خلاقیت، زاییده محدودیت است
خلاقیت، زاییده محدودیت است
احمد شاکری در گفتوگو با هنرآنلاین، محدودیت را لازمه آفرینش داستان میداند و میگوید: هر موضوعی، محدودیتهایی را بر داستان تحمیل میکند و این مساله تنها به شخصیتها و رویدادهای دینی تعلق ندارد؛ همین که پی رنگ داستان در ذهن نویسنده شکل میگیرد، محدودیتها نیز خودنمایی میکنند و اگر نویسندهای به جز این فکر کند، داستان را نمیشناسد.
به باور برخی نوشتن داستان های تاریخی- مذهبی، کار چندان ساده ای نیست. چراکه نویسندگان هم باید به اصل تاریخ وفادار بمانند و هم اصول ابتدایی و اساسی داستان نویسی را رعایت کنند و این دشواری زمانی بیشتر می شود که نویسندگان بخواهند درباره زندگی پیامبر و امامان یا واقعهای چون عاشورا بنویسند...احمد شاکری، گفتههای خود را با این پرسش ادامه میدهد: ادبیات به واسطه چه چیز، دینی میشود؟! ما تا جوهره ادبیات دینی را نشناسیم نمیتوانیم از ادبیات تاریخی سخن بگوییم. اگر جوهره ادبیات دینی مستندات تاریخی باشد نمیتوان این مستندات را از ادبیات دینی جدا کرد.
اما ادبیات داستانی به کدام علت، دینی میشود؟ نویسنده کتاب "عریان در برابر باد" به یک تقسیمبندی اشاره و بیان میکند: آیا داستاننویس دیندار میتواند ادبیات دینی تولید کند و علت فاعلی مهم است؟
علت غایی اهمیت دارد و داستانی که منتشر و نتیجهای که ارائه میشود؟ علت مادی است که تعیین میکند ادبیات، دینی است یا غیردینی به این معنی که پرداختن به موضوعات دینی است که نقش مهم و موثر دارد یا علت صوری است که اهمیت دارد و ساختار و فرم دینی اثر.
بعضی چون حسین فتاحی معتقدند که ورود شخصیتهای فرعی، اصل را به حاشیه میراند اما شاکری براین است که اهرم انسانی میتواند نسبت خواننده را با معصوم و با جهان داستان کنترل کند. واقعیت این است که ما نمیتوانیم به برخی حقایق درباره معصومین نزدیک شویم نه به خاطر این که مستندات تاریخی چندانی در دست نداریم که به جهت پردههای معرفتی که برما افکنده شده است.
در هر حال شخصیتهای فرعی، چه راوی داستان باشند چه قهرمان آن ما را به معرفت و شناختی درباره پیامیر و بزرگان دینی میرسانند و این خوب است.
باز هم کسانی چون ابراهیم حسن بیگی در گفتگو با هنرآنلاین که به تاریخ 30 آبان منتشر شده، داستانهای مذهبی را کوششی و نه جوششی دانسته بود؛ شاکری معتقد است آنچه از جان نویسنده برآید بر دل مخاطب مینشیند.
نویسنده کتاب "انجمن مخفی"، سفارشی نویسی را برآمده از ادبیات شبه روشنفکری میداند و معتقد است: پس از انقلاب بعضی میخواستند ادبیات را به دو پاره تقسیم کنند پس گفتند ادبیات مردمی از ادبیات دولتی که جنبه سفارشی دارد، جداست. در صورتی که در بسیاری کشورها از هنرمندان و نویسندگان حمایت میشود و این پشتیبانی به معنی سفارش نیست.
شاکری در پاسخ به این که آیا نویسندگان دیندار میتوانند داستان دینی بنویسند یا آنچه نوشته میشود اهمیت دارد میگوید: ارتباطی ناگسستنی بین نویسنده و اثرش وجود دارد و این دو را نمیتوان از هم جدا کرد.
نقد و نظر بازتاب تاملات نگارنده در حوزه ادبیات داستانی دفاع مقدس و مهم ترین مسائل ادبیات داستانی پس از انقلاب اسلامی است.