شاکری: «آئینه در کربلاست» را با «کتاب آه» بخوانید/ این روز‌ها مقتل می‌خوانم

احمد شاکری، آثاری را برای مطالعه در روز‌های سوگواری امام حسین(ع) به کتاب‌دوستان معرفی کرد که کتاب‌های «آئینه در کربلاست»، «کتاب آه» از آن جمله‌اند.
 
شاکری: «آئینه در کربلاست» را با «کتاب آه» بخوانید/ این روز‌ها مقتل می‌خوانم
 
احمد شاکری در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) درباره پیشنهاد مطالعه در روز‌های تعطیل اظهار کرد: کتاب‌های بسیاری برای شناخت امام حسین علیه‌‌السلام و یارانش و نیز قیام عاشورا منتشر شده است.

وی از کتاب «آئینه در کربلاست» نوشته محمد‌رضا سنگری، به عنوان نخستین کتاب پیشنهادی خود به مخاطبان ایبنا یاد کرد و گفت: این کتاب پژوهشی طولانی مدت درباره وقایع عاشوراست. در «آئینه در کربلاست» جزئیاتی درباره واقعه عاشورا و حوادث پیرامون آن‌ را در بردارد.

به گفته شاکری، نویسنده کتاب «آئینه در کربلاست» برای نگارش این کتاب، تحقیقات میدانی ویژه‌ای در زمینه مسیری که اباعبد‌الله‌الحسین(ع) از کوفه تا کربلا طی کردند و نیز مسیرِ طی شده کاروان ایشان پس از شهادت آن حضرت از کربلا به شام انجام داده است.

نویسنده «انجمن مخفی» همچنین کتاب «مشکات؛ آذرخشی دیگر از آسمان کربلا» را برای مطالعه در روز‌های سوگواری امام حسین (ع) پیشنهاد کرد و گفت: این کتاب مجموعه سخنرانی‌های آیت‌الله مصباح درباره قیام عاشورا را دربردارد و اثری مناسب برای شناخت فلسفه قیام عاشورا محسوب می‌شود.

شاکری افزون بر این، مطالعه اثری به نام «کتاب آه» نوشته یاسین حجازی را به دوست‌داران کتاب پیشنهاد کرد و درباره آن گفت: این کتاب اثری شیرین و زیبا درباره قیام امام حسین (ع) است. حفظ ارزش‌های ادبی از لحاظ نثر و بیان جزئیات از مهمترین ویژگی‌های «کتاب‌ آه» است.

وی درباره اثری که خودش در روز‌های سوگواری امام حسین(ع) مطالعه می‌کند، گفت: سال گذشته کتاب‌های «مشکات» و «آئینه در کربلاست» را مطالعه کردم و امسال مطالعه‌ای بر مقاتل امام حسین(ع) دارم. این آثار می‌توانند بر شیوه‌ داستان‌نویسی نیز تاثیرگذار باشند.

کارگاه شعر و داستان برای 200 بانوی هنرجو

کارگاه شعر و داستان برای 200 بانوی هنرجو

کارگاه

دویست بانوی هنرجوی شعر و داستان از سراسر کشور با حضور در دوره‌های آموزشی «آل‌ جلال» و «کلک خیال» به استقبال مراسم پایانی هفتمین جایزه ادبی پروین اعتصامی می‌روند.

به گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، در آستانه اختتامیه جایزه ادبی پروین، حدود 200 بانوی هنرجوی شعر و داستان از سراسر کشور به تهران می‌آیند تا در چهارمین دوره‌ آموزش داستان‌نویسی «آل‌ جلال» و سومین دوره آموزش شعر «کلک خیال» شرکت کنند.

در این برنامه دوروزه که از شنبه شانزدهم تا دوشنبه هجدهم مرداد با حضور چهره‌های نامدار شعر و داستان در مجتمع آدینه تهران برگزار می‌شود، افرادی چون راضیه تجار، مجید قیصری، احمد شاکری، داوود غفارزادگان، محمدرضا بایرامی، قاسمعلی فراست، خسرو باباخانی، کورش علیانی، منیژه آرمین، شهریار عباسی، کامران پارسی‌نژاد و مهدی قزلی در کارگاه‌های داستان و حمیدرضا شکارسری، عبدالجبار کاکایی، سعید بیابانکی، محمدحسین جعفریان، اسماعیل امینی، جواد محقق و ... در کارگاه‌های شعر به تدریس خواهند پرداخت.

استادان حوزه ادبیات داستانی در این دوره فشرده به مسائلی چون خلاقیت در نگارش، ویژگی شخصیت‌های ماندگار، اصول و فنون روایت، شناخت نقد واقعی، مولفه‌های داستان دینی، تفاوت‌های داستان کوتاه و رمان و ... خواهند پرداخت. از مباحث پیش‌بینی‌شده‌ این دوره در حوزه شعر نیز می‌توان به شعر و طنز، شعر و فرامرز، مختصات شعر مدرن، شعر و ترانه، جامعیت شاعر و ... اشاره کرد.

همچنین در هر دو بخش شعر و داستان جلسات پرسش و پاسخی در پایان هر روز، ترتیب داده خواهد شد تا نویسندگان نوپا و شاعران نوقلم، دغدغه‌ها و مسائل خود را مطرح کنند و از استادان این حوزه پاسخ دریافت کنند.

دوره‌های گذشته این برنامه آموزشی با نام‌های «آل‌ جلال» و «کلک خیال» در آبان و اسفند سال گذشته و اردیبهشت‌ماه امسال در حاشیه برگزاری جایزه ادبی جلال آل‌ احمد، جشنواره بین‌المللی شعر فجر و نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران برگزار شده بود.

این دوره پیش از برگزاری اختتامیه هفتمین جایزه ادبی پروین اعتصامی برپا می‌شود و شرکت در این نشست‌ها به دلیل همزمانی با جشنواره ادبی پروین اعتصامی، به بانوان علاقه‌مند در این دو حوزه اختصاص دارد.

جایزه ادبی پروین اعتصامی که به بررسی آثار منتشرشده بانوان در شش حوزه ادبیات کودک، ادبیات نمایشی، پژوهش و نقد، ترجمه و شعر و داستان بزرگسال می‌پردازد، امسال هفتمین دوره خود را پشت سر می‌گذارد و ساعت 16 روز دوشنبه 18 مردادماه به ایستگاه پایانی خود و آیین اختتامیه و اهدای جوایز به برگزیدگان می‌رسد.

نوشتن از مدافعان حرم را به آینده موکول نکنیم

نوشتن

مسئول انجمن ادبیات داستانی بسیج هنرمندان گفت: جشنواره ادبیات داستانی بسیج هنرمندان، اقدامی ارزشی در مقابل بیداد جریان روشنفکری دورافتاده از ارزش‌هاست.

به گزارش ایسنا، احمد شاکری چهارم مهرماه در آئین افتتاحیه جشنواره ادبیات داستانی بسیج هنرمندان در شهرکرد اظهار کرد: مرز بین ادبیات متعهد و روشنفکری در دیدن نادیدنی‌ها و بیان واقعیت‌هاست.

وی تصریح کرد: مدافعین حرم از این سوی عالم به آن سوی عالم می‌‎روند و مقاومت می‌کنند، این چیزی جز درک زیبایی نیست و کار هنر و هنرمند متعهد نیز بیان این زیبایی‌هاست.

 شاکری گفت: ادبیات انقلاب و دفاع مقدس، ادبیاتی است که از شهید می‌گوید و این ارواح مطهر را روایت و حکایت می‌کند.

 مسئول انجمن ادبیات داستانی بیج هنرمندان خاطرنشان کرد: یکی از نکات مهمی که این جشنواره درصدد رسیدن به آن است، احیا و توجه به وقایع روز است.

 وی افزود: اکنون زمانه مدافعان حرم و زمانه‌ای است که خاطرات منا موجود است.

 شاکری در ادامه اظهار کرد: ما نباید دچار تحریف شویم و نوشتن این وقایع را به آینده 10 و 20 ساله و جایی که خاطرات محو شده و افراد از میان ما رفته‌اند موکول کنیم.

 او در پایان گفت: یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های جشنواره ادبیات داستانی بسیج هنرمندان، تعهد به معنای واقعی، یعنی توجه عمیق و دلسوزانه و انقلابی به وضعیت موجود کشور است.

شاکری: ادبیات دفاع مقدس بسیاری از سبک‌های نوشتاری را تغییر داد

احمد شاکری، نویسنده و پژوهشگر ادبیات داستانی در برنامه «گفت‌وگوی فرهنگی» رادیو گفت‌وگو درباره ادبیات داستانی پس از انقلاب گفت: آنچه ما می‌خواهیم به آن دست پیدا کنیم آن است که ادبیات ناب دفاع مقدس بسیاری از سبک‌های نوشتاری را تغییر داده و درست آن است که فلسفه ادبیات پس از انقلاب را بررسی کنیم.
 
شاکری: ادبیات دفاع مقدس بسیاری از سبک‌های نوشتاری را تغییر داد
 
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) برنامه «گفت و گوی فرهنگی» با موضوع «ادبیات داستانی پس از انقلاب» با حضور احمد شاکری (نویسنده و پژوهشگر ادبیات داستانی)، اسماعیل امینی (استاد دانشگاه و پژوهشگر ادبیات) و محمدرضا موحدی (استاد دانشگاه و پژوهشگر ادبیات داستانی) روی آنتن رادیو گفت‌وگو رفت.
 
در ابتدای این برنامه، شاکری در پاسخ به این پرسش که آیا پس از گذشت این سال‌ها، سبک ادبیات داستانی داریم یا نه؟ گفت: بهتر است یک نگاه جریانی به این مسأله داشته باشیم. امکان این وجود دارد که با پژوهش‌های پیشین، به ادبیات داستانی انقلاب نگاه کرد. منظور از پژوهش‌های پیشین، از نوع مطلوب است که هنوز به وجود نیامده اما برای آن فرض می‌شود. در تحقیقات پسین ما به آثار و داشته‌های موجود نگاه می‌کنیم.
 
این نویسنده و پژوهشگر ادبیات داستانی ادامه داد: اگر بخواهیم جریان و بنیاد معرفتی ادبیات داستانی انقلاب را بچینیم، سنگ اول آن یک گزاره و یک علم اجمالی فرضیه‌ساز است. منظور از علم اجمالی فرضیه‌ساز، این است که هنوز به اینکه ادبیات داستانی انقلاب چه خصوصیات و ویژگی‌های سبکی دارد، نرسیدیم. اما به این موضوع علم اجمالی داریم که آثار قبل از انقلاب با بعد از آن متفاوت است.
 
شاکری با بیان اینکه چند عقیده در ادبیات داستانی انقلاب موثر است، خاطرنشان کرد: یک عقیده آن است که در گونه‌بندی باید ملاحظه گونه‌بندی ذاتی و ارزش آفرین اثر را داشته باشیم؛ یعنی متوجه ارزش‌های ادبیات داستانی انقلاب و دفاع مقدس باشیم. یک دیدگاه دیگر دوره‌ای است و برای مثال اگر از ادبیات داستانی دفاع مقدس یاد می‌کنیم یعنی ادبیات داستانی که به دفاع مقدس می‌پردازد. ادبیات داستانی انقلاب در دوران انقلاب و پس از آن ظهور کرده است.
 
وی افزود: مورد سوم مربوط به این می‌شود که وقتی از ادبیات انقلاب صحبت می‌کنیم، مراد «موضوع انقلاب اسلامی» است. این گونه‌بندی نواقص و محاسنی دارد و حُسن آن این است که توجه خاصی نسبت به موضوع انقلاب دارد.
 
این پژوهشگر اذعان کرد: هدف و حکمت این تقسیم‌بندی آن است تا به این برسیم که چیزی به نام «ادبیات انقلاب اسلامی» ظهور کرده است. درباره انقلاب کشورهای دیگر نیز نوشته اند، اما انقلاب و دفاع مقدس ما متفاوت با کشورهای دیگر است. آنچه ما می‌خواهیم به آن دست پیدا کنیم آن است که ادبیات ناب مقدس بسیاری از سبک‌های نوشتاری را تغییر داده و درست آن است که فلسفه ادبیات پس از انقلاب را بررسی کنیم.
 
شاکری بیان کرد: سلایق و تلقی مردم تا حدوی متأثر از این گونه‌بندی و عنوان بندی‌هاست و تا حدودی تنظیم‌کننده بازار نشر و استقبال یا عدم استقبال از آن می‌شود. در حال حاضر مجموعه‌هایی که ادبیات داستانی انقلاب را راه اندازی می‌کنند باید با تکیه بر تئوری علمی راه را برای فهم تئوری فراهم کنند.
 
اسماعیل امینی در ادامه عنوان کرد: آنچه سر زبان‌ها می‌افتد با آنچه اهل فن استفاده می‌کنند مطابقت نمی‌کند. در مورد «ادبیات داستانی انقلاب» نیز این مسأله صدق می‌کند و فرد ممکن است بعد از خواندن داستان انقلاب بگوید این مربوط به انقلاب نیست اما کارشناسان آن را داستان انقلاب می‌دانند. کسی که نگران زبان یا تکنیک‌های ادبی است، یک نظر دارد و کسی که به لحاظ «اندیشه» ادبیات انقلاب را بررسی می‌کند، نظری دیگر دارد.
 
در ادامه محمدرضا موحدی درباره ادبیات داستانی انقلاب بیان کرد: هر جمعی اصطلاح ویژه خود را دارد و گه گاه انتقال مفاهیم موجب سوءتفاهم می‌شود. در ادبیات داستانی انقلاب، تا حدودی از خامی به سمت پختگی در حال حرکت هستیم.
 
برنامه «گفت‌وگوی فرهنگی» از شنبه تا چهارشنبه ساعت 20 روی آنتن شبکه رادیویی گفت‌وگو می‌رود و علاقه‌مندان می‌توانند برای دسترسی بهتر به سایت این شبکه مراجعه کنند.

از بایکوت تا راه‌اندازی داستان سیاه جنگ

همه چیز درباره ادبیات دفاع مقدس در گفت‎وگو با احمد شاکری
نويسنده : حسین خان بابا زاده
هفته نامه پنجره شماره 281
 

احمد شاکری سال 1353 در تهران به دنیا آمده است. رمان «انجمن مخفی» از آثار داستانی این نویسنده است. وی عضو هیئت داوری در چندین جشنواره از جمله «‎شهید غنی پور»، «قلم زرین»، «بسیج دانشجویی»، «قصه‎‎های قرآنی» و... بوده است. تدریس چندین دوره عناصر داستان و داستان‎نویسی، نقد فیلم‎‎های مطرح سینمای ایران در مطبوعات، نقد داستان‎‎ها و رمان‎‎های معاصر در مطبوعات، عضو و هیئت مدیره انجمن قلم ایران، عضو شورای ‎عالی ادبیات داستانی بسیج، جلسات نقد حضوری با موضوع رمان‎‎های معاصر فارسی و داستان‎‎های ترجمه، عضور شورای سردبیری ماهنامه ادبیات داستانی، از جمله دیگر فعالیت‎‎های این نویسنده و منتقد است. وی به پرسش‎‎های پنجره درباره ادبیات دفاع مقدس پاسخ داده است. 

  سه دهه از پایان جنگ می‎گذرد و نه تنها در عرصه ادبیات داستانی و سینما بلکه در عرصه سیاست‎ هم عمده مناقشه اصلی بر سر «روایت‎ها» از جنگ، چگونگی و پایان آن است، شما این را ناشی از چه می‎دانید؟! 
اندکی باید درباره این سوال درنگ کرد. همان‎طور که پیش از این‎ بار‎ها گفته‎ام مهم‎ترین مسئله در حوزه پژوهش ادبیات دفاع مقدس مسئله‎شناسی و مسئله‎مندی است. لذا یکی از پیچیده‎ترین کار‎های مغفول در این عرصه طرح پرسش‎های اولویت‌داری است که نظام معرفتی ادبیات دفاع مقدس سخت بدان‎ها نیازمند است. نتیجه غفلت از این مهم، میدان دادن به گزاره‎‎های سست غیر علمی است. استخدام کلمه «روایت» هر پاسخ دهنده‎ای را به چالش می‎کشاند. در طول سال‎های اخیر آنقدر مفهوم این کلمه وسعت یافته که گمان می‎رود تمامی ادبیات و بخشی از هنر را زیر سیطره خود آورده باشد. گاه روایت به معنای نظر، منظرگاه، رویکرد انتقادی، رویکرد تحلیلی و تفسیری است. این البته چیزی نیست که به ادبیات بماهو ادبیات اختصاص داشته باشد. آنچه در ادبیات محل تضارب آرا است؛ سه محورِ چیستی واقعه، چرایی روایت و چگونگی روایت از آن است. بنابراین روایت در حوزه دفاع مقدس از نفس تحلیل دفاع مقدس دشوار‎تر است زیرا در روایت از دفاع مقدس ـ با اشکال و مراتب مختلفش‎ ـ‎ نه تنها چیستی این واقعه و چرایی‎‎های حاکم بر وقایع و روابط آن‎‎ اهمیت می‎یابد بلکه چیستی، چرایی و چگونگی روایت نیز بدان اضافه خواهد شد. 
اصل وجود مناقشه در روایت از دفاع مقدس در حوزه ادبیات داستانی خلاق شکل جدی‌تری به خود می‎گیرد زیرا کار تاریخ نگار و خاطره‌نویس ثبت واقع است و اگر مناقشه‎ای وجود دارد در اصل واقعه یا جنبه اسنادی و استنادی روایت از آن است. اما داستان‎نویس نه کارش ثبت واقعه و نه روایتش مبتنی بر استناد است. داستان‎نویس می‎تواند جهانی بسازد که در جزییات تنها زاییده ذهن و خیال نویسنده باشد. دقیقا به همین دلیل است که مناقشات درباره دفاع مقدس در داستان‎نویسی بسیار شدیدتر از خاطره‌نویسی است زیرا اگر در خاطره‌نویسی «استناد» فصل الخطاب روایت مستندنگار از دفاع مقدس است، در ادبیات داستانی فلسفه دفاع مقدس و مبانی دینی و جنبه‎‎های قدسی آن تعین‎کننده روایت داستانی از آن است. نتیجه عملی چنین مناقشه‎ای در روایت داستانی از جنگ، ظهور جریان ادبیات سیاه دفاع مقدس است. ریشه شبهات چنین جریان مناقشه آفرینی به دو محور باز می‎گردد: فلسفه دفاع مقدس و فلسفه داستان. 
در سال‎‎های جنگ، تابلو معروفی بر ورودی خرمشهر بود که بر آن جمعیت 36 میلیون نفری ایران به‎عنوان جمعیت خرمشهر نوشته شده بود، اما انگار آن نگاه فقط برای آن سال‎‎ها بود و بعد از آن هر چقدر از سال‎‎های جنگ فاصله گرفتیم، چنددستگی‎‎ها در روایت‎‎های جنگ بیشتر و بیشتر شد! 
باید بین اصل واقعه دفاع مقدس و جزییات وقایع آن تفکیک قائل شد. دفاع مقدس جنگی تحمیلی از سوی قدرتی متجاوز و غاصب به ملتی مظلوم بود. لذا هیچ فرد منصفی ـ چه انقلابی و حتی غیر انقلابی ‎ـ‎ وجود ندارد که حق دفاع را از مظلوم سلب کند. این روایتی یکتا، مطلق و ثابت از اصل دفاع مقدس است. گرچه در حوزه ادبیات داستانی، کانون منحله نویسندگان در بیانیه مشهورش در همان سال‎ها به‎صورت تلویحی تجاوز ارتش بعث به ایران اسلامی را به پای شور و شعار انقلاب اسلامی گذاشت. این حقیقت درباره دفاع مقدس بالاترین چیزی نیست که درباره آن می‎توان گفت. در کلام امام راحل، دفاع مقدس جنگ حق و باطل و جبهه کفر و ایمان است. منطق حضور رزمندگان در این جبهه دقیقا منطق دفاع از اسلام در تمامی نقاط عالم است. حتی به‎نظر می‎رسد نویسندگان جریان داستان سیاه دفاع مقدس به‎نحو آشکاری حقانیت ایران در دفاع از خود در دفاع مقدس را انکار نمی‎کنند. با وجود این، پس از پایان دفاع مقدس و قبول قطعنامه 598، به‎تبع شرایط اجتماعی و سیاسی، ادبیات داستانی نیز وارد دوران جدیدی شد. دعاوی دیگری مطرح شد و اهداف جدیدی برای ادبیات داستانی دنبال شد. طیفی از نویسندگان، تحت تاثیر مبانی و گزاره‎‎های ادبیات داستانی غرب، با گمان تغییر شرایط از شرایط حماسی تقابل با دشمن در زمان دفاع مقدس به شرایط صلح و رفع دشمنی و غیبت دشمن، ادبیات حماسی، نورانی، آرمان‌گرا، متعهد، اخلاق‌گرا و انقلابی را به ادبیاتی دل‌مرده، تردید محور، سیاه اندیش، شکاک، غم زده و پوچ انگار سوق دادند. جوهره استدلال این گروه آن بود که با اتمام جنگ ـ به‎تعبیر «اتمام جنگ» دقت کنید! ‎ـ‎ دشمنی وجود ندارد،  بنابراین شور حماسی نیز ضرورت نخواهد داشت. در نتیجه اکنون ـ بعد از پذیرش قطعنامه‎ ـ‎ زمان روایت از تردید‎ها، ولو ناشی از ضعف ایمان، ضعف عقلانیت و ضعف ارادی باشد‎،‎ فرا رسیده است. اکنون زمان آن است که به‎جای «افتخارات» جنگ، از «خسارت»‎های آن گفته شود. اکنون نه زمان بلند کردن پرچم دفاع قدسی که زمان گفتن از جنگ لعنتی است! منشأ چنین نگرشی اولا ضعف مبانی اعتقادی و مدارج ایمانی و در درجه دوم، غرق در فرهنگ و ادبیات غربی بود. 
در این وضعیتی که زیست می‎کنیم، انگار بیشتر از هر چیز با «جنگ روایت‎ها» از «جنگ» روبه‎رو هستیم تا خود مسئله جنگ و مصداق آن را در آثار داستانی و سینمایی و عرصه کلان قدرت و سیاست هم به وضوح می‎بینیم! 
فرهنگ و به‎تبع آن ادبیات عرصه جنگی واقعی است. این مطلبی است که مقام معظم رهبری نیز بار‎ها بدان اشاره کرده‎اند. روشن است که ماندگاری دفاع مقدس به ماندگاری روایت از دفاع مقدس است چراکه دفاع مقدس همان انقلاب اسلامی است که در طول تاریخ ادامه پیدا کرد و ادبیات دفاع مقدس همان ادبیات انقلاب اسلامی است که تداوم یافت. عمق واقعه، طول زمانی و اهمیت تعیین‎کننده دفاع مقدس و ادبیات ناشی از آن به‎نحوی است که می‎توان گفت ادبیات داستانی پس از انقلاب از دامن دفاع مقدس ‎زاده شده است و انحراف یا سقوط این ادبیات نه تنها به تحریف و ویرانی حقیقت دفاع مقدس منجر خواهد شد بلکه انقلاب اسلامی را با چالشی جدی مواجه خواهد کرد. این جنگ، جنگی واقعی است و البته دشوار‎تر از جنگ‎های نظامی؛ چراکه برخی از پرچمداران ادبیات داستانی دفاع مقدس، خود داوطلبان شرکت‎کننده در جنگ بوده و در سال‎هایی نه چندان دور دست در گردن یاران شهیدشان داشتند. جنگ در این عرصه شاید شهید نداشته باشد اما حتما اسیر دارد. آنچه جریان معاند ضد‎انقلاب و بی‎دین نتوانست درباره دفاع مقدس بگوید و بنویسد. آنچه امثال براهنی، احمد محمود، منصور کوشان و اسماعیل فصیح جرئت بیان آن را نداشتند، در قلم و زبان برخی جبهه رفته‎‎های استحاله شده یا فریب خورده ظاهر شد. این‎ها در دوره‎ای جاده صاف‌کن جریان شبه روشنفکر شدند. مهم‎ترین پشتوانه این گروه آن بود که با ادعای حضور در جبهه جنگ و درک حقیقت آن، نه تنها در روایت از آن محق هستند، بلکه شایسته‎ترین افراد در روایت از پلشتی‎ها و سیاهی‎‎های جنگند. چنین ادعایی که به ظاهر جذاب و حقیقت‌گرا می‎آمد در دوره‎ای شکل گرفت که فضای قدسی جبهه‎‎های جنگ کم رمق شده بود و این طیف با شعار جذاب بیان ناگفته‎ها، ذهن‎‎هایی را با خود همراه کردند. علاوه بر این، باید توجه داشت برخی کم‌کاری‎ها، تکرارها و بی‎توجهی‎ها ادبیات ناب دفاع مقدس را متهم به شعارگویی و سطحی‌نگری کرد. و این واقعیت در اوج گرفتن و بالیدن جریان سیاه‌نویس دفاع مقدس بی‎تاثیر نبود. گرچه ادبیات داستانی ما در پس از انقلاب اسلامی، حتی تا اکنون که قریب به چهار دهه از آن گذشته است، در قیاس با تاریخچه اندیشه‌ورزی و تولید خلاقه در ادبیات داستانی غرب اندک و ناچیز است. ادبیات داستانی و روایت از انقلاب و دفاع مقدس مجال بالیدن و اندیشیدن و تجربه‌ورزی و توشه اندوزی می‎خواهد. 
با پذیرش این «اختلاف روایت‎ها» از جنگ، چگونه و براساس چه شاخصی می‎توان روایتی از دفاع مردم ایران از سرزمین‎شان را بر حق و درست دانست و روایت‎‎های دیگر را «سیاه‎نما» و «ضد جنگ» تلقی کرد؟! 
مهم‌ترین دلیل، پذیرش خود اختلاف است. وقتی امر واحدی روایت می‎شود، اختلاف روایت‎ها از امر واحد بیانگر اختلاف در روایت است نه در آن امر واحد زیرا وحدانیت (دفاع مقدس) اختلاف را بر نمی‎تابد.  بنابراین اصل بدیهی و عقلی آن است که دو روایت که محتوا و مفاد آن‎ها در تضاد با یکدیگر است نمی‎تواند هر دو درباره یک واقعه درست باشد. پس حتما یکی از آن‎ها روایتی ناهمخوان و غیر همجنس با واقعه و روایت دیگر روایت حق است. با پذیرش این اصل فهم معیار‎ها و ملاک‎های سنجش و ارزش‎گذاری روایت‎ها کار دشواری نخواهد بود. 
یکی از بهترین معیار‎ها را در آیه 120 سوره هود می‎توان یافت. همان‎طور که می‎دانید بخش عمده‎ای از قرآن کریم را روایت‎‎هایی درباره تاریخ انبیا تشکیل داده است. سرگذشت اقوام مختلف و جنگ‎ها در قرآن کریم بیان شده است. قرآن کریم درباره غایت این روایت‎ها می‎فرماید: «وَ کلا نَقُص عَلَیک مِنْ أَنْباءِ الرسُلِ ما نُثَبتُ بِهِ فُوادَک وَ جاءَک فی‎ هذِهِ الْحَق وَ مَوْعِظَه وَ ذِکری‎ لِلْمُومِنینَ»، غایت روایت باید تثبیت قلب باشد. به ایمان به باور به وعده الهی در کمک و یاری مومنان در امید به نصرت الهی و امید به شکست و محو ظالمان، روایت باید به‎گونه‎ای باشد که میوه ایمان را در قلب‎ها بارور کند و بذر نفاق و شک و تردید را در دل‎ها بخشکاند. حال فرض کنید داستانی که در آن رزمنده‎ای دوست غواص خود را در آب به ضرورت عقلی و فقهی برای لو نرفتن عملیات به زیر آب می‎کشد و غرق می‎کند، اگر این‎گونه روایت شود که آن فرد مغروق شهید و آن فرد دیگر مجاهد فی سبیل الله است و نتیجه‎ای که از داستان ظاهر می‎شود این باشد، در راستای این فرمایش قرآنی است. در ادبیات سیاه دفاع مقدس، فرد مغروق به طور ناحق کشته شده و فرد دیگر قاتل و آدمکش معرفی می‌شود، این چیزی جز یاس، دلسردی و خروج از مرتبه ایمان نیست. چنین ادعایی بدان معنی نیست که تردید رزمندگان در لحظاتی از جنگ یا دلسردی‎شان یا خطاهای‎شان نباید روایت شود و نه بدان معنی است که مصائب دفاع مقدس و خسارت‎‎های انسانی و مالی آن نباید گوشزد شود. بلکه بدان معنی است که می‎توان با روایت مصائب ادبیات حماسی داشت. آن‎گونه که در طول صد‎ها سال مصیبت بار‎ترین روایت تاریخی یعنی روایت از واقعه عاشورا حماسه‎ساز بوده است. آیا بر هر یک از رزمندگان ما بیش از اباعبدالله مصیبت وارد شد؟ خیر. اما این واقعه به‎شدت مصیبت‌بار که در آن اباعبدالله همه چیزش را داد، حماسی‎ترین روایت‎ها شکل می‎گیرد. چرا؟ چون برای خدا بوده است. اما شما در ادبیات داستانی سیاه دفاع مقدس می‎بینید سربازانی که از جنگ برگشته‎اند گویا حق‎شان را می‎خواهند از مردم بگیرند. لشکری کنار ریل قطار ایستاده‎اند و هیچ قطاری حاضر به انتقال آن‎ها به شهرهای‎شان نیست. بعد هم رزمنده‎ها می‎ریزند و شیشه‎‎های قطار را می‎شکنند و به زور وارد قطار می‎شوند. آیا این بر ایمان می‎افزاید؟ آیا این حقیقت قدسی دفاع مقدس و رزمندگان آن است؟ 
از این منظر ادبیات سیاه دفاع مقدس ادبیاتی غیر بومی، غیر دینی و غیر متعهد است. این‎گونه ادبیات، ادبیاتی مطلقا وارداتی است که از نوع ادبیات پس از جنگ در کشور آلمان یا آمریکای پس از واقعه ویتنام مایه و الهام گرفته است. نویسندگان این داستان‎ها با ایدئولوژی‌زدایی از دفاع مقدس آن را به نبرد انسان با انسان تقلیل می‎دهند. اگر ایدئولوژی از دفاع مقدس زدوده شود آیا می‎توان تصوری از حق و باطل داشت؟ آیا می‎توان نام این نبرد را نبرد کفر و ایمان گذاشت؟ طبعا با چنین رخدادی، هر دو سوی میدان نبرد انسان‎هایی خواهند بود که جانشان را از دست می‎دهند و برای هر دو سوی میدان باید گریست! ادبیات سیاه دفاع مقدس ادبیات ترس و تهدید و تردید است. ادبیاتی است که در آن نمی‎توان ایمان به حق را مشاهده کرد؛ زیرا عالم شخصیت‎‎های آن عالم نسبیت و شکاکیت است. این ادبیات امروزه هیچ کسی را برنمی‎انگیزاند که به آن سوی مرز‎ها برود و در سوریه یا عراق به دفاع از حق، نبرد کند. 
ناگفته نماند حقیر در کتابی با عنوان «جستاری در اصطلاح‎شناسی و مبانی ادبیات داستانی دفاع مقدس» به تفصیل مبانی این شبه‌گونه ادبی را توضیح داده و نظریات مدافعان آن را نقد کرده‎ام. 
شما چه ویژگی‎‎ها و مولفه‎‎هایی را برای ادبیات داستانی جنگ و دفاع مردم ایران از سرزمین‎شان قائل هستید؟! 
من در دفاع مقدس رزمندگان و مردم را مدافع از دین‎شان می‎دانم، نه تنها مدافع از سرزمین‌شان. اگر دفاع مقدس را به دفاع از سرزمین تقلیل دهید تفاوتی میان دفاع مقدس و جنگ‎های دیگر معاصر نخواهد بود زیرا در بسیاری از جنگ‎ها آنچه سربازان را برمی‎انگیزاند دفاع از خاک و سرزمین است. اما منطق اسلام دفاع از مظلوم را فریاد می‎زند، چه این مظلوم در خاک ایران باشد چه در کشوری دور در قاره آفریقا. 
نکته کلیدی که در ادبیات دفاع مقدس ـ چه ادبیات مستندنگار و چه ادبیات داستانی خلاقه ـ وجود دارد حق‌جویی، حق‌بینی و حق‎شناسی آن است. حق، همان باطن و مغز واقع است. خیلی‎ها ممکن است شاهد واقعه باشند اما از درک حقیقت واقعه عاجزند. مثال مشهورش را همه بار‎ها شنیده‎ایم که در مجلسی یزید، آن موجود لعین با فرعونیت، خود آیه مبارکه‎ای از قرآن را خواند و خطاب به حضرت زینب (س) گفت خداوند هر که را خواهد خوار می‎کند و هر که را خواهد عزیز می‎دارد. خب این هم روایتی از واقعه عاشورا از منظر سیاه اندیش یزید است. یزید خبر‎های آن واقعه را داشت. می‎دانست چه اتفاقی افتاده است. اگر همین سوال را از شمر هم بپرسید همین جواب را به شما خواهد داد. اما حضرت زینب (س) با اشاره به آیه‎ای از قرآن کریم و اشاره به عهد و سنت الهی می‎فرمایند من جز زیبایی ندیده‎ام. می‎توان در اوج مصیبت از زیبایی و درک آن لذت برد. این تجربه غریبی است که شما در خاطرات جانبازان دفاع مقدس در خاطرات شهدا می‎بینید. ببینید این‎ها چه عشق بازی با خدا می‎کنند در اوج درد و در اوج مصیبت. گویا در اوج مصیبت این‎ها «انعمت علیهم» هستند. سر سفره الهی نشسته‎اند. از یکی از جانبازان شنیدم که در هنگام درد، حالش آنقدر دگرگون می‎شود که روی سفره‎ای می‎نشیند تا محتویات معده‎اش در اوج بی‎خودی و درد روی زمین نریزد. همین جانباز می‎گوید حاضر نیستم این درد را با چیز دیگری عوض کنم چون شاهد بوده‎ام در اوج درد، پیامبر اکرم (ص) لب‎های مبارکش را بر لب‎های من می‎گذاشت و می‎بوسید و می‎گفت این مال این دنیایت! 
این حقایق دفاع مقدس‎اند. داستان «تمبر» را بخوانید تا ببیند فرق نگاه از زمین است تا آسمان! 
اگر قائل به دو مقطع برای روایت جنگ و دفاع مردم ایران از سرزمین‎شان باشیم، مقطعی که رزمندگان، نویسنده شدند از جنگ در جبهه‎‎های خط مقدم نوشتند و هنگامی که متولدین دهه 60 شروع به نوشتن از جنگ و تبعاتش کردند و به نوعی روایت‎‎هایی از تبعات جنگ شهری در فاصله کیلومتر‎‎ها از خط مقدم به دست دادند. چه شباهت‎‎ها و تفاوت‎‎هایی میان روایت این دو نسل می‎بینید؟! 
این تقسیم‎بندی قابل مناقشه است. متولدین دهه 60 در بهترین صورت نویسندگان دهه 80 می‎توانند باشند! اینکه نسل نویسندگان دفاع مقدس از کوران جنگ و جهاد بیرون آمدند حرف درستی است. اما کسانی که از جنگ شهر‎ها و پشت جبهه نوشتند اتفاقا کسانی بودند که از حوزه شبه روشنفکری وارد ادبیات دفاع مقدس شده بودند. جالب است بدانید جریان نویسندگان شبه روشنفکر حتی یک شهید ندارند. دلیلش هم واضح است. این طیف اساسا حضوری در خط مقدم نداشته‎اند. این گروه در آغاز، اصل دفاع مقدس را متهم به انقلابی‌گری افراطی کردند. بعد که دستشان به‎جایی نرسید ادبیات دفاع مقدس را بایکوت کردند. یعنی نه تنها درباره آن ننوشتند بلکه آثار داستانی جریان متعهد را ندیدند. نگاه کنید ببینید «صد سال داستان‎نویسی» آقای میرعابدینی که چطور بی‎پروا، نسل داستان‎نویسان متعهد را در تاریخ ادبیات داستانی معاصر نادیده گرفته و نویسنده‎‎های کوتاه قامت جریان شبه روشنفکری را بر صدر نشانده است. این بایکوت هم حربه کارآمدی نبود. در مرحله بعد تلاش کردند با همراهی با جریان سیاه نویس دفاع مقدس، واقعیت‎ها را قلب کنند. البته خوشبختانه چون تجربه‎ای از جنگ نداشتند عموما آثارشان مربوط به جنگ شهرها، موشک باران‎ها و شب‎های پناهگاه‎ها بوده است. اندک آثاری از این طیف که در خط مقدم می‎گذرد هم با اشکالات قابل توجه نظامی و تاریخی مواجه است. اما این گروه به‎صورت هم عرض در این مرحله به جذب نویسندگاه جبهه رفته جریان متعهد همت گماردند. اهدای جایزه به نویسندگان برای همسو کردن آن گروه و طرح شبهات ادبی و تاریخی توانست تعدادی از نویسندگان جریان متعهد را با این گروه همنوا سازد. 
در دهه 80 و 90 شاهد حضور نویسندگانی هستیم که اساسا جنگ را درک نکرده‎اند. اما این نسل، نسلی است که می‎توان به آن امید داشت. شاید تصورش مشکل باشد اما جشنواره‎‎های داستانی در کشور با موضوع مدافعان حرم و دفاع مقدس برگزار می‎شود که تقریبا تمامی شرکت‎کنندگان آن افراد زیر 40 سالند. اتفاقا بسیاری از این داستان‎ها در خط مقدم نبرد و نه در پشت جبهه می‎گذرد. 
یکی از چالش‎‎های عمده در روایت‎‎های جنگ از اینجا ناشی می‎شود که نویسندگان و فیلمسازانی اصرار دارند رزمندگان و مدافعان ایران را آدم‎‎های عادی نشان دهند که سر از پا برای دفاع از باور‎‎ها و وطنشان نمی‎شناختند و اما جریانی اصرار دارد، از همان آغاز رزمندگان را بی‎هیچ عیب و نقصی نشان دهد، نظر شما در این‎باره چیست؟ 
می گویند «کار نیکان را قیاس از خود مگیر!» منشأ این فکر قیاس به نفس است. رزمنده‎ای که با تکیه بر ایمان کار‎های نشدنی را ممکن می‎کند آدمی عادی نیست. آدم عادی همین طیف شبه روشنفکر هستند که با نگاه پوزیتیویستی به عالم ملاک و معیارشان حیطه تنگ ادراکی‎شان است. این طیف وقتی از آدم عادی یاد می‎کنند مرادشان انسان جدا افتاده از عالم غیب و انسان دور افتاده از معنویت است. مرادشان انسانی است که اساسا به امداد غیبی و معجزه اعتقاد راسخی ندارد یا اساسا اعتقاد ندارد. مرادشان انسان ترس خورده مردد و بی‎هدف است. اما هیچ‎کدام از افرادی که توفیق جانبازی فی سبیل الله نصیبشان شد و هیچ یک از شهدا افراد عادی نبودند. شما حالا معنوی‎شان و عوالم روحی‎شان را در نظر بگیرید. این‎ها هدایت شده به دست خداوند بودند. عنایات معصومین شامل حال این‎ها شده است. بحث از انسان عادی یا به‎تعبیر داستان‎نویس‎ها «شخصیت خاکستری» بذر معیوبی است که جریان‎‎های ادبی غرب آن را نظریه‌پردازی کرده و در دهان جریان شبه روشنفکر انداخته‎اند. اصل این حرف را جریان شبه روشنفکر داخلی نساخته‎اند. همان‎طور که اساسا این جریان تولید‎کننده فکر در ساحت ادبیات نیست و عموما نگاهش به غرب است تا اندیشه و آثارشان را تکرار کند. حرف این طیف این است که اولا همه ما خاکستری هستیم. هیچ‎کدام ما سفید نیستیم. ثانیا مخاطب داستان با شخصیت‎‎های سفید همذات پنداری نمی‎کند چون شبیه به خودش نیست. چند مغالطه در این استدلال وجود دارد. اولا به‎دلیل نقض تاریخ روایتگری در ایران روایتی آشناتر از واقعه عاشورا را در مراسم محرم و روضه‌خوانی و مقتل‌خوانی سراغ ندارند. شما حرکتی سیاسی در تاریخ شیعه سراغ ندارید که به‎نحو مستقیم یا غیر مستقیم ملهم از واقعه عاشورا نباشد. آیا شخصیت‎‎های این واقعه خاکستری‌اند؟ شما گناه که هیچ چه ترک اولایی از حضرت عباس (ع) یا حضرت علی اکبر (ع) سراغ دارید؟ آیا در طول تاریخ و در دفاع مقدس رزمندگان ما به حضرت عباس (ع) و حضرت زینب (س) تاسی نکرده‌اند؟ آیا با آن‎ها همدل و همزبان و همراه نبوده‌اند؟ پس اصل این حرف غلط و گمراه‎کننده است. تکرار این حرف و اثبات آن موجب خواهد شد نه تنها وجود شخصیت سفید و نورانی در کل دفاع مقدس انکار شود، بلکه موجب خواهد شد کاری که ادبیات مسیحی با پیامبران اولوالعزمشان کردند و آن‎ها را در روایت‎ها به گناه آلودند، ما هم همین کار را با بزرگان و شهدا و فرماندهان جنگ انجام دهیم. یعنی خودمان با دست خودمان خرمن داشته‎ها و رویش‎‎های انقلاب اسلامی را به آتش بکشیم. اگر به این فکر مجال دهیم باید منتظر باشیم از شخصیت‎‎هایی چون حضرت امام (ره)، آیت‎الله قاضی، مقدس اردبیلی و آیت‎الله بهجت هم نعوذ بالله افراد خاکستری و مردد و گناه آلود بسازیم تا بتوانیم به این گروه ثابت کنیم داستان نوشته‌ایم! 
پس انسان سفید و نورانی‎ای که حتی در حد مکروهات نیز دامنش آلوده نیست وجود دارد و در روایت داستانی قابل ارائه است. تنها نکته‎ای که باقی می‎ماند آن است که ادبیات داستانی دفاع مقدس باید بتواند در نمونه‎‎هایی سیر استکمالی شخصیت‎ها را در جریان دفاع مقدس نشان دهد. حضرت امام فرمودند دفاع مقدس یک دانشگاه است. خب آنچه در دانشگاه انتظار می‎رود سیر کمالی و رشد شخصیتی است. دفاع مقدس شخصیت‎‎های بی‌شماری را صاحب کرامت کرد. در‎‎های بهشت و رحمت الهی را به رویشان باز کرد. آن‎ها را از زمین به آسمان برد. این حرف صحیحی است. نشان دادن این سیر بدان معنی است که شخصیت از برخی رذایل پاک می‎شود؛ یعنی روایت داستانی دو چهره از شخصیت را به نمایش می‎گذارد. اما به شما عرض کنم که محل اختلاف ادبیات متعهد با ادبیات شبه روشنفکر این نیست. دغدغه ادبیات شبه روشنفکر این نیست که چرا شما سیر استکمالی را برای شخصیت درست نمایش نداده‌اید، بلکه اساسا این نوع ادبیات و جریان شبه روشنفکر به حقیقت کمال معنوی که دفاع مقدس زمینه‎ساز آن بود اساسا اعتقادی ندارد. داستان‎های این طیف سیر نزولی دارد. هدفشان از طرح انسان عادی آن است که این انسان عادی‎ زاده شده و عادی هم می‎ماند؛ یعنی اساسا انسان عادی امکان آن را نخواهد داشت که تبدیل به انسان سفید شود زیرا عصر و دوره «اسطوره»‎ها ـ به‎تعبیر اسطوره دقت کنید ‎ـ‎ به سر آمده است و اساسا زمانه ما زمانه آدم‎های سفید نیست. 
برخی از نویسندگان و سینماگران معترضند که چرا فقط یک جریان خاص، خود را صاحب حق روایت ارزش‎‎ها و قهرمانی‎‎های فرزندان ایران در جنگ ایران و عراق می‎داند و روایت‎‎های دیگر را ‎ـ‎ که غیر خودی می‎پندارند‎ و به مذاق‎شان خوش نمی‎آید ـ‎  بایکوت می‎کنند یا آنکه به «سیاه‎نمایی» متهم می‎کنند، پاسخ شما به این منتقدان چیست؟! 
پاسخ همان است که در تبیین ادبیات دفاع مقدس آمد. اتفاقا به‎نظر می‎رسد روح استبداد در جریان شبه روشنفکری دیده می‎شود. بحثی که بدان پرداختیم بحثی ذوقی و سلیقه‌ای و شخصی نیست که کسی بگوید این با مذاق شما جور درنمی‎آید. بحث حق و باطل است. بحث مبانی دینی و حقایق قدسی است. بحث از حقیقتی است که در دفاع مقدس متجلی شده است. بحث از کارکرد‎ها و ماهیت ادبیات داستانی انقلاب اسلامی است. 
در نقطه مقابل این ادبیات شبه روشنفکری است که ادبیات متعهد را بایکوت می‎کند، چه در مرحله چهره‌سازی و چه در مرحله چاپ و نشر، چه در مرحله نقد و چه در مرحله انتخاب در جشنواره‎‎های ادبی همواره ادبیات داستانی متعهد مورد بی‎رحمی‎ها و بی‎مهری‎‎های جناحی و محفلی شده است. البته طیفی از ادبیات داستانی منسوب به دفاع مقدس متهم به سیاه‌نمایی است اما این اتهام بنابر دلایل متقن تنها در حد اتهام باقی نمانده و ثابت شده است. سیاه‌نمایی در گفتمانی که از آن سخن گفتم نه یک انگ که یک حقیقت و یک جریان مشخص با مبانی معین است. 
در پایان می‎خواهم ارزیابی شما را از وضعیت ادبیات داستانی در چند سال اخیر در روایت جنگ بدانم. 
تکیه‌گاه خیمه ادبیات داستانی دفاع مقدس به دفاع مقدس است. و عمق و ژرفا و نورانیت دفاع مقدس آن را به واقعه‎ای تاریخ‎ساز و ماندگار تبدیل خواهد کرد. آیندگان بیش از معاصران از دفاع مقدس بهره خواهند بود. از آن جهت که ادبیات از موضوع خود تبعیت می‎کند، ادبیات داستانی دفاع مقدس نیز ماندگار خواهد بود. آینده روایت از دفاع مقدس به‎نظر بنده نه از آن مستندنگاری‎ها و حتی خاطره‌نویسی‎ها که از آن ادبیات داستانی خلاق دفاع مقدس است. عمق معنایی ادبیات داستانی با هیچ‌یک از قالب‎های روایی دیگر قابل مقایسه نیست. البته ما نیز در تاریخ‎ساز بودن این ادبیات سهیم خواهیم بود. ما یعنی تمامی ارکانی که سازنده و شکل‎دهنده به این ادبیات‎اند. مدیران ادبی، سیاست‌گذاران فرهنگی، نویسندگان، ناشران، پژوهشگران ادبیات داستانی دفاع مقدس، منتقدان ادبی، جریان‎های تبلیغی ادبیات داستانی و حتی خوانندگان. برای ماندگاری ادبیات داستانی دفاع مقدس نیازمند تامین لوازم بسیاری هستیم. از جمله آن رشد و تربیت و هدایت نسل خوانندگان جدی و هوشمندی است که ادبیات با وجود آن‎ها حیات پیدا می‎کند و به‎واسطه آن‎ها جهت می‎گیرد. در پایان از صبر شما و دقت در طرح سوالات تشکر می‎کنم