شاكری: آسیبِ عدم شعارگویی بیش از شعارگویی است/ تقسیم‌بندی داستان انقلاب

احمد شاكری معتقد است: ترس از شعار ضرری بیش از شعارگویی دارد و نهایت آسیبی كه ادبیات شعاری به ما وارد می‌كند این است كه با حفظ مبانی و اصول و ارزش‌ها، صرفا روش بیانی تاثیرگذاری نخواهیم داشت.

 

احمد شاكری، نویسنده و منتقد ادبی، در گفت‌و‌گو با خبرنگار پایگاه خبری حوزه هنری گفت: تعبیر داستان انقلاب، تقریبا یك دهه است كه بیش از دیگر دهه‌های نخست انقلاب به گوش می‌رسد و تكرار می‌شود و ادبیات داستانی ما پس از توجه ضروری و غیرقابل انكار دفاع مقدس در دهه‌های 60 و 70 كه بازتاب و نتیجه طبیعی  دوره دفاع مقدس و پس از آن بود، به موضوع انقلاب اسلامی توجه ویژه‌ای نشان داد و این تعبییر هم از همین جا نشئت می‌گیرد.

شاكری ضمن معرفی اجمالی ادبیات داستانی انقلاب گفت: بر خلاف ادبیات دفاع مقدس كه تعابیر مختلفی چون ادبیات جنگ، مقاومت و پایداری، در مورد آن به كار رفته است، تنها تعبیری كه برای ادبیات انقلاب به كار رفته است همین تعبیر مرسوم است. شاید این وحدت تعبیر در هنر انقلاب نوعا توجه‌ها را در مورد تفاوت معانی هنر انقلاب كه می‌توان لحاظ كرد را غافل كرده است. 

وی اضافه كرد: از ادبیات انقلاب سه تعبیر می‌شود داشت. نخست؛ ادبیات انقلاب و داستان انقلاب به گونه‌ای كه به داستان انقلاب بپردازد، یعنی نسبت داستان با انقلاب نسبت قالب ادبی با موضوع باشد و این موضوع یك موضوع تاریخی باشد. به عنوان مثال داستانی كه به انقلاب 57 بپردازد، یا از سال 42 تا سال 57،  داستان انقلاب است فارغ از اینكه چه جهتی و چه نسبت معنوی و محتوایی با انقلاب برقرار كند. یعنی هم ادبیات ماركسیستی و هم ادبیات دینی و اسلامی هر دو ادبیات انقلاب خواهند بود.

دوم؛ داستان انقلاب، داستانی زاییده و محصول دوران پس از انقلاب است. به این تعبیر هرآنچه تحت تأثیر پیروزی انقلاب و تغییر نظام شاهنشاهی به حكومت اسلامی پدید آمد، از بهمن ماه سال 57 به بعد این ها همه داستان انقلاب است. یعنی در حقیقت داستان دوره پس از انقلاب هستند فارغ از اینكه چه رویكرد و محتوایی داشته باشند.

تعبیر سوم؛ این است كه داستان انقلاب داستانی است كه ارزش‌ها و مبانی و اهداف انقلاب را دنبال كند. بنابراین رویكرد سوم رویكرد دقیقی است. به این دلیل كه اساساً قرابت بیشتری با ماهیت انقلاب اسلامی ایران دارد. یعنی آنچه كه به عنوان انقلاب یاد می‌شود هر انقلابی نیست بلكه تنها انقلاب اسلامی ایران است. كه مبانی و اصول خاص خودش را دارد. ارزشی دینی را دنبال می كند و اهداف انقلابی متأثر از آموزه های دینی را می خواهد محقق كند. 

این نویسنده و منتقد ادبی گفت: ادبیاتی انقلابی است كه با سه مفهومی گفته شده تناسب داشته باشد. ارزش‌های انقلاب، مبانی انقلاب و اهداف انقلاب؛ آن هم انقلاب اسلامی مفاهیمی هستند كه ادبیات داستانی انقلاب باید با آن تناسب داشته باشد. با این دیدگاه می‌توان بخشی از آثار تولیدی كشور در حوزه داستان را ادبیات و داستان انقلاب اسلامی نامید. برخی از آن مطالبی كه در مورد بهمن 57 و یا وقایع آن دوران و پیش از آن نوشته شده است را نمی‌توان داستان انقلاب نامید. به این ترتیب داستان انقلاب اساساً یك ژانر موضوعی نیست. بلكه گستره آن گستره یك مكتب ادبی است و میزان تغییراتی كه در حوزه ادبیات معرفی می‌كند و همچنین بُن‌مایه‌هایی فلسفی و نظری كه بر پایه آن استوار است، بناست كه تغییراتی در حد مكتب ادبی در ادبیات ایجاد كند نه تنها یك تغییرات ژانری. چرا كه تغییرات ژانری تغییرات محدودی هستند كه مولفه‌های مشخصی از ادبیات نظری دارند. 

وی افزود: آنچه ادبیات انقلاب اسلامی در پی آن است به لحاظ مبنایی به یك مبنای فلسفی مشخص است، كه آن هم از فلسفه اسلامی نشئت گرفته است و بسیاری از مولفه‌های بنیادین و زیرساخت‌ها از جمله نگاه به انسان، جهان و آرمان‌ها هم تاثیراتی می‌گذارد. 
شاكری در ادامه گفت: نگاه مبنایی و درست به داستان و ادبیات انقلاب می‌تواند به صورت بالقوه پدیدآورنده و معرفی كننده مكتب ادبی باشد.

احمد شاكری در خصوص اهمیت انتقال مفاهیم و ارزش‌های انقلاب اسلامی از طریق ادبیات داستانی به نسل امروز گفت: ادبیات به عنوان یك قالب پر مخاطب بسیار مهم است و در سیاست‌گذاری‌های فرهنگی و تحول فكری می‌تواند بسیار تاثیرگذار باشد. تمامی مبانی كه دارای ریشه‌های فلسفی و ریشه‌های عمیق معارفی هستند باید با زبان احساس و عاطفه برای مخاطب عام چه نوجوان و چه بزرگ‌سال و البته كودك ارائه شود. این وظیفه كلی ادبیات است و اختصاصی به ادبیات انقلاب اسلامی ندارد.

وی اضافه كرد: اگرچه ادبیات انقلاب اسلامی از این جهت به نظر می‌رسد بیش از دیگر مكاتب ادبی نیازمند چنین تمثیلی است، چون عملاً اعتقاد و باور به عالم غیب كه می‌شود گفت یكی از مقوله‌های ادبیات داستانی ما است نیاز بیشتری به این تمثیل و تشریح دارد تا مكاتب مادی دیگری كه اعتقادی به عالم غیب ندارد. بنابراین در اصل كلیِ التزام به ادبیات به عنوان یكی از ابزارهای موثر در ترویج ارزش‌های انقلاب، در تحكیم مبانی انقلاب و در ترسیم اهداف انقلاب تردید وجود ندارد.

وی ادامه داد: اما نكته‌ای كه می‌تواند مطرح شود نحوه به كارگیری این ابزار تأثیرگذار و قدرتمند است. اینكه ما چه كاری تا كنون انجام داده‌ایم و آنچه باید انجام دهیم چیست؟ در ادبیات بزرگ‌سال و حوزه داستان آسیب‌های متعددی وجود دارد. آنچه ما را به یافتن آسیب‌های ادبیات داستان انقلاب یاری می‌رساند، التزام به پژوهش در این امور است.

شاكری در خصوص شعارزدگی در آثار ادبیات داستانی انقلابی ضمن تاكید بر شناخت انقلاب و شعارهای آن توسط نویسندگان داستانی گفت: اینكه باید در ادبیات داستانی از شعار دوری كنیم مطالبه واقعی نیست. در واقع ترس از شعار ضرری بیش از شعارگویی دارد. در بیشتر مواقع با ترس از شعارگویی به سوی ادبیات پوچ و ضد ارزشی می‌رویم. در حالی كه نهایت آسیبی كه ادبیات شعاری به ما وارد می‌كند این است كه با حفظ مبانی و اصول و ارزش‌ها، صرفا روش بیانی تاثیرگذاری نخواهیم داشت. لذا آسیب ترس از شعارگویی بیشتر از شعارگویی است.

شاكری در ادامه گفت: ادبیات ما ادبیاتی است كه از انقلاب اسلامی سرچشمه گرفته است. در واقع انقلاب اسلامی از قطع به یقین‌ها می‌گوید و اینكه از شعار بپرهیزیم روح شبه روشن‌فكری غلطی دارد كه می‌گوید هیچ چیزی را به صورت مطلق و قطعی بیان نكنیم. پس اصل این مطلب مربوط به جریان شبه روشن‌فكری است. آسیب اصلی در ادبیات آن است كه حتی شعارهای انقلابی خود را نیز یا فراموش كرده‌ایم و یا درست فهم نشده‌اند. یكی از چالش‌های ما همین است كه انقلاب و شعارها به درستی مورد فهم قرار نگرفته تا به آن در ادبیات پرداخته شود. مبانی فكری كه در بیانات فلاسفه، در بیانات علمای ما و در بیانات و نوشته‌های حضرت امام و مقام معظم رهبری، شهید مطهری، شهید بهشتی و دیگر اندیشمندان آمده این‌ها فهم نشده است. ذهن نویسندگان ما آمیخته به شبهات متعددی است كه این مهم نتیجه عدم آگاهی و جهل نسبت به مبانی انقلاب است.

وی افزود: نكته دیگر این است كه اگر هم چنین فهمی وجود دارد ترس از بیان آن و عدم اعتقاد قلبی و ایمان و باور نسبت به آن‌ها است. در نتیجه این دو مسئله هست كه آسیب زیادی به ادبیاتی ما وارد كرده است. در بسیاری از ادبیات دفاع مقدس ما با هدف عدم شعارگویی كه خود نیز یك شعار است موجب شده تا بسیاری از حقایق مهم دفاع مقدس ما ذبح شود. 

شاكری در پایان گفت: با تاكید بر اینكه باید بیان، بیانِ تاثیرگذاری در ادبیات داستانی باشد ، خودِ شعارِ عدمِ شعارگویی هم خودش مخاطراتی را برای ادبیات داستانی ما ایجاد كرده است.

مراسم اختتامیه این دوره از جشنواره داستان انقلاب بیستم فروردین ماه در تالار سوره حوزه هنری برگزار می‌شود.

 

بی‌توجهی به عرضه کتاب‌های نامناسب در بازار/ توجه به ممیزی کتاب در راستای اهداف انتخاباتی

احمد شاکری در انتقاد از معاونت فرهنگی وزارت ارشاد گفت: نکته دیگر بی برنامگی مفرط هست، مشخصا در حوزه ادبیات داستانی که یکی از شاخه های پرطرفدار و پرمخاطب کتاب و کتابخوانی هست عملا سیاست های کلی و برنامه ریزی های ملی وجود ندارد، هرچه هست حال اندیشی هست نه آینده اندیشی!


 
 
سرویس فرهنگی فردا؛ فاطمه قربان‌نیا: معاونت فرهنگی وزارت ارشاد در چهار سال مدیریت دولت یازدهم فراز و فرودهایی داشته است. در سال آخر دولت شاهد تغییراتی در سطح وزیر بودیم. سید عباس صالحی از گزینه‌هایی بود که زمزمه تغییر او به گوش می‌رسید اما بر خلاف گمانه زنی‌ها ماندگار شد. به بهانه ماه های آخر دولت یازدهم و بررسی عملکرد چند ساله معاونت فرهنگی به سراغ چند فعال و پژوهشگر در این حوزه رفتیم و جویای نظرات آن ها شدیم که در ادامه می‌خوانید:
 
توجه به ممیزی کتاب در راستای اهداف انتخاباتی
 
احمد شاکری نویسنده برجسته و به نامی هست که کتاب و رمان‌های متعددی در حوزه ادبیات پایداری و انقلاب به تحریر در آورده است. شاکری موضوع ممیزی کتاب را یکی از نقاط ضعف این دولت می‌داند، مشروح صحبت های او را در ادامه می‌بینید: به نظر من نقد و بررسی و اظهار نظر در مورد وظایف و نحوه عملکرد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حوزه‌های مختلف نیازمند تفحص و بررسی است، مثلا وظایفی که بر عهده وزارت فرهنگ هست وظایف متعددی است که در حوزه های مختلف وزارت ارشاد کار می‌کنند، از این جهت باید با بررسی دقیق اظهار نظر کرد. اما من فقط دو نکته که مقداری اطلاعات مختصری دارم عرض می کنم.
 
وی افزود: در حوزه کتاب یکی از مهمترین نکاتی که توسط خود دولت و وزارت ارشاد درنظر گرفته شده و تا حدودی به نظر میرسد که این موضوع جزو مقولات اصلی حوزه کتاب باشد بحث ممیزی است. بحث ممیزی از زمان انتخابات و مناظرات انتخاباتی مطرح بود و تاکنون هم همین طور هست. عموما یکی از مواضع دولت‌ها در حوزه فرهنگ و به خصوص کتاب و کتابخوانی مواضعی است که در حوزه ممیزی می‌بینیم. از این جهت رویکردی که اداره کتاب در بخش ممیزی اتخاذ کرده به نظر می‌رسد با رویکردهای دیگری که در حوزه فرهنگ، وزارت ارشاد دوران دولت فعلی دارد تقریبا همسو است. به این معنا که نگرش اعتدالی آن‌گونه که در بحث ممیزی ظاهر شده با نوعی مسامحه و غفلت از بایسته های ممیزی همراه بوده است.
 
نادیده گرفتن برخی از مفاد قانونی در حوزه ممیزی تبدیل به یک رویه شده است
 
شاکری گفت: عملا یکی از دعاوی مطرح شده از سوی مسئولان ارشاد این بوده که ما باید قائل به این باشیم که مردم را این گونه بشناسیم که خودشان عاقل هستند و قدرت تشخیص دارند و با تکیه بر این قدرت تشخیص در حوزه ممیزی کتاب و البته حوزه های دیگر آن مفاد قانونی را جدی نگرفتند.
 
هم خبرهایی که از بخش کتاب حوزه ممیزی به گوش می‌رسد و هم برخی از آثاری که منتشر شده و از گذر ممیزی عبور کرده همه گویای این هستند که مفاد قانونی و دغدغه‌ای که در روح قانون وجود داشته و آن محافظت از بنیان های فکری، اخلاقی و اعتقادی هست در برخی موارد رعایت نشده و این تنها یک خطا در تشخیص نیست که بگوئیم به واسطه ی خطا در تشخیص از نظر ممیزی اداره کتاب پنهان مانده بلکه به نظر میرسد این یک رویه ای هست که در حقیقت رویکرد اعتدالی هم تاییدش می‌کند.
 
احمد شاکری
 
جایزه کتاب زنگ خطر جدی در برابر زدودن فرهنگ ایرانی اسلامی 
 
نویسنده آثار «عریان در برابر باد»، «خواب نما» و «نفس»، مسیر جشنواره های برگزار شده در حوزه کتاب را به سمت غربگرایی توصیف کرد و گفت: نکته دیگر در مورد بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان هست که تحت نظر وزارت ارشاد کار می‌کند و در دولت گذشته این بنیاد بنیان نهاده شد و بنا بود چیزی شبیه به بنیاد فارابی در حوزه سینما باشد. اگر به فعالیت‌های این بنیاد نگاه کنید به نظر من از جهات مختلف قابل نقد و بررسی هست.
 
شاکری سخنان خود را این‌گونه ادامه داد: نکته اول اینکه با در نظر گرفتن اینکه این جشنواره برگزار کننده جشنواره هایی مثل شعر فجر، جایزه جلال آل احمد و پروین اعتصامی و برخی جشنواره های دیگر هست به نظر میرسد چنین جشنواره هایی هم به لحاظ داوری و انتخاب داور و هم به لحاظ آثار کاملا جهت خود را به سمت ادبیات غربگرا اثبات کرده، یعنی این رویکرد به سمت ادبیات غرب در حرکت است و بلکه برخی از آثار برگزیده در این جوایز نه تنها تناسبی با اهداف انقلاب اسلامی و ارزش‌های آن ندارد بلکه بر ضد آن عمل می کند؛ با این حال جایزه جلال به عنوان کتاب سال برگزیده شده و این زنگ خطر جدی است.
 
در حوزه ادبیات داستانی آینده نگری وجود ندارد
 
احمد شاکری در ادامه انتقاداتش در خصوص معاونت فرهنگی وزارت ارشاد افزود: نکته دیگر بی برنامگی مفرط هست، مشخصا در حوزه ادبیات داستانی که یکی از شاخه های پرطرفدار و پرمخاطب کتاب و کتابخوانی هست عملا سیاست های کلی و برنامه ریزی های ملی وجود ندارد، هرچه هست حال اندیشی هست نه آینده اندیشی، افق نگری وجود ندارد، اکنون گرایی بیشتر دیده می شود و این نقطه ضعفی است که از گذشته هم بعضا بوده ولی در دوره فعلی تشدید شده. به نظر میرسد وضعیت مجموعه ای مثل بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان به لحاظ رویکرد فکری به نحوی ست که نه متعلق به ادبیات ارزشی هست و نه آنگونه که در دوران اصلاحات مشهور بود و برخی از افراد متعلق به جریان اصلاحات بودند در حقیقت به نظر می رسد یک نوع بی‌هویتی در چنین مجموعه‌هایی وجود دارد که البته سر منشاء آن همین فکر اعتدالی هست!
 
به لحاظ اجرایی توانایی مقابله با تهدیدها وجود ندارد
 
مصطفی وثوق کیا یکی از فعالان حوزه کتاب هست که عملکرد وزارت ارشاد را در زمان آقای جنتی چهل درصد مثبت ارزیابی کرده است.
وثوق‌کیا در خصوص برنامه های آقای صالحی در چند ماه اخیر گفت: آقای صالحی چند ماهی هست که آمده و نمی‌دانم چقدر در حوزه معاونت فرهنگی تاثیر داشته اما در مجموع معاونت فرهنگی تقریبا آخرین معاونتی بود که در دوره آقای جنتی مسئولش انتخاب شد و به جهت حساسیت و اهمیتی که داشت آقای صالحی را به عنوان معاونت فرهنگی منصوب کرد، ایشان هم سابقه کار اجرایی نداشتند و از حوزه نظر وارد حوزه عمل شدند.
 
وی افزود: آقای صالحی در حوزه نظری و تئوری آدم شناخته شده ای بودند اما کار اجرایی قاعده ها و الزامات خاص خودش را دارد و بعضی اوقات ممکن است تئوری ها در حوزه اجرایی عملی نشود. این اتفاق برای آقای صالحی هم افتاد یعنی تئوری هایی که ایشان در حوزه نظری به آنها قائل بود، در حوزه اجرایی با شکست مواجه شد؛ نمونه ش همان بحث مجوز دادن به کتاب ها بود با شیوه خاصی که داشتند.
 
وثوق کیا در تشریح نحوه ی بررسی کتابها در حوزه ممیزی کتاب گفت: آقای صالحی معتقد بودند ما در حوزه کتاب مشخصا در حوزه نویسندگان توانایی پاسخ به معضلات خودمان را داریم که اگر کتاب شبهه داشته باشد یا در رد نظریات ما چاپ شود ما توان پاسخگویی داریم که قطعا این اتفاق در حوزه نظری و تئوری حرف درستی هست اما به لحاظ اجرایی وقتی که وارد کارزار خواهیم شد شکست می‌خورد، نه از باب اینکه ما توان پاسخگویی نداریم بلکه از این جهت که ما زیر ساخت هایمان طوری طراحی شده در این سال ها کتابی که برای مقابله با سیستم نظام حکومتی منتشر میشود این کتاب بر سیستم رسانه خودش هم بالا می‌آید ولی متاسفانه کتابی که در رد آن مطلب نوشته می‌شود قدر و اجری ندارد و بایکوت می شود. برخی از این مسائل به آقای صالحی برنمی‌گردد ولی به هر حال یک سری الزامات قانونی برای چاپ برخی کتاب ها وجود داشت که همان ها هم رعایت نشده بود.
 
 
 
شک و شبهه‌هایی که در زمینه برگزاری نمایشگاه کتاب وجود دارد
 
ابن فعال حوزه کتاب و رسانه صحبت های خود را با بررسی کوتاهی از وزارت آقای جنتی ادامه داد و گفت: اگر منصفانه بگوییم در حوزه معاونت فرهنگی آقای جنتی شاید چهل درصد موفق بوده اند. یک سری کارها را پوشش دادند و برنامه هایی هم راه اندازی شد، باید ببینیم بعدا چه‌قدر خروجی خواهد داشت، مثل انتخاب کتاب شهرهای ایران که می بینم شور و اشتیاقی در برخی شهرها به وجود آورده است.
 
وثوق کیا تصریح کرد: برگزاری نمایشگاه کتاب در این چند سال همچون دولت های دیگر برگزار می شد، تنها تفاوت آن واگذاری برای کارهای اجرایی نمایشگاه به تشکل ها بود، البته در همین واگذاری هم در بسیاری موارد شک و شبهه هایی ایجاد شد، تشکل های انقلابی و مذهبی نشر بعدها از این حوزه کنار رفتند و کار دست افرادی افتاد که بیشتر تاجر این عرصه بودند. انتقادی که ما داشتیم این بود که چرا اتحادیه ناشران تهران به تنهایی عهده دار امور هست. سال گذشته و سالهای قبلش این اتفاق می افتاد، امسال سهم پنجاه درصدی برای آن در نظر گرفتند و پنجاه درصد دیگر را به اتحادیه ناشران آشنا دادند.
 
اقدامات انقلابی و ارزشی در معاونت فرهنگی ارشاد به چشم می‌خورد
 
مهدی نوری پژوهشگر حوزه کتاب است که همچون دیگران عمده انتقادات خود را معطوف به ممیزی کتاب می داند، او در آغاز صحبت های خود به تشریح نقاط قوت معاونت فرهنگی در این دولت پرداخت و گفت: فکر می کنم ما نگاه کلان به مجموعه وزارت ارشاد و به معاونت های مختلف آن می‌توان بگوئیم یکی از معاونت های کم حاشیه‌تر و کم مسئله‌تر نسبت به اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی به نظرم همین معاونت فرهنگی بوده و اجمالا اقدامات خوبی در این معاونت انجام شده اما بعضی از انتقادات هم به این معاونت وارد بوده و هست که آن طور که دیده شد تلاشهایی هم برای حل آن ها صورت گرفت منتها به خاطر اینکه پارادایم دولت و مبنای فرهنگی دولت ابلاغ شده و باید بر اساس آن جلو بروند طبیعتا بر اساس همان جلو رفتند، یعنی ما از شخص آقای صالحی شاید بیشتر از یه اندازه ای نمیتوان توقع داشته باشیم.
 
واگذاری بدون ضابطه بخش های دولتی به بخش خصوصی
 
وی در ادامه صحبت های خود انتقاداتی را متوجه حوزه ممیزی کتاب دانست: از نظر من انتقادی که به معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وجود دارد سه نکته است: اول اینکه واگذاری بدون ضابطه های دقیق به بخش خصوصی، یعنی اقدام و عمل برای اموری که از شئون حاکمیتی و شئون دولت هست را به بخش خصوصی واگذار کردند، از جمله برنامه هایی مثل ممیزی کتاب و این البته جزو همان مواردی است که در اصول و چهارچوب های فرهنگی دولت آقای روحانی مطرح شده بود.
 
وی افزود: این واگذاری ها در بخش های مختلف از جمله نمایشگاه کتاب در واقع برنامه هایی که به نمایشگاههای خارجی مربوط است در حوزه های مختلف حتی در ممیزی شاهد بودیم که در این سالها اتفاق افتاد و این بخش خصوصی خیلی مواقع واقعی نبود و احساس شد که اگر ضابطه ها دقیق تر بود بخشی از این اتفاقات نمی افتاد.
 
بی توجهی به عرضه کتاب های نامناسب در بازار 
 
نوری تصریح کرد: نکته بعدی درباره ی خود ممیزی هست که انتقادی است که در دوره های مختلف به اداره کتاب وارد شده و این دوره هم همچنان ادامه پیدا کرده، هرچند من به خاطر اینکه در فضای کتاب حضور دارم و با ناشران و نویسندگان مرتبط هستم احساس می کنم ناشران خصوصی ما، ناشران نوپا و قدیمی ما از وضعیت برخورد و صدور مجوزها و تعیین تکلیف هایشان راضی تر هستند اما شاهد بودیم که بی دقتی ها و اشتباهاتی هم وجود داشته و کتابهای نامناسبی راهی بازار کتاب شده که این موضوع انتقاداتی را هم برانگیخته.
وی سومین بخش از صحبت های خود را تبعیض در فضای نشر کتاب و بخش های دیگر مطرح کرد و گفت: مسئله ی سوم بخشی از تبعیض ها بود که به نظرم از حوزه ی معاونت فرهنگی ما شاهد نوعی از تبعیض ها در ارتباطات و صدور مجوز ها و راه انداختن امور جاری بخش های اجرایی بودیم که جزئیات این موضوع خیلی گفتنی نیست، اما این سه انتقاد به نظرم در فضای کلی به معاونت فرهنگی و حوزه کتاب وجود دارد.
 
نوری در مجموع عملکرد صالحی امیری را متوقف به پایان دولت توصیف کرد و کفت: من احساس می کنم با آمدن آقای صالحی امیری و نظر به اینکه انتهای دوره چهار ساله این دولت هست مقداری خویشتن داری کردند از اینکه بخواهند تغییرات عمده ایجاد کنند کما اینکه شنیدیم قصد داشتند برخی معاونت ها را عوض کنند و نشد یا بعضی تغییرات قرار بود اعمال شود که اتفاق نیفتاد یا بعضی انتصاب ها قرار بود انجام بشود. من فکر می کنم هنوز آقای صالحی امیری در حوزه معاونت فرهنگی و سایر بخش ها دست به تغییراتی نزده و شرایط را حفظ کرده تا این چند ماه هم سپری بشود و وارد دولت جدید شوند.

چالش شناسایی معیار ارزشمندی کتاب

 

احمد شاکری، نویسنده حوزه انقلاب و دفاع مقدس با انتقاد از فقدان معیار شناخت ارزشمندی کتاب شاخص در حوزه‌های مختلف از‌جمله انقلاب و دفاع مقدس معتقد است که برخی از معرفی‌کنندگان کتاب در رسانه‌ها حتی کتاب را نخوانده‌اند.

خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا)- احمد شاکری، نویسنده حوزه انقلاب و دفاع مقدس: پایان سال طبق

سنتی هر ساله با پیشنهاد مطالعه کتاب از سوی اهالی قلم همراه است. این اتفاق تحسین‌برانگیز که امید می‌رود هر ساله رونق بیشتری پیدا کند بهار طبیعت را با بهار تفکر و التذاذ معنوی همراه می‌سازد. رسانه‌ها، خبرگزاری‌ها، ناشران و مطبوعات هر یک فهرست‌های متفاوتی از آثار خواندنی را به مخاطبان معرفی می‌کنند. پرتکرار‌ترین آثار در این میان به آثار روایی اختصاص دارد و سهم اثار داستانی و خاطرات از فهرست‌های متنوع قابل تامل است.

اما این اتفاق نیز همانند برخی دیگر از برنامه‌های فرهنگی با شتابزدگی‌ها، خامی‌ها و سطحی‌نگری‌هایی همراه است. گرچه بهار طبیعت مناسبتی درخور برای کتابخوانی است، اما جامعه مخاطب بالفعل کتابخوان و مخاطبانی که هر ازگاهی زمانی را به کتابخوانی اختصاص می‌دهند برای شناسایی کتاب‌های ارزشمند در طول سال به‌صورت مستمر به فهرست‌های اینچنینی نیازمندند.

مهم‌ترین پرسشی که خوانندگان به واسطه ان به فهرست کتاب‌های ارزشمند رجوع می‌کنند و پیشنهاد دهندگان در هر انتخابی به ان می‌اندیشند، ملاک‌ها و معیارهای کتاب ارزشمند است. در این میان کم نیستند فهرست‌هایی که ملاک‌هایی غیراصیل را در انتخاب‌های خود برجسته می‌کنند یا پیشنهاد دهندگانی که انتخاب ان‌ها برآیند تولیدات حوزه داستان یا مستند‌نگاری در طول یک سال نیست. یا پیشنهادهایی که بیش از ان‌که به ذائقه مخاطب، کیفیت فنی و محتوایی کتاب توجه داشته باشند خود اسیر تبلیغات کتاب در کشورند.

 معرفی‌کنندگانی که خود نه تنها به مقایسه کتاب معرفی شده با کتاب‌های دیگر نپرداخته‌اند که اساسا کتاب موردنظر را نخوانده‌اند و صرفا با اعتماد به مراجع دیگر دست به معرفی یک یا چند اثر زده‌اند. با وجود این مخاطرات پرسش اصلی پر رنگ‌تر جلوه می‌کند. معیار ارزشمندی کتاب چیست؟ نویسنده، برگزیده شدن در یک یا چند جشنواره ادبی؟ ناشر؟ موضوع؟ شمارگان؟ ساختار و سبک یا درونمایه و محتوا؟ با بررسی فهرست‌هایی که گه‌گاه منتشر می‌شوند  می‌توان به خلا جدی توجه نمود و ان بحران حوزه داستان و مستند‌نگاری در معرفی مرجعی مناسب، قابل اطمینان و سازنده در معرفی آثار برای مطالعه است.

چراکه مشخصا برخی جشنواره‌ها از روی دست دیگری کپی‌برداری کرده و عملا معیار روشن، بومی و شجاعانه‌ای در معرفی اثار ارزشمند ارائه نمی‌دهند. شمارگان کتاب نمی‌تواند کاملا قابل اعتماد باشد و ناشران حرفه‌ای ادبیات نیز بعضا اثاری با سطح فنی پایین یا درونمایه غیر‌قابل توصیه منتشر می‌نمایند. همچنین موضوع و درونمایه نیز به تنهایی مخاطب تشنه زیبایی‌های روایی و هنری را اقناع نمی‌کند. این همه، بر ضرورت برنامه‌ریزی مناسب در علمی کردن تبلیغ و فرایند مطالعه تاکید دارد.

از جمله حقوق و مطالبات بر زمین‌مانده خوانندگان که تلاش‌های ناکامی درباره آن صورت گرفته،
طراحی و تدوین سیر مطالعات در حوزه داستان و مستند‌نگاری در دوره‌های مشخص سالانه و فصلی است. کتاب همانند غذا، نیازمند اشتها و هاضمه‌ای برای تاثیرگذاری و نتیجه‌بخشی است. بنابراین هر فهرستی که متغیرهایی چون سن مخاطب، ژانر ادبی، پیچیدگی‌های روایت، موضوع اثر روایی، سطح محتوایی و جنسیت مخاطبان را لحاظ نکند نمی‌تواند نسخه عام و دقیقی برای همه مخاطبان باشد.

ادبیات داستانی معاصر در برهه‌ای قرار دارد که مستندنگاری و خاطره‌نویسی بیش از هر زمانی با ان برابری کرده یا برتری می‌جوید. این واقعیتی است که بیش از آن که موجب نگرانی علاقه‌مندان به حوزه داستان باشد می‌تواند نوید‌دهنده فرصت‌های درخشانی در حوزه داستان تلقی شود. توفیق خاطرات چیزی از ارزش‌های داستان نخواهد کاست.

زیرا جامعه-نویسندگان و خوانندگان- در بلوغ ادبی خود قهرا به سمت داستان حرکت خواهند کرد و خاطرات منتشر شده واقعیت دوران‌ گذار ادبیات انقلاب اسلامی به سوی ادبیات ناب را ترسیم می‌کنند. اما به نظر می‌رسد وصف حال مستندنگاری و خاطرات در این دوره که مخاطبان خاموش ادبیات داستانی و کتابخوانی را به این حوزه وارد کرده است باید بیش از پیش مورد توجه و تامل قرار گیرد. چراکه به نظر می‌رسد جدیدترین نمونه‌ها لزوما بهترین‌ها در نوع خود نیستند.

 واقعیت این است که خاطره‌نویسی به‌خصوص در سال‌های اخیر و پس از توجه جامعه مخاطب به ان تا حدودی از دسترس و نقد فعال پژوهشگران دور شده است و اقتضائات موضوعی و بازار فروش به این جریان دامن زده است. آنچه پس از «دا» به‌عنوان یکی از نمونه‌های آغازکننده این جریان منتشر شده‌اند، بعضا تجربه‌های ناقص و نازلی از نمونه‌های موفق پیش از خود هستند. پیشرفت بی‌ضابطه و خارج از نظارت پژوهشی مستند‌نگاری و خاطره‌نویسی می‌تواند فرصت پدید آمده در این حوزه را از دست ادبیات معاصر برباید و خود به تهدیدی در این باره تبدیل شود.

تهدیدی که یکی از جوانب ان تغییر ذائقه مخاطب است به نحوی که به جای انکه به سوی ادبیات ناب سوق داده شود و تشنگی‌اش را افزون کند آن‌را با سیرابی مجازی قانع سازد. اما در میان آثاری که به نظر می‌رسد جوانب فنی مستند‌نگاری را لحاظ کرده و پشتوانه پژوهشی لازم و ضوابط روایتگری را اندکی به پیش برده‌اند اثر ارزشمند «آب هرگز نمی‌میرد» است. ارزش این کار بر کسانی که سال‌ها است در بحث‌های نظری دغدغه‌های فنی مستندنگاری را دنبال می‌کنند پوشیده نیست و سهم اصلی چنین آورده ارزشمندی از آن اقای حسام است.