کرمیار: وقتی نویسنده اعتراض نمی‌کند باید به مدیریت فرهنگی شک کرد/شاکری: ممیزی مسئله اصلی فرهنگ نیست

کرمیار: وقتی نویسنده اعتراض نمی‌کند باید به مدیریت فرهنگی شک کرد/شاکری: ممیزی مسئله اصلی فرهنگ نیست

صادق کرمیار گفت: آقای صالحی زمانی که نویسندگان و هنرمندان هیچ اعتراضی نداشته باشند، قطعا باید به مدیریت فرهنگی شک داشت یا شک کرد. نقطه دردناک برای فرهنگ همین است.

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، نشست صمیمانه معاون امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با اهالی قلم دارای نشان درجه هنری شب گذشته در سالن اجتماعات برای اهل قلم برگزار شد.

در این مراسم سید عباس صالحی معاون فرهنگی وزیر ارشاد ابتدا سخنان کوتاهی ابراز داشت و در ادامه برخی از نویسندگان مواردی را در دو حوزه ادبیات و اعطای نشان هنری مطرح کردند.

* شاکری: صادق هدایت چه خدمتی به این مردم کرد که انتظار داریم در کتب درسی اثرش درج شود و بچه‌ها با هرزه‌نگاری و خرافه‌نگاری او آشنا شوند

احمد شاکری از جمله نویسندگانی بود که در اواخر دولت دهم نشان درجه هنری به وی اعطا شد. در این نشست گفت: من در انتخابات به آقای روحانی رأی ندادم، اما ایشان منتخب مردم ایران هستند و با تنفیذ رهبری رئیس جمهور ایران محسوب می‌شود، به این معنا که ایشان رئیس جمهور همه مردم هستند؛ بنا نیست در این نشست مطالبات جزئی مطرح شود، بلکه آمده‌ایم کمک کنیم تا راه را بهتر بپیماییم چه رأی داده باشیم و چه نداده باشیم.

وی افزود: اینکه در این نشست عنوان شد از رئیس جمهوری که به آن رأی نداده‌ام نشان دریافت نمی‌کنم سخنی نادرست است، زیرا قطعاً این فرد او را رئیس جمهور خود نمی‌دانسته است.

وی در ادامه 10 بند چکیده 15 سال تأمل در حوزه داستان را این گونه مطرح کرد و گفت: سعی می‌کنم با این مقدمه سخنانی ارائه کنم، اول اینکه مسائل حقیقی حوزه ادبیات پنهان و مغفولند زیرا رسانه‌ها دنبال مسائل حقیقی از حوزه ادبیات نیستند، اما یکی از مقولات ممیزی است، حتی پیش از انتخابات هم مطرح بود که ممیزی را چه کنیم، برداریم، شل کنیم، روش را عوض کنیم و ... لذا من عنوان می‌کنم برگزاری جلسات شما را به سمت مسائل حقیقی هدایت می‌کند، زیرا لزوماً شاعر به ماهو شاعر آگاه به مسائل شعر نیست، نویسنده نیز این گونه است، تحلیل‌گر ادبیات نیست لذا چنین جلساتی با حضور همین جمع و حضور منتقدان، پژوهشگران در دانشگاه‌ها دریچه دید شما را فراتر می‌کند.

وی در ادامه با بیان اینکه دچار نام‌گرایی و نویسنده‌گرایی هستیم، افزود: مطلب دیگر کرامت اجتماعی است که باید مدنظر قرار گیرد، اینکه عنوان می‌شود نام صادق هدایت و یا افرادی از این قبیل چرا در کتاب‌ها نیست باید بگویم مگر صادق هدایت چه خدمتی به این مردم کرد که انتظار داریم در کتب درسی اثرش درج شود و بچه‌ها با هرزه‌نگاری و خرافه‌نگاری او آشنا شوند. موضوع دیگر پرهیز از توجهات سطحی به حوزه ادبیات است.

شاکری ابراز داشت: در این بخش بد نیست منصفانه قضاوت کنیم، تعداد آثاری که به آنها مجوز داده می‌شود چندین برابر آثاری هستند که ممنوع می‌شوند بنابراین نباید مسیر را به ممیزی منتهی کنیم، زیرا ممیزی مسئله جدی کشور ما نیست و نگاه سطحی است، زیرا ادبیات در یک کشور با نظریه‌پردازی تفسیر می‌شود، البته نگاه بنیادی بسیار مهم است، مثلاً آقایانی که آثارشان را در سایر کشورها منتشر کرده‌اند چه گلی بر سر ادبیات ما زده‌اند! معتقدم ممیزی مقابل هرزه‌نگاری‌ها را می‌گیرد.

وی ادامه داد: پرهیز از سیاست جشنواره‌ای رویه غلطی است، که در ادبیات ما وجود دارد، گمان می‌کنیم با جشنواره عقب‌ماندگی‌مان برطرف می‌شود، اما آیا 110 سکه جایزه جلال آل احمد که به کمتر کسی داده می‌شود ادبیات ما را شکوفا کرده است! جشنواره‌های ادبی یک ویترین هستند، اما می‌گویم جشنواره‌ها راه تنفس ادبیات را بسته‌اند.

شاکری به تشکیل اتاق فکر، برنامه‌ریزی چشم‌اندازی و افق نگر در برنامه ادبیات کشور، برقراری پیوند عمیق میان ادبیات انقلاب و مجامع دانشگاهی اشاره و ضمن تأکید بر حمایت و توجه جدی به مقوله نقد در کشور اشاره و بیان کرد: چون ما با بحران مواجهیم از این رو جامعه نیازمند نقد است، نقد چشم بیدار ادبیات است.

به گفته وی، سیاست‌گذاری دقیق و جامع در عرصه آموزش، حمایت از انجمن‌ها و تشکل‌های صنفی و تلاش برای جهانی شدن ادبیات انقلاب اسلامی از دیگر موارد مورد تأکید است.

وی گفت: اینکه می‌گوییم ادبیات نباید دولتی باشد را قبول دارم، لذا تشکل‌ها باید به نحو واقعی حمایت شود، البته تشکل‌هایی که آزمون خود را پس دادند.

وی در پایان با تأکید بر اینکه باید به انتقال آثار به کشورهای فارسی زبان همچون لبنان و عراق که با فرهنگ عاشورایی قرابت دارند اهمیت دهیم، گفت: ترجمه بی‌ضابطه وضعیت ادبیات ما را خراب‌تر می‌کند، از این رو ارشاد به منابع مالی دسترسی دارد می‌تواند در این راستا فعالیت کند.

 

* انتقاد بایرامی از روند مشکل ارائه مدارک برای نشان هنری و عدم داشتن برنامه از سوی ارشاد در حوزه ادبیات

محمدرضا بایرامی نویسنده ادبیات داستانی نیز از دیگر هنرمندانی بود که در این نشست حضور داشت.

وی با قدردانی از برگزاری این جلسه گفت: من کنجکاو بودم برای آشنایی با شما آقای صالحی، دوست داشتم پیش از اینها خدمتتان باشم اما واقعیت این است که وقتی دوستان با من تماس گرفتند و برای حضور در این نشست از من دعوت کردند گفتم: چیزی که خودش ارزش ندارد چرا باید برایش جلسه‌ای برگزار کنیم، از این نشان‌ها هنرمندان طی سال‌های اخیر هیچ استفاده مادی و معنوی نبرده‌اند. اتفاقی رخ داد که نه امتیازی برای نویسندگان به همراه داشت و نه کاربردی بود.

این نویسنده خاطر نشان کرد: اساساً نمی‌دانم چرا این اعطای نشان و درجه انجام گرفت، طی دو مرحله طولانی که مرحله نخست بسیار وقت‌گیر بود و مدارک بسیاری را باید ارائه می‌کردیم، برای ما این موضوع جای سوال بود و هنرمندان چندان قضیه را پیگیری نمی‌کردند و توجهی نشان نمی‌دادند.

وی ادامه داد: البته حضور همگی ما در این نشست و اینکه شخصی مثل معاون فرهنگی به این بحث توجه داشته است جای تقدیر دارد.

بایرامی با بیان اینکه همه ما اتفاق نظر داریم که ادبیات مقوله بخشنامه‌پذیری نیست، مشکلی که وجود دارد این است که قانون اجرا نمی‌شود، از جمله در حوزه ممیزی در حال وقوع فاجعه هستیم. شاهدیم افرادی 4 یا 5 سال درگیر یک اثرشان بوده‌اند، امکان چاپ کتاب ندارند و در این راستا مستند قانونی هم وجود ندارد، زمان آقای شعاعی در معاونت فرهنگی به شکل جدی آئین نامه بررسی شد و قرار بود اگر شاعران و یا نویسندگان مراجعه کردند و آثارشان رد شده بود گفته شود به استناد چه مواردی این موضوع انجام می‌شود. افرادی را می‌شناسم کارهایی را ارائه کرده‌اند اما با رمل و اسطرلاب هم نمی‌توان فهمید مشکلش چیست.

نویسنده آتش به اختیار در ادامه پیرامون بررسان اداره کتاب و جوایز ادبی هم مواردی را مطرح و با تاکید بر اینکه همه ما اتفاق نظر داریم ادبیات نباید دولتی باشد، ادامه داد: اما با این حال متولی وزارت ارشاد است، می‌توان پرسید مثلا در یکی از زیر مجموعه‌ها که بنیاد ادبیات داستانی باشد و مورد حمایت ارشاد است آیا برنامه درس و درمانی وجود دارد؟ ادبیاتی که مدنظر ارشاد است و آن را قبول دارد به نظر می‌رسد برایش برنامه‌ای ندارد.  

* کرمیار: با انتخاب دو نفر در معاونت فرهنگی خوشحال شدم/ وقتی نویسندگان اعتراض نمی‌کنند باید به مدیریت فرهنگی شک کرد

صادق کرمیار نویسنده «نامیرا» نیز که پس از مراسم رونمایی از کتاب جدید خود به نام «درد» در این مراسم حاضر شده بود در سخنانی گفت: من زمانی که دو نفر به سمت معاونت فرهنگی انتصاب شدند، خوشحال شدم نخست «احمد مسجدجامعی» و اینک سید عباس صالحی، من نه آشنای پیشین با ایشان داشته و نه ارتباطی با ایشان دارم، اما به دلیل دانشی که ایشان از حوزه‌های مختلف فرهنگی و هنری دارد مطمئن هستم می‌توانند به حوزه فرهنگ به ویژه کتاب کمک کنند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود افزود: آقای صالحی زمانی که نویسندگان و هنرمندان هیچ اعتراضی نداشته باشند، قطعا باید به مدیریت فرهنگی شک داشت یا شک کرد. نقطه دردناک برای فرهنگ همین است .

کرمیار با اشاره به دریافت جایزه جلال به دلیل نگارش کتاب «نامیرا» ابراز داشت: متاسفانه زمانی که می‌خواستم جایزه جلال را دریافت کنم، در سخنانی گفتم نویسندگی ذاتش اعتراض به وضع موجود است، نسبت به آنچه که هست و تا آنچه که باید باشد نویسنده اعتراض دارد. این اعتراض نه در قالب یک بیانیه بلکه در قالب یک اثر هنری و ادبی مطرح می‌شود. نویسنده و هنرمند ساختارشکن است، نمی‌تواند حامی ساختار باشد، بنابراین باید آستانه تحمل مدیران فرهنگی ما نسبت به اعتراضات هنرمندان بالا باشد، تا زمانی برای دریافت مجوز به ارشاد می‌رود در دست بررسان جوان ناپخته قرار نگیرد.

وی ادامه داد: من همچنین افزودم ادبیات و هنرمند منفعت طلب نیست برعکس سیاستمدار که باید منفعت طلب باشد، همچنین نباید ویژگی ذاتی هنرمند را از او بگیرند چرا که مطمئناً به ضرر کشور است. پس از سخنان من مسئولی که باید بالا می‌آمد حدود نیم ساعت شروع به پاسخ دادن به سخنان من کرد، که چرا اساساً‌ اعتراض کرده‌ام! بنابراین اگر به این نقطه برسیم که هنرمندان نسبت به وضعیت موجود هیچ اعتراضی نداشته باشند باید به مدیریت فرهنگی شک کرد.

انتهای پیام/و

شاکری: ممیزی مسئله اصلی ادبیات نیست/قزوه: وزیر را قبول نداشتید، نباید نشان هنری می‌گرفتید

نشست صمیمانه با معاون فرهنگی:

شاکری: ممیزی مسئله اصلی ادبیات نیست/قزوه: وزیر را قبول نداشتید، نباید نشان هنری می‌گرفتید

خبرگزاری تسنیم: احمد شاکری در نشست صمیمانه با معاونت فرهنگی ارشاد گفت: تعداد آثاری که به آنها مجوز داده می‌شود، چندین برابر آثاری هستند که ممنوع می‌شوند بنابراین نباید مسیر را به ممیزی منتهی کنیم، زیرا ممیزی مسئله جدی ادبیات نیست.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم،‌ نشست صمیمانه سیدعباس صالحی معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با نویسندگان و شاعران دارای نشانه درجه یک هنری شب گذشته دوشنبه 27 آبان در سرای اهل قلم برگزار شد.در این مراسم سیدعباس صالحی در ابتدای این نشست از هنرمندان خواست تا دغدغه‌ها و پیشنهادهای خود را برای بهبود حوزه فرهنگ مطرح کنند.

اسدالله شعبانی:‌ به نخبگان جامعه توجه بیشتری شود

اسدالله شعبانی نویسنده ادبیات کودک و نوجوان با انتقاد از شیوه اعطای نشان درجه یک هنری گفت: من انتظار داشتم که این نشان‌ها از طرف یک نخبه فرهنگی ارائه شود،‌ نه وزیر ارشاد، البته گرفتن این مدرک در جای خود محترم است، اما برای من چندان مهم نبود چرا که من به محمود احمدی‌نژاد رأی نداده بودم، بنابراین نشانی از او دریافت نکردم.

وی همچنین با اشاره به اینکه تاکنون با وجود اینکه یک نویسنده محسوب می‌شدم، حتی یک قدم از مرزهای ایران بیرون نرفته‌ام گفت: تاکنون هیچ دعوتنامه‌ای از نهادهای مختلف و همچنین وزارت ارشاد برای من به جهت بازدید از کشورهای دیگر و آشنایی با ادبیات آنها ارسال نشده است. توقع من این است که به نخبگان مطرح جامعه توجه شود. 

شعبانی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان این مطلب که چرا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نباید نام‌های بزرگ ادبیات را در کنار خود داشته باشد، گفت: چرا کتاب‌های درسی نمی‌توانند شعر اخوان، فروغ و شاملو را بیان کنند، چرا نوجوانان ما نباید شعر عاشقانه داشته باشند. بیایید ما آثار خود را استفاده کرده و کتاب‌ها را ایرانیزه کنیم. خانواده را متقاعد کنیم که کودکان و نوجوانان ما نیازهایی دارند، آنگاه جامعه رونق خواهد گرفت.

پرویز بیگی حبیب‌آبادی پس از سخنان شعبانی گفت: در مدرک نشان درجه یک هنری آمده است، این مدرک به استناد متمم آیین‌نامه مصوب سال 1384 شورای عالی انقلاب فرهنگی اعطا می‌شود، هرچند وزیر ارشاد آن را امضا کرده اما پشتوانه این مدرک شورای عالی انقلاب فرهنگی است.

قزوه:‌اگر وزیری را قبول نداریم نباید از او نشان درجه یک می‌گرفتیم

علیرضا قزوه نیز در پاسخ به اظهارنظرهای شعبانی گفت: ما در برگزاری نخستین جشنواره شعر فجر، شعر اخوان را برگزیده کردیم، همچنین اگر ما به عنوان یک نویسنده، وزیری را قبول نداریم نباید از وی نشان درجه یک هنری دریافت می‌کردیم، زمانی که این نشان را گرفته‌ایم موظفیم به وزیر احترام بگذاریم. در جلسه ای که با حضور وزیر سابق ارشاد در باغ زیبا برگزار شد، یکی از شعرا در این جلسه شرکت نکرد، به عبارت دیگر اگر فردی را قبول ندارید پس در جلسه‌ای که وی حضور دارد،‌ شرکت نکنید و اگر غیر از این است، قطعا وی را در هر سمتی که است، قبول داریم.

فریدون عموزاده خلیلی نویسنده ادبیات کودک و نوجوان که در این نشست بود‌، در سخنانی گفت: بحث آسیب‌دیدن فرهنگ بالاتر از بحث اعطای مدرک است، این سال‌ها هیچ نشانه‌ای از اینکه اهل کتاب و فرهنگ حرمت ببینند نبوده است، اشاره آقای کرمیار درست است. زمانی که شما برای نویسنده‌ای که 30 سال در عرصه فرهنگ و ادب کار کرده است و دلسوزی‌اش از کسانی که تازه از راه رسیده‌اند بیشتر است. حرمت قائل نشوید و یک جوان 20 ساله را مسئول نظارت بر کار او کنید و کسی هم پاسخگو نباشد، حرمتی قائل نشده‌اید. طی سال‌های گذشته این رویه حاکم بر ممیزی بوده و همه ما این صابون به تنمان خورده است. زمانی که پای درددل نویسندگان بنشینیم می‌فهمیم چه بر سر ادبیات آمده است. 

وی با اشاره به ذکر خاطره‌ای از قیصر امین‌پور گفت: هیچ کس تردیدی در شاعر بودن قیصر و انقلابی بودن او ندارد. سال 84 که من با قیصر در انتشارات علمی و فرهنگی همکار بودم و وی مسئول بخش ادبیات بود و من بخش ادبیات کودک و نوجوان‌، مدیر جدیدی مسئول واحد کتاب شد، او قیصر را صدا کرد و زمانی که قیصر از اتاق او بیرون آمد، آنقدر عصبی و آشفته بود که من تاکنون وی را اینگونه ندیده بود. قیصر گفت «یک بچه تازه از راه رسیده که فرق ادبیات را نمی‌فهمد»؛ آن مدیر جوان کتابی را که قیصر برای چاپ تایید کرده بود و ویراستاری آن را برعهده داشت ایراد گرفته بود. او بدون آنکه قیصر را بشناسد چنین کاری انجام داده بود. قیصر در همانجا از مدیریت ادبیات کودک و نوجوان انتشارات استعفا داد.

عموزاده خلیلی:‌ مشخص کردن روشی روشن برای ممیزی شأن ساحت عمومی ادبیات را بالا خواهد برد

عموزاده خلیلی افزود: از این اتفاقات بسیار افتاده است، بازگرداندن حرمت اهل قلم با اعطای یک مدرک ممکن نیست اینگونه مدرک‌ها چیزی به نویسندگانی چون محمود حکیمی و محمدعلی بهمنی اضافه نمی‌کند، اما اگر می‌خواهید شأن ساحت عمومی ادبیات بالا رود، حداقل یک روش برای تایید کتاب و دادن مجوز مشخص کنید که روشن باشد و حرمت اهل قلم حفظ شود. 

این نویسنده افزود: من هرچند که معتقد به سانسور به مفهومی که اکنون هست، نیستم و حذف سانسور را احترام به اهل قلم می‌دانم و معتقدم که می‌توان در حوزه کتاب نیز مانند نشریات ممیزی پس از چاپ داشت؛ اما خواهش می‌کنم در روندی که برای صدور مجوز کتاب در پیش دارید، تسهیل و تسریع کنید چرا که شایسته نیست بزرگان ادبیات ما سال‌ها در انتظار چاپ کتاب‌های خود بمانند.

احمد شاکری از جمله نویسندگان و پژوهشگران ادبیات دفاع مقدس که اواخر دولت دهم نشان درجه یک هنری را دریافت کرده بود،‌ گفت: من حضور معاونت فرهنگی در این نشست را نوعی تواضع می‌دانم‌، چرا که مدیری که از اهالی نظر، نظر می‌خواهد به این معنی است که خود را اهل نظر نمی‌داند.بر این اساس این نشست زوایای مثبتی تاکنون داشته است.

وی خطاب به اسدالله شعبانی نویسنده‌ای که مطرح کرده بود به دلیل اینکه به محمود احمدی‌نژاد رأی نداده بود،‌ تمایلی برای دریافت نشان هنری از وی نداشت،‌ گفت: من در انتخابات به آقای روحانی رأی نداده‌ام، اما ایشان منتخب مردم ایران هستند و با تنفیذ رهبر انقلاب رئیس جمهور ایران محسوب می‌شود،‌ بنابراین برای من افتخار خواهد بود از دست ایشان نشان دریافت کنم. اینکه در این نشست عنوان شد از رئیس جمهوری که به آن رأی نداده‌ام نشان دریافت نمی‌کنم سخنی نارواست.

احمد شاکری: ممیزی یک مسئله سطحی است

شاکری با بیان این مطلب که چکیده 15 سال تأمل در حوزه داستان را به صورت خلاصه در 10 بند مطرح خواهم کرد،‌ گفت: اول اینکه، مسائل حقیقی حوزه ادبیات پنهان و مغفول واقع شده‌اند‌، زیرا رسانه‌ها به دنبال مسائل حقیقی از حوزه ادبیات نیستند، اما یکی از مقولات ممیزی است، از پیش از انتخابات این مسئله مطرح بود و پس از آن نیز همواره بیان می‌شد که ممیزی را چه کنیم؟، برداریم؟، شل کنیم؟، روش را عوض کنیم؟ و ... لذا برگزاری جلسات بسیار شما را به سوی مسائل حقیقی در این حوزه هدایت می‌کند، لزوماً شاعر به ماهو شاعر آگاه به مسائل شعر نیست، نویسنده نیز این گونه است، تحلیل‌گر ادبیات نیست لذا چنین جلساتی با حضور همین جمع و حضور منتقدان، پژوهشگران در دانشگاه‌ها دریچه دید شما را فراخ می‌کند.

شاکری:‌ نباید انتظار داشت،‌ اشعار فروغ و شاملو در کتاب‌های درسی درج شود

وی ادبیات رسانه‌ها را دچار نام‌گرایی و نویسنده‌گرایی دانست و گفت: رسانه‌ها گمان می‌کنند، نویسنده از آن جهت که اثری خلق کرده می‌تواند مکتب ارائه دهد، اما اینگونه نیست. مطلب دیگر کرامت اجتماعی است که باید مدنظر قرار گیرد، اینکه نام‌هایی چون صادق هدایت به عنوان نویسنده شاخص مطرح می‌شود‌ و یا افرادی چون فروغ و شاملو،‌ چرا باید انتظار داشته باشیم که این نام‌ها در کتب درسی درج شود و بچه‌ها با هرزه‌نگاری و خرافه‌نگاری او آشنا شوند.

تعداد آثاری که مجوز می‌گیرند،‌  چندین برابر آثار ممنوع  هستند

شاکری با اشاره به پرهیز از توجهات سطحی به حوزه ادبیات گفت: در این زمینه باید،‌ منصفانه قضاوت کنیم، تعداد آثاری که به آنها مجوز داده می‌شود، چندین برابر آثاری هستند که ممنوع می‌شوند بنابراین نباید مسیر را به ممیزی منتهی کنیم، زیرا ممیزی مسئله جدی کشور ما نیست و نگاه سطحی است، ادبیات در یک کشور با نظریه‌پردازی تفسیر می‌شود البته نگاه بنیادی بسیار مهم است مثلاً آقایانی که آثارشان در سایر کشورها منتشر شده است چه گلی بر سر ادبیات ما زده‌اند! من می‌گویم ممیزی مقابل هرزه‌نگاری‌ها را می‌گیرد.

وی پرهیز از سیاست جشنواره‌ای را خواستار شد و گفت:‌این رویه غلطی است که در ادبیات ما وجود دارد، گمان می‌کنیم با جشنواره عقب‌ماندگی‌‌ها برطرف می‌شود، اما آیا 110 سکه جایزه جلال آل احمد که به کمتر کسی داده می‌شود،‌ توانست طی این سال‌ها ادبیات ما را شکوفا کند؟ جشنواره‌های ادبی یک ویترین هستند و در حقیقت باید گفت،‌ یک نمایش ساده‌انگارانه از توفیقات ادبی است و راه تنفس ادبیات را بسته‌اند.

تشکیل اتاق فکر و برنامه‌ریزی در ادبیات کشور

این نویسنده خواستار تشکیل اتاق فکر، برنامه‌ریزی و افق‌نگری در ادبیات کشور شد و افزود:‌ برقراری پیوند عمیق میان ادبیات انقلاب و مجامع دانشگاهی و  حمایت و توجه جدی به مقوله نقد در کشور از جمله ضروریات است که باید بدان توجه کرد،‌ ما اکنون با بحران مواجه هستیم و جامعه ادبی ما نیازمند نقد است، نقد چشم بیدار ادبیات است.

سیاست‌گذاری دقیق و جامع در عرصه آموزش، حمایت از انجمن‌ها و تشکل‌های صنفی و تلاش برای جهانی شدن ادبیات انقلاب اسلامی از دیگر نکاتی بود که شاکری به آن‌‌ها اشاره کرد و افزود:‌ ادبیات نباید دولتی باشد، لذا تشکل‌ها باید حمایت جدی شوند، البته تشکل‌هایی که آزمون را پس داده‌اند.

وی با تأکید بر لزوم ترجمه آثار شاخص به زبان‌های خارجی گفت:‌ باید به صادرات نشر به کشورهای فارسی زبان و کشورهایی چون لبنان و عراق که با فرهنگ عاشورایی قرابت دارند اهمیت دهیم،‌ ترجمه بی‌ضابطه وضعیت ادبیات ما را خراب‌تر می‌کند از این رو ارشاد که به منابع مالی دسترسی دارد می‌تواند در این راستا فعالیت کند.

عموزاده: ابتذال تنها فکری نیست،‌  ابتذال در فرم نیز وجود دارد

فریدون عموزاده خلیلی پس از اتمام سخنان احمد شاکری در پاسخ به اظهارات وی گفت: ابتذال تنها ابتذال فکری نیست، بلکه ابتذال فرم نیز وجود دارد، بسیاری از بودجه‌هایی که اکنون ارشاد و آموزش و پرورش برای چاپ کتاب‌های انقلاب و مذهبی ضعیف صرف می‌کنند، دور ریخته می‌شود، چرا که صدها میلیون پول داده می‌شود، تا کتاب‌هایی با شمارگان بالا که مخاطب کودک و نوجوان رغبتی به مطالعه آن ندارند، منتشر شود، این کتابها توسط نهادها توزیع رایگان می‌شود و به طور طبیعی در بازار به فروش نمی‌روند. زمانی که نویسنده‌ای که نه داستان را می‌شناسد و نه شخصیت را با بودجه کلان متنی را تولید می‌کند، طبیعتاً آن متن ضعیف خواهد بود.

وی افزود: ما نباید جفا در حق ادبیات کنیم، ادبیات انقلاب هر چند که نیازمند حمایت است، اما ادبیات ایران، همه‌اش ادبیات انقلاب نیست، اگر بگوییم همه گونه‌های ادبی غیر از ادبیات انقلاب تعطیل باشد، اشتباه است. فردوسی، حافظ، مولوی و ... نیز از ادبیات ایران هستند اما باید چون در قالب ادبیات انقلاب نمی‌گنجند آنها را دور بریزیم. بنابراین من معتقدم همه بودجه‌های کشور نباید به ادبیاتی که ما ادبیات انقلاب تعریف می‌کنیم داده شود.

عمو‌زاده با اشاره به باز بودن گستره تعریفی ادبیات انقلاب گفت: انقلاب ما سرشار از شجاعت و رشادت بود. آیا اگر کتابی که از رشادت و شجاعت برای یک کودک سخن گفته باشد به دلیل اینکه اشاره‌ای به انقلاب نداشته نباید از ادبیات انقلاب محصور کنیم.

وی با بیان این مطلب که من نیز معتقدم ابتذال نباید منتشر شود گفت: گاهی ابتذال در آثاری که اتفاقا در قالب ادبیات مذهبی نوشته می‌شوند و در آنها یک ذره اصل ادبیات وجود ندارد نیز دیده می‌شود.

قزوه:‌ آیا اخوان و شاملو پا به پای انقلاب ما پیش آمدند؟/ نباید بچه های انقلاب را نادیده گرفت

علیرضا قزوه رئیس مرکز آفرینش های حوزه هنری در پاسخ به صحبت‌های خلیلی مبنی بر اجازه انتشار اشعار اخوان ثالت و .... در کتاب های درسی افزود: ما هم افرادی مانند اخوان ثالث و احمد شاملو را قبول داریم، اما آیا واقعا آنها پا به پای انقلاب اسلامی پیش آمده‌اند؟، قطعا ما نباید بچه های انقلاب را نادیده بگیریم؛ چرا که افق‌های بسیار روشنی در انتظار ادبیات است.

در ادبیات انقلاب آثار شاخص و مورد استقبال بسیار است

قزوه با اشاره به این نکته که در راسته کتابفروشی‌های انقلاب آثار احمد شاملو، احمدرضا احمدی و ... به راحتی یافت می‌شود، گفت:‌ ادبیات انقلاب وجود دارد و ما نباید آن را کنار بگذاریم؛ درواقع ما باید این دوره را به عنوان دوره ادبیات انقلاب اسلامی نامگذاری کنیم. در این دوره آثار شاخصی منتشر شده‌اند که مخاطب نیز به آن‌ها اقبال نشان می‌دهد،‌ برای نمونه تقریظ مقام معظم رهبری بر کتاب «پایی که جا ماند» موجب شد تا این کتاب به فروش بالایی دست یابد.

به زودی سبکی با عنوان ادبیات انقلاب در ادبیات فارسی شکل خواهد گرفت

قزوه گفت:‌ طبیعتاً به زودی سبکی با عنوان ادبیات انقلاب شکل خواهد گرفت؛ همانطور که سبک خراسانی و سایر سبک‌های ادبیات در کشورمان شکل گرفته است.

سیدعباس صالحی معاون فرهنگی نیز پس از پایان سخنان اهالی قلم به برخی نکات مطرح شده اشاره و آن را به چند دسته طبقه‌بندی کرد و گفت:‌ قصد داشتیم تا در نخستین جلسه دیدگاه‌ها مطرح شود که البته مواردی هم پیرامون شورای ارزشیابی مطرح شد، اما بخش دیگر دغدغه‌ها مربوط به مباحث در فضای عمومی‌تر، خاصه حوزه فرهنگ، ادبیات، داستان و شعر بود که آن‌ها را یادداشت کردم و علی‌القاعده استفاده خواهد شد.

وی خواستار افزایش فضا برای گفت‌وگوهای اهالی فرهنگ با یکدیگر شد و افزود:‌ اهالی قلم ولو اینکه با سلایق مختلف باشند باید با یکدیگر گفت‌وگو‌های بیشتری داشته باشند،‌ وقتی کمتر دور هم می‌نشینیم‌، فاصله‌ها بیشتر می‌‌شود. باید برای رسیدن به این همدلی و همفکری تلاش کنیم،‌ نسلی که برآمده از دوره انقلاب‌ است و با این فضا زیسته‌ است، به نظر بیشتر نیاز به این گفت‌وگو‌ها دارند.

صالحی در پایان گفت:‌ یکی از وظایفی که خانه کتاب می‌تواند و باید داشته باشد آن است که فضاهای اینچنینی به عنوان پاتوق گفت‌وگو و مکالمه رو در رو را فراهم کند و با یک فراخ نظری اجازه دهد حرف‌ها به آرامی مطرح شوند، اگر ادبیات گفت‌وگو‌ها را تلطیف نکنیم ادامه گفت‌وگو و بحث سخت می‌شود از این رو مدیر خانه کتاب باید این گونه گعده‌ها را بیشتر برنامه‌ریزی کند.

انتهای پیام/

السلام علیک یا اباعبدالله

ضرورت هدف‌گذاری مشخص برای جهانی‌سازی فرهنگ دفاع مقدس

ضرورت هدف‌گذاری مشخص برای جهانی‌سازی فرهنگ دفاع مقدس


گروه جهاد و حماسه: یکی از پژوهشگران ادبیات داستانی دفاع مقدس با اشاره به اهتمام ویژه نویسندگان در حوزه جهانی‌سازی دفاع مقدس، تصریح کرد: در راستای اجرایی کردن این رسالت باید هدف‌گذاری مشخصی مورد نظر قرار گیرد.

احمد شاکری، نویسنده، محقق و پژوهشگر ادبیات داستانی در گفت‌وگو با خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا)، با تأکید بر لزوم اهتمام ویژه به مقوله جهانی‌سازی حماسه دفاع مقدس، گفت: در این موضوع و به طور خاص، جهانی شدن ادبیات دفاع مقدس باید چند نکته را مورد توجه داشت.

وی ادامه داد: یکی از این نکات ضرورت بحث درباره جهانی‌سازی این ادبیات و حماسه است، چون موضوعات متعددی در حوزه ادبیات داستانی قابل طرح هستند که نیازهای ادبیات داستانی را نیز تأمین می‌کنند، اما مقوله دفاع مقدس و ادبیات آن از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

این محقق ادبیات داستانی با تأکید بر اینکه این موضوعات برخی از موانع را واکاوی می‌کنند، اظهار کرد: برخی از موضوعات هستند که برجستگی‌ها را بیان می‌کنند و معضلات نظری، عملی، مهارتی و سیاست‌گذاری را روشن می سازند، بنابراین در بررسی جهانی‌سازی ادبیات دفاع مقدس این مقوله مطرح می‌شود که با توجه به تعدد و تنوع موضوعات، چرا باید به مقوله جهانی‌سازی پرداخت؟

شاکری افزود: مقوله جهانی‌سازی و جهانی شدن به ویژه در دهه اخیر جایگاه جدی‌تری در گفتمان ادبیات داستانی دفاع مقدس را به خود اختصاص داده است؛ البته در دهه‌های پیشین، دغدغه‌ای برای نشر آثار دفاع مقدس در خارج از مرزهای ایران وجود داشت، ولی اخیراً ذهن نویسندگان و ناشران متوجه به این امر شده است.

وی با اشاره به تأسیس و شکل‌‌گیری مراکزی برای ترجمه آثار، نشر و تبلیغ این آثار در سراسر جهان، تصریح کرد: شکل گرفتن این مراکز نشان دهنده این است که فضای ادبیات داستانی ما به موضوع و اهمیت جهانی‌سازی توجه پیدا کرده است.

این نویسنده عرصه دفاع مقدس، انتشار برخی آثار پرفروش در داخل کشور را عامل توجه نویسندگان و ناشران این عرصه به مقوله جهانی شدن این ادبیات دانست و افزود: در حقیقت یکی از پشتوانه‌های ملی این بحث، انتشار برخی آثار با شمارگان بالا و با نوبت‌های چا‌پ متعدد بود که این تصور را تقویت کردند که ما به نوعی ادبیات ملی و بومی دست یافتیم و این موضوع می‌تواند مجموعه‌ای از سلایق متنوع در کشور را پاسخگو باشد.

وی با بیان اینکه این امر قرینه‌ای است مبنی بر اینکه ادبیات ما می‌تواند سلایق متعدد در مخاطبان جهانی‌اش را هم تأمین کند، با اشاره به منویات مقام معظم رهبری مبنی بر معرفی آثار شاخص انقلاب و دفاع مقدس در حوزه‌ بین‌الملل، بیان کرد: در راستای اجرایی کردن این رسالت باید هدف‌گذاری مشخصی مورد نظر قرار داده شود.

وی ادامه داد: اولاً باید منظور از جهانی شدن را ترسیم و مشخص کرد که هدف‌مان از جهانی‌سازی و جهانی شدن دفاع مقدس و آثار مربوط به آن چیست؛ همچنین باید تعیین کرد که برای رسیدن به این هدف باید از چه ابزارهایی استفاده شود.

شاکری، جهانی‌شدن را به معنای صرف حضور در جشنواره‌های بین‌المللی ندانست و افزود: جهانی‌سازی به این معنا نیست که تنها در جشنواره‌هایی که در کشورهای مختلف برگزار می‌شوند حضور یابیم و با ارائه آثاری که باب میل آنها است، جایزه دریافت کنیم.

وی ادامه داد: ملاک جهانی‌سازی و جهانی شدن، لزوماً به معنای جایزه گرفتن از جشنواره‌های بعضاً سکولار و معاند یا غیر همسو نیست، چرا که این موضوع آسیبی بود که سینمای انقلاب به آن دچار شد  و برخی از فیلمسازان ما با این انگیزه که فیلم جهانی تولید بکنند عملاً گفتمان و باورهای سینمای غرب را در آثار خود اجرایی کردند تا توسط جشنواره‌های متعدد در دنیا پذیرفته شوند و این به معنای ترک و از دست دادن اندیشه‌های است که ما هدف‌مان تبلیغ و ترویج آن است.

یک نویسنده:
احمد شاکری گفت: سینما که امروزه به عنوان مصداقی برای رسانه‌های تصویری در کنار رادیو و تلویزیون محسوب می‌شود به نظر برخی از کارشناسان، پلی برای آشتی مردم و مخاطبان با کتاب است.

احمد شاکری، نویسنده در گفتگو  با خبرنگار حوزه ادبیات باشگاه خبرنگاران با اشاره به اینکه یکی از زیر ساخت‌هایی که در مقوله فرهنگ باید مورد توجه قرار بگیرد کتاب و کتابخوانی بوده، افزود: به ویژه در دوره‌ای که سینما و رسانه‌های تصویری بر روایت داستانی مسلط شده‌اند، معضل اصلی در ترویج فرهنگ مطالعه آن بوده که ماهیت رسانه‌های تصویری در مقایسه با ادبیات، مشارکت مخاطب را به حداقل رسانده و عنصر تفکر انگیزی در مخاطب در سینما و تلویزیون کم است.  

وی بیان کرد: سینما و تلویزیون پلی برای آشتی و آشنایی هرچه بیشتر مردم و مخاطبان با کتاب و به معنای خاص ادبیات روایی است.  

این نویسنده گفت: بعد از مرحله آشتی مردم با ادبیات روایی از طریق سینما و تلویزیون می‌توان مخاطبان را به حوزه‌های دیگری از مطالعات سوق داد.  
شاکری در ادامه تعامل سازنده سینما و تلویزیون در اقتباس هنری از ادبیات را مهم‌ترین راهکار برای نزدیکی با شعار  "کتاب؛ آیینه فرهنگ و فرزانگی" دانست و تصریح کرد: جنبه‌ای که کتاب در مقایسه با سینما و تلویزیون در فرزانگی و تعقل دارد تأمل برانگیز بوده و رسیدن به مقطعی که بتوان در آن مقطع کتاب را آینه فرهنگ و فرزانگی دانست نیازمند نهضت جمعی درحوزه‌های سینما، رسانه ملی و کتاب است.  
وی خاطر نشان کرد: در صورت نبود نهضت جمعی رسانه‌های تصویری با کتاب، با تفوق و ازدیاد روایت‌های داستانی در تلویزیون امکان سوق دادن مخاطب به مطالعه کتاب ضعیف‌تر می‌شود.  
گفتنی است؛ بیست و یکمین دوره هفته کتاب از بیست و پنجم  آبان آغاز شده و تا دوم آذر ادامه خواهد داشت.

ماجرای نهضت مشروطه و ریخته شدن خون شیخ فضل‌الله  


ماجرای نهضت مشروطه و ریخته شدن خون شیخ فضل‌الله


خبرگزاری فارس- گروه کتاب و ادبیات: پیشنهاد پایان هفته، رمان «انجمن مخفی» نوشته احمد شاکری درباره زندگی«بهاء الدین کمال» جوان از فرنگ برگشته‌ای است که به حکم پدر به مدرسه خان در یکی از محله های قدیمی شهر تهران عزیمت می‌کند و در آن جا با ماجراهای تازه‌ای مواجه می شود.

رمان «انجمن مخفی» نوشته احمد شاکری برای نخستین بار در زمستان ۱۳۸۶ توسط انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر و در سال بعد(۱۳۸۷) به عنوان یک از کتاب های برگزیده در حوزه داستان از طرف داوران جشنواره انتخاب کتاب سال قلم زرین (انجمن قلم ایران) و هفتمین دوره انتخاب کتاب سال شهید غنی پور انتخاب  و معرفی شد.

رمان انجمن مخفی، طرح پیچیده ای دارد که شامل سه محور روایی کاملا مجزاو در عین حال مرتبط به هم است. البته درباره ارتباط این محورهای روایی که به طور موازی در طول داستان پیش می روند، نکات و سوال هایی همواره مطرح است که به بعضی از آن ها، نویسنده در طول روایت داستان پاسخ داده است، اما برخی از سوال ها همچنان بی پاسخ مانده است. از جمله این که آیا نویسنده می تواند سه واقعه تاریخی مجزا را در کنار هم قرار دهد و ادعا کند که این وقایع از جنس هم هستند و ماهیت آن ها یکی است؟ یا این وظیفه محقق یا مورخ است که بر اساس نتایج پژوهش و تحقیق خود اثبات کند که مثلا سه واقعه تاریخی مجزا از نظر ماهیتی ریشه مشترک دارند. زمان اکنون روایت، دوران مشروطه در ایران معاصر است که با سال های حکومت احمد شاه قاجار همزمان شده است.

شخصیت اصلی داستان هم «بهاء الدین کمال» جوان از فرنگ برگشته ای است که به حکم پدر(آقاجان) به مدرسه خان در یکی از محله های قدیمی شهر طهران(تهران)عزیمت می کند تا به ظاهر در طبابت محصلان این مدرسه فعالیت کند. استقرار این شخصیت در محل مدرسه خان که یکی از مدارس علمیه مهم شهر تهران در آن روزگار است، همزمان می شود با دوران سیر و سلوک معنوی و عرفانی این جوان از فرنگ برگشته که گویی برای پس دادن یک امتحان بزرگ در زندگی اش به این مکان آمده است. در فضای مدرسه خان، از بین افرادی که در آن مکان حضور معنوی پررنگی دارند، می توان به میرزامحسن اشاره کرد که اندیشه هایش همواره محور مباحث محصلان آن را تشکیل می دهد.( اهالی محل و تقریبا تمام محصلان، مدرسه خان را با نام میرزا محسن می شناسند.) البته بهاءالدین کمال از دوران بچگی به واسطه رفت و آمدهای خانوادگی، میرزا محسن و اعضای خانواده اش را می شناسد که نویسنده از این موضوع به عنوان یکی از ترفندهای داستانی در ادامه استفاده کرده است.(ماجرای دلبستگی بهاء به قدسی، دختر میرزا محسن در طول داستان به عنوان یکی از گره های داستانی برای ایجاد کشمکش مورد استفاده نویسنده قرار گرفته است.)

رویکرد نویسنده در ادامه برای روایت ماجراهای اصلی داستان، بیشتر به تعمق در درون شخصیت اصلی ( بهاء) معطوف شده و او در یک مرحله تردید کامل قرار می گیرد. ماجراهایی که در گذشته اتفاق افتاده، مسلسل وار به ذهن او هجوم می آورد. البته به غیر از اتفاق هایی که در دوران اقامت او در فرنگ می توانسته اتفاق بیفتد و نویسنده هیچ نشانی از این دوران را در رمان نیاورده است. گویی شخصیت بهاء در این مرحله خلق شده که فقط رویدادهای تاریخ معاصر ایران را به یاد آورد و آن ها را با وقایع حساس تاریخ تشیع تطبیق دهد و میزان تأثیر هر یک از آن ها در همدیگر را به مخاطب نشان دهد.

فردیت شخصت بهاء در این رمان می توانست بیش از این پر رنگ تر شود که این اتفاق نیفتاده است. هیچ نشانی از علومی که او در فرنگ یاد گرفته، در کلام یا عمل او دیده نمی شود. در مقابل تقریبا تمام حرکات و رفتارهای این شخصیت و نوع تفکراتش به مانند یک دانش آموخته یک مدرسه علمیه مذهبی است. حضور او در مدرسه خان با تعالیم گذشته و نوع آموخته هایش در فرنگ که رشته پزشکی است، ارتباط چندانی ندارد.

او به محض حضور در مدرسه بدون توجه به رسالتی که به عهده اش گذاشته شده (طبابت محصلان مدرسه خان ) به سراغ کتاب وقفنامه یحیای مکی می رود که در آن، بیشتر دستورالعمل های نحوه اداره موقوفات مدرسه خان و چگونگی مواجه با بی عدالتی های زمانه به خوانندگان اوراق که اغلب محصلان همان مدرسه خان هستند یادآوری شده است. بهاء، در ابتدای ورود به این مکان با سید احمد آشنا می شود که نویسنده به این بهانه  و از طریق سید احمد، شرح مختصری از موقعیت مدرسه خان و بنیانگذارانش را برای مخاطب تعریف می کند:« آشنایی ما با آقا میرزا محسن به سالیان دور باز می گردد که دو در نجف اشرف در محضر یک استاد زانوی تلمذ بر خاک زده ایم؛ و نبود میرزا در این مدرسه، مانع آن نشده که این ارادت روز افزون گردد. میرزا از ایام جوانی، اشتهار به حریت داشته است. اما امر سیاست، ما را مدرسه نشین، و میرزا را خانه نشین کرد. آن زمان والد شما هم می آمدخدمت میرزا، اما به هر حال ، ایشان هم سایه شان سنگین شد…» (ص۲۷)

بهاء، در همان دیدار اول با سید احمد با بسیاری از ویژگی ها و موقعیت مدرسه خان آشنا می شود و سعی می کند به نوعی جایگاه و نقش خود در این میانه را بشناسد و باز یابد. در ادامه و از لابه لای صحبت های سید احمد و بقیه محصلان مدرسه، بهاء در می یابد که کلید بسیاری از معماهای این مدرسه در کتاب وقفنامه یحیای مکی نهفته است و ترجیح می دهد مطالعه این کتاب در اولویت برنامه هایش قرار گیرد. پس از این است که با تأمل در سطرهای کتاب وقفنامه به افق های تازه ای در اندیشه های مغشوش خود دست می یابد. البته در طول ماجراهای رمان، بهاء، شخصیت مردد و آشفته ای دارد؛ او با انواع اندیشه های در هم تنیده مواجه است که در وهله اول نمی تواند تصمیم قاطعی در یک زمینه بگیرد. خاطرات و رویدادهای گذشته بی وقفه به ذهنش هجوم می آورد و آینده مبهم و نامعلوم هم در پیش رویش قرار گرفته است. او باید با توجه به سیر حوادث در گذشته برای آینده یا حتی لحظه حال تصمیم بگیرد که این موضوع برایش دشوار و سخت است.

نویسنده در این مرحله از داستان برای شرح و بسط ماجراها، قصه دیگری را هم به شکل موازی وارد رمان می کند که همان سرگذشت یحیای مکی است: «من یحیای مکی، نیمروزی بود که پس از هنگامه ی حج، از مکه به قصد وادی طف جهاز بر اشتر بسته بودم که قاصدی نامه شیخ لواسانی به من رساند و هنوز جدار شهر مکه برمن مخفی نگشته بود. چون نامه ی شیخ به پایان رساندم، قلاع شهر بر من پنهان شده بود و یقین کردم از حرم بیرون شده ام. پس فریضه ی ظهر بکردم به دو رکت، به جماعت، که مستوره بر من اقتدا کرده بود و من بر خدایگان اشتر. و نامه بر اشتر بشنیدم، حالیا که افسار اشتر به صاحبش وا گذاشته بودم و اشتر راه بیابان گرفته بود، به مقصدی نامعلوم. و هو یعلم السر واخفی…»  (ص۲۴)

مخاطب در این مرحله از داستان با نثر دیگری آشنا می شود که با نثر فصل قبل متفاوت است. شیوه روایت هم در این بخش تا حدودی تغییر می کند. چون ماجراهای سرگذشت یحیای مکی از زاویه های مختلف روایت می شود که یکی از راویان مکمل در فصل های بعدی، مستوره است. یحیای مکی در توصیف مستوره می گوید: « آن کنیز را نام، مستوره بود، خلاف عادت کنیزان. رخ از نقاب سیاه چادر عیان نساخت، و او  مرا در خیال، نورسته نهالی بود ترد و خسته، که سپیدی چشمانش  راه بر سیاهی بسته بود و لبانش چنان بود که چاک  چاک بیابان باشد.» (ص۳۷)

گشودن این فصل در داستان انجمن مخفی، فضاهای متفاوت دیگری راهم به مجموع حوادث رمان اضافه می کند؛ شخصیت بهاء، یک نوع همذات پنداری بین خود و شخصیت یحیای مکی احساس می کند. حضور سمبلیک و نمادین مستوره در ماجراها و سفرهای اشراقی یحیای مکی در وادی طف، ناخودآگاه شخصیت قدسی (دختر میرزا محسن) را به یاد بهاء می اندازد که از کودکی دلبستگی هایی نسبت به دارد. البته علاقه و عشق بهاء به قدسی تا حدودی فرا زمینی است و همان طور که نوع ارتباط یحیای مکی با مستوره هم از این جنس است؛ در جایی از کتاب یکی از شخصیت های داستانی اشاره می کند که ممکن است شخصیت مستوره وجود خارجی نداشته باشد و تنها ساخته و پرداخته ذهن یحیای مکی باشد.با این حال، بهاء با اندیشیدن به قدسی، بخشی دیگر از رویداهای سال های گذشته را به یاد می آورد که در پیشبرد وقایع داستانی مد نظر نویسنده هستند. از جمله سرگذشت انجمن های مخفی و نقش پدر وی در پیدایش و دوام آن ها که یکی از اهرم های فشار برای استقرار و تثبیت نهضت های مشروطه خواهی در دوران حکومت آخرین شاه سلسله قاجار بوده اند. بازکاوی اندیشه های پدر قدسی ( میرزا محسن) و پدر بهاء (همایون کمال، مدیر مسئول روزنامه یومیه ی جمعیت)، که یکی (میرزا محسن) به حاکمیت مذهب تشیع و دیگری( همایون کمال) به حاکمیت قوانین متجدخواهانه متمایل به تغییر و تحولات در ممالک و دول اروپایی پای می فشارند، از محورهای اصلی قصه در فصل های بعدی رمان است.

در این میان، برای هدایت ماجراهایی رمان که بیشتر رنگ و بوی تاریخی و سیاسی دارند، نویسنده به ترفندهای متعدد نوشتاری هم متوسل می شود. از جمله پیش کشیدن ماجرای دلبستگی عاطفی بهاء به قدسی که این موضوع به لحاظ یک سویه بودن ماجرا و نقش نداشتن قدسی در شکل گیری این احساس، تقریبا عقیم می ماند. با توجه به اندیشه هایی که شخصیت بهاء در طول رمان در سر می پروراند، مخاطب به آینده عشق او به قدسی امیدوار نمی ماند، چون بهاء به تنها موضوعی که در این میان حتی فکر هم نمی کند، رسیدن به قدسی و شروع یک زندگی در کنار او است. بهاء، به مدرسه خان آمده است که یک تسویه حساب با گذشته و حال خود و آدم های پیرامونش انجام دهد. پس طبیعی است که او به ثبات حالات فردی خود نیندیشد.

در فصل های میانی کتاب، بخش های دیگری از وقفنامه یحیای مکی توسط بهاء مرور می شود که ادامه آن به واقعه عاشورا می رسد.  در این بخش از رمان باز هم نثر نویسنده تغییر می کند، چون فضای رمان تغییر میکند: «زهیر، مهتر عرب را گفت: «فدایت شوم! باشد که در این قریه، سکنی گزینیم تا شر دشمنانمان در امان بدارد.»حسین فرمود:« آن چه قریه ای است؟» یحیی گفت: «کسی گفتش عقر!» حسین روی به آسمان سایید: «خداوند را پناه خود گزینم از عقر!»و، این یک روز یا چند روزی پیش از آن بود که به وادی ظف منزل گزینند. که در آن نیز چون حسین از نام آن بیابان سوزان پرسید، کسی گفتش: «این زمین را کربلا گویند.» حسین دیگر بار دو کف رو به آسمان فراز کرد:« خداوند را پناه خود گزینم از اندوه ها و بلاها.»  (ص۲۲۵)

با مطالعه اوراق وقفنامه واقف مدرسه خان (یحیای مکی)، در ذهن بهاء، ماجراهای واقعه عاشورا، یکی پس از دیگری جان می گیرند و او پیوندی گسست ناپذیر بین واقعه عاشورا و رویدادهای پیرامونش در عصر مشروطه می بیند. ماجرای بر دار کردن شیخ فضل الله نوری به واسطه قانونی که محصول برداشت ناصحیح از عصر تجددخواهی است، از گره های ناگشوده در ذهن بهاء است که مدام به دنبال پاسخ های قانع کننده برای این گونه سوال های بی پاسخ در هزارتوهای ذهن مغشوش و مردد اش است.

او سرانجام این آشفتگی ذهنی خود را در گرو مراسمی می بیند که بنابر سفارش واقف مدرسه خان، هر سال در ایام ماه محرم و در قالب تعزیه برگزار می شود. این حرکت نمادین به نوعی رویارویی دو اندیشه حاکم بر جامعه آن روز ایران است که در رقم خوردن تاریخ معاصر ایران موثر بوده اند:

«و یحیی در هجوم صداها، سری را ببیند که سبز است. و باز سری را که عمامه ای سفید بر گردش نشسته است. و سلامی که او را پاسخ آن نیست. و بشنود:« شیخ شهید چگونه بر دار شد؟» و بگوید:« وضو ساخت. پس امر کرد که مهر ها و انگشتری اش شکستند تا نامش بر پای هیچ ننگی نماند.» و بشنود:« شیخ شهید ما چه گفت؟» و بگوید:« نمی دانم.» و بشنود:« زیر لب گفت، به خدا، اینجا کبلاست و این مردم کوفیان اند.»… و بشنود صدای بلند رعد مانندی را. و کسانی را فریاد می زنند:« میرزا را کشتند!» و لرزشی در اندامش بپیچد. و رختش گرم و گرم تر شود. تا به پای میرزا افتد. و دست هایش را بر سرش احساس کند. خوهد بپرسد. نفسش در عمق سینه مانده. خواسته اش در قلبش. بگوید:« آقاجان…» و بشنود:« پسرم!» (ص۴۵۵)

در مجموع، رمان انجمن مخفی، بازنمایی سیر شکوفایی اندیشه ای  دینی در جامعه ایران است که از تلاطمات و حوادث دوران با کسب تجاربی گرانبها گذشته است. ادامه این دوران را می توانیم در شکل گیری نهضت های آزادیخواهانه مردمی مثل نهضت امام خمینی (ره) در ۱۵ خرداد۴۲ و پیروزی آن در بهمن۵۷ ببینیم. در این میان، احمد شاکری، به واسطه تسلطی که به شگردها و تکنیک های داستان نویسی دارد توانسته با الهام گرفتن از پس زمینه های تاریخی، رمانی با مولفه های امروزی این قالب روایی به مخاطبان ارائه کند. هدایت سه قصه به شکل موازی با سه نثر متفاوت و بهره گیری از تکنینک بینامتنی برای تلفیق متون کهن با داستان های امروزی و… از دستاوردهای نویسنده محسوب می شود. هرچند در بخش دیالوگ ها، سایه سنگین مباحث طولانی و گاه دامنه دار (آن هم ازجنس مبحث محصلان مدارس علمیه دینی) از ایجاز و صراحت آن ها کاسته است. 

چاپ دوم (آذر ۱۳۸۷) رمان «انجمن مخفی » نوشته احمد شاکری در ۴۷۲ صفحه، با شمارگان۲۰۰۰ نسخه و با قیمت یک ۳۸۰۰ تومان از سوی انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی در تهران چاپ و منتشر شده است.

علاقه‌مندان برای تهیه این اثر می‌توانند با شماره تلفن‌های ۲۲۲۱۱۱۹۴ تماس حاصل نمایند.

انتهای پیام/و

نشست فرصت‌ها و چالش‌های جهانی شدن ادبیات دفاع‌مقدس

نشست فرصت‌ها و چالش‌های جهانی شدن ادبیات دفاع‌مقدس

غرب از نداشته‌هایش اسطوره‌سازی می‌کند

نشست تخصصی «فرصت‌ها و چالش‌های جهانی شدن ادبیات دفاع مقدس» امروز در محل چهارمین نمایشگاه ملی کتاب دفاع‌مقدس برگزار می‌شود.

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگ حماسه خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در این نشست احمد شاکری که اجرای آن را بر عهده داشت،ضلع مهم ادبیات داستان، یریال دفاع مقدس بوده و فراگیرترین دو غنی‌ترین تجربه بعد از انقلاب اسلامی است و همین امر باعث شده هجمه‌های مضاعفی به سمت حوزه دفاع مقدس شکل بگیرد. آثار این حوزه چندین برابر آثار حوزه انقلاب است.

وی همچنین اظهار کرد:‌موضوعات به واسطه تأثیرات در مناسبات جهانی اهمیت پیدا می‌کنند، به عنوان مثال اگر از جنگ جهانی یاد می‌کنیم به دلیل ابعاد جهانی آن است که ادبیات جهانی را هم در پی داشته است.

به گفته شاکری، جریان روشنفکری ادبیات دفاع مقدس را جهانی تلقی نمی‌کنند و می‌گویند دفاع مقدس با جنگ جهانی قابل مقایسه نیست زیرا ابعاد ویرانی در جنگ جهانی از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران گسترده‌تر بود.

وی در عین حال گفت: برخورداری از شاخص‌هایی همچون خاطره‌نگاری و مستندنگاری ما را به این نتیجه رسانده که ادبیات دفاع‌مقدس قابلیت جهانی شدن دارد و ایجاد دفتر ترجمه آثار دفاع مقدس توسط حوزه هنری از نتایج این عقیده است تا ادبیات دفاع مقدس را جهانی کند.

در ادامه، کامران پارسی‌نژاد-نویسنده و محقق- گفت: ادبیات به ویژه ادبیات دفاع مقدس باید جهانی شود تا بتوانیم باورها و رویدادها را با زبان هنر به جهان منتقل کنیم و تأثیرگذار شویم.

وی ادامه داد: زمانی از کشور دفاع کردیم و امروز راه‌های زیادی وجود دارد که حقانیت کشورمان را در دفاع مقدس به جهانیان ثابت کنیم. من سال 75 به این نتیجه رسیدم که می‌شود ادبیات را جهانی کرد و اگر داستان‌های ما جهانی شود می‌توانیم بهتر مطرح شویم و ادبیات کشورمان را در سایر نقاط جهان بشناسانیم.

پارسی‌نژاد همچنین گفت: جهان شدن ادبیات یک وجه زیبا دارد. زیبایی کار در این است که در جهان بحثی به نام تجربه‌اندوزی وجود دارد و این تنها مختص جنگ ما نیست.

وی افزود: خوبی و بدی هم در جهان مشخص است و این چهره را هم باید ادبیات نشان دهد. تاریخ هم شامل رویدادهای سخت و خشک است و من معتقدم حتی شعر هم تا حدودی می‌تواند این ادبیات را به دیگران منتقل کند.

در ادامه این نشست، جهانگیر خسروشاهی هم گفت: در جهانی شدن ادبیات دفاع مقدس باید به چند نکته توجه کنیم مثلا باید بدانیم کدام نهادها برای جهانی شدن آن تلاش کرده‌اند. موانعی بر سر راه جهانی شدن ادبیات انقلاب و دفاع مقدس هم وجود دارد که نباید از آن غفلت کنیم. صهیونیسم جهانی تلاش می‌کند تفکر شهدا و امام شهدا جهانی نشود مثلا قراداد ناشری که قصد انجام کاری را دارد به هم می‌زند.

وی همچنین گفت: برخی مأمور شده‌اند داستان‌ها را بخوانند واگر در آن استقلال ادبیات دیدند نادیده بگیرند. برخی نویسندگان هم تصور می‌کنند اگر روش افراد خاصی را ادامه دهند اثرشان جهانی می‌شود و این بزرگترین تهدید پیش روی جهان شدن ادبیات دفاع مقدس است.

خسروشاهی یادآور شد: هر اثر باید حاوی فرهنگ یک ملت باشد قابل احترام است و هر اثری که اعتقادات را بیان کند مورد استقبال قرار می‌گیرد اما مقاومت‌هایی وجود دارد که چنین آثاری مطرح نشوند.

وی همچنین گفت: برای پذیرفته شدن نباید از شهید گفتن را حذف کنیم.

در ادامه این نشست، کامران پارسی‌نژاد گفت: اگر مردم در جهان از ادبیاتی استقبال می‌کنند نشان دهنده سالم بودن و ارزشمند بودن اثر است. جهان می‌خواهد نقطه نظرات ما را بداند. هر چند زبان ما با دیگر نقاط جهان متفاوت است. اگر ادبیاتی بخواهد جهانی شود باید ساختار داستان در آن حفظ شود و در داستان‌های دفاع مقدس هم مسئله مهم باورپذیری است اما در داستان‌های دفاع مقدس کم گذاشته‌ایم و تکلیف‌مان را با داخل کشور مشخص نکرده‌اند و فضای جنگ نیز به صورت کامل حتی به نسل جوان منتقل نشده است.

وی یادآور شد: مولفه خاص ادبیات دفاع مقدس شهادت‌طلبی است که ما را با ادبیات غرب متمایز می‌کند این در حالی است که غرب از نداشته‌هایش اسطوره‌سازی می‌کند.

پارسی‌نژاد همچنین گفت:‌ یکی از مشکلات برخی نویسندگان ما پژوهشگر نبودن آن‌ها است در صورتی که برای خلق اثری در حوزه دفاع‌مقدس باید با فلسفه شهاد‌ت‌طلبی شیعه آشنا شویم.

وی اظهار کرد:‌ در زمینه مستندنگاری خوب عمل کرده‌ایم اما سوال این است که اگر کسی در غرب این مستندها را بخواند سوالی برایش ایجاد نمی‌شود؟. آن‌ها که وقایع ما را به خوبی نمی‌شناسند. بنابراین در مورد هر واقعه‌ای که در کتابی نوشته می‌شود باید پی‌نوشت‌هایی هم باشد تا بتوانیم ایدئولوژی خودمان را بشناسانیم.

پارسی‌نژاد گفت: داستان‌های خوب زیاد داریم اما هنوز جایگاه مطرح شدن در سطح جهان را پیدا نکرده‌اند. البته با ترجمه شدن آثار بهتر می‌توان نتیجه گرفت چون اگر مخاطب آن‌چه را که مدعی آن هستیم بپذیرد، در جهان هم پذیرفته خواهد شد.

با جشنوراه ادبی یوسف یک گام به جلو خواهیم رفت

با جشنوراه ادبی یوسف یک گام به جلو خواهیم رفت

عضو شورای سیاستگذاری جشنواره یوسف گفت: داستانی خوب است که بتواند مخاطب را با خودش همراه کند و بهترین شیوه بیان را به خدمت بگیرد.
احمد شاکری عضو شورای سیاستگذاری جشنواره ادبی یوسف در گفتگوی اختصاصی با خبرگزاری دفاع مقدس ضمن برشمردن محاسن متعدد این جشنواره، اظهار داشت: برای جشنواره ادبی یوسف موضوع خاص و تخصصی در نظر گرفته نشده و نگاهی که این جشنواره به دفاع مقدس دارد نگاهی عام است و هر آنچه در دفاع مقدس گذشته است می تواند دستمایه آثار نویسندگان باشد. وی افزود: ما اثری را قوی و درست قلمداد می کنیم که ساختار بسیار خوبی داشته و این ساختار با فرم همخوانی های لازم را برقرار کرده باشد. داستانی خوب است که بتواند مخاطب را با خودش همراه کند و بهترین شیوه بیان را به خدمت بگیرد. عضو شورای سیاستگذاری جشنواره یوسف تصریح کرد: فرم در داستان اهمیت بسیار ویژه ای دارد اما باید توجه داشت که در جشنواره هایی مثل جشنواره یوسف باید ابزار و فرم درخدمت یک هدف متعالی و مقدس در بیاید. در این جشنواره آنچه که اصالت دارد بحثهای مربوط به دفاع مقدس است و فرم زمانی معنا پیدا می کند که به خوبی در خدمت این موضوع در آمده باشد. وی اظهار داشت: داورانی که برای این جشنواره انتخاب می شوند به صورت تخصصی روی داستان های دفاع مقدس کار کرده اند. این تخصص ممکن است با نگارش داستانهای متعدد به وجود آمده باشد یا با نقد و تحلیل داستانهای دفاع مقدس. شاکری افزود: این جشنواره نیم نگاهی به آثار گذشته خواهد داشت و داستان های دوره های قبل را ارزیابی خواهد کرد. ما معتقدیم که برگزاری جشنواره باید به شکلی باشد که ما را در حوزه ادبیات دفاع مقدس یک گام به جلو ببرد. وی با پراهمیت خواندن نقش داوران در انتخاب آثار و تاثیرگذاری این انتخاب در ادامه روند داستان نویسی دفاع مقدس اذعان داشت: افراد زیادی در حوزه ادبیات دفاع مقدس فعالیت می کنند که هر کدام از آنها دیدگاه خاص و منحصر به فرد خود را دارند ولی ما باید دقت کنیم که داروی آثار ما را بهترین دیدگاهها و روشن ترین آنها و همین طور متخصص ترین آنها بر عهده بگیرند. شاکری تاکید کرد: جشنواره یوسف جشنواره کم حاشیه و خوش نامی است و تاکنون به خوبی برگزار شده است. بعضی از جشنواره های ادبی به خاطرعملکرد بدی که داشته اند مورد اعتماد مخاطبان نیستند اما جشنواره یوسف تاکنون هیچ مشکلی در برگزاری نداشته و به خوبی برگزار شده و باید کمک کنیم تا امسال نیز به نحو احسن برگزار شود.

احمد شاکری:

استعداد داستان‌نویسی اکتسابی است

احمد شاکری معتقد است: استعداد داستان‌نویسی اکتسابی است.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، دوره جدید کارگاه داستان‌نویسی با حضور احمد شاکری در کانون اندیشه جوان آغاز شد. این کارگاه با عنوان «داستان سطح یک» هر هفته روزهای سه‌شنبه ساعت 16 برگزار می‌شود.

بر اساس گزارش رسیده، شاکری در اولین جلسه به موضوع روش‌شناسی کار در کارگاه پرداخت و گفت: «ما در این جلسات اساسا به این می‌پردازیم که موضوع بحث ما چیست؟ مخاطب ما چه کسانی هستند؟ به دنبال چه هدفی هستیم؟ و چگونه و با چه روشی می‌خواهیم به این هدف دست پیدا کنیم؟»

او ادامه داد: «دلیل انتخاب این موضوع هم این هست که معرفی روش‌ها در دوره‌هایی مانند این دوره که یک جنبه آموزشی برای آن متصور است، می‌تواند خیلی مهم باشد. بخصوص در ساحت هنر و بخصوص داستان.»

شاکری در بخش دیگری از سخنانش به سابقه ورود ادبیات داستانی جدید به ایران اشاره کرد و گفت: «عموم نویسندگانی که در آن دوره نوشتند و به چاپ آثارشان مبادرت کردند، عموما محصول چنین دوره‌های آموزشی نبودند. حتا در حال حاضر هم ما رشته‌ای به نام نویسندگی در دانشگاه نداریم، بلکه عموم جلسات در مراکز و مؤسسات غیردانشگاهی دنبال می‌شود و سابقه چنین جلساتی به دو دهه گذشته برمی‌گردد.»

او در ادامه گفت: «در تجربه 15 ساله‌ام بسیار مشاهده کرده‌ام افراد به واسطه این‌ که در مورد روش‌ها از خودشان سوال نکرده‌اند یا اگر در جایی شرکت کرده‌اند، این روش‌ها به آن‌ها ارائه نشده، عموما پس از مدتی در حوزه داستان دچار نوعی سرگشتگی شده‌اند و نسبت به استعداد خودشان دچار تردید می‌شوند و حتا دست از نوشتن می‌کشند.»

او به راه‌های جلوگیری از چنین اتفاقی اشاره کرد و گفت: «یکی از دلایل این اتفاق این است که ما نمی‌دانیم چه می‌خواهیم و نمی‌دانیم چه روشی ما را به هدف می‌رساند. ارائه روش در این دوره به این دلیل است که بدانیم عموم کسانی که در این دوره‌ها شرکت می‌کنند و به مقصود نمی‌رسند، به خاطر آن نیست که استعداد ندارند، چرا که استعداد داستان‌نویسی یک استعداد اکتسابی است.»

شاکری در این جلسه آشنایی شرکت‌کنندگان با سه حوزه مهم و اصلی ادبیات داستانی شامل «آفرینش»، «نقد» و «نظریه» را از اهداف این دوره دانست. «تبدیل مخاطب منفعل به مخاطب فعال و پرسشگر»، «به دست دادن روش‌های عمده در تجزیه عناصر داستان و ارتباط آن‌ها با یکدیگر» و «ترغیب مخاطب به ورود جدی به مقوله نویسندگی و نقد» هم از دیگر اهداف این دوره عنوان شد.

احمد شاکری در سال ۱۳۵۳ در تهران به دنیا آمده است. او سال‌ها عضو هیأت مدیره انجمن قلم ایران بوده و در حال حاضر هم عضو این انجمن است. همچنین عضو هیأت داوران جشنواره‌هایی مانند شهید غنی‌پور، قلم زرین، بسیج دانشجویی، جایزه ادبی اصفهان و قصه‌های قرآنی بوده است. تدریس چندین دوره عناصر داستان و داستان‌نویسی، عضویت در شورای عالی ادبیات داستانی بسیج و نیز شورای سردبیری ماهنامه ادبیات داستانی و سردبیری فصلنامه «اصحاب قلم» از جمله سوابق ادبی شاکری است.

«سرزمین پدری»، «نفس»، «باران نیمروز»، «عریان در برابر باد»، «انجمن مخفی» و کتاب بازتاب (مجموعه نقد پنج رمان آتش بدون دود، من او، کشتی پهلوگرفته، در جستجوی من و شیدا) از جمله آثار اوست.