بهانه‌ای بــرای مقابلــه
مخالفت جریان روشنفکری با اصل ممیزی
احمد شاكري
 
شماره 278
 
هفته نامه پنجره شماره 58هر پرسشی اگر بخواهد جنبه پژوهشی داشته باشد و به حقیقت نائل شود، ضرورتا باید پیش‌فرض‎ها و اصول موضوعه و جایگاه و ترتیب موضوع مطرح در آن را در کلیت معرفتی، مدنظر قرار داد. مقوله ممیزی از دیر باز و به‎خصوص در سال‎های پس از انقلاب اسلامی به‎عنوان یکی از مسائل حوزه کتاب و نشر ـ بلکه مهم‎ترین آن‎ ـ‎ انگاشته شده است. پیش از هر چیز لازم است با بررسی اجمالی این موضوع به چیستی این مسئله، جوانب و مراتب آن، آثار و ثمراتِ پرسش و مطالبه‌گری درباره آن و جایگاه و اولویت آن در میان مسائل ادبیات داستانی معاصر پرداخته شود. 

«مسئله‎مندی ممیزی» در طول قریب به چهار دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی فراز و فرود‎ها و قبض و بسط‎‎های متعددی داشته است. سیاست‎‎های فرهنگی دولت‌ها، شرایط و اقتضائات هر دوره و جریان‎های داستانی فعال در کشور نسبت‎‎های علمی و عملی متفاوتی با مسئله‎مندی ممیزی برقرار کرده‎اند. لزوما ممیزی برای همه نویسندگان، ناشران و جریان‎های ادبی در همه ادوار پس از انقلاب اسلامی به‎عنوان مسئله مطرح نبوده است. بنابراین یکی از مهم‎ترین محور‎هایی که به‎عنوان بستر پرسشگری در این‎باره مدنظر قرار می‌گیرد، میزان اهمیت این مسئله در میان مسائل واقعی فرهنگی در کشور است. عموما فضای ژورنالیستی به‎تبع فضاسازی‎‎های جاری سیاسی و جناحی اصل این پرسش و ضرورت و اولویت آن را بدیهی می‎شمارد، اما دلایل متعددی برای در اولویت نبودن آن در فضای فرهنگی کشور وجود دارد. 
به‎نظر می‎رسد، بحث از ممیزی تابع اصول موضوعه مشخصی است. طبعا توافق نکردن برخی دیدگاه‎ها با یک یا چند اصل از این اصول به معنای آن است که باید بحث را در حوزه‎ای غیر از ممیزی دنبال کرد. برخی از این اصول بدین ترتیبند:
1. کاربست روش علمی در این موضوع اقتضا می‎کند بحث نه صغروی که کبروی باشد. سخن از مصادیق و سنجش جایگیری آن‎ها تحت قوانین ممیزی محل این بحث نیست. بلکه بحث در اینجا بحث از کبریات ممیزی است. 
2. جریان شبه روشنفکری در دوره پس از انقلاب اسلامی، مهم‎ترین منتقدین، مخالفین و معارضین ممیزی را در خود جای داده است. 
3. جایگاه دو طرف جبهه مقابل در ممیزی نه دو جریان ادبی در کشور که تقابل قانونگذار و قانون‌پذیر است. 
4. ممیزی به‎عنوان قانون به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسیده است. بنابراین اصل ممیزی امری مفروغ عنه است. بلکه اصل ضرورت حفظ از اخلاق و اعتقادات دینی در زمره ضروریات دین قرار دارد. 
5. از آنجا که در نظام جمهوری اسلامی قوانین اسلامی مستخرج و مستنبط از شرع مقدس حاکم است، هر گونه نقد، تفسیر و تحلیلی در این زمینه باید برگرفته از فقه جعفری و مبتنی بر منابع و قواعد فقهی و حقوقی باشد. 
6. بحث از دلایل، منابع و مبانی ممیزی در اسلام رأسا قابل تحقیق و پژوهش است، اما اصل ممیزی و ضرورت و لزوم آن را به‎عنوان امری شرعی، عقلی و عرفی تلقی می‎کنیم. 
به‎نظر می‎رسد طرح مقوله ممیزی و آراء و نظرات درباره آن، باید در نقد جریان‌شناسانه در حوزه ادبیات ـ به‎خصوص ادبیات داستانی به‎عنوان مهم‎ترین و پرشمارترین آثار در حوزه ممیزی ‎ـ‎ صورت گیرد. مقوله ممیزی در حوزه ادبیات، جدای از گستره نظری و معرفتی و دیدگاه‎های هنری درباره کارکرد و هویت ادبیات نیست. چنانکه مطالبه‌گری درباره تسهیل یا تشدید ممیزی نیز برخاسته از پایگاه‎های فکری جریان‎های شناخته شده ادبی و هنری است. لذا با توجه به کلیت فضای ادبی کشور، می‎توان این مقوله و مجموعه آراء در این‎باره را از منظر دو جریان موثر در ادبیات پس از انقلاب اسلامی یعنی جریان ادبیات شبه روشنفکری، و شاخه‎‎های آن‎،‎ و جریان ادبیات متعهد انقلاب اسلامی بررسی کرد. با بررسی نقد‎های متعلق به جریان شبه روشنفکری، به‎نظر می‎رسد با وجود تلاش این جریان در طول چند دهه در تعلیق، ترقیق و تساهل در ممیزی، هدف این جریان مخالفت با اصل ممیزی است. بررسی آرا و مبانی طیف شبه روشنفکر نشان می‎دهد اشاره این گروه به برخی مسائل فرعی در حوزه ممیزی به شبهاتی درباره اصل ممیزی باز می‎گردد. 
فهم این نکته در جریان‎شناسی ادبی و تصمیم‎گیری و سیاست‎گذاری‎ها بسیار با اهمیت است. این نکته‎ای است که در مقوله دشمن‎شناسی در حوزه سیاست نیز اهمیت پیدا می‎کند. برخی دلایل رجوع نقد‎های این طیف درباره ممیزی به مخالفت با اصل ممیزی بدین قرار است:
‎ـ‎ ممیزی را می‎توان در جوانب مختلفی بررسی کرد. مراتبی میان مسائل حوزه ممیزی وجود دارد که ریشه و اساس همه آن‎ها به اصل ممیزی در گفتمان جمهوری اسلامی باز می‎گردد. 
‎ مسائل مترتب بر اصل ممیزی مسائلی واقعی‎اند و صرفا زاییده سلایق و جریان‎های سیاسی نیستند. اما مطرح کنندگان این مسائل همواره درصدد حل آن‎ها به‎عنوان مسائل واقعی نیستند. بلکه جریان شبه روشنفکری همواره این مسائل فرعی را پله‎ای برای مخدوش کردن حاکمیت فقه و ارزش‎های اسلامی بر حوزه ادبیات داستانی قرار داده است. 
 جریان شبه روشنفکر هیچ‎گاه در جایگاه دفاع از ممیزی، دولت‎ها را مسئول جلوگیری از انتشار آثار خلاف عفت عمومی، آثار سیاه‌نمای دفاع مقدس و انقلاب اسلامی، آثار تقدس‌زدا و معارض با مبانی اعتقادی ندانسته است. 
 تمرکز بر مسائل فرعی ممیزی از سوی این گروه صرفا به جهت تقلیل مواجهه آشکار با مبانی فقهی حکومت اسلامی به موضوعات جنبی و پنهان کردن عمق فکری این جریان است. 
 تجربه تاریخی نشان داده است مانور جریان شبه روشنفکر بر مسائل فرعی ممیزی در هر دوره‎ای متناسب با سیاست‎‎های فرهنگی دولت‎ها تغییر کرده است. 
  انتشار برخی آثار جریان شبه روشنفکر در خارج از مرز‎های ایران گویای آن بوده است که این آثار عملا با مبانی اخلاقی، اعتقادی و فقهی نظام اسلامی منافات دارد و اصل ممیزی را برنمی‎تابد. 
 پرداخت به مسائل فرعی ممیزی از جمله: ممیزی پیش از چاپ، قوانین ممیزی از سوی جریان شبه روشنفکرها در جهت تضعیف اعمال ممیزی و بی‎اثر کردن آن بوده است. 
 جریان شبه روشنفکری همانگونه که ایدئولوژی را در داستان بر نمی‎تابد و هیچ باید و نبایدی را در مقابل نویسنده نمی‎پذیرد، ممیزی را نیز به‎عنوان نباید‎‎های شرعی نفی می‎کند. 
 بن‌مایه نفی ممیزی که خود را بعضا در دواعی مخالفت با مراتب آن نشان می‎دهد به اندیشه سکولار باز می‎گردد که اساسا شانیتی برای دین در امور اجتماعی و سیاسی قائل نیست. 
‎ رجوع به مبانی فکری و ادبی این گروه که مبتنی بر آزادی مطلق نویسنده در فکر و عمل و ضدیت با ایدئولوژی است بدان معنی است که اساسا برون‌داد ادبی این طیف ضرورتا ارزش‎های اخلاقی را پاس نمی‎دارد و اساسا هیچ اعتقادی را ـ ولو اعتقادات مذهبی و دینی‎ ـ‎ مقدس و مطلق نمی‎پندارد. 
 دیدگاه عرفی‌گرا و تقدس‌زدا در این طیف از حوزه اخلاقیات فراتر رفته است و اساسا هیچ امر مقدسی از نظر این طیف مفروض نیست. 
 سابقه جریان شبه روشنفکر در حوزه ادبیات، به‎خصوص ادبیات داستانی‎،‎ حاکی از آن است که این طیف پیاده نظام جریان کلی سکولار و مخالف حاکمیت شرع در نظام سیاسی جمهوری اسلامی‎اند. 
‎ تجربه چند دهه حاکمیت دولت‎‎های مختلف با دیدگاه‎های فرهنگی بعضا متضاد، گویای آن است که این جریان در هر دوره به میزان مجال و فرصتی که به دست آورده است در انتشار آثار داستانی پوچ‌انگار، ترویج‎دهنده سبک زندگی غربی، اخلاق‌ستیز، اباحه‎گر و متزلزل‎کننده اعتقادات دینی و بصیرت سیاسی کوتاهی نکرده است. 
اما پرسش این است که آیا تقابل دو دیدگاه مخالف ممیزی و موافقان ممیزی، تقابل بر سر حداقل‎هاست؟ سوال این است که آیا جریان شبه روشنفکر با مخالفت با ممیزی درصدد حفظ حداقل‎‎های ادبیات داستانی است یا حداکثر‎‎های خود را در رفع ممیزی دنبال می‎کند؟ جدال بر سر «نباید»ها، آن روی سکه جدال بر سر «باید»‎هاست. سوال این است که جریان شبه روشنفکری در این مقابله چهل ساله با ممیزی به‎دنبال چیست؟ آیا این جدال برای نیل به ادبیات داستانی اسلامی است؟ آیا ممیزی این طیف را از طرح عالی‎ترین مراتب عرفانی بازداشته است؟ آیا در نمایش معصومین، اولیاء، انبیای الهی، شهدا و رزمندگان مانع آن‎ها شده است؟ آیا در طرح و تثبیت اخلاق اسلامی و عفت عمومی راه آن‎ها را سد کرده است؟ واضح است که این‎گونه نیست چراکه براساس مفاد قانونی ممیزی، آثاری که به عفت عمومی لطمه زده، اختلافات قومی را هدف گرفته یا اعتقادات دینی مردم را مخدوش ساخته، اجازه نشر پیدا نخواهند کرد. ممیزی مانع از تحریف تاریخ انقلاب اسلامی است. ممیزی مانع از سیاه‌نمایی است. ممیزی مانع از نشر اعتقادات پوچ و نهیلیستی است. ممیزی مانع از تقدس‌زدایی است. تردیدی در این نیست که ممیزی به‎عنوان اهرم بازدارنده، درصدد دفع اموری از ادبیات داستانی است که حداقل‎ها را در ادبیات داستانی غیر مضر ـ اعم از مفید، سازنده یا خنثی و غیر مفید ‎ـ‎ تامین می‎کند. بنابراین باید گفت ادبیات داستانی آرمانی جریان شبه روشنفکری از مسیر نفی ممیزی می‎گذرد. جریان شبه روشنفکری وابسته در حوزه ادبیات، حیات و ممات خود را وابسته به حذف ممیزی می‎داند. 
فارغ از دواعی و اهداف جریان شبه روشنفکری در طرح مقوله ممیزی به‎عنوان مهم‎ترین مسئله موجود در حوزه فرهنگ و ادبیات، به‎نظر می‎رسد با تحلیل گستره ارکان حوزه ادبیات و ترتیب‌بندی و اولویت‌بندی مسائل، ممیزی یکی از آخرین مسائلی است که در اولویت قرار می‎گیرد. از میان ارکان هندسه معرفتی ادبیات داستانی، مقوله «ممیزی» مستقیما ذیل مسائل حوزه «نشر» قرار می‎گیرد. 
با وجود این، بین ارکان هندسه معرفتی تاخر و تقدم معرفتی‎ ـ وجودی برقرار است. به‎نحوی که برخی تامین‎کننده موضوع، اصول موضوعه و لوازم دیگرند. برخی دلایل در اولویت نبودن مسئله ممیزی در ادبیات داستانی بدین شرح است:
1. ابتناء مقوله ممیزی به پیش‌فرض‎ها و اصول موضوعه متعدد؛ 
2. مدخلیت نداشتن ممیزی در تولید آثار فاخر ادبی؛ 
3. پیچیده‎تر شدن مسائل حوزه ادبیات داستانی با رفع موانع ممیزی و گشودن قید و بند‎های قانونی از آثار داستانی؛ 
4. موضوع ممیزی، اثری است که خود محصول فرایند پیچیده افرینش ادبی است؛
5. عام البلوی نبودن ممیزی. ممیزی بر خلاف آنچه برجسته می‎شود نه حتی مسئله‎ای صنفی که مسئله‎ای محفلی و جریانی است؛ 
6. رفع ممیزی نمی‎تواند همانند تئوری‌پردازی و کار بر روی دیگر ارکان ادبیات داستانی به پیشرفت ادبیات داستانی منجر شود؛ 
7. تجربه نشان داده است گشایش در ممیزی برای آثاری که در آن سوی مرز‎ها چاپ می‎شوند تاثیری در پیشرفت یا تحول ادبیات داستانی نداشته است؛ 
حال و با توجه به این ترتیب و توالی میان ارکان هندسه معرفتی ادبیات دلایل طیف شبه روشنفکر در برجسته‎سازی ممیزی چیست؟ چرا مقوله نقد، نظریه‌پردازی، توزیع کتاب و آموزش ادبیات (ادبیات داستانی) با همه اهمیت‎شان به‎عنوان مطالبه این جریان از دولت و نهاد‎های وابسته مطرح نشده و نمی‎شود؟ 
 جریان شبه روشنفکر ماهیتی وابسته و ترجمه‎ای دارد. آبشخور فکری این جریان، نظریه‌های ادبی در غرب‎اند. از آنجا که براساس این نظریات ادبیات داستانی متعهد انقلاب اسلامی تولید نمی‎شود، این جریان هیچ‎گاه ادبیات آرمانی خود را جز در تقابل با ارزش‎ها و مبانی انقلاب اسلامی پدید نخواهد آورد.  بنابراین یکی از شاهرگ‎های حیاتی این جریان پرداختن به اموری است که ممیزی از نشر آن ممانعت می‎کند. 
‎  از آنجا که این جریان نگاهی ترجمه‎ای و دنباله‌رو و غیر منتقد به‎نظریات غرب دارد، اساسا خلأ نظریه ادبی انقلاب اسلامی را باور ندارد، آن را به‎عنوان مسئله نمی‎شناسد یا حتی با وجود آگاهی به این خلأ اقدامی برای حل آن انجام نمی‎دهد. 
  محافل دانشگاهی و جریان‎‎های ترجمه متون نظری عموما همسو با این جریان حرکت کرده است؛ لذا جایی برای مطالبه‎نظریه‌پردازی ادبیات داستانی انقلاب اسلامی باقی نمانده است. 
‎ با توجه به محفلی بودن منظرگاه این جریان و وارداتی بودن تئوری‎‎های نقد ادبی عملا این جریان دغدغه‎ای برای همراهی با جریان نقد متعهد بر پایه ارزش‎ها و مبانی انقلاب اسلامی ندارد. 
 با وجود اهمیت آموزش در حوزه ادبیات داستانی، این مسئله اساسا به‎عنوان یک مطالبه جدی توسط این گروه و حتی جریان‎های انقلابی‎ در طول این سال‎ها مطرح نبوده است. 
‎ـ‎ شیوه سنتی توزیع و فروش کتاب از دیر باز در خدمت این جریان بوده است لذا طبیعی است این مقوله نیز جزو مطالبات این گروه نباشد. 
 این حقیقت تلخ را باید پذیرفت که با وجود گذشت قریب به چهل سال از پیروزی انقلاب اسلامی محافل دانشگاهی غالبا در سیطره نظریه ادبی غرب و مطالبه‎کننده و بکاربرنده اسلوب‎های فکری و ادبی آن هستند. نقد متعهد در طول دو دهه آغازین انقلاب با حضور چهره‎‎های متعهد توش و توانی یافت اما هیچ‎گاه به جریان پویا و سازنده‎ تبدیل نشد. 
تحلیل مقوله ممیزی از منظرگاه جریان شبه روشنفکری بدان معنی نیست که جریان متعهد انقلاب و دفاع مقدس ممیزی را صدرصد تایید می‎کند. در طول دوره‎‎های متعدد ضعف در قانون‎گذاری، اجرا و پاسخگویی همواره مستمسک ورود جریان شبه روشنفکری و طرح اهداف آن‎ها در این حوزه بوده است. آنچه جریان ادبیات متعهد به انقلاب اسلامی بدان معتقد و ملتزم است اصل ممیزی براساس قوانین جمهوری اسلامی در ذیل باید و نباید‎های شرعی و مصالح عمومی است. اما به‎نظر می‎رسد برخی کوتاهی‎ها به‎خصوص در حوزه مدیریتی و کم توجهی‎ها، این مقوله قانونی را بعضا به عرصه آزمون و خطا‎های غیر قابل دفاع تبدیل کرده است. اصلی که در این زمینه باید حفظ شود رعایت حقوق نویسندگان و صاحبان اثر و کرامت این گروه است. ممیزی حق حاکمیت و کرامت انسانی حق نویسندگان است. بلاتکلیفی برخی آثار و تغییر نظر و رای درباره برخی آثار دیگر بعضا موجب دلزدگی نویسندگان خواهد شد. این حق نویسنده است که بداند اثرش طبق چه مفاد قانونی از امکان چاپ محروم یا مشروط به اصلاحات شده است. بعضا طولانی شدن روند ممیزی جدای از دلزدگی نویسندگان فرصت‎‎های کاری را برای ناشران از بین می‎برد. علاوه بر این روند علمی ‎ـ‎ ادبی ممیزی مقوله بسیار خطیری است که دشواری و دقت در فرایند آن بیش از داوری جشنواره‎‎های ملی است. اینجا یک جمله یا حتی یک تعبیر می‎تواند محل بحث باشد. با وجود این، در ادوار مختلف قبض و بسط‎‎هایی که در حوزه ممیزی صورت گرفته است نوعا از پشتوانه قوی علمی برخوردار نبوده است. اداره کتاب تلاشی برای تربیت نیروی متخصص در امر ممیزی صورت نداده است و بعضا از نویسندگان جوان یا با سابقه که مشخص نیست تلقی دقیقی از مفاد قانونی داشته باشند جهت ممیزی استفاده می‎کند. اسفبارتر از این آنکه پرداختی مالی اداره کتاب برای ممیزی به بررس‎ها آنقدر نازل است که بعضا افراد مسئول ناچارند برای تامین معاش خود ماهیانه تا هشت هزار صفحه کتاب را مطالعه و ممیزی کنند! این البته در درجه اول نشان از بی‌توجهی مسئولان به حل مسائل ممیزی و از سوی دیگر به معنای دست‌کم گرفتن ادبیات است. چنانکه بار‎ها و بار‎ها مشاهده شده است، مفاهیم ضد‎دینی و وهن به چهره‎‎های قدسی در لایه‎‎های دوم و سوم اثر اساسا فهم نشده و اثر روانه بازار نشر شده است. ضعف در مبانی علمی قطعا موجب ورود سلایق به ممیزی خواهد شد و ممیزی سلیقگی اصل ممیزی و هدف انسانی و دینی و قابل دفاع آن را تضعیف خواهد کرد. حال با وجود این نواقص باید از متولیان امر پرسید واگذاری ممیزی به ناشران که کلید آن در دولت فعلی خورده است چه مشکلی از مشکلات ممیزی حل خواهد کرد؟ آیا درحالی‎که ممیزی متمرکز متهم به اعمال سلیقه در برخی موارد می‎شود، واگذاری ممیزی به ناشران با سلایق متعدد این مسئله را حل خواهد کرد؟ آیا نظارتی بر ممیزی وجود خواهد داشت و دواعی دیگری از سوی ناشران بر ممیزی اعمال خواهد شد؟   

دبیات داستانی ما عمدتا تحت تاثیر ادبیات داستانی غرب است در حالی که خاطره بومی تر است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان، جلسه کرسی ترویجی با عنوان پرسمان یاد (مباحث فلسفه، خاطره- داستان) با ارایه استاد علیرضا کمری، احمد شاکری و فرانک جمشیدی عصر امروز در سالن جلسات پژوهشگاه فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزار شد.

 دکتر محمدرضا سنگری، نویسنده و استاد دانشگاه در این جلسه گفت: محور اصلی بحث، گفتمان یاد است. پرسمان یاد کتاب بسیار ارزنده استاد علیرضا کمری است. این کتاب بعد از چند کتابی که استاد کمری پیش از این داشتند به گونه ای تداوم و تعمیق بخش های قبل است.

 دکتر سنگری ادامه داد: علیرضا کمری در سال 83 با کتاب یاد خاطره ورودش را به شکل کاملا تخصصی در خاطره آغاز کرد. مجموعه مقالات یاد مانا که ایشان نوشتند شامل 5 مقاله در باب خاطره است. کتاب اثرنشان ایشان در سال 93 یک منظر تازه به سوی حوزه ثبت خاطره باز کرد.

 وی با بیان اینکه کتاب پرسمان یاد محصول 15 جلسه است، عنوان کرد: پرسمان یاد شامل 446 صفحه است که حدود 100 پرسش بوده که فهرست شده به یک چینش، گزینش و دسته بندی رسیده است. جلسات مربوط به این کتاب در حوزه هنری برگزار شده است. کسانی که در جلسات مربوطه شرکت داشتند، متنوع بودند و عمدتا کسانی بودند که در خاطره نگاری صاحب اثر بودند.

 این نویسنده و پژوهشگر با اشاره به اینکه احمد شاکری کتاب پرسمان یاد را نقل کرده است، اظهار داشت: پرسش ها در مورد این کتاب زیاد است. یک سوال این است که اگر قرار باشد خانم فرانک جمشیدی جلد دوم این کتاب را بنویسند چه پرسش هایی را منظور می کنند؟ احمد شاکری سالهاست در حدود ادبیات داستانی به خصوص ادبیات دفاع مقدس کار کرده است و در این جلسه نقد خود را بر این کتاب ارایه می دهد.

 دکتر سنگری با طرح این سوال که چه داد و ستدی بین داستان و خاطره وجود دارد، تصریح کرد: خاطره بومی تر است. ادبیات داستانی ما عمدتا تحت تاثیر ادبیات داستانی غرب است. در نگارش خاطره الگوهای پیشین پیش روی خاطره نویسان نبوده است. ما یک پشتوانه تاریخی داریم، ما جامعه ای روایتگر هستیم؛ در حقیقت ما خاطرخواه خاطره هستیم.

کتاب «جستاری در اصطلاح شناسی و مبانی ادبیات داستانی دفاع مقدس» به چاپ دوم رسید.

به گزارش خبرگزاری مهر، به نقل از  روابط عمومی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، کتاب «جستاری در اصطلاح شناسی و مبانی ادبیات داستانی دفاع مقدس»، به قلم آقای احمد شاکری محقق گروه ادبیات اندیشه پژوهشگاه، به چاپ دوم خود رسید.