبی است که در کشور ما جریان داشته است.

نویسنده کتاب «باران نیمروز» تاکید کرد: به نظر می رسد در طول سال های اخیر با تلاشی که از سوی دلسوزان ادبیات متعهد کشور انجام می شود، ادبیات دفاع مقدس در حال خروج از کالبد موضوعی خود است و ادبیات انقلاب در حال افتادن بر روی ریل است.

نویسنده مجموعه داستان های «نفس» یادآور شد: با این وجود ممکن است این سوال پیش آید که این تغییر ریل و راهبرد جدید به درستی و به موقع صورت گرفته و احتمالا آینده ادبیات داستانی انقلاب اسلامی که همواره از حمایت برخوردار شده نتیجه مطلوبی خواهد داشت یا خیر که این سوال در بحث دیگری بررسی های لازم خود را می طلبد.

سال 91 را نمی‌توان به عنوان یک دوره علمی برای داستان رصد کرد
احمد شاکری می‌گوید: تقویم ادبیات داستانی زمانی تغییر می‌کند که اتفاقاتی رخ دهد و بتواند در آن تاثیر بگذارد. در سالی که پشت سر گذاشیتم به نظر نمی‌رسد که به عنوان یک دوره علمی، بتوان رخدادی را در آن رصد کرد.

احمد شاکری، نویسنده و منتقد ادبیات داستانی در گفتگو با خبرنگار مهر در پاسخ به سئوالی درباره ارزیابی خود از ادبیات داستانی ایران در سال جاری گفت: در ارزیابی علمی و صحیح مهم این است که ادبیات داستانی به برهه‌ها و دوره‌های واقعی تعلق بگیرد و نه دوره‌های قراردادی. البته پرسش از ادبیات داستانی در هر سال مفید است، اما تقویم ادبیات داستانی اقتضائات خاص خودش را دارد و تقویم روز و سالشمار نیست.

وی افزود: تقویم ادبیات داستانی زمانی تغییر می‌کند که اتفاقاتی رخ دهد و بتواند در آن تاثیر بگذارد. در سالی که پشت سر گذاشیتم به نظر نمی‌رسد که به عنوان یک دوره علمی، بتوان رخدادی را در آن رصد کرد.

شاکری ادامه داد: امسال به تبع وضعیت اقتصادی که در بازار نشر رخ داد، توجه‌ها به حوزه ادبیات داستانی و کاستی‌های آن بیش از پیش جلب شد. ما همه ساله شاهد چاپ و نشر تعداد قابل توجهی اثر در حوزه داستان بودیم، اما در وضعیت جدید این سئوال پدید آمد که نیازهای بازار و جامعه ادبی ما باید به چه کتاب‌هایی تعلق بگیرد. این مسئله مهمی است. رشد زاید‌الوصف و بدون وجه کاربردی ادبیات در تعداد عنوان و شمارگان مسئله‌ای بود که وضعیت امسال شرایطی را فراهم کرد تا سیاستگذاران به آن توجه جدی و ویژه‌تری داشته باشند.

این منتقد افزود: خلاء عمده‌ای که امسال هم در حوزه ادبیات با آن روبرو بودیم این بود که ادبیات ما کاملا نویسنده‌محور و فردمحور باقی‌ مانده است. این مسئله به نظرم هم فرصت و هم تهدیدی برای ادبیات ماست. از سوی دیگر، جریان‌های ادبی موجود در کشور هم با رشد زایدالوصف دفاتر و جشنواره‌ها دچار نوعی سرگردانی ادبی شده‌اند که این مسئله به ویژه در حوزه ادبیات انقلاب بیشتر دیده می‌شود. ما امروز در ادبیات داستانی نیازمند یه یک تشخص و تعین هستیم و نمی‌شود بار ادبیات را به دوش یک فرد گذاشت؛ پس باید گفتمانی خاص برای ادبیات به ویژه ادبیات داستانی باز کنیم.

نویسنده رمان «انجمن مخفی» ادامه داد: تحقق ایجاد یک گفتمان صحیح در ادبیات در گرو توجه به نقد و ایجاد حلقه‌های صحیح نقد و توجه به رویکردهای جدی پژوهشی در ادبیات است. عموم جشنواره‌های داستان‌نویسی در کشور ما به نقد کم‌اعتنا و بی‌اعتنا هستند تا جایی که تنها یک جشنواره شناخته شده در حوزه نقد پس از 30 سال داریم در نتیجه سئوالی که در اینجا وجود دارد و امسال هم به آن جوابی ندادیم، این است که چرا ما هنوز به نقد و جریان حاصل از آن در ادبیات بی‌اعتناییم؟ بی‌پاسخ ماندن این مسئله به نظرم یک خطر است.

داور جایزه قلم زرین همچنین گفت: اگر جریان سالمی برای نقد نداشته باشیم، شبه نقدها و جریان‌های ناسالم دیگر جای نقد صحیح را می‌گیرد و ارزش‌های ادبی را جابجا می‌کند و جریان‌هایی را ایجاد می‌کند که ممکن است پشتوانه نداشته باشد.

شاکری ادامه داد: در سالی که گذشت ما در حوزه ادبیات سال راکدی را طی کردیم، کار ارزشمند داستانی کم داشتیم و چشم‌انداز قابل اعتنایی را نمی‌شد، امسال در ادبیات داستانی دید. به نظرم وقت آن رسیده که به آسیب‌شناسی این مسئله بپردازیم که چرا با وجود تمام سرمایه‌گذاری‌ها و برگزاری جشنواره‌های متعدد داستانی وضع اینگونه است. البته ادبیات غیرمتعهد می‌تواند از این وضعیت بهره‌ ببرد و بگوید طبق معمول بار سانسور باعث این مسئله است؛ در حالی که ادبیات متعهد معتقد است خطوط قرمز بیان می‌تواند منجر به شکوفایی خلاقیت ادبی شود. اما در مجموع این وضعیت هشداری است برای ادبیات داستانی ما که باید چطور برنامه‌ریزی کند و چطور برنامه‌ریزی کرده است.

وی در پایان تاکید کرد: سیاست جشنواره‌ای نگاه کردن به ادبیات در کشور ما به یک سیاست سوخته مبدل شده است. 30 سال است که جشنواره داریم و برایش سفارش می‌دهیم و البته توفیقی کسب نکردیم. به نظر می‌رسد باید در این مسئله تجدید نظر کنیم و متوجه شویم راه حل توسعه ادبیات داستانی در کشور چیزی جز جشنواره‌هاست. باید به کانون‌های داستان‌نویسی و آموزش و نقد داستان بیشتر توجه کنیم که این مسائل بحث جداگانه‌ای می‌طلبد.


برخی مدیران سخنان رهبری را هم با اکنون‌نگری تفسیر می‌کنند
خبرگزاری تسنیم : شاکری، نویسنده می‌گوید: متأسفانه مدیران فرهنگی سخنان مقام معظم رهبری را نیز با اکنون‌نگری تفسیر می‌کنند و در همان دوره زمانی با برگزاری چند نشست و برنامه نسبت به موضوع واکنش نشان می‌دهند.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ،‌ احمد شاکری متولد 1353 تهران است،‌ نام وی با ادبیات دفاع مقدس پیوند خورده و هم‌اکنون به عنوان پژوهشگر پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی سلسله پژوهش‌هایی را در این زمینه در دست انجام دارد که از جمله آنها «انسان‌شناسی در ادبیات داستانی دفاع مقدس» است.

شاکری فقدان پژوهش در ادبیات داستانی دفاع مقدس، سیاست‌های غلط مدیران فرهنگی و نبود چشم‌انداز چندساله را از مهم‌ترین دغدغه‌های خود در این عرصه عنوان می‌کند. متن گفت وگوی تسنیم با شاکری به شرح ذیل است:

* تسنیم:‌ آقای شاکری از دیدگاه شما ادبیات داستانی دفاع مقدس امروز چه وضعیتی دارد و بزرگترین آسیبی که در این حوزه به چشم می‌خورد، چیست؟

متأسفانه در زمینه پژوهش در ادبیات داستانی دفاع مقدس با فقدان بزرگی روبرو هستیم و آثار بسیار محدودی در این زمینه به عرصه ظهور رسیده‌اند. اما این فقدان تنها به دلیل کمبود بودجه نبوده، بلکه سیاست‌های بسیار غلطی که از سوی مدیران فرهنگی اعمال می‌شود، این نتیجه را رقم زده است.

البته آسیب‌ها روی دیگر سکه فرصت‌ها است. یعنی اگر بهره درستی از فرصت‌ها نداشته باشیم، همان فرصت می‌تواند تبدیل به آسیب بزرگی شود. متاسفانه باید بپذیریم که برای طراحیِ پشتوانه‌های نظری و انتقادی در ادبیات ضعیف عمل کرده‌ایم. نویسنده باید بداند مادامی که صاحب تحلیل عمیق نباشد از بدنه ادبیات جدا خواهد ماند. از طرف دیگر ما با معضل چیرگی اندیشه غربی در ادبیات کشور مواجهیم. ادبیات داستانی توسط شبه روشنفکرها به ایران آمده و به تبع، رویکردهای غربی بر آن چیره شده است. در این شرایط ادبیات دفاع مقدس تلاش می‌کند تا خلاف این جریان حرکت کند، اما به دلیل نداشتن پشتوانه نظری به سمت جریاناتی سوق پیدا کرده که اندیشه‌های غربی بر آن حاکم شده است.

هم‌چنین هر ساله شاهد برپایی جشنواره‌های متعدد، بدون خروجی مناسب هستیم،‌ چراکه اساساً‌ در برگزاری این جشنواره‌ها تاثیر و کارکرد اهمیت داده نمی‌شود،‌ در حالی‌که می‌توان بودجه برگزاری این جشنواره‌ها را صرف کارهای پژوهشی کرد. اکنون در ادبیات داستانی دفاع مقدس شاید تنها سه عنوان کتاب را شاهد هستیم که به صورت کلی‌گویی و غیرتخصصی منتشر شده‌اند‌. البته این موضوع از چشم متولیان امر پنهان نمانده، بلکه عموم اهل نظر تأکید می‌کنند که پژوهش مناسبی در این حوزه وجود ندارد، اما عزم جدی برای پرداختن به این خلاء نیز وجود ندارد.

یکی دیگر از مشکلات ما نبود مبانی فکری درست برای پژوهش در عرصه دفاع مقدس است. محافل دانشگاهیان ما عموماً‌ غرب‌زده است و به ادبیات دفاع مقدس تسلط ندارند،‌ بخشی هم که توانایی نقد و پژوهش علمی و فاخر را دارند،‌ اعتقادی به ادبیات دفاع مقدس نداشته و متوجه نقد آثار پیشینیان ادبیات و عموماً‌ هدایت و گلشیری هستند؛ در مقابل آن عده‌ای هم که اعتقاد به این نوع ادبیات دارند،‌ یا حمایت نمی‌شوند و یا توانایی ندارند،‌ به هر حال خروجی کار بسیار ضعیف است.

* تسنیم:‌ به سیاست‌های غلط مدیران فرهنگی اشاره کردید،‌ این سیاست‌ها شخصی‌محور‌ند یا واقعا از نیاز مخاطب و نظرسنجی در حوزه ادبیات سرچشمه می‌گیرند؟

در زمینه ادبیات داستانی نهادهای متعددی فعالیت دارند و همراهی این نهادها با یکدیگر کار دشوار و دیریابی است. در حقیقت نوعی تلقی عام در حوزه ادبیات وحود دارد که به مجموعه تصورات و فرضیات عوام از وضعیت ادبیات جهت‌دهی می‌کند. مسئولان نیز در حوزه ادبیات بر اساس همین مفروضات تصمیم‌گیری می‌کنند؛ برخی از این مفروضات غلط هستند و طبیعتاً‌ نتایج غلطی را به دنبال خواهند داشت،‌ بنابراین برای رفع این نتایج باید برای تغییر ذائقه مدیران و سیاستگذاران فرهنگی مسئله پرسشگری در حوزه ادبیات به صورت جدی دنبال شود و نیز نهادهای تخصصی در حوزه ادبیات تأسیس شوند؛ نمونه این اقدام در زمان معاونت دکتر پرویز با تاسیس بنیاد ادبیات داستانی اتفاق افتاد.

* تسنیم:‌ مهم‌ترین ضرورت امروز ادبیات داستانی دفاع مقدس علاوه بر توجه به پژوهش در این حوزه چیست؟

اکنون دیگر وقت آن رسیده است که یک اتاق فکر ادبیات در کشور داشته باشیم،‌ چرا که ما هیچ مرکزی را نداریم که با نگاه ملی به حوزه ادبیات داستانی نگاه کند و بتواند از پوسته زمان کنونی خارج شده و به آینده این  حوزه بنگرد،‌ چراکه ما اکنون در هیچ حوزه‌ای برنامه‌های بلندمدتی برای ادبیات نداریم، نمی‌دانیم در گذشته کجا بوده‌ایم و در آینده کجا خواهیم بود،‌ بلکه همیشه در کنون و حال حرکت می‌کنیم.

برگزاری جشنواره‌ها نیز بر اساس همان مفروضات غلط رخ می‌دهد،‌ مفروضات غلط دور باطل ایجاد می‌کنند. نمونه‌اش برخی جشنواره‌ها  هستند،‌ ما جشنواره‌ها را یکی پس از دیگری برگزار می‌‌کنیم،‌ بدون اینکه توجه داشته باشیم که جشنوارهای گذشته چه کرده‌اند؟ تعداد را افزایش می‌دهیم،‌ جوایز را بالا می‌بریم بدون اینکه بررسی کنیم برگزاری جشنواره چه تاثیری بر حوزه مورد نظر گذاشته است.

* تسنیم:‌ به نظر شما در سال‌های اخیر در بحث هزینه‌:کرد بودجه تا چه اندازه به ادبیات دفاع مقدس توجه داشته‌ایم؟

در بحث هزینه‌کرد بودجه نیز همین بحث حاکم است، بدون داشتن چشم‌انداز،‌ نگاه به آینده و برنامه‌ریزی دقیق به هزینه‌کرد بودجه در حوزه فرهنگ می‌پردازیم،‌ بنابراین هر کسی با هر تحلیلی ـ بدون این که این تحلیل عیار نقد خورده باشد ـ تصمیم می‌گیرد، بودجه را به سمتی سوق دهد. البته ممکن است این تصمیم‌گیری‌ها دلسوزانه اتفاق افتد،‌ ولی عملا کارگشا نیستند،‌ بنابراین ممکن است مدیران مطرح کنند در حوزه ادبیات دفاع مقدس بودجه‌های مناسبی اختصاص یافته است،‌ اما باید گفت این بودجه‌ها در جای درست هزینه نشده‌اند. 

* تسنیم:‌ اشاره کردید به اینکه مدیران فرهنگی ما اکنون‌نگر هستند،‌ با عنایت به برخی فرمایشات رهبر انقلاب به نظر می‌رسد با تبین اهداف و سیاست‌های فرهنگی مخاطب‌محور بتوانیم چشم‌اندازی مناسب برای آینده ادبیات ترسیم کنیم، آیا اینطور است؟

برخی از فرمایشات و توصیه‌های مقام معظم رهبری دچار تفسیرهای نازل می‌شود، مقام معظم رهبری در حوزه ادبیات داستانی هم خواننده حرفه‌ای هستند و هم ورود کافی و تخصصی دارند. اگر درباره تئاتر اندک فرموده باشند،‌ در حوزه ادبیات داستانی بارها سخنانی را مطرح‌ کرده‌اند‌، اما متأسفانه مدیران فرهنگی سخنان ایشان را نیز با اکنون‌نگری تفسیر می‌کنند و در همان دوره زمانی با برگزاری چند نشست و برنامه نسبت به موضوع واکنش نشان می‌دهند.

 پس به نظر می‌رسد ما در تعیین راهبرد‌ها چندان دقیق عمل نکردیم، لذا بهترین تصمیم این است که سیاست‌های کلی در این حوزه تدوین و راهبردها تعیین شود؛ برای نمونه ما در حوزه ادبیات مقاومت با دو حوزه ادبیات داستانی دفاع مقدس و ادبیات انقلاب روبرو خواهیم بود،‌ ما در دهه‌های آینده باید به سراغ کدام یک از این دو برویم و چقدر نیازمند سرمایه‌گذاری هستیم،‌ اکنون حدود 25 سال است که هزینه‌های بسیاری برای ادبیات دفاع مقدس صرف شده است، اما خسارت‌هایی هم متوجه این حوزه شده، بنابراین برای به حداقل رساندن این خسارت‌ها نیازمند تدوین راهبردها هستیم. 

* تسنیم:‌ آقای شاکری با توجه به این‌که در دنیای امروز و به‌ویژه جهان اسلام، گفتمان مقاومت و بیداری اسلامی شکل گرفته است،‌ آیا می‌توان مقاومت را نیز به عنوان گونه‌ای از ادبیات دفاع مقدس مورد توجه قرار داد؟ به عبارت دیگر آیا ادبیات مقاومت می‌تواند تکامل یافته ادبیات دفاع مقدس باشد‌؟

بدون توجه به کامل کردن حوزه ادبیات دفاع مقدس نمی‌توانیم یک اصطلاحی را تحت عنوان ادبیات مقاومت و پایداری دنبال کنیم، بدون اینکه مشخصاً توضیح دهیم که دقیقاً چگونه و چرا باید از این ادبیات به ادبیاتی دیگر متمایل شد. ارزش‌های ما تغییر نکرده، اگر در دهه 60 انقلابی می‌اندیشیدیم، نه‌تنها برای آن دوره ارزش بوده، بلکه ارزش‌های ثابت در اصول اعتقادی ماست، اگر بعضا برای برخی افراد این ارزش‌ها کمرنگ شده است،‌ برای ادبیات کمرنگ نشده و ادبیات انقلاب و دفاع مقدس هم‌چنان بر ارزرش‌های خود پافشاری می‌کند.

* تسنیم:‌ مقصود که ادبیات مقاومت جایگزین ادبیات دفاع مقدس شود،‌ بلکه با توجه به شرایط روز ادبیات مقاومت در منطقه و جهان جنس دیگری از ادبیات دفاع مقدس که امروز در جای جای جهان متبلور شده است.

اگر بیداری اسلامی نتیجه انقلاب اسلامی باشد، خواستگاهش اسلام‌خواهی بوده و در زیرساخت همان است. نگاه من به ادبیات نگاه فرآیندی است، نه سفارشی و تحمیلی؛ ادبیات اینگونه نیست که با یک لایحه و دستور تغییر کند، ادبیات در دجه اول برخاسته از نحوه زیست نویسنده است.

نویسندگانی که در دهه 60 به تالیف اثر پرداختند در درجه اول یا سرباز بودند یا بسیجی و رزمنده و از تجربیات خود نوشته بودند،‌ اگر جنگ تحمیلی نبود قطعا چنین ادبیاتی هم شکل نمی‌گرفت،‌ ادبیات انقلاب هم به همین منوال شکل گرفت،‌ بنابراین یک‌شبه نمی‌توان در حوزه ادبیات مقاومت تصمیم‌گیری کرد،‌ حوزه ادبیات اینگونه نیست که با تصمیم ما شکل دیگری به خود بگیرد،‌ بلکه نیازمند برنامه‌ریزی و توجه به بن‌مایه‌های پژوهشی و نویسندگانی است که عمیقا معتقد باشند.

مهم‌ترین هدف ادبیات داستانی ثبت و ضبط دستاوردهای انقلاب است

 مهم‌ترین هدف ادبیات داستانی ثبت و ضبط دستاوردهای انقلاب است

شاکری، نویسنده کشورمان گفت: مهم‌ترین هدفی که ادبیات داستانی انقلاب اسلامی دنبال کرده، ثبت و ضبط دستاوردهای انقلاب است.


احمد شاکری در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»، در خصوص نقش نویسندگان و ادبیات داستانی در انقلاب اسلامی گفت: از این سوال دو برداشت می توان کرد؛ برداشت اول اینکه نقش نویسندگان و ادبیات داستانی در پیروزی انقلاب در بهمن سال 57 چه بوده است؟ و برداشت دوم نقش نویسندگان در پیروزی انقلاب اسلامی نه در بهمن 57، بلکه در این 34 سال چه بوده و چه خواهد بود؟
 
وی با بیان اینکه انقلاب اسلامی دو معنا دارد، گفت: معنای اول و ناقص انقلاب اسلامی، انقلابی است که در سال 57 به پیروزی رسید و به کار خود پایان داد، در این تعبیر تنها جنبه سیاسی انقلاب دیده می شود و گمان می‌شود که تنها کار انقلاب اسلامی سرنگونی رژیم پهلوی و برقراری نظام اسلامی بوده است.
 
این نویسنده کشورمان با بیان اینکه چنین دیدگاهی حقیقت عظیم انقلاب را به یک جنبه محدود می کند، ادامه داد: این در حالی است که انقلاب اسلامی در طول این سال‌ها جنبه های گوناگون را پالایش کرده است.
 
شاکری اضافه کرد: فتنه 88 به ما نشان داد که انقلاب اسلامی در جنبه سیاسی هنوز به انقلاب نیاز دارد؛ این در حالی است که انقلاب در ابعاد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در حال حرکت است و هنوز به پیروزی نهایی نرسیده است.
 
وی با بیان اینکه پیروزی نهایی انقلاب اسلامی با وصال به ظهور امام زمان به وقوع خواهد پیوست، گفت: بنابراین انقلاب اسلامی هنوز پیروز نشده، بلکه پیروزی‌های بدست آمده نسبی است.
 
این نویسنده کشورمان با بیان اینکه نقش نویسندگان و ادبیات را در پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن سال 57 چندان نمی توان توضیح داد، ادامه داد: در واقع ما پیش از پیروزی انقلاب اسلامی نویسنده ای به عنوان نویسنده ارزشی و همچنین ادبیات داستانی ارزشی و انقلابی نداشتیم؛ البته منظور از ادبیات کلیت ادبیات نیست.  
 
شاکری افزود: در پیش از انقلاب رمان، داستان کوتاه و داستان بلند به این معنا که در حال حاضر مدنظرمان است، وجود نداشت.
 
وی با بیان اینکه پیش از انقلاب جریان داستانی کشور متعلق به سه گروه بود، ادامه داد: ادبیات داستانی کشورمان در آن دوره یا متعلق به ساختارگراها و فرمالیست‌ها بود یا متعلق به رمانتیک‌هایی بود که بیشتر آثار احساسی و عامه پسند می‌نوشتند و یا به واقع گراهای سوسیالیستی تعلق داشت.
 
این نویسنده کشورمان گفت: بنابراین ادبیات داستانی پس از انقلاب با حضور نویسندگان ارزشی کار خود را آغاز کرد.
 
شاکری با اشاره به تعریف دوم پیروزی انقلاب اسلامی گفت: در این تعریف باید به تاریخچه داستان و به نقش و جایگاه قصه نگاه کنیم.
 
وی با بیان اینکه پیش از شکل گیری داستان به معنای جدید، قصه ها در زندگی بشر محل توجه بودند، گفت:‌ به طور مثال در کشور ما نمایش هایی که به صورت تعزیه برگزار می شود، در حقیقت محل برانگیختن مردم و آشنایی با الگوها و تاریخ دینی ماست.
  
این نویسنده کشورمان گفت: ادبیات جهانی نیز تاثیرات سیاسی و اجتماعی بزرگی در طول سال‌‌ها در دنیا داشته ‌است.
 
شاکری با بیان اینکه کشوری که دارای ادبیات داستانی قوی است، می تواند در سینما، تئاتر و سایر قالب های دیداری و شنیداری آثار فاخر داشته باشد، گفت: بنابراین زمانی که ما از ادبیات داستانی و اهمیت آن صحبت می کنیم در واقع از سینما، رسانه‌،‌ رادیو و سایر قالب‌های دیداری و شنیداری حرف می زنیم و از این جهت گستره بسیار وسیعی مدنظرمان است.
 
وی در ادامه گفت: توجه به ادبیات داستانی انقلاب اسلامی بسیار مهم است، اما اینکه در این 34 سالی که از عمر انقلاب اسلامی می گذرد ادبیات و بخصوص ادبیات داستانی متعهد چه کارهایی کرده، این نیازمند بررسی ادبیات در دوره های مختلف انقلاب است.
 
این نویسنده کشورمان با بیان اینکه داستان‌ها و رمان‌هایی که در جهت ارزش های انقلاب حرکت می کنند، در واقع دوره‌‌های مختلفی داشته است، گفت: ادبیات داستانی انقلاب اسلامی دارای فراز و نشیب‌هایی فراوانی بوده است.
 
شاکری افزود: مهم ترین هدفی که ادبیات داستانی انقلاب اسلامی دنبال کرده، ثبت و ضبط دستاوردهای انقلاب بوده است.
 
وی با بیان اینکه در حوزه خاطره نگاری،‌ خاطره نویسی و مستندنگاری کتاب‌های متعددی به چاپ رسیده است، ادامه داد: یکی از دغدغه های اصلی این گونه کتاب ها ضبط دستاوردهای انقلاب بوده است که باید به این مهم توجه کنیم.
 
این نویسنده کشورمان اضافه کرد: ادبیات داستانی انقلاب در طول این چند سال در گونه‌های مختلف در کشورمان ظهور کرد که مهم‌ترین، ‌پرشمارترین و متنوع‌ترین آن ادبیات داستانی دفاع مقدس است؛ در این زمینه بهترین کارها در حوزه خاطره‌نویسی و داستان کوتاه صورت گرفته است.
 
شاکری با بیان اینکه هدف از ادبیات دفاع مقدس ثبت دستاوردها و واقعیات دفاع مقدس است، گفت: ادبیات دفاع مقدس در درجه اول به انتقال واقعیات و دستاوردهای دفاع مقدس به نسل بعدی انقلاب اسلامی می پردازد.
 
وی در ادامه با بیان اینکه ادبیات انقلاب اسلامی در درجه دوم به تفسیر، ‌تحلیل و تعمیق وقایع انقلاب اسلامی و دفاع مقدس می پردازد، گفت: این ادبیات به چرا و چگونگی شکل گیری انقلاب اسلامی و دفاع مقدس در آثار خود می پردازد؛ البته تحلیل، تعمیق و تفسیر دیگر در خاطره‌نوسی نیست، بلکه در ادبیات داستانی و به صورت خاص در رمان وجود دارد.
 
این نویسنده کشورمان تصریح کرد: در کشورمان رمان‌نویسی به صورت کلی و به صورت جزئی در دفاع مقدس، در سطح بالایی وجود ندارد و ما از این جهت نیازمند سرمایه‌گذاری و برنامه ریزی جدی هستیم.

شناسایی و استعداد یابی زنان نویسنده حوزه ادبیات داستانی برای فعالیت در عرصه زنان شهید

نویسنده ادبیات داستانی در گفت وگو با زنان نیوز:

زنان نیوز: نویسنده ادبیات داستانی با بیان اینکه کنگره 7 هزار زن شهید می تواند به مقوله ادبیات داستانی به طور قوی بپردازد، گفت: یکی از کاربردهای مناسب این کنگره شناسایی و استعداد یابی زنان نویسنده حوزه ادبیات داستانی است.

احمد شاکری نویسنده ادبیات داستانی در گفت وگو با زنان نیوز گفت : حضور زنان و نقش آنان  در پیروزی انقلاب و وقایع پس از آن و همچنین دوران 8 سال دفاع مقدس از دستاوردهای برجسته انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) بود که انقلاب اسلامی ایران تغییر و تحولی گسترده  در حوزه های فکری، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ایجاد کرد که مهمترین گسترده و تغییر در حوزه فرهنگ و ادب بخصوص ادبیات داستانی مشاهده می شود.

وی تصریح کرد: ادبیات داستانی پس از انقلاب اسلامی  با رویکرد و نهضت جدیدی آغاز به کار کرد و جریان جدیدی به نام ادبیات زنانه پدید آورد.

وی افزود: ادبیات زنانه یا همان ادبیات زنان، قبل از پیروزی انقلاب اسلامی مانند ادبیات غرب بود؛ یعنی ادبیات غرب تعبیری از ادبیات فمینیستی و خواستگاه مایه های فکری و زاده غرب مدرن بود که به زن به عنوان نیروی کار و محصول شهوانی نگاه می کردند و آن خواستگاهی که از آن به عنوان تساوی زن ومرد و عدالت طلبی   یاد می کردند خبری نبود.

شاکری تصریح کرد: در ادبیات داستانی ، پس از انقلاب اسلامی و دفاع مقدس این خواستگاه عوض شد و چهره جدیدی از زن به جهان معرفی شد، یکی از چهره های جدید حضور بیرونی مادی و معنوی زن و نقش آن در عرصه های مختلف اجتماعی بود که شهدای زن یکی از آن نقش هابه شمار می آیند، شهید ناهید کرجو یکی از زنان شهیده ای است که با صبر و استقامت و ایثار؛ الگویی نمونه نه تنها برای زن ایرانی بلکه برای زنان جهان اسلام به شمار می رود.

این نویسنده با اشاره به شخصیت شهدای زن؛ گفت:حضور بیرونی زن در دنیای غرب، چنین ایمانی را درادبیات داستانی خود ندارد، اما درمورد شهدای زن کشورمان و حضور نویسندگانی چون سیده زهرا حسینی که کتاب « دا » را به نگارش در آورده است، فتح بابی برای خودنمایی و قلم زنی زنان در حوزه ادبیات داستانی امروز باز کرده است.

وی خاطرنشان کرد: زنان نویسنده امروز از دل جریان فکری انقلاب رشد کردند و در حوزه ادبیات داستانی ورود پیدا کرده اند چرا که این نویسندگان خاطراتی را به قلم نگارش می آورند که با وجود تمام وجود صحنه های آن را  درک کرده اند .

شاکری گفت: موضوع زن و ادبیات داستانی گشایشی برای نسل جدید امروز ایجاد کرد که می تواند در نسل آینده نویسندگان کشورمان  تاثیر گزار باشد؛ از لحاظ کیفی و کمی نیز از دهه 80 شاهد رشد نویسندگان زن به عنوان منتقد و پژوهشگرهستیم.

وی اظهار کرد: نقش زنان امروز در ادبیات داستانی جدی است زیرا قبل از انقلاب ادبیات داستانی در ایران نه تنها مخاطبی در حوزه ادبیات داستانی وجود نداشت و این به دلیل ماهیت غربی ضد دینی و غیر اخلاقی آن بود.

وی افزود:  به فرموده رهبر معظم انقلاب اسلامی این جنگ برای ما گنج بوده است یعنی در حوزه پرداختن به خاطرات زنان شهید در حوزه داستان جای کار بسیار زیاد است.

وی گفت: به نظر می رسد در عصر امروز ادبیات زنانه در کشور به وضعیت قابل قبولی دارد، تفاوتی که امروز در مقایسه با گذشته در حوزه ادبیات داستانی دیده می شود اینست که در گذشته این حوزه مخاطب چندانی نداشته اما امروز مخاطبان زیادی را به خود اختصاص داده است. 

شكست برج عاج‌نشينان در رمان

نگاهي بر اهميت تجربه زيستي در نويسندگي لیلا مقدم فر 


تهران‌امروز 

شماره 1013

رمان بايد چه چيزي داشته باشد تا خوانده شود و اثر بیشتری بگذارد ؟ اصلا چه كساني در هر جامعه‌اي رمان مي‌خوانند؟ گويا قرار است با خواندن هر رمان،يك زندگي ديگر را تجربه كنيم و در دنيايي كه فرصت خيلي از كارها را از ما گرفته تجربه‌هاي نداشته‌مان در زندگي واقعي را در ذهن تجربه كنيم. پس چنين چيزي بايد برگرفته از تجربه‌هاي زيسته باشد تا هر رماني بخشي از زندگي واقعي كسي باشد كه آن را به زبان واژه‌ها به ما مي‌گويد.نويسنده چنين كاري مي‌كند، اينكه فرهنگ ما با خواندن كتاب‌ها كمتر به چنين نيازي پاسخ مي‌دهد،مسئله ديگري است.مردم ما عادت به صحبت كردن درباره تجربه‌هايشان دارند،گرچه اين روزها سبك ارتباط مردم ما تا حد زيادي ديگر شفاهي نيست و تمايل به ارتباط مكتوب بيشتر شده.در چنين شرايطي چه كساني رمان‌هاي ما را مي‌نويسند و به اين نياز پاسخ مي‌دهند ؟ نويسندگان ما تا چه حدي توانسته‌اند با دنياي بيروني ارتباط برقرار كنند ؟ اصلا براي نوشتن يك رمان تا چه حد نويسنده بايد با دنياي بيروني ارتباط برقرار كند ؟داستان‌هاي نويسندگاني كه در خلوت و كنج عزلت نوشته‌اند چقدر دردل‌ها و فکرها نفوذ كرده ؟ 



ضعف تجربه زيستي نويسندگان ايراني 

حسن فرامرزی، کارشناس ادبیات به تهران‌امروز می‌گوید:تجربه زیستی چیزی است که درون فرد اتفاق می‌افتد، دانشی است که نسبت به اتفاقات بیرونی دارد.این موضوع نشان می‌دهد چقدر فرد با جهان بیرون درگیر است،چون جهان بیرون و درون با هم مرتبط هستند.هر چقدر ما از درون خودمان با خبر باشیم باعث می‌شود جهان بیرون را بهتر رصد کنیم.فرامرزی در ادامه افزود: کسانی که می‌نویسند و تجربه زيستي‌شان را با دیگران به اشتراک می‌گذارند،غیرمستقیم این پیام را می‌دهند که تجربه زيستي آنها آنقدر ارزشمند بوده که به اشتراک گذاشته شده است.اما نویسندگان در ایران از تجربه زيستي قوی‌ای برخوردار نیستند،به همین دلیل وقتی یک رمان 300-400 صفحه‌ای نوشته مي‌شود برخلاف داستان کوتاه که روابط محدودتر و شبکه‌های بسته‌تری دارد،نیاز داریم در رمان این شبکه‌سازی‌ها چندوجهی‌تر باشد در حالی که اگر تجربه زيستي ما فقیر باشد و ذهن ما محصور در محفلی که به آن تعلق داریم یا ذهنیت‌های خود ساخته باشد بدون اینکه با دنیای بیرون ارتباط داشته باشیم و ساحت‌های مختلف را تجربه کرده باشیم،داستانی با پیش‌داوری‌های محفلی خواهیم نوشت. وی ادامه داد:به نظر می‌رسد در این زمینه داستان نویسان ما بخصوص در بخش رمان‌نویسی دچار بحران جدی هستند، علت این امر هم ذهن قطبی شده ما ایرانی‌هاست.یعنی به ویژه نخبه‌های ما برای خودشان یک موضع یا یک برج عاجی می‌سازند و حاضر نیستند از آن بیرون بیایند و در متن روابط قرار گیرند. درحالی که تجربه زيستي به نوعی رصد فرهنگی جامعه است نه فرهنگ رسمی که از طرف روزنامه‌ها و تلویزیون ارائه مي‌شود.فرهنگ زیرپوستی جامعه در همین روابط مردم کوچه و بازارو کف جامعه شکل می‌گیرد، اما چون روشنفکر ما از بیماری خودمحوری و خود اتکایی رنج می‌برد دیگران و روابط آنها را قابل رصد و ارزیابی نمی‌داند.او اگرهم بخواهد مثلا راجع به کارگر بنویسد صرفا به تحلیل‌های ذهنی خود اتکا مي‌كند.در حالی که باید در جریان روابط سیاسی و اجتماعی قرار بگیرد و این روابط را از نزدیک شاهد باشد.فرامرزی بیان کرد: جامعه ما دچار بحران تضادهاست یعنی نه به شکل عمیق سنت را درک مي‌كند نه مدرنیته را. اما چرا داستان‌نویس‌های ما نمی‌توانند این سوژه‌ها را پیگیری کنند و دچار اتوبیوگرافی‌نویسی می‌شوند،دلیلش محدود بودن روابط این افراد به روابط خانوادگی و شغلی یا در نهایت اینترنتی است.نکته اینجاست که داستان نویس ما باید مهم‌ترین رکن داستان یعنی شخصیت رادر قالب یک شناسنامه تدوین کرده باشد. 

این به‌ دست نمی‌آید مگر اینکه شخصیت‌هایش را از بطن جامعه بیرون بکشد.در حالی که اگر نگاه نویسنده نگاه توریستی به ماجرا باشد، یعنی با یک نگاه گذرا و با یک لحظه صحبت کردن با فرد عبارتی از جمله‌های او را معیار قرار بدهد و فکر کند جهان‌بینی او را شناخته،درست نیست چون هر طبقه‌ای دارای فرهنگ واژگانی مخصوص به خود است،با معنایی که از آن واژه‌ها اختیار مي‌كند.این واژگان باید برای نویسنده از راه تجربه‌های مختلف غنی شود. گفت‌وگوبا مردم، تاکسی سوار شدن و سفرکردن راه‌های رسیدن به این فرهنگ است وگرنه داستانی که نوشته مي‌شود نوعی حدیث نفس و ناله است.حسن فرامرزی در پاسخ به اینکه چرا ما ایرانی‌ها خود محور هستیم گفت: این موضوع در عامه جامعه ما وجود دارد، ما نوعی بیماری فرهنگی داریم که در آن خودمان را مدار هستی می‌دانیم، این ویژگی ریشه‌های تاریخی- فرهنگی دارد. اغلب ما آدم‌های همه چیز دانی هستیم و این ویژگی در روابط ما اختلال ایجاد مي‌كند.چون در هرفضایی فرصت نظردهی از نخبه آن فضا را سلب می‌کنیم و باعث مي‌شود حس کنیم به دیگران یا مشاوره با آنها نیازنداریم.این مسئله در روابط زوج‌های ما هم نمود دارد مثلا فرد می‌گوید: خودم همه مشاورها را درس می‌دهم.داستان نویس هم تحت تاثیر چنین فضایی خیلی نیاز نمی‌بیند برای نوشتن داستانش فضا را تجربه کند. مثلا اگر داستان نویس می‌خواهد داستانش در فضای یک معدن اتفاق بیفتد شاید باهوش باشد و بتواند روابط را زود درک کند و تحلیلی نزدیک به واقعیت داشته باشد اما اگر زندگی درمعدن را تجربه کند مي‌تواند روح روابطی که بین افراد در فضای آنجا وجود دارد را درک کند. 

به همین دلیل داستان کوتاه ما موفق و درخشان است و کسانی که در ژانر داستان‌های آپارتمانی،آشپزخانه‌ای و محفلی می‌نویسند چون فضای محدودی که آن را تجربه کرده‌اند پوشش می‌دهند موفق هستند. اما رمانی که بتواند مختصات کلی جامعه‌ای که درآن زندگی مي‌كنيم را داشته باشد نداریم. 

حسن فرامرزی درباره نمونه‌های موفق رمان نویسی ایرانی گفت:ما نویسنده‌های خوبی چون گلشیری،احمد محمود،دولت‌آبادی و مندنی‌پور داشته ایم، اما زمانی می‌توانیم بگوییم رمان نویسی موفقی داریم که از تک ستاره‌ها به جریان خوبی رسیده باشیم.تک ستاره‌ها همیشه هستند اما باید جریانی داشته باشیم که تحولات روز جامعه را رصد کند.مثلا ما تجربه خیلی بزرگی مثل جنگ را از سرگذراندیم اما آیا رمان نویس‌های ما توانستند از فضای مستند جنگ به عنوان ماده خام برای فرآوری محصول استفاده کنند.می‌بینیم که جز خاطره نویسی که مجبور است به واقعیت‌های محض وفادار بماند این اتفاق برای ما نیفتاد، وقتی نویسندگان ما اسیر محفل‌ها می‌شوند و نمی‌خواهند از طبقه خودشان بیرون بیایند از دور به یک پدیده نگاه می‌کنند و در نتیجه چاره‌ای به جز دخالت دادن پیش‌داوری خود ندارند این موضوع باعث مي‌شود ماهیت و مختصات واقعی پدیده را درک نکنند. 



تجربه زيستي ضرورتي ندارد 

اما احمد شاکری،نویسنده،درباره تجربه زیستی نظر دیگری دارد، او به تهران امروز می‌گوید: اهمیت و جایگاه تجربه زیستی در ادبیات باید تحدید و تعیین شود،باید دید اثبات تجربه زیستی و نوع و تفسیر آن در این حوزه چه تاثیراتی مي‌تواند داشته باشد همچنین مقوله ادبیات بومی که خاستگاه آن فرهنگ و زندگی جامعه است به تجربه زیستی گره می‌خورد یا نه؟ 

شاکری در ادامه افزود: نکته دیگر رابطه تجربه زيستي با آموزش داستان‌نویسی و تاثیر پذیرش این تجربه به عنوان یک عامل تعیین‌کننده در خلاقیت داستانی است باید دید این موضوع در برابر آموزش داستان‌نویسی قرار می‌گیردیا نه، چون عموم نویسندگانی که از دو دهه اخیر به جامعه معرفی می‌شوند از دل دوره‌های آموزشی داستان‌نویسی بیرون آمده‌اند و تعداد افرادی که به صورت تجربی دست به قلم می برند کم شده است.در نتیجه اصالت دادن به تجربه زيستي ممکن است نقش آموزش را در حاشیه قرار بدهد.احمد شاکری در پاسخ به اینکه تجربه‌زیستی در چه حوزه‌هایی تاثیرگذاراست؟ بیان کرد: تجربه زیستی تا حدودی در تعیین توانایی‌های نویسندگی مي‌تواند تاثیر بگذارد اما آیا می‌توانیم بگوییم نویسندگان جوان و نو قلم که تجربه زیستی کمتری دارند،چون در ابتدای راه هستند عامل تاثیرگذاری در غنای ادبیات نیستند؟ 

شاکری در ادامه گفت: «در ادبیات متعهد ما تجربه زيستي مي‌تواند تعیین کننده باشد چون این ادبیات به موضوعاتی مثل انقلاب و دفاع‌مقدس توجه دارد،اما آیا با تکیه بر تجربه زيستي، ادبیات انقلاب و دفاع به خاطر اینکه کسانی که آن را تجربه کرده‌اند، کم کم حافظه‌شان پاک مي‌شود یا از دنیا می‌روند پایان می‌پذیرد؟ و آیا نوشتن برای چنین موضوعاتی مهلت می‌خواهد ؟» 

درباره تاثیر تجربه زيستي در داستان‌هایی که مربوط به امروز و زندگی در جامعه کنونی می‌شوند و به نوعی بیانگر زندگی افراد هستند و کارکردشان ایجاد همذات‌پنداری مخاطبان با شخصیت‌های داستان برای تسکین دردهاست. 

شاکری گفت: در این حالت تجربه زيستي دو گونه مي‌شود یکی اینکه به فراخور موضوع نویسنده باید تجربه مستقیم آن را داشته باشد یعنی اگر از موقعیت یا وضعیتی می‌نویسد دیگر نمي‌تواند خلاقیت را در آن دخالت دهد. 

دوم اینکه تجربه مستقیم نیست و موضوع باید برای نویسنده صورت ذهنی ایجاد کرده باشد،در این حالت نویسنده با آمیختن درک‌هایش از موقعیت به تجربه‌ای مرکب می رسد.در این مرحله برای شناخت موضوع راه‌هایی وجود دارد که مثلا استفاده از تاریخ شفاهی و خاطرات و منابع مکتوب و بازسازی موقعیت موثر است.در واقع تجربه مستقیم شرط لازم برای تاثیر بر مخاطبان نیست،اما اینکه چنین چیزی واجد حقیقت هست یا نه نکته دیگری است که به نظر می‌رسد تا حد زیادی برای نویسنده قابل دسترسی است. مثلا برخی مفاهیم اخلاقی را نویسنده مي‌تواند با استفاده از تاریخ بیان کند. 

شاکری در ادامه اظهار داشت: تنها بر سر اینکه آیا تجربه زيستي کسی که مستقیم آن را دریافت کرده اصالت بیشتری دارد می‌توان توافق داشت ولی اصیل نبودن، ضرری به داستان نمی‌زند چون عمق تجربه مهم است چه بسیار کسانی که در یک واقعه حضور داشته‌اند اما درک‌شان از ماجرا کمتر از کسانی است که مستقیم آن را دریافت نکرده‌اند. شاکری در ادامه گفت: «به نظر می‌رسد غنای تجربی در بخش عمده‌ای از رمان‌های ما دیده نمي‌شود. غنای تجربی لزوما به معنای تجربه موقعیت‌های عجیب و غریب نیست و بخش عمده‌ای از آن به نگاه ما برمی‌گردد و اینکه انسان بتواند از عقل خودش استفاده کند،چون اگر نویسنده آن چیزی که هست را بگوید چه فایده‌ای دارد، نویسنده باید یک قدم جلوتر باشد و به جامعه افق دید بدهد چون زندگی بشر در تمام ادوار خودش حقایقی دارد.» 

به نظر می‌رسد در بررسی نقش تجربه زيستي نویسندگان ایرانی باب‌های دیگری را بتوان باز کرد و در این زمینه نتوان به یک قانون کلی رسید.چرا که به تعداد نویسندگان درباره این موضوع می‌توان نگرش‌های متنوع داشت.

وقتی که «بسیج» خلاء ادبیات داستانی را پر می‌کند

می‌توان گفت که بسیج در حوزه ادبیات داستانی وارد شده است و با قدرت می‌تواند خلأ این حوزه را را پر کند و ...

گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»؛ آذرماه سال 58 بود که پیر کبیر انقلاب دستور تاسیس نهاد بسیج را صادر کردند و این ارگان بهترین الگو برای مشارکت در عرصه های سیاسی و فرهنگی و اجتماعی و ... شد.

 

یکی از این عرصه هایی که بسیج ورودی چندین ساله در آن دارد عرصه ادبیات داستانی است، عرصه ای که تاثیر زیادی در سبک زندگی دارد.

 

در این گزارش سعی شده است تا آخرین آمار و نظرها در خصوص بحث ادبیات داستانی بسیج را گردآوری کنیم.

 

برگزاری نخستین اجلاس شورای مشترک ادبیات داستانی بسیج

 

تیرماه امسال بود که بعد از سال ها فعالیت در حوزه ادبیات نخستین اجلاس شورای مشترک ادبیات داستانی بسیج برگزار شد. شورایی که با این هدف به وجود آمد تا بتواند فضای ادبیات داستانی را که شاید فقط یک سمت و سو داشت و مختص به قشر روشنفکر جامعه بود بهبود ببخشد.

 

این شورا سعی دارد که بتواند سمت و سویی به نویسندگان جوان بدهد تا بتوانند در این عرصه به خوبی استعداد خود را بروز دهند.

 

قنادیان: ساماندهی چهار هزار نفر در حوزه داستان بسیج

 

قنادیان، رئیس سازمان بسیج هنرمندان کشور از ساماندهی چهار هزار نفر در حوزه داستان و در قالب انجمن های داستانی در کشور خبر داد.

 

وی گفت:  این افراد در قالب گروههای ادبیات و داستان نویسی مشغول فعالیت هستند.

 

وی اظهار داشت: همچنین در بخش شعر حدود پنج هزار نفر در قالب انجمن شعر و گروههای شعر ساماندهی شدند.

 

وی تربیت کارگردان و نویسنده را از دیگر فعالیتها برشمرد و گفت: این افراد در حوزه های فیلمنامه نویسی و داستان و نمایشنامه نویسی مشغول فعالیت هستند.

 

فردی: نویسندگان بسیجی برای تعالی خود باید چند گام اساسی بردارند

 

البته به گفته امیرحسین فردی، رئیس انجمن ادبیات داستانی بسیج سابقه فعالیت بسیج در حوزه ادبیات داستانی  حدود 13 سال است.

 

وی متعقد است: نویسندگان بسیجی برای تعالی خود باید چند گام اساسی بردارند که مطالعه عمیق آثار بزرگان ادبیات داستانی و استفاده از محضر استادان ارزشی ادبیات داستانی و نیز توجه به خودسازی معنوی و تعالی روح در زمره آنها به شمار می‌رود.

 

شاکری: ادبیات داستانی در بسیج سازماندهی خوب و نسبتاً قابل توجهی دارد

 

احمد شاکری از دیگر نویسندگانی است که در خصوص وضعیت فعلی ادبیات داستانی بسیج گفت: ادبیات داستانی در بسیج سازماندهی خوب و نسبتاً قابل توجهی دارد که اگر بخواهیم شاهد مثال بیاوریم می توانیم به برنامه های متعددی که برگزار می شود و نیز گستره فراگیر این مجموعه در سطح کشور و زیر پوشش قرار دادن استعدادهای جوانی که توسط نهادهای دیگر مورد حمایت واقع نمی شوند اشاره کرد.

 

وی افزود : به این ها می توان سلامت فکری و جهت گیری کلی بسیج را اضافه کرد که باعث شده است این مجموعه جایگاه ممتازی پیدا کند.

 

البته بسیج در حوزه داستان با وجود گستردگی فعالیت ها و قابلیت هایی که ذکر شد هنوز در توفیقات ادبی راه درازی در پیش دارد که باید آن را طی کند لذا اهمیت این مجموعه یک قرینه ای است که باید در این زمینه هر چه بیشتر کار شود.

 

وی ادامه می دهد: برای بررسی جایگاه بسیج در حوزه ادبیات داستانی می بایست چند نکته را لحاظ کرد ؛  اول اینکه باید بررسی شود توانایی های بسیج به عنوان یک مجموعه برنامه ریز در جهت پیشبرد ادبیات دارد در چه سطحی است و چقدر در حوزه ادبیات موثر بوده است؟ در پاسخ به این سوال باید دقت کرد که توانایی های افراد باید از برنامه ریزی های جمعی تفکیک کرد به این معنا که در کشور ما نویسندگانی هستند که می توان گفت با تلاش شخصی کار می کنند و بخشی از داستان نویسان هم هستند که حاصل برنامه ریزی ها هستند و باید از دسته اول آنها را تفکیک کرد . به نظر می رسد که بسیج تمرکز خود را روی افرد نو قلم و نویسندگان متوسط ( به لحاظ شهرت و توانایی های ادبی) قرار داده است که به نظرم این هدف گزاری خوب است.

 

مساله ی بعدی که باید مورد توجه قرار گیرد این است که ببینیم بسیج چه کارهایی در عرصه ی ادبیات داستانی انجام داده است با توجه به آن مقدار اطلاعاتی که بنده دورادور از برخی فعالیت های این مجموعه دارم می توانم بگویم که بسیج باید خلأ ادبیات را پر کند و همراه و همگام با برخی مجموعه های دیگر این کار را انجام دهد که البته می تواند در برخی ساحت ها تاثیر خاص خود را بگذارد.

 

او ادامه داد : من فکر می کنم بسیج در چند جهت جایگاه ممتازی دارد لذا اگر از قابلیت هایی که عرض می کنم اگر بتواند خوب استفاده کند می تواند تاثیر قابل توجهی و ماندگاری داشته باشد.

 

یکی از این نکات گستره ی نفوذ بسیج است زیرا کمتر مجموعه هایی داریم که در تمامی استان ها بتوانند یک هدف هنری را پیش ببرند و افرادی وجود داشته باشند که متولی یک جریان هنری باشند و در جهت تحقق آن گام بردارند که بسیج این امکان را دارد.

 

به لحاظ تعداد افراد مرتبط نیز بسیج جایگاه خوبی دارد زیرا توانسته است افراد نوقلم بسیاری را به خود جذب کند . برای اثبات این مدعا می توانیم به جشنواره ادبیات داستانی بسیج اشاره کنیم که با حجم بالای آثار ارسالی می توان به عنوان یکی از سه جشنواره پر مخاطب ادبیات داستانی در کل کشور باشد.

 

شاکری با اشاره به فرهنگ اصیل بسیج، ادامه داد : نکته دیگر که باید مورد توجه قرار گیرد ، فرهنگ ناب و اصیل بسیج است که این مجموعه توانسته آن را حفظ کند . درست است که برخی نهادهای دیگر نیز از بدنه انقلاب می باشند و وابسته به جمهوری اسلامی هستند اما فرهنگشان را نتوانسته اند حفظ کنند که یا مضمحل شده یا کمرنگ شده و بویی از فرهنگ ناب انقلاب اسلامی در آن ها نیست.

 

این منتقد ادبی تاکید کرد:  اصولاً نام بسیج دارای یک بار معنایی است که از خیلی خطرها جلوگیری می کند در حالی که نهادهای دیگر این گونه نیستند به عنوان مثال حوزه ی هنری این گونه نیست ، علیرغم این که «حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی» است اما آن بار معنایی که مجموعه بسیج با خود به همراه دارد هیچ نهاد دیگری ندارد که این خیلی مساله ی مهمی است که یک گونه تضمین و خالص بودن افرادی که در این مجموعه فعالیت می کنند را منتقل می کند.

 

شاکری ادامه داد:  میزان گرایش های فکری غرب زده و مضامین سوء در ادبیات داستانی بسیج بسیار کم است در حالی که در جشنواره های دیگری که گاهی متعلق به انقلاب نیز هستند اساساً گرایش های پر شمار به غرب زدگی و جریان های فکری – اخلاقی منحرف مشاهده می شود که ما در بسیج نمی بینیم پس این روح معنوی بسیج بسیار قابل توجه است.

 

عناصر دیگری نیز می توان نام برد از جمله این که فکر مدیران مجموعه بسیج ، جزو افکار سالم است که این خیلی خوب است.

 

شاکری گفت: این ها همگی ظرفیت هایی است که می تواند  بسیار تاثیر گذار باشد اما بازده بیرونی این ظرفیت ها چیزی است که مدیران مجموعه بسیج باید به وسیله معیارها و سنجه های خود بیان کنند اما آن چیزی که من قضاوت می کنم این است که باید منتظر محصول در ادبیات داستانی بسیج بود در حال حاضر تاثیر ظاهری در ادبیات داستانی چندان احساس نمی شود که باید بسیار تلاش شود تا تاثیر حرکت بسیج در جریان ادبیات داستانی ما مشخص شود و البته باید صبر کنیم تا اقدامات صورت گرفته به بار بنشیند و ما شاهد بروز و ظهور نویسندگان توانمند و تاثیر گذار در حوزه ادبیات داستانی بسیج باشیم.

 

رحماندوست: ادبیات بسیج در 10 سال آینده ادبیات جهانی را به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد

 

مجتبی رحماندوست، نماینده مردم تهران نیز در گفت و گویی که با خبرگزاری فارس داشته است در خصوص دستاوردهای بسیج در حوزه فرهنگ و ادبیات گفت: امروز بسیجیان در حوزه ادبیات چنان دستاوردهایی را داشته اند که من به طور قطع این اطمینان را به شما می‌دهم که در 10 سال آینده ادبیات جهانی را به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد.

 

در پایان این گزارش باید گفت که این درخت چندین ساله که در بسیج شکل گرفته مطمئنا می تواند با جهت گیری اساتید این حوزه به خوبی جای محکمی در عرصه ادبیات داستانی کشور پیدا کند و خلا هایی که در این حوزه وجود دارد را پر کند.

شاکری: جایزه جلال باید شفاف و روشن انجام شود


احمد شاکری در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»، در خصوص پنجمین دوره جایزه جلال و نداشتن برگزیده در این دوره، گفت: ممکن است در هر دوره از جایزه ادبی جلال کسی معتقد باشد که کتابی شایستگی این را داشته که بعنوان برگزیده معرفی شود، ولی سازوکار جشنواره ها به گونه ای است که این انتخاب بر عهده داوران گذاشته شده و داوران در این مورد تصمیم گیری می کنند.
 
وی با بیان اینکه کتاب «شرح اسم» کتاب خوبی است، بیان داشت: اینکه آیا این کتاب در مقایسه با سایر کتاب هایی که در جایزه جلال بودند، برتر است، نیاز به مقایسه دارد و تنها خوب بودن کتاب دلیل و حجتی بر این نیست که حتما آن کتاب باید بعنوان برگزیده معرفی شود.
 
این نویسنده کشورمان اضافه کرد: جایزه های ادبی به دلایلی مانند حوزه نفوذ، سابقه برگزاری، میزان جوایز و اینکه متصدی برگزاری اینگونه جوایز چه کسی است، دارای اهمیت اند و جایزه ادبی جلال با توجه به اینکه جایزه ملی و گرانترین جایزه ادبی کشور بشمار می رو، بین جوایز ادبی از برجستگی بیشتری برخوردار است.
 
داور پنجمین دوره جایزه ادبی جلال ادامه داد: از دیگر نقاط برجسته جایزه ادبی جلال، داشتن ارکانی است که باعث می شود داوری در این جایزه کم نقص انجام شود.
 
شاکری با بیان اینکه بیشتر جشنواره ها ساختار منسجمی ندارند، گفت: در این میان جایزه ادبی جلال ساختار منظمی دارد و در آن هیئت علمی، هیئت امنا و هیئت داوران تعریف شده است.
 
وی با بیان اینکه از دیگر ویژگی های جایزه ادبی جلال تخصصی بودن این جایزه است، تصریح کرد: این جایزه در حوزه های پژوهش های ادبی، ادبیات داستانی و مستندنگاری ورود پیدا کرده است که این امر اعتبار و جایگاه جایزه جلال را بالا می برد.
 
این نویسنده کشورمان با بیان اینکه جشنواره ها باید در عمل هم اعتبار و جایگاه خود را ثابت کنند، افزود: جشنواره ها متناسب با نحوه اجرا و درصد موفقیت شان این امر را ثابت می کنند، در حالی که برخی از جشنواره ها جایگاه خود را تثبیت و برخی دیگر آن را تضعیف می کنند.
 
داور پنجمین دوره جایزه جلال در پاسخ به این سوال که آیا جایزه جلال جایگاه خود را تثبیت کرده است یا تضعیف، بیان داشت: جایزه ادبی جلال احتیاج به کمک دارد و این امر مربوط به دوره خاصی نمی شود.
 
شاکری با بیان اینکه روی آثاری که به جایزه ادبی جلال راه می یابند، باید سرمایه گذاری صورت گیرد، گفت: منظور از سرمایه گذاری این نیست که مبلغ جایزه را افزایش دهیم، بلکه منظور این است که این آثار بتوانند در بدنه ادبیات نفوذ کنند و جریان ساز شوند.
 
وی اضافه کرد: البته جریان سازی کاری نیست که بتوان با اهدای جایزه آن را محقق کرد، بلکه جریان سازی از طریق ورود آثار به حوزه های پژوهش، مجامع دانشگاهی، مجامع ادبی و مطبوعات و رسانه ها عملی خواهد شد و اینگونه کارهاست که اعتبار یک جایزه ادبی را تعیین می کند.
 
این نویسنده کشورمان در خصوص اینکه آیا پنجمین دوره جایزه ادبی جلال موفق عمل کرده یا خیر، یادآور شد: بخشی از این امر مربوط به عملکرد جشنواره و داوری ها است؛ کاری که به راحتی صورت نمی گیرد و در حقیقت مخاطب با اعتمادی که به هیئت علمی و داوران جایزه جلال دارد، ماحصل این کار را قبول می کند.
 
شاکری گفت: برای مخاطبان ممکن نیست که خودشان در یک گسترده ای وسیع مطالعه کنند و خود آثار برگزیده را تعیین کنند که اگر این امر میسر بود دیگر جشنواره ها معنا پیدا نمی کردند.
 
وی با بیان اینکه برگزاری جایزه جلال باید شفاف انجام گیرد، بیان داشت: شفاف بودن در هر زمینه ای قابل تقدیر است؛ در خصوص جایزه جلال باید اسامی داوران، مراحل داوری و فراخوان آثار شفاف باشد.
 
داور پنجمین دوره جایزه ادبی جلال خاطرنشان کرد: هر چقدر جایزه جلال شفاف تر و علمی تر عمل کند، جای شبهه کمتری باقی خواهد ماند و مطمئنا اعتماد مخاطب به آن بیشتر خواهد شد.

خلاقیت، زاییده محدودیت است

خلاقیت، زاییده محدودیت است

شاکری گفت: هر موضوعی، محدودیت‌هایی را بر داستان تحمیل می‌کند و این مساله تنها به شخصیت‌ها و رویدادهای دینی تعلق ندارد؛ مهم، داشتن زاویه دید و نگاه تازه است.

احمد شاکری در گفت‌وگو با هنرآنلاین، محدودیت را لازمه آفرینش داستان می‌داند و می‌گوید: هر موضوعی، محدودیت‌هایی را بر داستان تحمیل می‌کند و این مساله تنها به شخصیت‌ها و رویدادهای دینی تعلق ندارد؛ همین که پی رنگ داستان در ذهن نویسنده شکل می‌گیرد، محدودیت‌ها نیز خودنمایی می‌کنند و اگر نویسنده‌ای به جز این فکر کند، داستان را نمی‌شناسد.

به باور برخی نوشتن داستان های تاریخی- مذهبی، کار چندان ساده ای نیست. چراکه نویسندگان هم باید به اصل تاریخ وفادار بمانند و هم اصول ابتدایی و اساسی داستان نویسی را رعایت کنند و این دشواری زمانی بیشتر می شود که نویسندگان بخواهند درباره زندگی پیامبر و امامان یا واقعه‌ای چون عاشورا بنویسند...احمد شاکری، گفته‌های خود را با این پرسش ادامه می‌دهد: ادبیات به واسطه چه چیز، دینی می‌شود؟! ما تا جوهره ادبیات دینی را نشناسیم نمی‌توانیم از ادبیات تاریخی سخن بگوییم. اگر جوهره ادبیات دینی مستندات تاریخی باشد نمی‌توان این مستندات را از ادبیات دینی جدا کرد.

اما ادبیات داستانی به کدام علت، دینی می‌شود؟ نویسنده کتاب "عریان در برابر باد" به یک تقسیم‌بندی اشاره و بیان می‌کند: آیا داستان‌نویس دیندار می‌تواند ادبیات دینی تولید کند و علت فاعلی مهم است؟

علت غایی اهمیت دارد و داستانی که منتشر و نتیجه‌ای که ارائه می‌شود؟ علت مادی است که تعیین می‌کند ادبیات، دینی است یا غیردینی به این معنی که پرداختن به موضوعات دینی است که نقش مهم و موثر دارد یا علت صوری است که اهمیت دارد و ساختار و فرم دینی اثر.

بعضی چون حسین فتاحی معتقدند که ورود شخصیت‌های فرعی، اصل را به حاشیه می‌راند اما شاکری براین است که اهرم انسانی می‌تواند نسبت خواننده را با معصوم و با جهان داستان کنترل کند. واقعیت این است که ما نمی‌توانیم به برخی حقایق درباره معصومین نزدیک شویم نه به خاطر این که مستندات تاریخی چندانی در دست نداریم که به جهت پرده‌های معرفتی که برما افکنده شده است.

در هر حال شخصیت‌های فرعی، چه راوی داستان باشند چه قهرمان آن ما را به معرفت و شناختی درباره پیامیر و بزرگان دینی می‌رسانند و این خوب است.

باز هم کسانی چون ابراهیم حسن بیگی در گفت‌گو با هنرآنلاین که به تاریخ 30 آبان منتشر شده، داستان‌های مذهبی را کوششی و نه جوششی دانسته بود؛ شاکری معتقد است آنچه از جان نویسنده برآید بر دل مخاطب می‌نشیند.

نویسنده کتاب "انجمن مخفی"، سفارشی نویسی را برآمده از ادبیات شبه روشنفکری می‌داند و معتقد است: پس از انقلاب بعضی می‌خواستند ادبیات را به دو پاره تقسیم کنند پس گفتند ادبیات مردمی از ادبیات دولتی که جنبه سفارشی دارد، جداست. در صورتی که در بسیاری کشورها از هنرمندان و نویسندگان حمایت میشود و این پشتیبانی به معنی سفارش نیست.

شاکری در پاسخ به این که آیا نویسندگان دیندار می‌توانند داستان دینی بنویسند یا آنچه نوشته می‌شود اهمیت دارد می‌گوید: ارتباطی ناگسستنی بین نویسنده و اثرش وجود دارد و این دو را نمی‌توان از هم جدا کرد.

ضدجنگ نويس‌ها در خود دفاع مقدس ترديد دارند/ سعي كردم ابوالمشاغل نادر ابراهيمي را تكرار كنم

باشگاه چانه‌زني13/ گفتگو با احمد شاكري نويسنده دفاع مقدس

باشگاه چانه‌زني: احمد شاكري را بيشتر به نظرات صريحش درباره ادبيات دفاع مقدس مي‌شناسند و مخصوصا انتقادهاي تند و تيزي كه نسبت به ادبيات موسوم به ضد جنگ دارد. قرارمان با او در دوران نمايشگاه مطبوعات بود كه افتاد به همين چند روز پيش. بعدا كه مشغول گفتگو با شاكري شديم خدا را بخاطر اين تغيير زمان شكر كرديم، چون بعيد بود بتوانيم در آن شلوغي و سر و صدا گفتگوي خوبي با شخصيت آرام و محجوبي چون او داشته باشيم و صداي آرامش را در آن هياهو بشنويم. سيزدهمين «باشگاه چانه‌زني» رجانيوز كه بعد از مدتي وقفه پيش روي شما قرار گرفته است، نتوانست از كنار تخصص اصلي اين نويسنده و محقق حوزه ادبيات دفاع مقدس بي‌تفاوت بگذرد و در اينباره با او گپ نزد. شايد مهمترين بخش اين گفتگو جايي باشد كه او معيار سرراست و جمع و جوري براي تشخيص ادبيات سياه جنگ از ادبيات اصيل دفاع مقدس ارائه مي‌دهد. اين را هم بدانيد بد نيست كه از احمد شاكري تاكنون كتاب‌هايي چون سرزمين پدري (مجموعه داستان)، بازتاب (مجموعه نقد پنج رمان : آتش بدون دود ، من او، كشتي پهلو گرفته، در جستجوي من، شيدا)، عريان در برابر باد (رمان) ، نفس (مجموعه داستان) ، باران نيمروز (مجموعه داستان) و انجمن مخفي(رمان) منتشر شده است.


محل و سال تولد؟

1353 در شهر تهران

بچه كدوم محله بوديد؟

اسم فعلي‌اش فداييان اسلام است كه از سمت جنوب منتهي به خيابان شوش مي‌شود ولي اسم قديمش فرح آباد بود. تا سن هفت سالگي آنجا بوديم.

قديمي‌ترين خاطره كودكي كه در ذهن داريد؟

تا قبل از هفت سال خاطره اي كه به صورت مبهم در ذهنم است صحنه‌هايي از درگيري‌ها و حضور نظاميان در خيابانهاست. منزل ما در كنار خياباني اصلي در آن محله قرار داشت و من خاطرم هست كه رفت و آمد نظاميان براي ما خيلي جالب بود. همچنين خاطرم هست كه بعد از پيروزي انقلاب با بچه هاي مسجد محله سفري به زادگاه پدري در شمال داشتيم...

كدام منطقه؟

اطراف لاريجان. آنجا در اوايل انقلاب هنوز گروه‌هاي چپ حضور داشتند. يادم است كه راهپيمايي‌هاي دسته جمعي انجام مي‌شد و در كوه‌پيمايي‌ها سرودهاي انقلابي را مي‌خواندن البته من سنم كم بود و روي دوش بودم. اين سرودها خيلي غروربرانگيز و نشاط آور بود.

بچه شيطوني بوديد؟

نه، من فرزند آخر يك خانواده پر جمعيت هستم كه هشت نفر خواهر و برادر دارم و با كوچكترين آنها بيش از ده سال فاصله سني دارم. اين فاصله باعث مي‌شد كه در فضاي تقريبا بزرگتر سن خودم باشم و در فضاي آن شيطنت‌هايي كه بين برادر و خواهرها اتفاق مي‌افتاد نباشم.



دوران تحصيل چطور گذشت؟

در دوران ما مدارس غير انتفاعي معني نداشت اما مدارسي بودند كه برنامه ريزي‌هاي ويژه‌اي داشتند. مثلا در دوران راهنمايي چيزي كه الان خيلي باب شده است به نام دفتر ارتباط مدرسه و والدين، در مدرسه ما موجود بود. مدرسه ما در منطقه 12 در واقع بيشتر براي خانواده‌هاي عراقي بود كه توسط صدام رانده شده بودند و عموم معلمين هم عراقي بودند كه البته به زبان فارسي مسلط بودند و تدريس مي‌كردند. آن زمان با تلاش خانواده رفتم آنجا كه به لحاظ تحصيلي مدرسه خاص‌تري بود.

مجروحيت و جانبازي برادرتان چه تاثيري روي شما گذاشت؟

اخوي در سنيني كه من شش هفت سالم بود مجروح شدند. من از سن 8 يا نه سالگي با او همراه شدم چون ايشان به لحاظ وضعيت جسماني همراهي مي‌خواستند كه ايشان را كمك كند. اين فرصت مغتنمي بود براي من كه در مجامع مختلف همراه ايشان باشم. يادم هست متاثر از سخنراني‌هايي كه ايشان در جلسات مختلف داشتند، انشايي نوشتم كه جداي از اينكه در كلاس خودمان خواندم خواستند كه اين‌را در كلاس‌هاي ديگر هم بخوانم. همينطور مواجه شدن با يك فضاي جديد كه خب ايشان هم در دانشگاه حضور داشتند، هم در مساجد و هم مسافرت مي‌رفتند. اين فرصت مغتنمي بود كه حتي يكي از اسباب مهمي كه من وارد ادبيات شدم متاثر از همين مساله بود.

واكنش خانواده به مجروحيت آقا مجتبي چطور بود؟

از آن ماجرا تصويري در ذهن دارم ولي حس و حالم در خاطرم نيست. ايشون پيش از شروع جنگ مجروح شدند و آن زمان جانبازي براي مردم خيلي معمول نبود. ابتدا اميدي براي نجات ايشون نبود. اخوي در مورد جانبازي‌اش خيلي با بصيرت و صبر عمل كرد و قضيه را يك مسئله قابل اداره نشان داد. مثلا يادم است كه ليواني براي ايشان طراحي شده بود كه بتواند با دستي كه بين دو استخوان ساعد فاصله انداخته شده بود، آنرا بگيرد يا قاشقي با دسته يو شكل طراحي شده بود اما ايشان اين مسائل را رد كرد و با همان وسايل معمولي سر و كار داشت. بعدها هم براي من كشف شد كه آن‌چيزي كه خداوند متعال با اين امتحان به ايشان داد اصلا قابل مقايسه با چيزي كه گرفت نبود.



چي شد به سمت نويسندگي كشيده شديد؟

خب يكي از عوامل همان همراهي با اخوي بود كه گفتم. علاوه بر آن چهار نفر از همشيره‌هاي من در آموزش و پرورش بودند، يكي ديگر از همشيره‌ها طلبه بود. فضاي خانوادگي ما تاثير داشت.

چه كتاب‌هايي در حوزه ادبيات مي‌خوانديد و كدامشان خيلي روي شما تاثير گذاشت؟

يادم است كه كتابهاي آقاي سيد مهدي شجاعي، سرشار و حتي فكر مي‌كنم مخملباف را خواندم. اما نخستين نويسنده‌اي كه كارش را به غرض داستان نويسي و آموزش داستان نويسي خواندم كار آقاي نادر ابراهيمي بود. البته اين ماجرا كاملا در برخورد با كتاب رخ داد. يعني وقتي كتاب را خواندم تلاش كردم تكرارش كنم يا فكر كردم مي‌توانم چيزي شبيه اين را بنويسم.

كدام كتاب ايشان بود؟

فكر كنم «ابوالمشاغل».

از چه سالي بطور جدي وارد فضاي ادبيات شديد؟

دهه هفتاد بود، فكر كنم سال 75.



اولين تصويري كه با شنيدن عبارت «دفاع مقدس» در ذهنتان شكل مي‌گيرد كدام است؟

براي من الان دفاع مقدس از يك تصوير فراتر رفته چون موضوع كار و پژوهش و دغدغه چند ساله من دفاع مقدس است. نوع توجه من به دفاع مقدس مفهومي است. كتابي هم كه سال گذشته نگارشش تمام شد و حدود هشتصد صفحه است، اصطلاح شناسي دفاع مقدس بود، يعني آنقدر به نگاه مفهومي نزديك شدم كه دفاع مقدس بيشتر از اينكه يك تصوير باشد، يك مفهوم است و بيشتر تلقي داستاني هم از اين مفهوم دارم.
 

داستان جنگ با داستان دفاع مقدس تفاوتي دارد؟
دفاع مقدس در ظاهر و صورت همان جنگ است اما از نظر ماهيت متفاوت از جنگهاي مرسوم است. در دنيا ادبيات جنگ داريم، ادبيات مقاومت داريم اما لفظي كه ما بعنوان ادبيات دفاع مقدس بكار مي‌بريم به لحاظ مفهومي از ادبيات جنگ متفاوت و بسيار فراتر، انساني‌تر و الهي‌تر از ادبيات جنگ است.

آيا ما در كشورمان مي‌توانيم ادبيات جنگ داشته باشيم؟ يعني ادبياتي كه اگرچه به جنگ مي‌پردازد اما كاري به ادبيات دفاع مقدس ما نداشته باشد؟

ادبيات در كشور ما بخصوص در شاخه ادبيات واقع‌گرا، بسيار وابسته به واقعيت‌هاي بيروني است. با توجه به اين موضوع و با توجه به خود دفاع مقدس كه ما در اين سي و اندي سال تجريه‌اي همتراز دفاع مقدس نداشتيم جه به لحاظ گستره، چه به لحاظ تعداد افرادي كه در آن دخيل بودند، بنابراين دفاع مقدس چيزي نيست كه بگوييم اگر مقداري درباره آن نوشتيم ديگر لامز نيست بنويسيم يا نمي توانيم بنويسيم. بلكه هرچه دورتر مي‌شويم نگاه ما مي‌تواند عميقتر باشد. پس از آن جهت كه ادبيات واكنشي به مسائل اجتماعي و سياسي و امور عيني و بيروني بوده، ادبيات جنگ در كشور ما همان ادبيات دفاع مقدس است. البته نه به اين معني كه كسي نمي تواند بنويسد بلكه معتقدم اگر كسي از جنگ فرضي ديگري بنويسد اين چندان تبديل به جريان در ادبيات نخواهد شد.



اشكالي كه به ادبيات ضد جنگ وارد است چيست؟

من اسمش را ادبيات سياه دفاع مقدس مي‌گذارم. بالاخره آثاري در اين حوزه نوشته شده و اين آثار تفاوت آشكاري با آثار همسو و همدل با ادبيات جنگ دارند. جريان هم هست و يك اثر و دو اثر يا يك نويسنده و دو نويسنده هم نيست و آبشخورش هم ادبيات روشنفكري است. مهمترين دليل در بطلان اين جريان ارجاع و بازگشت به دفاع مقدس است. دفاع مقدس ما براي چه شكل گرفت و براي حفظ چه ارزش‌هايي ادامه پيدا كرد و به پايان رسيد؟

اصلا اين ادبيات به چه دليل شكل گرفته است؟

به نظرم كسي كه در روايت دفاع مقدس نگرش سياه را دنبال مي‌كند در خود دفاع مقدس شك و ترديد دارد. يعني اين ترديد در وجوه ارزشي دفاع مقدس است كه در زمان فعلي ما ظهورش مي‌شود نگرش سياه.

منظورتان از نگرش سياه چيست؟

يعني نديدن بعضي ارزشها، تحليل غلط. آنچيزي كه جوهره دفاع مقدس را مي‌ساخت اعتقاد به حق بودن يك جبهه و باطل بودن يك جبهه بود. اعتقاد به امور غيبي، اصالت انقلاب اسلامي و اصول آن و حقانيت يك ملتي در دفاع از خود. اين چيزي است كه نيازمند به اثبات نيست و البته آنچزي كه ادبيات سياه به آن مي‌پردازد عموما اينقدر صريح و شفاف نيست بلكه آميخته با برخي مغالطه‌ها و پيچيدگي‌هايي مي‌شود كه تشخيص برخي مصاديق را مشكل مي‌كند.



معيار تشخيص ادبيات سياه چيست؟

يكي اين است كه در ادبيات سياه جوهره دروني رفتار آدم‌ها حذف مي‌شود. ما در ادبيات ديني خودمان داريم كه «انما الاعمال بالنيات». اگر شما از حوزه دفاع مقدس جهان بيني را حذف كني چيزي از ماهيتش نمي‌ماند و جنگ ما هم مثل جنگهاي ديگر مي‌شود. مگر در همه جنگ‌ها دو طرف باطل بودند؟ در برخي جنگ‌ها داشتيم كه يكطرف مظلوم بوده و مشغول دفاع از خودش؛ و حتي داشتيم طرفي كه مظلوم بوده ضعيفتر هم بوده و با زحمت از خودش دفاع كرده است. آنچيزي كه جوهره ادبيات سياه را شكل مي‌دهد خالي كردن جبهه حق از ايدئولوژي و فكر است. يا تنزل اين فكر باندازه حواس انساني...

اتفاقا يكي از كليدواژه‌هاي اين ادبيات «ديدگاه انساني» است.

بله، منظورشان از ديدگاه انساني مقابل ديدگاه ايدئولوژيك است. به شدت سياه نويسي‌ها از ورود به ساحت ايدئولوژيك دفاع مقدس پرهيز مي‌كنند. اگر از دفاع مقدس امام حسين(ع) را بگيريم، ولايت پذيري را بگيريم، اعتقاد به حق بودن راه و روش امام و اهداف انقلاب را بگيريم ديگر چيزي باقي نمي‌ماند.

آيا ادبيات سياه همان گفتن از تلخي‌هاي جنگ است؟ آيا روايت تلخي‌هاي جنگ و سختي‌هايي كه متوجه ملت شده است افتادن در دام سياه نويسي است؟

البته عقيده حق براي پيروزي بايد تلاش بكنه، امام علي(ع) فرمودند بايد مثل دانه هايي كه در ديگ هستند به جوشش دربيايد و غربال بشيد. جنگ هم حتما سختي‌هايي داشته اما اگر اينها در ساحت ايدئولوژيك معنا شود خيلي فرق مي‌كند. ساحت غير ايدئولوژيك اينها را خسران و زيان مي‌بيند، اما سحت ايدئولوژيك مي‌گويد من اين سختي را تحمل مي‌كنم براي بدست آوردن يك چيز بالاتر. همانطور كه قرآن كريم مي‌فرمايد چه بكشيد و چه كشته شويد پيروزيد.



بزرگترين حسرت زندگي؟

سخن گفتن از جنگ خيلي فرق دارد با تجربه جنگ. به اين زياد فكر مي‌كنم كه اگر تجربه حضور در جنگ را داشتم اين براي من خيلي غنيمت بود. اين به معني آن نيست كه اگر كسي در جنگ نبوده باشد نمي‌تواند همدلي كند و بنويسد اما به هر حال تجربه حضور و درك محضر جنگ خيلي عميق‌تر است.

بزرگترين آرزو؟

من يكي از هدف‌هايم را مي‌گويم. يكي از چيزهايي كه دغدغه مهم نوشتاري، گفتاري، كاري و پژوهشي‌ام است اين است كه بتوانيم براي ادبيات دفاع مقدس بن مايه‌هاي نظري ديني و بومي تبيين كنيم. اين مي‌تواند ادبيات دفاع مقدس ما را بيمه كند.

چه چيزي در دفاع مقدس ما وجود داشته است كه تا حالا به آن پرداخته نشده است؟

جنگ ماهيتش را نه از اتفاقات و ماجراهاي بيروني كه از آدم‌هاي جنگ مي‌گيرد. آنچيزي كه دفاع مقدس ما را از ساير جنگ‌ها متمايز مي‌كند آدمهاي آن است. لذا آنچيزي كه در ادبيات دفاع مقدس ما بايد خيلي برايش تلاش بكنيم رسيدن به ابعاد وجودي اين آدمهاست. شاهكارهاي ادبيات جنگ جهان هم همين كار مي‌كنند و آدمهاي جنگ را موشكافي مي‌كنند. متاسفانه ادبيات ما به اين بضاعت نرسيده است كه اين ذخاير عظيم را واكاوي كنيم. ادبيات غرب از آدم‌هايي كه كاملا نگاه مادي دارند شخصيت‌هاي پيچيده و تاثيرگزار مي‌سازد اما ما از آدم‌هايي كه ملك‌گون هستند نتوانستيم استفاده كنيم.

بعنوان آخرين سوال، چند كتاب در حوزه دفاع مقدس پيشنهاد كنيد؟

كتاب «تپه برهاني» آقاي طالقاني خيلي كتاب خوبي است كه يكي از بزرگان ادبيات گفته بود اگر اين كار قبل از خاطره شدن رمان شده بود، يكي از شاهكارهاي ادبيات جهان مي‌شد. از كتاب «كوچه نقاش‌ها» خيلي استفاده كردم، اين كتاب تصوير صميمي و قابل باوري از شخصيت گروه عياران و جوانمرداني كه در جنگ حضور داشتند ارائه كرده بود. انتخاب در حوزه رمان مقداري مشكل است و چند تا نويسنده را نام مي‌برم. آقاي خسروشاهي، نعمت الله سليماني؛ «فال خون» آقاي غفارزادگان هم كار قابل تاملي است.

ايران رتبه نخست منطقه در سرانه مطالعه


سرپرست معاونت فرهنگي وزارت ارشاد و رئيس ستاد برگزاري هفته كتاب، بالابودن قيمت اين كالاي فرهنگي را مهم ترين دليل افت مطالعه در كشور مي داند و در همين حال دبيركل نهاد كتابخانه هاي عمومي كشور مي گويد، اتهام بي مطالعه بودن مردم ايران برطرف شده است و امروز در جايگاه نخست منطقه قرار داريم.
    به گزارش جام جم، بحث سرانه مطالعه يكي از پرتنش ترين بحث هاي حوزه كتاب طي سال هاي گذشته بوده است كه هنوز هم ادامه دارد. بعد از آن كه چند سال پيش سرانه مطالعه مردم در يك اظهارنظر رسمي از سوي رئيس وقت كتابخانه ملي دو دقيقه در روز عنوان شد، برخي نهادها به تكذيب اين آمار پرداختند و برخي نهادها نيز تلاش كردند خودشان آمارگيري جديدتري انجام دهند. نهادهايي هم تلاش كردند مطالعه قرآن و مطبوعات و حتي سايت ها را وارد سنجش سرانه مطالعه كنند تا آمارها را افزايش دهند.
    با وجود اين، قصه همچنان ادامه دارد. يكشنبه شب علي اسماعيلي، سرپرست معاونت فرهنگي وزارت ارشاد در برنامه زنده تلويزيوني «ميدان فرهنگ» كه از شبكه سوم سيما پخش مي شد، قيمت بالاي كتاب را دليل پايين بودن ميزان مطالعه كتاب بين خانواده هاي ايراني اعلام كرد.
    در اين برنامه پنج دليل نداشتن زمان كافي، دسترسي سريع و آسان به اطلاعات در فضاي مجازي، قيمت بالاي كتاب، عدم جذابيت فرم و محتواي كتاب و همچنين عدم پاسخگويي به نيازهاي ضروري به عنوان گزينه هاي نظرسنجي برنامه مبني بر افت مطالعه ذكر شده بود.
    سرپرست معاونت امور فرهنگي وزارت ارشاد كه تمايل به پاسخ دادن به اين پرسش را نداشت، در نهايت به اصرار مجري گزينه سه يعني قيمت بالاي كتاب را انتخاب كرد.
    در اين برنامه مردم به ترتيب زير به گزينه ها راي دادند: نداشتن زمان كافي 4/21 درصد، دسترسي سريع و آسان به اطلاعات در فضاي مجازي 8/14 درصد، قيمت بالاي كتاب 1/35 درصد، عدم جذابيت فرم و محتواي كتاب 2/14 درصد و عدم پاسخگويي به نيازهاي ضروري 5/14 درصد.
    اسماعيلي در اين برنامه در مورد قيمت كاغذ گفت: بپذيريم كه مسئول تنظيم بازار كاغذ وزارت ارشاد نيست، ولي با توجه به اين كه ما مصرف كننده كاغذ هستيم، در اين زمينه وارد عمل شده ايم و بلافاصله كارگروهي تشكيل داديم كه مرتب جلسه برگزار مي كند.
    
    اتهامي به نام سرانه مطالعه پايين
    اما از آن سو در برنامه ديگري كه عصر يكشنبه از سوي نهاد كتابخانه هاي عمومي در كتابخانه مركزي پارك شهر برگزار شد، منصور واعظي دبيركل اين نهاد گفت: امروز موفق شده ايم از اتهام بزرگي كه سال ها به مردم ايران وارد مي شد و در آن بيان مي كردند كه ايراني ها اهل مطالعه نيستند و سرانه مطالعه در بين آنها دو دقيقه است، برهيم و اين ذهنيت را تغيير دهيم و اعلام كنيم كه سرانه مطالعه مردم ايران در منطقه در رتبه نخست قرار دارد.
    واعظي كه دبيري شوراي فرهنگ عمومي كشور را نيز عهده دار است، گفت: در افزايش سرانه مطالعه هدف ما مانند چشم انداز اقتصادي نيست و با توجه به پيشينه و بنيه فرهنگي و بزرگان ديني كه در كشور داشته و داريم، بايد در فكر اين باشيم تا سرانه مطالعه مان در نقطه اوج جهان باشد. با اين حال هيچ يك از اين دو مسئول فرهنگي به منابع مورد استناد خود براي بيان اين آمارها اشاره دقيقي نكردند.
    
    كتاب خوب عرضه نمي كنيم
    پرويز بيگي حبيب آبادي، شاعر و مدير انتشارات فصل پنجم در اين باره به خبرنگار ما گفت: ما با بحران مخاطب كتاب روبه رو نيستيم. ما متاسفانه كتاب هاي خوب و ارزشمندي عرضه نمي كنيم. هرگاه كتاب هاي خوبي از سوي مولف نوشته و از سوي ناشر پخش شود، هرگز با بحران مخاطب مواجه نمي شويم.
    او ادامه داد: از صد درصد عنوان كتابي كه در كشور منتشر مي شود، 70 درصد قابل مطالعه نيستند. به اين معني كه فاقد ارزش علمي هستند. از اين ميان 10 درصد كتاب ها قابل خواندن است و 20 درصد باقيمانده هم فقط قابل تورق است.
    اين شاعر و ناشر گفت: بنابراين مخاطب در چنين شرايطي سرگردان مي شود و نمي داند چه كتابي بايد بخواند. يعني از هر ده كتابي كه مي خرد هفت كتاب قابل مطالعه نيست و مخاطب را پس مي زند.
    بيگي حبيب آبادي گفت: در حوزه شعر با توجه به شرايط سخت اقتصادي طبيعي است كه مردم كتاب را از سبد خانواده حذف و كالاهاي ضروري تر را جايگزين آن مي كنند.
    
    فقر در توليد
    احمد شاكري، داستان نويس نيز در گفت وگو با جام جم گفت: بررسي ميزان مطالعه و مقايسه آن با دوره هاي مختلف نيازمند اطلاعات آماري است.
    به گفته او، اگر يك دوره خاص را مدنظر قرار ندهيم، در تاريخ ادبيات ما سرانه كتابخواني در مقايسه با برخي كشورها پايين بوده و اين يك دليل مزمن دارد.
    شاكري افزود: در دهه گذشته يا ظرف هاي زماني ديگر، ممكن است اين افت بيشتر شده باشد كه بايد دلايل آن را لحاظ كرد مثلاممكن است مشكل كاغذ يا نوسانات ارزي در افت مطالعه دخيل بوده باشد.
    او گفت: در حوزه ادبيات داستاني كه جزو پرشمارترين و پرمخاطب ترين حوزه هاي مطالعه كتاب است، يكي از دلايل افت مطالعه فقر در توليد است.
    به گفته شاكري، در بيان دلايل افت سرانه مطالعه نبايد به شيوه صفر و صد عمل كرد و بايد سهم محتواي كتاب و مطالعه مفيد را كه از اهميت بالايي برخوردار است، مدنظر قرار داد.
    اين نويسنده در واكنش به اظهارات واعظي گفت: من ابزار دقيقي براي مقايسه آماري در دست ندارم؛ اما بايد در بيان ميزان سرانه مطالعه ريزمولفه ها و معيارها مشخص شود وگرنه اعلام آمار به صورت كلي چندان قابل استناد نيست.

شاکری: ایران زیرساخت های لازم برای جایگزینی نشرالکترونیک را ندارد

چکیده: منانشر/یک نویسنده گفت: در کشور ما هنوز زیر ساخت های سخت افزاری، نرم افزاری و فرهنگی لازم برای نشر الکترونیک مهیا نیست.

احمد شاکری، نویسنده در گفتگو با پایگاه اطلاع رسانی مجمع ناشران انقلاب اسلامی «منانشر» درباره جایگزینی نشر الکترونیک ابراز کرد: به نظرم  در زمانه ای به سر می بریم که نشر، ناگزیر به سمت الکترونیک شدن پیش می رود و این مسیری ست که جهان در آن گام نهاده است.

وی افزود: اما به ویژه در کشور ما هنوز زیر ساخت های سخت افزاری، نرم افزاری و فرهنگی لازم برای این کار مهیا نیست و قطعا فضاهای مجازی و نشر الکترونیک نمی توانند جایگزین کتاب به شیوه سنتی باشند. لذا نشر الکترونیک را مسیر معادل و جایگزینی برای چاپ نمی دانم.

این نویسنده با اشاره به اینکه بازار کتاب باید به سمت چاپ ونشر آثار فاخر ادبی رهنمون شود، یادآور شد: امروز عناوین بسیاری در حوزه ادبیات چاپ می شود و کتب داستانی بالاترین آمار چاپ را در میان شاخه های ادبی به خود اختصاص داده اند و در این میان آثار فاقد ارزش ادبی نیز بسیار چاپ می شوند.

شاکری ادامه داد: بحثم برسر ایجاد محدودیت برای موسسه های دولتی نیست. مسئله این است که چنانچه اهرم ها و در مجموع اموری مانند محافل، جشنواره های و حوزه های نظریه پردازی که برادبیات تاثیر می گذارند، تقویت شوند، ادبیات در مسیر تولید آثار فاخر حرکت خواهد کرد.

اهداي كتاب به عنوان يك وسيله براي فرهنگ سازي بايد به فرهنگ كتابخواني منجر شود.

احمد شاكري، ( نويسنده) در گفتگو با خبرنگار حوزه ادبيات باشگاه خبرنگاران؛  با اشاره به اين كه اهداي كتاب بايد به فرهنگ كتابخاني منجر شود، افزود: مقوله اهداي كتاب به عنوان يك برنامه خاص و نام گذاري يك روز با عنوان "هديه كتاب به آن ها كه دوستشان داريم" در رشد فرهنگ كتابخواني، عرضه كتاب و نشر مي تواند نقش داشته باشد.
وي گفت: هدف از اهداي كتاب، خوانش و ترويج كتاب است و اگر روزي به توجه هر چه بيشتر به مبحث اهداي كتاب، اختصاص بيابد، توان تاثيرگذراي خوب در متن جامعه را خواهد داشت .
اين نوسنده با اشاره به اين كه سنت اهداي كتاب به كتابخانه هاي از گذشته تا به حال در نزد بزرگان ما ارج نهاده شده، اظهار داشت: ما هم سنت اهداي كتاب را حفظ كرده و آن را عملي پسنديده مي دانيم.
شاكري توجه به شيوه هاي درست انتخاب در ترويج فرهنگ كتاب خواني از طريق اهداي كتاب را مفيد دانست و تصريح كرد: نكته اين است كه چگونه كتاب بايد انتخاب شود و امور زيادي چون نويسنده، مراكز نشر و تبليغ در اين ميان موثر است.
وي به فرمايشات مقام معظم رهبري درباره سير مطالعاتي اشاره كرد و گفت: كتاب بايد با توجه به شرايط مخاطبان انتخاب شود و انتخاب كتاب براي ديگران توسط يك نفر كار درستي به نظر نمي رسد.
اين نويسنده افزود: اهداي كتاب به معناي تجويز دارو براي درمان درد هاي رواني و روحي است.
شاكري به لزوم تعيين و تعريف سير مطالعاتي براي افراد در سنين و با علايق مختلف اشاره كرده و اظهار داشت: منابع و مراجع مختلفي در سطح بين الملل تا امروز دست به تعيين و تعريف سير مطالعاتي براي اقشار مختلف زده اند، عموماً در ادبيات غربي چنين چيزي وجود دارد.
وي افزود: در كشور ما نيز برخي از نويسندگان به ارائه فهرست آثار مناسب براي خوانش پرداخته اند و جشنواره ها نيز اغلب به اين فهرست رسيده اند، اما اين ها همه فهرست  بوده و كافي نيست.
اين نويسنده در ادامه گفت: البته اين فهرست ها گر چه خوب هستند اما توجه خاصي به تعدد اقشار سني و علايق شخصي ندارند.
شاكري بي اطلاعي از مضمون كتاب هاي قابل معرفي را در بي تاثيري اهداي كتاب در ترويج فرهنگ كتابخواني دانست و اظهار داشت: همچنان مقوله سير مطالعاتي در كشور ما، موضوعي بكر و كار نشده است.
وي تصريح كرد: لذا مخاطب تشنه سير مطالعاتي است زيرا با توجه به تعدد كتاب هاي منتشر شده در طول سال براي گزينش كتاب قابل خوانش، سردرگم مي مانند.
اين نويسنده اظهار داشت: سير مطالعاتي را يك فرد نمي تواند تعيين و تهيه كند و چند مجموعه در كنار هم بر اساس روشي صحيح توان تهيه و تدوين چنين سيري را دارند.

بازار کتاب نيازمند نقد سالم است/ لزوم شکستن باندهاي توزيع


يک نويسنده و پژوهشگر، سلامت بازار کتاب را منوط به فعاليت صحيح اهرم‌هاي تاثيرگذاري چون منتقدان، جشنواره‌ها، ناشران و نويسندگان مي‌داند.

احمد شاکري در گفت‌وگو با خبرنگار شهر درباره فروش کاذب برخي کتاب‌ها گفت: در حوزه نشر بعضا با اعلام شمارگان غيرواقعي براي برخي کتب مواجهيم. اين مقوله را از دو جهت مي‌توان ديد؛ نخست اين‌که مرادمان از تيراژ غيرواقعي مي‌تواند چاپ نشدن کتاب به تعدادي باشد که اعلام شده است. ديگر اين‌که توزيع کتاب به نحوي باشد که تيراژ اعلام شده بيان‌کننده رسيدن کتاب به دست مخاطب واقعي آن نباشد و کساني خارج از يک سازوکار طبيعي اين کتاب را دريافت کرده‌ باشند.

 

وي ادامه داد: مقوله تيراژ از جانب ديگري نيز مطرح است که مورد بحث فعلي ما نيست و آن اين که کتاب به خلاف واقع و حتي کمتر از شمارگان اعلام‌شده چاپ شود يا شمارگان بيش از ميزاني که چاپ شده اعلام شود. در صورتي که تيراژ کمتر از ميزان واقعي اعلام شود، به دليل فرار از پرداخت حق‌الزحمه نويسنده اتفاق مي‌افتد؛ اما در مواردي که بيشتر اعلام مي‌شود، از يک جهت به ضرر ناشر است چون در مورد حق تاليف با نويسنده به مشکل برمي‌خورد.

 

شاکري افزود: فارغ از اين مسائل، اگر به‌عنوان يک مقوله اجتماعي و از منظر معضلات نشر بخواهيم به مسئله تيراژ کاذب بپردازيم، بايد با رويکرد حقوقي با آن برخورد کنيم. رويکردي که به حفظ حقوق نويسنده منجر مي‌شود. البته رويکردهاي رواني نيز مي‌توان به اين مقوله داشت.

 

اين نويسنده خاطر نشان ساخت: گمان من بر اين است که در شرايط فعلي، بيش از آن‌که تيراژ بالا بر بازار کتاب تاثير بگذارد، دفعات چاپ است که بر اين بازار تاثيرگذار مي‌گذارد و ناشران بيشتر تلاش مي‌کنند روي نوبت‌هاي چاپ مانور دهند يا اين‌که کتاب را با شمارگان بالا چاپ کنند ولي آن را در چند نوبت عرضه کنند؛ زيرا به لحاظ رواني، دفعات چاپ بيش از شمارگان، تاثيرگذار است. به اين دليل که اين پيش‌فرض را ايجاد مي‌کند که بازار تشنه اين اثر بوده و تقاضاي بازار موجب تعدد چاپ شده است.

 

شاکري گفت: در مواردي که شمارگان واقعي کتاب اعلام نمي‌شود، اهرم‌هاي قانوني وجود دارد. اين مسئله از طريق وزارت ارشاد قابل پيگيري است و خود مولف هم مي‌تواند به لحاظ حقوقي آن را پيگيري کند. در مورد جنبه‌هاي رواني اين مسئله اما بايد از اهالي فن نظر خواست.

 

اين پژوهشگر درباره بازار کتاب اظهار داشت: قطعا وقتي کتاب به‌عنوان يک کالا وارد سبد خانوار مي‌شود، مقوله تجارت آن نيز پيش مي‌آيد و به تبع، تبليغات نيز روي آن انجام مي‌شود. من اما تفاوتي بين کتاب و ديگر کالاهاي تجاري قائلم. معتقدم بايد به کتاب، حتي در عرصه تجارت آن نيز، به‌عنوان يک کالاي فرهنگي نگاه کرد.

 

وي ادامه داد: براي کنترل کالاي فرهنگي اهرم‌هايي درون خود فرهنگ وجود دارد که بايد از آن‌ها استفاده کرد. اگر اين اهرم‌ها درست کار کنند، اعلام تيراژ غيرواقعي چندان بر فروش کتاب تاثيرگذار نخواهد بود و واقعيت و حقيقت آن اثر در نهايت گردش شمارگان را در دست مي‌گيرد نه تبليغات.

 

شاکري افزود: يکي از اين اهرم‌ها، فضاي فرهنگي و فضاي کتاب‌خواني است. حوزه‌هاي نقد آثار ادبي و تبليغات نيز ديگر اهرم‌‌هاي کنترل کتاب‌اند. البته از اين بسيار جاي تاسف دارد که حوزه‌هاي نقد ادبي ضعيف‌اند و تاثيرگذار نيستند. متاسفانه کارشناسي ادبيات در درون حوزه ادبيات و مخاطبان نفوذ چنداني ندارد و پرفروش شدن آثار تابع جرياناتي غير از جريانات دروني مثل نقد بر اساس نظريه‌پردازي است.

 

وي درباره تاثيرات ضعف نقد در حوزه کتاب گفت: به نظرم با استفاده از همين خلاء، برخي ناشران اقدام به تبليغات براي کتاب‌هايي مي‌کنند که شايد اگر نقد درستي روي آن‌ها مي‌شد، قابليت تبليغ اين‌چنين نداشت.

 

اين نويسنده خاطر نشان کرد: در تغيير شمارگان نيز بايد به اين توجه کنيم که اعلام آمار غيرواقعي نمي‌تواند تاثير پايدار و مستمر در حوزه کتاب، به‌ويژه ادبيات داشته باشد. در نهايت، مواجهه مخاطب با ادبيات تعيين‌کننده است؛ حتي اگر اثري با اعلام شمارگان بالا فضاي موقت براي خود ايجاد کند، در طولاني‌مدت ماندگار نخواهد بود.

 

شاکري با تاکيد بر فروش کاذب برخي کتاب‌ها اظهار داشت: شمارگان، گوياي ارائه و توزيع مناسب کتاب و مواجهه آن با استقبال مخاطبان در شرايط معمول نيست زيرا شاهديم که از برخي کتاب‌‌ها در شرايط ويژه‌اي استقبال شده است. به هر حال شبکه‌هاي توزيع کتاب در کشور ما منظم و سنجيده نيستند. به همين دليل نبايد تلاش چند ناشر براي تبليغ کتاب و رساندن محصولاتشان به دست مخاطب را رد کرد.

 

وي افزود: اتفاقا ما بايد از از اين تبليغات استقبال کنيم زيرا حتي شبکه اطلاع‌رساني مناسبي در حوزه کتاب نداريم و شبکه توزيع هم که قوي نيست. بنابراين اگر برخي آثار با تلاش ناشر با تيراژ بالا توزيع مي‌شود، بايد از آن استقبال کرد. اگرچه بازار کتاب نيز همچون کالاهاي ديگر، يک بازار رقابتي است و ديگر ناشران هم بايد به اين سمت حرکت کنند و به شبکه‌هاي توزيع قابل اعتماد، دسترسي داشته باشند؛ ولي اين را ‌که حداقل چند ناشر مي‌توانند کتاب‌هايشان را بفروشند، بايد به فال نيک گرفت.

 

اين پژوهشگر درباره عوامل تاثيرگذار بر موفقيت برخي ناشران در فروش آثارشان گفت: در کار اين ناشران، شيوه‌هاي تبليغ، نحوه و مکان ارائه کتاب و دعوت از چهره‌‌هاي شناخته‌شده در مراسم رونمايي کتاب‌ها بسيار موثر است. چگونگي قرار گرفتن کتاب در اختيار مخاطب نياز به يک بسترسازي دارد و ترديدي نيست که اين بسترها بايد ايجاد شوند. اما در برخي موارد، ‌شکل توزيع کتاب محل ترديد است.

 

وي ادامه داد: اين که خود افراد و خريداران، آگاهانه يک کتاب را خريداري کنند، با اين‌که يک کتاب به‌صورت عمده خريداري شده و در واقع براي افراد فراهم شود و مخاطبان خود به دنبال آن نرفته باشند، بسيار متفاوت است. اين‌ که کتاب‌هاي ارزشمند هم بايد به‌درستي و با دسترسي به شبکه‌هاي مناسب، توزيع شوند مطالبه درستي است؛ اما نبايد فراموش کنيم که به هر حال در عرضه کتاب بحث رقابت وجود دارد و ناشران بر اساس سياست‌هاي خود کتاب‌هايي را منتشر مي‌کنند و فضاي تبليغ آن را نيز فراهم مي‌کنند.

 

شاکري تصريح کرد: اين را نيز نبايد فراموش کرد که امکان توزيع براي بخشي از ادبيات که آن را ادبيات متعهد مي‌ناميم، بيشتر است. شکستن باندهاي توزيع يک حرکت است که مي‌‌تواند در آينده با تغييرات و اصلاحاتي، سبب توزيع آثار ارزشمندي شود که به دلايل مختلف از اين شبکه فاصله دارند.

 

وي ادامه داد: برخي به اهرم‌هايي دسترسي دارند که ديگران ندارند؛ در حالي که اين حق همه است که به اين دسترسي داشته باشند. بخشي از اين مقوله نيز به سياست‌هاي کلان بازمي‌گردد و نبايد معترض بود که چرا يک ناشر بيش از ديگر ناشران مورد توجه قرار مي‌گيرد. دليل اين‌که چرا برخي آثار مناسب، فرصت حضور کمتري دارند را شايد بايد در سياست‌هاي کلان ادبي يا در ضعف جريان نقد ادبي جستجو کرد.

 

اين نويسنده افزود: بايد توجه کنيم، اساسا سلايق ادبي چگونه شکل مي‌گيرند. به هر حال فروش يک کتاب به اين معناست که آن کتاب توانسته سلايق ادبي يک طيف مخاطب را متوجه خود کند. اين يک واقعيت است که اگر همه مجموعه‌ها و همه اهرم‌ها تصميم بگيرند يک کتاب پرفروش شود، ولي مخاطب با ‌آن کتاب ارتباط برقرار نکند، آن کتاب پرفروش نخواهد شد و بالعکس، اگر همه اهرم‌ها تلاش کنند يک کتاب را نقض کنند ولي آن کتاب با مخاطب ارتباط برقرار کرده باشد، هيچ‌کس نمي‌تواند جلوي استقبال مردم از آن را بگيرد.

 

شاکري درباره ارکان بازار کتاب در ايران توضيح داد: عوامل متعددي بر فروش کتاب موثر است. در کشور ما، ناشر رکن اصلي چاپ و نشر است و در ساليان اخير نيز نقش پررنگ‌تري يافته که دليل آن قطعا ضعف ارکان ديگر است. جشنواره‌هاي ادبي نمي‌توانند انحصار يک ناشر را به لحاظ تبليغي بشکنند و حوزه‌هاي نقد ادبي ما نيز قدرت ندارند بر چاپ يا فروش يک کتاب تاثير بگذارند. در چنين شرايطي عرصه براي ناشر باز مي‌شود.

 

وي درباره نقش رسانه‌ها گفت: البته رسانه‌ها نيز در اين ميان موثرند؛ ولي به هر حال تاثير کمتري دارند. براي مثال صدا و سيما برنامه‌هاي چندان درخور توجهي براي معرفي کتاب ندارد و گهگاه در حد يک گزارش خبري به يک کتاب مي‌پردازد که آن هم تحت تاثير شرايط موجود است، نه بر پايه اتاق فکري که اساس آن نقد باشد. رسانه‌ها نيز متاثر از شرايط موجودند و متاسفانه اين شرايط را نيز منتقدان نمي‌سازند؛ بلکه ناشراني مي‌سازند که قدرت دارند، بازار را در دست بگيرند و مطبوعات نيز پيرو آن‌ها عمل مي‌کنند.

 

اين نويسنده تاکيد کرد: نيازمند جريان‌‌هاي متعدد نقد ادبي مستقل، صاحب مبنا و فکر مستقيم هستيم؛ جريان‌هايي که بتواند بر بازار کتاب تاثير بگذارد. در اين صورت است که انتشار و فروش کتاب متعادل مي‌شود و ناشر، منتقد و جشنواره‌ها، هيچ‌يک نمي‌توانند بيش از حد بر اين بازار تاثير بگذارند.

 

وي افزود: اکنون با وجود ده‌‌ها جشنواره، مي‌بينيم که تاثير آن‌ها در عرصه کتاب بسيار ناچيز است و ناشران نقش اصلي را بازي مي‌کنند. البته نويسنده نيز اگر صاحب عنوان باشد به عنوان يک رکن تاثيرگذار عمل مي‌کند؛ ولي در کل ارزشمندي اثر، ناشر توانا، همراهي منتقدان و برجسته شدن در جشنواره‌هاست که مي‌تواند يک اثر را به شکل واقعي پرفروش کند.

پنج کتاب احمد شاکری درباره‌ی ادبیات دفاع مقدس

شاکری به خبرنگار ادبیات و نشر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، گفت: پژوهشی با عنوان «اصطلاح‌شناسی ادبیات داستانی دفاع مقدس» را در دست انجام دارم که این کتاب در واقع ترمینولوژی ادبیات داستانی دفاع مقدس است و به مجموعه تقسیم‌بندی‌های موضوعی، مضمونی و دوره‌یی این ادبیات نگاه دارد و به اصطلاحاتی می‌پردازد که در این ادبیات ایجاد شده است. همچنین بحث ماهوی و فلسفی می‌کند که ادبیات دفاع مقدس چه ادبیاتی است.

این نویسنده ادامه داد: این کتاب شش فصل و یک پیش‌گفتار دارد و در 850 صفحه در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی منتشر خواهد شد.

شاکری با اشاره به دیگر کتاب خود در حوزه‌ی دفاع مقدس، بیان کرد: «انسان‌شناسی ادبیات داستانی دفاع مقدس» عنوان پژوهش دیگری است که اکنون در دست انجام است و در این کتاب از منظر انسان‌شناسی به ادبیات دفاع مقدس نگاه می‌شود. این پژوهش در مرحله‌ی نگارش طرح است و از سوی پژوهشگاه فرهنگ و هنر منتشر خواهد شد.

این پژوهشگر همچنین از نگارش کتابی شامل نقد بر آثار ادبیات داستانی دفاع مقدس خبر داد و گفت: این کتاب مجموعه‌ی نقد بر آثار داستانی دفاع مقدس است که شامل مجموعه‌ای از نقد آثار و یادداشت‌هایی در حوزه‌ی نظریه می‌شود و ویژگی آثاری که در این مجموعه نقد می‌شود، متعلق بودن به طیفی از آثار است که به ادبیات داستانی سیاه موسوم‌اند. این کتاب در نشر صریر به چاپ خواهد رسید.

او در ادامه به کتاب‌های در دست انتشارش اشاره و عنوان کرد: کتاب «گام نهادن بر شیب تند» مجموعه‌ای است در چهار بخش مستقل شامل مقلات، نقدها، گفت‌وگوها و یادداشت‌هایی است که همه وحدت موضوعی دارند و به ادبیات داستانی دفاع مقدس می‌پردازند. نقدهای این مجموعه بر دو مجموعه‌ی داستان «ویزای بهشت» نوشته‌ی عباس جعفری مقدم و «من قاتل پسرتان هستم» نوشته‌ی احمد دهقان نوشته شده است. این کتاب مراحل آماده‌سازی چاپ را گذارنده است و به زودی در خانه‌ی کتاب منتشر می‌شود.

شاکری در پایان گفت: همچنین نگارش «جستاری در ادبیات داستانی سیاه دفاع مقدس» به پایان رسیده است و در کانون اندیشه‌ی جوان منتشر خواهد شد.

امکان ظهور سلایق ادبی در جشنواره‌های ادبی  

احمد شاکری داستان نویس و منتقد ادبیات داستانی در گفت‌‌وگو با خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس ضمن اشاره به وفور جشنواره‌های ادبی، به نکاتی اشاره و گفت: در کشور ما جشنواره‌های متعددی با رویکردهای هنری و ادبی متفاوت به داستان پدید آمده است.

شاکری ابراز داشت: موضوعی که مهم است و باید به آن توجه شود، اینکه در جشنواره‌های ادبی باید این امکان وجود داشته باشد تا سلایق مختلف قابلیت ظهور داشته باشند، چون ادبیات داستانی ما در برهه کنونی در حال تجربه و آزمون و خطاست، یعنی ما به نظریه ادبی داستانی انقلاب اسلامی دست نیافتیم، نظریه و اسلوبی که بتواند داستان ما را به مبانی حکمی، فلسفی و مبانی وحیانی مرتبط کند و ساختارهایش را غنا ببخشد هنوز به لحاظ نظری تولید نشده است.

داور جشنواره ادبی «شهید ساسانی‌خواه» تصریح کرد: به نظر می‌رسد تنظیم و جهت‌دهی به سلایق ادبی می‌تواند در این زمینه مهم باشد، جشنواره‌های ادبی اگر بتوانند به سلایق جهت دهند و آنها را در ذیل یک جشنواره هدایت کنند می‌تواند توفیقی برای جشنواره‌ها در سیطره ادبیات داستانی انقلاب باشد، البته همواره نقدی بر جشنواره‌ها وجود دارد و آن اینکه تکثر آنها باید ناظر بر تفاوت سلایق و غایات باشد.

وی در ادامه افزود: اگرچه کار موازی در حوزه فرهنگ تا حدودی مغفول است اما بنظر می‌رسد زمانی این جهت‌دهی ادبی و داستانی محقق می‌شود که چند شرط در جشنواره وجود داشته باشد؛ نکته اول اینکه حضور چنین جشنواره‌هایی اگر با هدف جهتدهی به سلایق در ذیل ادبیات داستانی متعهد و انقلابی باشد مفید است، اما اینکه می‌توانند جهت‌دهی کنند یا نه، برای این باید شرایطی لحاظ شود، شرط اول اینکه جشنواره‌ها باید ادامه داشته باشند اگر جشنواره‌ای یک دوره برگزار شود و دیگر برگزار نشود تثبیت نمی‌شود، چراکه تثبیت جشنواره در طول برگزاری ادوار مختلف محقق می‌شود، جشنواره به نوع آثار جهت‌دهی می‌کند و نوع داوری، خروجی و برگزیده‌هایی که دارد یک روند رو به رشد فکری و سلیقه‌گی را دنبال خواهد کرد.

* جشنواره باید بتواند تبیین نظری درستی از اهداف خود داشته باشد

وی ادامه داد: نکته دیگر اینکه جشنواره باید بتواند تبیین نظری درستی از اهداف خود داشته باشد، جشنواره‌ها باید بتوانند این تبیین را داشته باشند، گاهی این تبیین در حد توضیح ملاک‌ها و نحوه تطبیق آنهاست، جشنواره‌های موضوعی مثل ادبیات دفاع مقدس، جشنواره انقلاب اینها تبیین موضوعی خاص دارند، جشنواره‌هایی که با موضوع آزاد برگزار می‌شوند باز می‌توانند تبیین متفاوتی داشته باشند، پس بنابراین تبیین هم می‌تواند مهم باشد.

شاکری به نکته سوم اشاره و خاطرنشان کرد: نکته سوم هدفگذاری دقیق در جشنواره‌ها است، به هرحال حوزه ادبیات داستانی در کشور ما خلاء‌هایی دارد، در برخی از ساحت‌ها کار بیشتر شده و در برخی حوزه‌های مضمونی و موضوعی کار کمتری صورت گرفته، زمانی این جهت‌دهی مقدور شده و به نتیجه می‌رسد که هدف‌گذاری مشخصی هم صورت گیرد؛ گاهی هدف‌گذاری با انتخاب موضوع معرفی می‌شود، اما بنظر می‌رسد این هدف‌گذاری می‌تواند در ضمن داوری‌ها و دخالت دادن برخی رویکردهای انتقادی هم صورت گیرد، اینکه ما با چه ملاک و انتظاری به سراغ داستان‌ها می‌رویم این خود می‌تواند تبیین کننده هدف باشد.

داور جشنواره ادبی «شهید ساسانی‌خواه» ضمن اشاره به نکته‌ای دیگر اضافه کرد: نکته‌ای که می‌تواند تضمین کننده موفقیت جشنواره‌ها باشد این است که جشنواره باید تلاش کند از سلیقه به قاعده برسد، یعنی از یک امر جزئی به یک قاعده کلی برسد (حرکت از جزئی به کلی)، این مهم ممکن نمی‌شود مگر با رعایت این نکته که داوری‌ها عموما باید ساز و کار مناسبی داشته باشند، مراد من این نیست که داوران عموما افراد شناخته شده‌ای باشند( شناخته شدن شرط داوری نیست) شهرت لزوما برای داوری شرط نیست، اگر این چند نکته وجود داشته باشد جشنواره‌ای می‌تواند جهت‌دهنده و در ادامه می‌تواند جریان‌ساز هم باشد.

شاكري "گام نهادن بر شيب تند" را تجربه مي‌كند  

كتاب "گام نهادن بر شيب تند" به قلم احمد شاكري در آينده نزديك از دريچه انتشارات سوره مهر وارد بازار كتاب مي شود.

احمد شاكري نويسنده در گفتگو با خبرنگار حوزه ادب باشگاه خبرنگاران با اشاره به آنكه در حال حاضر 4 كتاب خود را براي گذر از مراحل مختلف چاپ و نشر در اختيار مراكز انتشاراتي سوره مهر، موسسه فرهنگي خانه كتاب و پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي قرار داده، افزود: 2 رمان "انجمن مخفي" و "عريان در برابر باد" را همراه با مجموعه گفتار "گام نهادن بر شيب تند" و "جستاري در ادبيات داستاني دفاع مقدس" هم اكنون در دست انتشار دارم.

وي در پاسخ به اين سوال كه در حال حاضر قلم خود را براي نگارش چه آثاري در دست گرفته، گفت: امروزه به سفارش پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، انتشارات سرير و كانون انديشه جوان در حال نگارش دفتر دوم جستاري در ادبيات داستاني دفاع مقدس با عنوان انسان شناسي ادبيات داستاني دفاع مقدس ،‌مجموعه نقدي از داستانهاي دفاع مقدس و جستاري در ادبيات داستاني سياه دفاع مقدس هستم.

سکولاريسم، ريشه ادبيات سياه دفاع مقدس  

يک نويسنده و پژوهشگر ادبيات، ادبيات ضدجنگ در ايران را «ادبيات سياه دفاع مقدس» مي‌خواند و معتقد است اين ژانر، در سکولاريسم ريشه دارد.

احمد شاکري در گفت‌وگو با خبرنگار شهر گفت: ادبيات دفاع مقدس يک گونه از ادبيات داستاني در کشور ماست و در تحليل مسائل اين‌چنين، بايد مسائل عام ادبيات داستاني در کشور را که بر همه گونه‌ها تاثيرگذار است، همراه با مجموعه مسائل و موانعي که در کشور ما حاکم است، بررسي کرد.

وي ادامه داد: البته به نظر مي‌رسد بحث عدم موفقيت ادبيات داستاني در جلب مخاطب، مقوله‌اي جدي است؛ ولي درباره اين که آيا ادبيات دفاع مقدس مورد استقبال است يا نه و آيا اين استقبال مربوط به يک زيرگونه خاص در اين گونه است يا متوجه ادبيات داستاني است، فکر مي‌کنم بايد تفکيکي را در ادبيات داستاني دفاع مقدس قائل باشيم. زيرا ممکن است اين نتيجه نادرست گرفته شود که ادبيات دفاع مقدس به واسطه اين که يک جزء از گونه داستاني است، مورد استقبال قرار مي‌گيرد.

اين نويسنده با بيان اين‌که بايد تفاوتي بين داستان کوتاه و رمان قائل شد،‌ اظهار داشت: به نظر من اوضاع ادبيات ما در حوزه داستان کوتاه عموما بهتر از رمان است؛ هرچند در حوزه رمان دفاع مقدس نيز معدود آثاري مورد توجه قرار گرفته‌اند؛ اما اگر بخواهيم رمان‌هاي دفاع مقدس را با ديگر گونه‌‌هاي ادبيات مقايسه کنيم، شايد نتوانيم رمان دفاع مقدس را به اندازه رمان و داستان در ژانرهاي ديگر مورد استقبال بيابيم.

وي افزود: اما سوال اين‌جاست که اين نقص مربوط به موضوع است يا ساختار؟ با مقايسه‌اي در‌مي‌يابيم که ادبيات داستاني دفاع مقدس در مقايسه با کليت ادب داستاني ما،‌ مخاطب چندان موسعي ندارد؛ ضمن اين که به‌ندرت يک رمان جدي در کشور ما از چاپ دهم مي‌گذرد و با وجود جمعيت 80 ميليون نفري، تيراژ کتاب‌هاي داستان ما عموما از 30 هزار نسخه تجاوز نمي‌کند. اين نشان مي‌دهد که ادبيات داستاني ما در جذب مخاطب توفيق چنداني حاصل نکرده است.

شاکري با طرح اين سوال که آيا اين نقطه نقص، که بعضا در ادبيات دفاع مقدس نيز ديده مي‌شود، به واسطه موضوع بر اين گونه تحميل شده يا به واسطه ابزار؟ و ضعف يا نبض ادبيات دفاع مقدس به واسطه موضوع دفاع مقدس است يا ساختار و زمينه‌هاي داستاني؟، اظهار داشت: من فکر مي‌کنم حالت دوم قابل قبول‌تر است؛ زيرا با مقايسه‌اي بين کتاب‌هاي مستندنگار يا حتي روايت‌هاي غيرمکتوب مثل تئاتر و سينما، شاهد اين هستيم که موضوع جنگ براي عموم مخاطبان، موضوعي مهم و کنجکاوي‌برانگيز است و اغلب دوست دارند درباره آن اطلاعات داشته باشند. از اين رو اين موقعيت مي‌تواند مخاطب را به‌خوبي درگير کند.

وي افزود: پس موضوع در نقص جذب مخاطب ادبيات دفاع مقدس، دخالتي ندارد؛ ‌بلکه بحث شيوه‌هاي روايت و تجربه داستان‌نويسان ماست که چگونه اين مقوله را مورد بازپروري قرار دهند. در ادبيات متعهد،‌ استفاده از ابزار بسيار مشکل‌تر است؛ زيرا نگارش داستاني بر اساس واقعه‌اي که قداست ويژگي وصف آن است،‌ مشکل‌تر از نگارش يک داستان معمولي يا تخيلي است و اين عاملي مضاعف در نقص يادشده است.

نويسنده «عريان در برابر باد» همچنين گفت: به هر حال ادبيات داستاني ما و مباني آن از غرب آمده و بر اساس ديدگاه اومانيستي غرب شکل گرفته است و براي اين که اين ساختارها را براي مفاهيم قدسي به‌کار بريم، نيازمند ايجاد تغييرات بسياري در آن خواهيم بود.

شاکري ادامه داد: همچنين اسلوب‌هاي نگارش، مباني نقد ادبي، مباني نظريه‌پردازي و ساختارهاي ادبي در کشور ما اغلب ترجمه‌اي است؛ زيرا ما هرگز توليدکننده نظريه ادبي نبوده‌ايم. به همين دليل نيز اگر ضعف ساختار دليل عمده عدم توفيق در جذب مخاطب باشد، اين ضعف در پرداخت به موضوعات قدسي نمايان‌تر خواهد بود؛ زيرا مباني وارداتي، با برخي مضامين ما هماهنگي ندارند و به همين دليل پرداختن به اين مضامين که مبناي ادبي آن را نداريم، دشوارتر است. به همين دليل نيز حرکت نويسندگان دفاع مقدس، دشوارتر از حرکت نويسندگان ديگر است.

وي درباره ايجاد جريان‌هايي تحت عنوان ادبيات ضدجنگ در ايران، اظهار داشت: نکته قابل اهميت در اين حوزه، ماهيت جنگ است. ادبيات ضدجنگ واکنشي به ماهيت جنگ است؛ پس تا وقتي که ماهيت جنگ کشف نشود، ‌ضديت با آن معنا ندارد. جنگ ما چند ويژگي داشت. اول اين‌که جنگ ما دفاع بود؛ دوم اين که اين دفاع، ‌دفاعي مقدس بوده زيرا تنها بر مبناي حفظ خاک نبوده و غرض از آن، حفاظت از مرزهاي دين و ارزش‌ها و ثمرات انقلاب بوده است و به همين دليل دفاع ما دفاعي مقدس بوده است.

اين نويسنده افزود: در تاريخ ادبيات جهان، ‌ادبيات ضد جنگ اصطلاحي مشخص براي گونه‌اي ادبي است که بعد از جنگ جهاني دوم شکل گرفت و چون جنگ ما با جنگ جهاني دوم متفاوت است و ايران با آلمان نازي متفاوت است و آرمان و اهداف ما با آرمان و اهداف آلمان نازي متفاوت است،‌ بهتر است از اصطلاح ادبيات ضدجنگ براي ادبيات دفاع مقدس استفاده نکنيم.

شاکري تاکيد کرد: مشکل اين‌جاست که کساني در ادبيات دفاع مقدس ما مطلب نوشته‌اند که قداست آن را به‌خوبي نشان نداده‌اند و قداست دفاع مقدس و رزمندگان آن، در آثار دفاع مقدس آن‌طور که بايد و شايد ديده نمي‌شود. بنابراين کسي در اين اختلاف ندارد که دو طيف با دو ديدگاه مشخص درباره دفاع مقدس مطلب نوشته‌اند، اول ديدگاهي که با دفاع مقدس همدل است و آن را قدسي روايت مي‌کند، دوم ديدگاهي که دفاع مقدس را قدسي روايت نمي‌کند، زيرا آن را مقدس نمي‌داند، يا مقدس مي‌داند و معتقد است بخش قدسي آن را نمي‌توان روايت کرد.

وي ادامه داد: از اين رو بهتر است به جاي ادبيات ضدجنگ، بگوييم ادبيات سياه دفاع مقدس. ويژگي اين ادبيات سياه اين است که به جاي يقين که يک ثمره ايماني است، به شک مي‌پردازد،‌ به جاي حماسه‌ها، به ترس‌ها و موقعيت‌هاي تراژيک مي‌پردازد و به جاي شور به نوعي سردرگمي و احساس شکست مي‌پردازد. اما اين که ادبيات سياه چگونه در ادبيات دفاع مقدس راه پيدا کرد و مباني آن چيست،‌ بحث مفصل‌تري را مي‌طلبد. زيرا آن را يک طيف مشخص شکل داده‌اند و مباني آن سکولار است و ريشه‌هاي آن تا حدودي به انکار تقدس برمي‌گردد.

اين پژوهشگر گفت: دو گروه به ادبيات سياه دفاع مقدس مي‌پردازند؛ اول طيفي که جزء نويسندگان شبه روشن‌فکر تلقي مي‌شوند و پايگاه‌هاي شکل‌گيري‌شان پيش از انقلاب هم وجود داشت. اما گروه ديگري هم در اين حوزه مطلب نوشته‌اند که در طول ايام قبول قطعنامه دچار نوعي تنزل فکري شدند و در نتيجه تحليل‌هاي غلط، تقدس در نوشته‌هاي آنان کمتر ديده مي‌شود.

سیاه‌نویسی، مهم‌ترین آسیب ادبیات دفاع مقدس


 

احمد شاکری معتقد است: نویسندگانی که عموما گرایشات چپ و مارکسیستی دارند، سیاه‌نویسی را در ادبیات ما رواج دادند و مستندنگاران در این زمینه بی تقصیر بودند.

احمد شاکری در گفت‌وگو با هنرآنلاین درباره وضیعت ادبیات داستانی گفت:بررسی وضیعت ادبیات دفاع مقدس نیازمند بررسی عوامل مختلف است و برای این که نسبت به وضیعت کنونی ادبیات دفاع مقدس به شناخت دقیقی برسیم باید این گونه ادبی را از زمان پیدایش تا به امروزمورد بررسی قرار بدهیم تا بتوانیم به درک و دریافت درستی درباره آن دست پیسدا کنیم.

وی افزود: ادبیات داستانی بی شک متاثر از ارکان شکل دهنده آن یعنی آموزش، نظریه، نقد، ناشر، حوزه حمایتی و تبلیغ است. از این رو برای پی بردن به جایگاه فعلی این گونه از ادبیات درمقایسه با سال های نخستین شکل‌گیری آن،باید ابتدا وضیعت ادبیات داستانی را مورد بررسی قرارداد و در دل آن به بررسی جایگاه کنونی ادبیات داستانی پرداخت و برای رسیدن به این مهم باید زمان طولانی صرف کرد.

به گفته این پژوهشگر پژوهشکده اندیشه اسلامی؛ ادبیات دفاع مقدس ریشه درسرچشمه آرمان های انقلابی ما دارد و زبان مردمانی است که درجنگ شرکت کردند.ادبیات دفاع مقدس پس ازانقلاب توانست بیشترین سرمایه های انقلاب را به خود اختصاص بدهد و فرصتی را فراهم کرد تا کسانی که از نزدیک دفاع مقدس را تجربه کرده بودند؛ از تجربیات ناب خود بنویسند. ادبیات دفاع مقدس گونه ادبی ؛ واقع گرا و آرمان خواه محسوب می شود که در بطن خود رشادت ها را به نمایش گذاشته است.

نویسنده مجموعه داستان"سرزمین پدری"ادامه داد: متاسفانه یکی ازمشکلاتی که ادبیات دفاع مقدس با آن روبه‌رو است برخورد موضوعی با آن است؛ به این معنی که  ادبیات دفاع مقدس باید در کنار سایر قالب های ادبی مورد بررسی قرار گیرد.

به گفته شاکری مهمترین آسیبی که متوجه ادبیات دفاع مقدس است؛ ادبیات سیاه دفاع مقدس است که در دل ادبیات دفاع مقدس متولد شده است و مهمترین جریان انحرافی ادبیات دفاع مقدس به شمار می رود.

این نویسنده ارزشی ادامه داد:جریان سیاه نویسی ادبیات دفاع مقدس گونه ای است که تحت عنوان ادبیات دفاع مقدس پدید آمد و اتفاقا مهم‌ترین آسیب را به محتوای ادبیات دفاع مقدس زد و این اتفاق از سوی نویسنده ها اتفاق افتاد و مستندنگاران هیچ نقشی در پیدایش این جریان انحرافی نداشتند.

وی افزود: دلیل عمده آن این بود که وقتی نویسنده ای براساس تکنیک های داستان های نویسی غربی ازقوه تخیل اش برای نوشتن داستانی استفاده می کند در یک موضوع دخل و تصرف می کند و آن موضوع را از جنبه های قدسی اش عاری می کند و خیلی وقایع را جعل می کند و زمینه بسیاری از شبهات را فراهم می کند و این اتفاق بر بسترتحلیل ها سکولاریسم و اومانیسم شکل می گیرد.

 

شاکری درباره خالقان داستان های ادبیات سیاه دفاع مقدس گفت: نویسنده هایی که این جریان منحط را باب کرده اند و با خلق آثار متعد د آن را گسترش داده اند درشمارنویسنده هایی هستند که آبشخور فرهنگی شان دراندیشه های غربی ریشه دارد و بیشتر نویسندگان این جریان انحرافی، نویسندگانی هستند که عموما گرایشات چپ و مارکسیستی دارند و یا تفکرات شان متوجه لیبرال غربی است.

وی افزود: بخش عمده نویسندگان این جریان انحرافی را نویسندگانی تشکیل می دهند که پیش از وقوع انقلاب و جنگ داستان می نوشتند و بعد براساس همان ذهیتنی که اندیشه های غربی برای آنها بوجود آورده بود به سراغ موضوع جنگ رفتند و داستان نوشتند.

به گفته شاکری البته بخش از نویسندگان این گروه، نویسندگانی هستند که از دل جریان ادبی دفاع مقدس زاده و متولد شدند و پس از این که با آثار تالیفی شان براساس متر و معیارهای داستان نویسی غربی مورد بررسی قرار گرفت نسبت به این قالب ادبی دافعه پیدا کردند و در شمار جریان انحرافی سیاه نمایی ادبیات دفاع مقدس قرار گرفتند.

این نویسنده همچنین با انتقاد ازبسیاری از نویسندگان نسل های پیش که ادبیات دفاع مقدس را بایکوت کردند گفت: بسیاری از نویسندگانی که در دهه های پیش از وقوع انقلاب و جنگ به خلق اثر ادبی می پرداختند باوارد نشدن در این حوزه ادبی جدید؛ نسبت به ادبیات دفاع مقدس سکوت کردند.

به گفته این منتقد ادبیات داستانی؛ برای این که ما بتوانیم آثار درخشانی درحوزه ادبیات دفاع مقدس خلق کنیم، باید متناسب با این موضوع خودمان نظریه پردازی کنیم و براساس نظریه های غرب دست به قلم نشویم.

شاکری با اشاره به اهمیت ادبیات دفاع مقدس گفت:به نظرمن باید شرایطی را فراهم بیاوریم تا ادبیات دفاع مقدس ما بتواند برای نسل های آینده نیزحرفی برای گفتن داشته باشد و بتواند این نسل را با خودش همراه کند.

وی درپایان یادآورشد: برای این که بتوانیم درباره جنبه های مختلف آثارادبیات دفاع مقدس صحبت کنیم باید کارپژوهشی جدی روی این آثارانجام شود.

معافيت مالياتي؛ حمايتي ارزشمند اما ناچيز  

داستان‌نويس و پژوهشگر حوزه ادبيات داستاني معافيت مالياتي اهالي فرهنگ را ارزشمند و بهترين شيوه حمايت مي‌داند.

احمد شاکري، در گفت‌وگو با خبرنگار «شهر» درباره قانون معافيت مالياتي اهل فرهنگ گفت: قوانين مربوط به اين معافيت، در متون قانوني موجود و قابل ارجاعند؛ ولي برخي از اين قوانين ممکن است در عمل چندان اجرايي نباشد و تخلفات قانوني را موجب شود که البته شيوه‌هاي پيگيري اين تخلف‌ها نيز حائزاهميت است.

 

وي با اشاره به مراحلي که براي مشموليت اين معافيت بايد طي شود، اظهار داشت: برخي نويسندگان ممکن است اساسا به اصل اين قانون آگاه نباشند و طبيعتا احراز و استيفاي آن را نيز خواستار نخواهند شد؛ زيرا جزئيات آن را نمي‌دانند يا اگر بدانند، نمي‌دانند چطور بايد پيگير اعمال آن باشند. از اين رو روشن‌گري در اين زمينه بسيار حائزاهميت است.

 

بهترين نوع حمايت، حمايت از توليد خلاقه است

 

اين پژوهشگر حوزه ادبيات داستاني با اشاره به لزوم حمايت از نويسندگان گفت: يکي از رويکردهاي غالب در سياست‌هاي حوزه فرهنگ، به‌ويژه در شاخه هنر داستان‌نويسي، حمايت از آن بوده و راهکارهاي مختلفي نيز در اين رابطه اعمال شده است. از مجموعه ‌برنامه‌هايي چون جشنواره‌ها گرفته تا روند سفارش اثر و حمايت از حق‌الزحمه و حق‌التاليف را مي توان در اين راستا ديد.

 

وي ادامه داد: اما به نظر مي‌رسد طبيعي‌ترين و بهترين شيوه در ميان اين حمايت‌ها، حمايت از توليد خلاقه است. تخفيف مالياتي نيز بهترين شيوه براي کمک کردن به توليد هنري است زيرا مستقيما به دست نويسنده مي‌رسد.

 

شاکري گفت: چنين حمايتي، نسبت نويسنده را نيز با حوزه خلاقه‌اش مستحکم‌تر مي‌کند. در واقع، حقوق نويسنده تا حدي استيفا مي‌شود. اين شکل حمايت، شکل درستي است. با توجه به اين قانون، ديگر نيازي به ورود مستقيم دولت به حوزه خريد و توليد کتاب نيست.

 

وي با اشاره به بازار رقابتي کتاب، يادآور شد: معافيت مالياتي اهالي نشر، عملا با حفظ اين بازار رقابتي، از نويسنده، ناشر و کتابفروش حمايت مي‌کند. البته ميزان اين برگشت مالي به نويسنده نيز قابل تامل است. واقعيت اين است که هزينه‌‌ها هميشه در ميزان حق‌التحرير و همچنين قيمت کتاب موثر بوده است.

 

 

 

مبلغ ناچيزي که از پرداخت آن معاف مي‌شويم!

 

نويسنده رمان «عريان در برابر باد» خاطر نشان کرد: کتاب‌هايي که در بدنه ادبيات داستاني توليد مي‌شوند، ‌عموما تيراژي کمتر از پنج هزار نسخه دارند. يعني بيش از 80 درصد کتاب‌هاي حوزه داستان، با شمارگان زير 10 هزار نسخه منتشر مي‌شوند.

 

وي ادامه داد: حق‌التحرير نويسندگان نمي‌تواند مبلغ قابل توجهي باشد. از اين رو مالياتي که از آن کسر مي‌شود نيز چندان قابل توجه نيست. به همين دليل هم براي برخي از نويسندگان نمي‌ارزد که براي کسر نشدن چنين مبلغي از قراردادشان، پيگير احراز نويسندگي‌شان باشند.

 

شاکري با بيان اين‌ که اين ماليات قطعا در کتاب‌هايي که با شمارگان بالا منتشر مي‌شوند، مبلغ قابل توجهي است، گفت: حذف ماليات براي نويسندگان و اهالي فرهنگ و هنر، اگرچه بسيار ارزشمند است؛ ولي در بستري که هنوز نويسندگي در آن حرفه‌اي نشده و يک شغل محسوب نمي‌شود، حمايتي با اين مبلغ ناچيز، نمي‌تواند فرد را در حوزه خلاقه‌اش، فعال نگاه دارد. 

 

وي تاکيد کرد: حمايت‌ها بايد متناسب با حوزه خلاقه هر قشري صورت گيرد؛ البته منظور من حمايت مستقيم مالي نيست، ولي وقتي صحبت از معافيت مالياتي براي نويسندگان مي‌کنيم، بايد تاثيرات آن را نيز بسنجيم. معافيت مالياتي نويسندگان بسيار معقول و ارزشمند است؛ اما کافي نيست زيرا تنها در تيراژهاي بالا قابل توجه خواهد بود.

 

 

 

100 هزار تومان در ماه، براي دو سال نويسندگي

 

اين پژوهشگر درباره چند و چون درآمد نويسندگان حوزه داستان و پژوهش ادبي گفت: تا جايي که من مي‌دانم، نرخ حق‌التاليف در حوزه پژوهش ادبيات، 10 تا 13 درصد قيمت پشت جلد است. حال اگر کتابي 10 هزار تومان قيمت داشته باشد، در تيراژ 2000 نسخه منتشر شود و 10 درصد پشت جلد را به مولف بدهند، دو ميليون تومان عايد نويسنده خواهد شد.

 

وي ادامه داد: البته کتابي که 10 هزار تومان قيمت دارد، حداقل بايد 400 صفحه حجم داشته باشد و 400 صفحه تاليف، يعني حداقل دو سال زندگي يک نويسنده؛ بنابراين نويسنده‌اي که بخواهد در دو سالع تنها يک کتاب منتشر کند، درآمدي کمتر از ماهيانه 100 هزار تومان خواهد داشت! البته موارد متعددي هم هستند که اين کمبود را با پرنويسي جبران مي‌کنند.

 

اين نويسنده درباره نحوه برخورد ناشران با اين معافيت گفت: براي من در مواردي پيش آمده که خود ناشر به دنبال احراز نويسندگي‌ ومعافيتم بوده و اين ماليات از قرارداد من کسر نشده؛ ولي در مواردي هم اين ماليات را با وجود معاف بودن، پرداخت کرده‌‌ام.

 

مشمول معافيت شدن، ‌نياز به دوندگي دارد

 

وي درباره دليل کسر شدن اين ماليات از قراردادهاي نويسندگان، توضيح داد: من فکر مي‌کنم روش‌ها و راهکارهاي معافيت از ماليات، براي بسياري از نويسندگان روشن نيست. از طرفي مشمول اين معافيت شدن، احتياج به دوندگي‌هاي بسيار دارد که در توان و حوصله بسياري افراد نيست. شايد دليل آن اطلاع‌رساني ضعيف باشد يا ناچيز بودن مبلغي که بابت اين ماليات کسر مي‌شود.

 

 

 

طبقه داستان‌نويسان حرفه‌اي بايد شکل گيرد

 

شاکري با تاکيد بر حمايت از نويسندگان، درباره راهکارهاي موجود براي اين حمايت گفت: نياز به تامل و پژوهشي وسيع در اين حوزه هست. اين نظام بايد در حوزه فرهنگ، به ويژه ادبيات خلاقه، بر اساس اهداف کلي، راهبردهايي را تعيين کند. يکي از اهداف، شکل‌گيري طبقه‌اي از داستان‌نويسان حرفه‌اي است.

 

وي ادامه داد: اين به اين معني نيست که همه نويسندگان روزي مي‌توانند از راه نويسندگي ارتزاق کنند؛ ولي با توجه به حساسيت مخاطب و شدت گرفتن انگيزه نويسندگان براي نوشتن، بايد فضايي ايجاد شود که نويسندگان بتوانند به شغل نويسندگي بسنده کرده و کسب معاش کنند.

 

نويسندگان براي کسب معيشت مجبور به پرنويسي مي‌شوند

 

شاکري تاکيد کرد: البته اين به معني پرنويسي نيست. نوشتن يک رمان در يک سال، نشان‌دهنده عجله و پرنويسي است؛ ولي گاهي برخي از نويسندگان حتي مجبور به موازي‌نويسي مي‌شوند و همزمان در حال کار کردن روي چند رمان هستند.

 

احمد شاکري، متولد 1353 در تهران است. وي که در سال 88 دبير هشتمين جشنواره قلم زرين بود، داوري جشنواره‌‌هايي چون ‌شهيد غني‌پور، قلم زرين، بسيج دانشجويي، جشنواره ادبي بسيج، جايزه ادبي اصفهان، قصه‌هاي قرآني، بنياد حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس و دفتر ادبيات ايثار بنياد جانبازان و مستضعفان را نيز عهده‌دار بوده است.

 

اين نويسنده که عضو شوراي عالي ادبيات داستان بسيج است، همچنين تدريس چندين دوره عناصر داستان و داستان‌نويسي، نقد فيلم‌هاي مطرح سينماي ايران در مطبوعات و نقد داستان‌ها و رمان‌هاي معاصر در مطبوعات را در کارنامه حرفه‌اي دارد.

سکولاريسم، ريشه ادبيات سياه دفاع مقدس  

يک نويسنده و پژوهشگر ادبيات، ادبيات ضدجنگ در ايران را «ادبيات سياه دفاع مقدس» مي‌خواند و معتقد است اين ژانر، در سکولاريسم ريشه دارد.

احمد شاکري در گفت‌وگو با خبرنگار شهر گفت: ادبيات دفاع مقدس يک گونه از ادبيات داستاني در کشور ماست و در تحليل مسائل اين‌چنين، بايد مسائل عام ادبيات داستاني در کشور را که بر همه گونه‌ها تاثيرگذار است، همراه با مجموعه مسائل و موانعي که در کشور ما حاکم است، بررسي کرد.

 

وي ادامه داد: البته به نظر مي‌رسد بحث عدم موفقيت ادبيات داستاني در جلب مخاطب، مقوله‌اي جدي است؛ ولي درباره اين که آيا ادبيات دفاع مقدس مورد استقبال است يا نه و آيا اين استقبال مربوط به يک زيرگونه خاص در اين گونه است يا متوجه ادبيات داستاني است، فکر مي‌کنم بايد تفکيکي را در ادبيات داستاني دفاع مقدس قائل باشيم. زيرا ممکن است اين نتيجه نادرست گرفته شود که ادبيات دفاع مقدس به واسطه اين که يک جزء از گونه داستاني است، مورد استقبال قرار مي‌گيرد.

 

 

 

اين نويسنده با بيان اين‌که بايد تفاوتي بين داستان کوتاه و رمان قائل شد،‌ اظهار داشت: به نظر من اوضاع ادبيات ما در حوزه داستان کوتاه عموما بهتر از رمان است؛ هرچند در حوزه رمان دفاع مقدس نيز معدود آثاري مورد توجه قرار گرفته‌اند؛ اما اگر بخواهيم رمان‌هاي دفاع مقدس را با ديگر گونه‌‌هاي ادبيات مقايسه کنيم، شايد نتوانيم رمان دفاع مقدس را به اندازه رمان و داستان در ژانرهاي ديگر مورد استقبال بيابيم.

 

وي افزود: اما سوال اين‌جاست که اين نقص مربوط به موضوع است يا ساختار؟ با مقايسه‌اي در‌مي‌يابيم که ادبيات داستاني دفاع مقدس در مقايسه با کليت ادب داستاني ما،‌ مخاطب چندان موسعي ندارد؛ ضمن اين که به‌ندرت يک رمان جدي در کشور ما از چاپ دهم مي‌گذرد و با وجود جمعيت 80 ميليون نفري، تيراژ کتاب‌هاي داستان ما عموما از 30 هزار نسخه تجاوز نمي‌کند. اين نشان مي‌دهد که ادبيات داستاني ما در جذب مخاطب توفيق چنداني حاصل نکرده است.

 

شاکري با طرح اين سوال که آيا اين نقطه نقص، که بعضا در ادبيات دفاع مقدس نيز ديده مي‌شود، به واسطه موضوع بر اين گونه تحميل شده يا به واسطه ابزار؟ و ضعف يا نبض ادبيات دفاع مقدس به واسطه موضوع دفاع مقدس است يا ساختار و زمينه‌هاي داستاني؟، اظهار داشت: من فکر مي‌کنم حالت دوم قابل قبول‌تر است؛ زيرا با مقايسه‌اي بين کتاب‌هاي مستندنگار يا حتي روايت‌هاي غيرمکتوب مثل تئاتر و سينما، شاهد اين هستيم که موضوع جنگ براي عموم مخاطبان، موضوعي مهم و کنجکاوي‌برانگيز است و اغلب دوست دارند درباره آن اطلاعات داشته باشند. از اين رو اين موقعيت مي‌تواند مخاطب را به‌خوبي درگير کند.

 

وي افزود: پس موضوع در نقص جذب مخاطب ادبيات دفاع مقدس، دخالتي ندارد؛ ‌بلکه بحث شيوه‌هاي روايت و تجربه داستان‌نويسان ماست که چگونه اين مقوله را مورد بازپروري قرار دهند. در ادبيات متعهد،‌ استفاده از ابزار بسيار مشکل‌تر است؛ زيرا نگارش داستاني بر اساس واقعه‌اي که قداست ويژگي وصف آن است،‌ مشکل‌تر از نگارش يک داستان معمولي يا تخيلي است و اين عاملي مضاعف در نقص يادشده است.

 

نويسنده «عريان در برابر باد» همچنين گفت: به هر حال ادبيات داستاني ما و مباني آن از غرب آمده و بر اساس ديدگاه اومانيستي غرب شکل گرفته است و براي اين که اين ساختارها را براي مفاهيم قدسي به‌کار بريم، نيازمند ايجاد تغييرات بسياري در آن خواهيم بود.

 

شاکري ادامه داد: همچنين اسلوب‌هاي نگارش، مباني نقد ادبي، مباني نظريه‌پردازي و ساختارهاي ادبي در کشور ما اغلب ترجمه‌اي است؛ زيرا ما هرگز توليدکننده نظريه ادبي نبوده‌ايم. به همين دليل نيز اگر ضعف ساختار دليل عمده عدم توفيق در جذب مخاطب باشد، اين ضعف در پرداخت به موضوعات قدسي نمايان‌تر خواهد بود؛ زيرا مباني وارداتي، با برخي مضامين ما هماهنگي ندارند و به همين دليل پرداختن به اين مضامين که مبناي ادبي آن را نداريم، دشوارتر است. به همين دليل نيز حرکت نويسندگان دفاع مقدس، دشوارتر از حرکت نويسندگان ديگر است.

 

 

 

وي درباره ايجاد جريان‌هايي تحت عنوان ادبيات ضدجنگ در ايران، اظهار داشت: نکته قابل اهميت در اين حوزه، ماهيت جنگ است. ادبيات ضدجنگ واکنشي به ماهيت جنگ است؛ پس تا وقتي که ماهيت جنگ کشف نشود، ‌ضديت با آن معنا ندارد. جنگ ما چند ويژگي داشت. اول اين‌که جنگ ما دفاع بود؛ دوم اين که اين دفاع، ‌دفاعي مقدس بوده زيرا تنها بر مبناي حفظ خاک نبوده و غرض از آن، حفاظت از مرزهاي دين و ارزش‌ها و ثمرات انقلاب بوده است و به همين دليل دفاع ما دفاعي مقدس بوده است.

 

 

 

اين نويسنده افزود: در تاريخ ادبيات جهان، ‌ادبيات ضد جنگ اصطلاحي مشخص براي گونه‌اي ادبي است که بعد از جنگ جهاني دوم شکل گرفت و چون جنگ ما با جنگ جهاني دوم متفاوت است و ايران با آلمان نازي متفاوت است و آرمان و اهداف ما با آرمان و اهداف آلمان نازي متفاوت است،‌ بهتر است از اصطلاح ادبيات ضدجنگ براي ادبيات دفاع مقدس استفاده نکنيم.

 

شاکري تاکيد کرد: مشکل اين‌جاست که کساني در ادبيات دفاع مقدس ما مطلب نوشته‌اند که قداست آن را به‌خوبي نشان نداده‌اند و قداست دفاع مقدس و رزمندگان آن، در آثار دفاع مقدس آن‌طور که بايد و شايد ديده نمي‌شود. بنابراين کسي در اين اختلاف ندارد که دو طيف با دو ديدگاه مشخص درباره دفاع مقدس مطلب نوشته‌اند، اول ديدگاهي که با دفاع مقدس همدل است و آن را قدسي روايت مي‌کند، دوم ديدگاهي که دفاع مقدس را قدسي روايت نمي‌کند، زيرا آن را مقدس نمي‌داند، يا مقدس مي‌داند و معتقد است بخش قدسي آن را نمي‌توان روايت کرد.

 

 

 

وي ادامه داد: از اين رو بهتر است به جاي ادبيات ضدجنگ، بگوييم ادبيات سياه دفاع مقدس. ويژگي اين ادبيات سياه اين است که به جاي يقين که يک ثمره ايماني است، به شک مي‌پردازد،‌ به جاي حماسه‌ها، به ترس‌ها و موقعيت‌هاي تراژيک مي‌پردازد و به جاي شور به نوعي سردرگمي و احساس شکست مي‌پردازد. اما اين که ادبيات سياه چگونه در ادبيات دفاع مقدس راه پيدا کرد و مباني آن چيست،‌ بحث مفصل‌تري را مي‌طلبد. زيرا آن را يک طيف مشخص شکل داده‌اند و مباني آن سکولار است و ريشه‌هاي آن تا حدودي به انکار تقدس برمي‌گردد.

 

 

 

اين پژوهشگر گفت: دو گروه به ادبيات سياه دفاع مقدس مي‌پردازند؛ اول طيفي که جزء نويسندگان شبه روشن‌فکر تلقي مي‌شوند و پايگاه‌هاي شکل‌گيري‌شان پيش از انقلاب هم وجود داشت. اما گروه ديگري هم در اين حوزه مطلب نوشته‌اند که در طول ايام قبول قطعنامه دچار نوعي تنزل فکري شدند و در نتيجه تحليل‌هاي غلط، تقدس در نوشته‌هاي آنان کمتر ديده مي‌شود.

پرداختن به حقیقت قدسی دفاع مقدس، معیار كیفیت آثار است

با احمد شاكری، نویسنده، در هفته دفاع مقدس:

یك نویسنده و فعال در زمینه ادبیات دفاع مقدس گفت: مهمترین معیاری كه می توان با آن آثار ارزشمند ادبیات دفاع مقدس را شناخت، پرداختن به ماهیت و حقیقت قدسی دفاع مقدس در آثار ادبی است.

احمد شاكری نویسنده و منتقد ادبی در گفت و گو با خبرنگار بخش كتاب و ادبیات پایگاه خبری حوزه هنری با بیان این مطلب افزود: بررسی معیارهای كیفی آثار ادبی در هر حوزه می تواند موجب یافتن آثار ارزشمند در آن حوزه شود و به نویسندگان راهكارهای مناسبی برای نوشتن آثار با كیفیت به دست دهد.

این نویسنده ادامه داد: برخی از آثار تولید شده در زمینه ادبیات دفاع مقدس صرفا به واقعیت های جنگ تحمیلی اشاره می كنند بدون اینكه در آنها تعهدی مبنی بر پرداختن به حقیقت این دفاع قدسی وجود داشته باشد؛ از این نظر ماهیت دفاع مقدس در آن ها به شكل ضعیفی بیان شده است.

وی با بیان اینكه حوزه هنری و انتشارات سوره مهر از نظر پرداختن به ماهیت حقیقی دفاع مقدس توانسته اند آثار خوبی به بازار كتاب عرضه كنند، افزود: البته همه آثار منتشر شده توسط انتشارات سوره مهر از این نظر یكسان نبوده و ضعف هایی هم در برخی از آثار دیده می شود اما به هر حال زمینه را برای انتشار آثار ادبی ارزشمند فراهم كرده است.

شاكری در پاسخ به این پرسش كه كدام یك از كتاب های منتشر شده در حوزه ادبیات دفاع مقدس را بیش از دیگران پسندیدید، اظهار كرد: در یك نگاه كلی ما در حوزه خاطره نویسی ادبیات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس جلوتر از داستان نویسی در این حوزه ها هستیم و با اینكه من همه آثار خاطره نویسی دفاع مقدس را نخوانده ام، اما كتاب «كوچه نقاشها» هم از نظر شخصیت پردازی و هم به لحاظ تم داستانی برایم قابل تامل بود.

وی در پایان افزود: البته مرزها بین آثار پرفروش انتشارات سوره مهر از جملع «دا»، «نورالدین، پسر ایران»، «پایی كه جا ماند» و ... خیلی به هم نزدیك است و این انتخاب را دشوار می كند.

احمد شاکری: ادبیات دفاع مقدس نیازمند حمایتهای بیشتری است

علیرغم اینکه حمایت، شایسته نویسندگان دفاع مقدس است، اما به نظر می رسد دست اندرکاران آن گونه که گمان می برند حمایت کافی و وافی از ادبیات دفاع مقدس نداشته اند و این گونه ادبی، نیازمند حمایت های بیشتری است.

شبکه ایران/سهیلا قربانی: احمد شاکری پژوهشگرِ پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی چندی پیش اقدام به تالیف مجموعه ای با عنوان «جستاری در ادبیات داستانی دفاع مقدس» کرد که خروجی آن شامل دفاتر مختلفی ازجمله «اصطلاح شناسی در ادبیات دفاع مقدس» و «انسان شناسیِ ادبیات داستانی دفاع مقدس» است. به انگیزه  فرارسیدن هفته  دفاع مقدس با وی گفتگویی پیرامون آسیب شناسی ادبیات مقاومت داشتیم.

** براساس چه روندی بعد از «اصطلاح شناسی ادبیات داستانی دفاع مقدس» به مقوله  «انسان شناسی» در این مجموعه رسیدید؟

این روند انتخابی مبتنی بر ایده ای بود با عنوان هندسه معرفتی ادبیات داستانی دفاع مقدس که نقشه جامعی از محورهای مطالعاتی حوزه ادبیات داستانی و رعایت مراتب پرسش هایی که می تواند در این مقوله جنبه مبنایی داشته باشد. عنوان انتخابی هم یکی از همین مبانی است. بحث «شخصیت پردازی» در ادبیات داستانی به معنای عام و ادبیات داستانی دفاع مقدس، یکی از محورهای تعیین کننده است. «شخصیت» و «رخداد» در ادبیات داستانی همواره به عنوان دو رکن اساسی داستان تلقی می شوند که گاها یکی بر دیگری برتری دارد. جوهره سازنده دفاع مقدس، افرادی هستند که قدم در میدان جنگ گذاشتند. در واقع جانِ دفاع مقدس پیوند عمیقی با انسان ها و جریان اندیشه آنها دارد که در این دفتر به آن پرداخته می شود.

** در تدوین کار به شخصیت های برجسته  دفاع مقدس هم اشاره ای شده؟

احتمال دارد که شخصیت ها با طرح آمیخته شوند اما اینکه بصورت مجزا بخشی از کتاب به پرداختِ شخصیت افراد برجسته  این حوزه اختصاص داده شود هنوز قطعی نیست.

** با توجه به اینکه پژوهش جامعی در زمینه «اصطلاح شناسی داستانی دفاع مقدس» داشتید، می خواهم بدانم آیا استفاده از اصطلاح «ادبیات سیاه دفاع مقدس» سابقه  طولانی در ادبیات مقاومت داشته یا به فراخور انتشار اثار خاصی در یک بازه زمانی معین مجبور به ایجاد و استعمال آن در ادبیات شده اید؟

متاسفانه حقیقتی تحت این مفهوم وجود دارد. این حقیقت زمانی ثابت می شود که شاهد انتشار آثاری هستیم که همدل و همسو با جنگ و آرمان های الهی نبوده اند و نگاه موافق و همدلانه ای نداشته اند. نویسندگانی که در داستان هایشان از دفاع مقدس بعنوان جنگی فرسایشی، بی ثمر و شکننده یاد می کنند به نوعی همگام با جریانی هستند که جنگ را به مثابه یک جنگِ قدسی و مقدس نمی دانند. تکیه بر این نوع نگرش در روند داستان ها، عموما توسط شبه روشنفکرها انجام می شود که با اهداف الهی سر همسویی ندارند. در اوایل انقلاب هم کسانی بودند که صرفا به دنبال تصویرکردن چهره ی تلخ و بلازده ای از جنگ بودند اما آمار این نوع نگرش در اثار مقاومت در چندسال اخیر بیش از گذشته بوده است. این نوع دیدگاه اومانیستی بر پایه  مبانی غربی است که با ابعاد ملکوتی و اهداف الهی جهاد منافات دارد. نویسنده ای که فارغ از بُعد ملکوتی، تنها به مشکلات زندگی یک جانباز می پردازد قطعا بدون درنظر گرفتن آرمان کسانی که قدم در میدان جنگ گذاشته اند، تنها به دنبال درشت نماییِ پیامدهای منفی جنگ است.

** البته این مسائل هم بخشی از واقعیاتِ کتمان ناپذیر جنگ است که در ادبیات دنیا هم به زوایای مختلفی از پیامدهای آن پرداخته شده...

درست است هر جنگی پیامدهای مخربی هم دارد و من منکر این مسئله نیستم. شخصیت های مصمم و مردد در جنگ های دنیا وجود داشته اند اما نویسنده باید آگاه باشد که اگر در طول داستان به پرداخت هرنوع شخصیتی با ویژگی های خاص روی آورده ،درنهایت موظف است نتیجه  افتخاربرانگیزی از جنگ ارائه دهد تا اصل جهاد و بار معنوی آن زیرسوال نرود.

 ** پس اصطلاح «ادبیات سیاه دفاع مقدس» به نوعی جایگزین شده  «ادبیات ضدجنگ» محسوب می شود..

درست است. اما من برای پرهیز از عنوان «ادبیات ضدجنگ» از اصطلاح «ادبیات سیاه» استفاده میکنم. به نظر من ادبیات سیاه ناظر بر آثاری است که مخالف ماهیت دفاع کردن در جنگ نیست اما با اهداف الهی همسویی ندارد.

 ** در دفتر اصطلاح شناسی ادبیات دفاع مقدس به رمزگشاییِ این اصطلاح هم پرداخته اید؟

بله. علاوه براین درحال تالیف کتاب مستقلی در این باب با عنوان «جستاری در ادبیات داستانی سیاهِ دفاع مقدس» نیز هستم.

 ** ضمن تحقیقاتی که در تالیف این مجموعه داشتید، مهمترین آسیب ادبیات حوزه مقاومت را در چه می بینید؟

به نظر من آسیب ها روی دیگر سکه فرصت هاست. یعنی اگر بهره  درستی از فرصت ها نداشته باشیم، همان فرصت می تواند تبدیل به آسیب بزرگی شود. متاسفانه باید بپذیریم که برای طراحیِ پشتوانه های نظری و انتقادی در ادبیات ضعیف عمل کردیم. نویسنده باید بداند مادامی که صاحب تحلیل عمیق نباشد از بدنه ادبیات جدا خواهد ماند. ازطرف دیگر ما با معضل چیرگی اندیشه غربی در ادبیات کشور مواجهیم. ادبیات داستانی توسط شبه روشنفکرها به ایران آمده و به تبع، رویکردهای غربی بر آن چیره شده. در این شرایط ادبیات دفاع مقدس تلاش می کند تا خلاف این جریان حرکت کند اما بدلیل نداشتن پشتوانه نظری به سمت جریاناتی سوق پیدا کرده که اندیشه های غربی بر آن حاکم شده است.

 ** فکر می کنید سفارشی نویسی در بروز این مسئله می تواند اثرگذار باشد؟

نمی توانیم سفارشی نویسی در حوزه دفاع مقدس را انکار کنیم اما دهه اخیر در مقایسه با گذشته بهره کمتری از آن برده. ضمن اینکه اگر قراردادی هم برای نگارش کتاب بسته شده ، قطعا نویسنده در مقام انتخاب کننده موضوع دخیل بوده و هیچ تحمیل و اجباری در کار نبوده است. به همین خاطر به همان اندازه که نمی توان بطور قطعی سفارشی نویسی را مبرا از بروز این معضل دانست، نمی توان آن را هم محکوم کرد.

** برخی براین باورند که ادبیات دفاع مقدس مبتنی بر حمایت های دست اندرکاران اجرایی است. اینجا سوالی مطرح می شود که آیا ادبیات مستقلِ دفاع مقدس توسط گروهی خاصی ارائه می شود ؟

در وهله اول در جواب به این گروه باید بگویم علیرغم اینکه حمایت، شایسته نویسندگان دفاع مقدس است و حمایتهایی هم صورت گرفته اما به نظر می رسد دست اندرکاران آن گونه که گمان می برند حمایت کافی و وافی از ادبیات دفاع مقدس نداشته و این گونه ادبی، نیازمند حمایت های بیشتری است. متاسفانه ذهنیت غلطی در تقسیم بندی ادبیات مستقل و دولتیِ دفاع مقدس شکل گرفته که باعث شده ادبیات «ضدجنگ» بعنوان بخش مستقلِ ادبیات مقاومت شناخته شود و ادبیات دولتی صرفا درجهت تبلیغ اصلِ دفاع مقدس. این نوع نگاه، خدشه دار کردن قداست و ماهیت جنگ است. گستره و اهمیت چنین موضوعی، نیازمند ارزش گذاری بیشتر از جانب مسئولین است تا مرز بین نگاه سلیقه ای افراد و خطوط قداست جنگ تمیز داده شود.

http://www.inn.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=3&Id=111553&Rate=0

علت جذب نشدن مخاطب به داستان های زندگی معصومین، سبک نوشته هاست نه موضوع

 یک منتقد ادبی گفت: برای داستان نویسی در زمینه زندگی معصومین در آغاز راه هستیم. تلاش هایی در این زمینه شده است اما تلاش آفرینشی و خلاقانه کافی نیست و این کار به تئوری پردازی، گسترش فضای نقد و غیره نیاز دارد که همه اینها در طول زمان امکان پذیر است تا ما را در رساندن به کاری در شان ائمه معصوم موفق کند.

احمد شاکری، نویسنده و منتقد ادبی در گفت وگو با خبرنگار شفقنا ( پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) با اشاره به وجود برخی نظریه ها مبنی بر اینکه حوزه ادبیات داستانی معاصر با موضوع زندگی معصومین نتوانسته است مخاطب جوان کنونی را جذب کند اظهار کرد: آنچه که مخاطب جوان را جذب می کند یا نمی کند، سبک داستان ها و ادبیات داستانی است و این با این مساله که بگوییم داستان زندگی معصومین نتوانسته جوان ها را جذب کند، بسیار متفاوت است.

او با طرح این سوال که آیا ادبیات داستانی با موضوعات دیگر به غیر از زندگی معصومین توانسته مخاطبان جوان را علاقه مند کند، ادامه داد: باید بین ماهیت موضوع و سبک کار در جذب مخاطب تفکیک قایل شد، اگر به گستره حوزه ادبیات داستانی و معصومین نگاه شود این طور نیست که همه داستان هایی که به این موضوع می پردازد از جذب ناتوان بوده باشد. به طور مثال آثار سید مهدی شجاعی که روایی است مورد توجه زیادی واقع شده است.

شاکری تاکید کرد: اگر به فرض داستان های نوشته شده در خصوص زندگی اهل بیت موجب جذب مردم نشده باشد این علت را نباید در موضوع، بلکه باید در قالب جست وجو کرد زیرا وقتی صحبت از معصومین، دیدگاه، سیره عملی و جهان بینی این بزرگواران می شود، همه این افراد را قرآن ناطق می دانند و زندگی آنان را سرلوحه و الگوی زندگی خود قرار می دهند.

این منتقد ادبی با بیان اینکه اگر برخی از داستان ها نمی توانند مخاطب را جذب کنند در ادای موضوع و در مرحله بالاتری ناتوانند گفت: هم اکنون در آغاز راه هستیم و تلاش هایی در این زمینه شده است ولی تلاش آفرینشی و خلاقانه کافی نیست و این کار به تئوری پردازی، گسترش فضای نقد و غیره نیاز دارد که همه اینها در طول زمان امکانپذیر است تا ما را در رساندن به کاری در شان ائمه معصوم موفق کند.

او ادامه داد: اگر به گونه هایی از ادبیات داستانی معاصر کشور نظیر ادبیات انقلاب و دفاع مقدس نگاه کنیم و به شخصیت های این بزرگواران در این آثار رجوع کنیم متوجه خواهیم شد که خیلی پر فروش بوده اند بنابراین اگر شمه ای از شخصیت معصومین که در ادبیات دفاع مقدس وجود دارد، تا این حد می تواند جذاب باشد چگونه سخن گفتن از خود این افراد و سیره معصومین جذاب نخواهد بود.

شاکری یادآور شد: اگر برخی از داستان ها نتوانسته اند جذابیت را برای مخاطبان ایجاد کنند دلیل آن به موضوع بر نمی گردد و به ساختار داستان مربوط است، ضمن اینکه پرداخت به شخصیت معصوم به طور خاص سختی ها و دشواری هایی نیز دارد.

وی در پایان اظهار کرد: برخی نویسنده ها با اشراف به محدودیت های داستان نویسی از ائمه و معصومین، ترفندهای مختلفی را برای روایت استفاده کرده اند. به طور مثال در کتاب "آنک آن یتیم نظر کرده" که توسط آستان قدس رضوی به چاپ رسیده نویسنده، داستان خود را با روایات متعددی که امکان بهره برداری از مستندات تاریخی را به آنها می دهد و به ایشان کمک می کند که از برخی ساحت هایی که نمی شود به آن پرداخت دور بماند، خلق می کند.

رشد جشنواره‌هاي ادبي در دهه 80

گفت‌وگو با احمد شاکری، درباره وضعيت داستان‌نويسي / روزنامه وطن امروز 31/2/91

 

احمد شاکری، یکی از نویسندگان فعال معاصر است. او علاوه بر نگارش آثاری در حوزه داستان تا امروز عضو هيات داوري در جشنواره‌های ‌شهيد غني‌پور، قلم زرين، بسيج دانشجويي، جشنواره ادبي بسيج، جايزه ادبي اصفهان، قصه‌های قرآني، بنياد حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس، دفتر ادبيات ايثار بنياد جانبازان و مستضعفان و... نیز بوده است. وي همچنین در جلسات نقد حضوري با موضوع رمان‌های معاصر فارسي و داستان‌هاي ترجمه شرکت دارد و عضو سابق شوراي سردبيري ماهنامه ادبيات داستاني و سردبير اسبق فصلنامه اصحاب قلم بوده است. از آثار وي مي‌توان به «سرزمين پدري» (مجموعه داستان)، بازتاب (مجموعه نقد 5 رمان: «آتش بدون دود»، «من او»، «کشتي پهلو گرفته»، «در جست‌وجوي من» و «شيدا»)، «عريان در برابر باد» (رمان)، «نفس» (مجموعه داستان)، «باران نيمروز» (مجموعه داستان) و «انجمن مخفي» (رمان) اشاره کرد. قرار است در روزهای آتی چهارمین دوره «کارگاه داستان» احمد شاکری در کانون اندیشه جوان برگزار شود. با او درباره جزئیات این کارگاه به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

***

قرار است در این کارگاه چه مباحثی به هنرجویان داستان‌نویسی تدریس شود؟

از آنجا که عنوان این دوره «حلقه داستان‌نویسی» است، قصد دارم به تدریس روش‌های معمول بپردازم که آموزش آشنایی با تعاریف داستانی از این جمله است. همچنین در این کارگاه‌ها مبحثی به نام تامل روی موضوع یا سوژه وجود دارد. در عین حال بخشی از این جلسات به نقد آثار هنرجویان و ارزیابی این آثار اختصاص دارد. به طور کلی در این دوره از کارگاه‌ها 4 محور در نظر گرفته شده است. نخست تمرکز بر عناصر داستان و مبانی نظری است. البته تلاشمان در این حیطه این است که رویکردی منتقدانه داشته باشیم. محور بعدی درباره تحلیل و نقد کارهای هنرجویان است. علاوه بر این نقد آثار داستانی معروف چه در حوزه ادبیات داستانی ایران و چه در کشورهای دیگر از جمله مباحث این کارگاه به شمار می‌رود. آخرین مبحث نیز که در این کارگاه حائز اهمیت است، جمعی‌نویسی است به این معنا که روی موضوعات خاص تامل و رویکرد ویژه‌ای شود. البته در دوره‌های پیشین کارگاه‌های داستان‌نویسی این بحث را در قالب تبیین زاویه دید در داستان آموزش داده‌ایم.

فکر می‌‌کنید تاثیر برگزاری کارگاه‌هایی از این دست چیست؟

تجربه نشان داده برپایی کلاس‌ها و دوره‌های جمعی برآیند مثبتی در پی داشته است، ضمن اینکه اگر به خروجی جشنواره‌های داستانی نگاه کنیم متوجه می‌شویم اغلب برگزیده‌های این جشنواره‌ها از محافل ادبی یا کلاس‌هایی از این دست برخاسته‌اند. به بیان ساده‌تر، دیگر به ندرت پیش می‌‌آید نویسنده‌ای بر اساس غریزه ذاتی خود و بدون بهره‌گیری از کارگاه‌های آموزشی داستان توانسته باشد به مدارج متعالی در این عرصه دست یابد.

برخی بر این باورند نویسندگی امری اکتسابی است که از محیط یا نشست و برخاست در کارگاه‌های داستان به وجود می‌‌آید و برخی معتقدند نویسندگی نیز مانند دیگر هنرها فن نیست بلکه در ذات فرد نهفته است، نظر شما در این باره چیست؟

به نظر می‌رسد نویسندگی پیش از هر چیز بر 3 مولفه تجربه، دانش و مهارت متکی است. آنچه در کارگاه‌های داستان‌نویسی به هنرجو منتقل می‌شود، طبعا نمی‌تواند ویژگی تجربه را در اختیار او بگذارد زیرا تجربه بر اساس گذشت زمان و ممارست شکل می‌‌گیرد و کارگاه‌ها تنها به آموزش مبانی و اصول داستان‌نویسی می‌‌پردازند. البته ناگفته نماند کارگاه‌های داستان‌نویسی همواره در گسترش مهارت‌های نوشتن نیز نقش بسزایی ایفا می‌‌کنند و از همه مهم‌تر دانش داستان‌نویسی و چگونه نوشتن را در اختیار هنرجو قرار می‌‌دهند. برخی هنرجویان که به کارگاه‌های داستان‌نویسی می‌‌آیند تصور می‌‌کنند مهارت نوشتن در طول 6 ماه یا یک سال شکل می‌‌گیرد و تکمیل این مهارت می‌‌تواند به نویسنده شدن آنها کمک کند، در حالی که این‌طور نیست و نمی‌شود از کارگاه‌های داستانی انتظار داشت به این سرعت نویسنده تربیت کنند.

به نظر شما هنرجو برای رسیدن به مرحله نویسندگی و نگارش یک اثر مستقل باید چه بازه زمانی را در این کارگاه‌ها طی کند؟

ببینید، این مساله منوط به احراز شرایط است. تصورم بر این است که اگر فردی که پا به این کارگاه‌ها می‌‌گذارد همه ویژگی‌های متناسب با نوشتن یعنی کوشش و خلاقیت را داشته باشد بدون شک می‌‌تواند به این مرحله دست یابد و این مولفه‌ها در سرعت‌بخشی به هدف تاثیر بسزایی خواهد داشت، ضمن اینکه کلاس‌هایی از این دست قطعا می‌‌تواند برخی مبانی دینی را که در حال حاضر در ادبیات داستانی ما مفقود است تقویت و تکمیل کند.

اگر ممکن است در این‌باره بیشتر توضیح دهید.

در سال‌های گذشته تا امروز کتاب‌هایی درباره تعریف عناصر داستانی مانند «عناصر داستان» به قلم جمال میرصادقی، «حاشیه‌ای بر مبانی داستان» نوشته ابوتراب خسروی، «داستان کوتاه» نوشته مصطفی مستور، «هنر داستان‌نویسی» نوشته ابراهیم یونسی، «تعاریف، ابزارها و عناصر» اثر ناصر ایرانی و... منتشر شده که متاسفانه مبنای این کتاب‌ها بیش از هر چیز مادیگرایانه بوده است که به نظر می‌رسد باید پاره‌ای اصلاحات در این کتاب‌ها انجام شود و حرکت‌ها در این زمینه از مادیگرایی به سمت معنویت سوق یابد. امروز ما کتابی با رویکرد دینی در مبانی نظری ادبیات داستانی نداریم. شاید در این بین بتوان به کتاب «الفبای داستان‌نویسی» محمدرضا سرشار اشاره کرد که آن هم کتاب جامعی نیست و آن‌طور که از نامش پیداست برای مخاطبانی نوشته شده که در ابتدای حیطه داستان‌نویسی قرار دارند و می‌‌خواهند اصول اولیه را در این زمینه فراگیرند.

صرفنظر از این بحث، امروز کتاب‌های نظری در زمینه داستان‌نویسی که جنبه تالیف هم داشته باشند اندک است و اگر هم در این زمینه منابع و کتابی وجود داشته باشد بیشتر ترجمه بوده است. به نظر شما این نقصان ناشی از چیست؟ ظاهرا برخی نویسندگان چندان تمایلی به انتقال تجارب خود در قالب کتاب به نسل‌های بعدی ندارند.

یک بخش از نبود آثار تالیفی در این‌باره به این بازمی‌گردد که نویسندگان به دلیل نویسنده بودن نمی‌توانند به نگارش چنین کتاب‌هایی بپردازند. دلیلش هم این است که زمینه کاری نویسنده همواره آفرینش خلاقه بوده است، در عین حال نویسنده پژوهشگر نیست و نوشتن کتاب‌هایی از این دست حتما نیازمند پژوهش‌های میدانی و مفصل است که باید به دست محقق انجام شود. اگرچه برخی نویسندگان معاصر مانند حسین سناپور، مصطفی مستور، ابوتراب خسروی و... بوده‌اند که با نگارش چنین کتاب‌های نظری سعی کرده‌اند به تبیین تجارب شخصی خود در عالم داستان‌نویسی بپردازند اما این کتاب‌ها نیز به آن شکلی که باید از بعد آموزشی و مدون از چارچوب‌های علمی و همسویی با مبادی حکمی و دینی برخوردار نیست، بنابراین وظیفه پژوهشگر ادبی است که در این زمینه به ارائه اثر بپردازد. متاسفانه در حال حاضر فضای پژوهشی برای تالیف چنین کتاب‌هایی مهیا نیست و اگر هم کتاب‌های نظری در زمینه داستان‌نویسی وجود داشته باشد ترجمه است تا تالیف. روی این اصل تصور می‌کنم پژوهشگران ما در درجه نخست نیازمند سوال در حیطه نگارش کتاب‌های نظری داستان‌نویسی هستند.

یک سوال هم درباره جشنواره‌های ادبی خاصه داستانی که گاه در طول یک‌سال با تکثر این جشنواره‌ها مواجه می‌شویم، دارم. با توجه به اینکه شما دبیری هشتمین و نهمین دوره از جایزه قلم زرین را برعهده داشتید، بگویید اصولا برپایی این جشنواره‌ها چقدر می‌تواند در تقویت درخت داستان‌نویسی در ایران موثر باشد؟

بی‌تردید این جشنواره‌ها در طول دهه 80 رشد چشمگیری داشته‌اند، البته به نظرم این نکته باید درباره تکثر جشنواره‌های ادبی مورد تامل و بررسی قرار گیرد که آیا افزایش این رویدادهای ادبی می‌‌تواند در تنوع نقش داشته باشد یا اصلا این تنوع به رشد ادبیات داستانی ما کمک خواهد کرد یا به عبارتی به رونق داستان منجر می‌شود! اینها همه مباحثی است که جای تامل دارد. در عین حال جشنواره‌های ما عملا به لحاظ فکری متنوع نیستند. شاید به لحاظ جایزه و داوری متفاوت باشند اما همان‌طور که اشاره کردم از نظر فکری متفاوت نبوده‌اند. خاطرم هست مدتی پیش جشنواره‌ای در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد که داورانش مبنای غربی و ترجمه‌ای داشته‌اند اما جشنواره‌ای مثل قلم زرین در مقایسه با دیگر جشنواره‌ها از اعتبار بیشتری برخوردار است.

از چه نظر؟

مهم‌ترین وجه افتراق این جشنواره با دیگر جشنواره‌ها این است که از پشتوانه ادبی محکمی برخوردار است. در جشنواره‌های دیگر معمولا 3-2 نفر به تصمیم‌گیری درباره چند و چون جشنواره می‌‌پردازند اما جشنواره قلم زرین توسط اعضای انجمن قلم ایران، هیات مدیره جشنواره را خود انتخاب می‌‌کنند و روی این اصل از منظر ماهوی از پشتوانه محکمی برخوردار است. فارغ از این بحث، مهم‌ترین نکته‌ای که درباره جایزه قلم زرین وجود دارد این است که تسلیم ادبیات غرب نیست. خودباور است و اتکایش به معارف دینی است و به بیان ساده‌تر، مرعوب ساختارهای داستان‌نویسی غربی نمی‌شود.

در لابه‌لای گفت‌وگو به این مساله اشاره کردید که باید در همه مسائل حتی در نگارش کتاب‌های نظری داستان‌نویسی از منابع تالیفی برخوردار شویم و کمتر به ترجمه توجه کنیم یا در سوال قبلی اشاره کردید جایزه قلم زرین تسلیم ادبیات غرب نمی‌شود اما نکته اینجاست که باید بپذیریم عمر ادبیات داستانی در ایران در مقایسه با دیگر کشورها اندک بوده و کشورهای دیگر از منظر ساختار، محتوا و تکنیک در حیطه ادبیات داستانی خود به مراتب از ما پیش بوده‌اند.

البته تسلیم نشدن به معنای نپذیرفتن و استفاده نکردن از آن نیست. منظور من از تسلیم نشدن، تبعیت از شیوه‌های داستانی غربی است بدون آنکه فکر کنیم یا آنها را با معیارهای عقل بسنجیم. مساله اینجاست که وجهه ما در رویارویی با ادبیات غرب به معنای سر باز زدن از آن نیست. همان‌طور که اشاره کردم باید شیوه‌ها و تکنیک‌های داستانی غربی را با معیار عقل بسنجیم، در عین حال آنها را کنار هم نگذاریم چون در صورت کنار گذاشتن آنها ادبیات ما رشد نخواهد کرد. آنچه در این زمینه با آن به مقابله می‌‌پردازیم مبانی تقدس‌زدایی، اومانیسم و سکولاریسم است.