امزدهای پانزدهمین دوره جایزه قلم زرین مشخص شد/ احمد شاکری، محمدرضا سرشار، منیژه آرمین در بین نامزدها

به گزارش خبرنگار فرهنگی «نسیم آنلاین»، نامزدهای پانزدهمین دوره جایزه قلم زرین اعلام شد.

این مراسم روز 14 تیرماه همزمان با روز قلم برگزار می شود.

 

درحوزه نقد و پژوهش

1-«داستان سیاسی، داستان انقلاب» / محمد حنیف / انتشارات پژوهشگاه اندیشه اسلامی

2-«صد سال عشق مجازی» / محمود فتوحی / انتشارات سخن

3-«تحلیلی داستانی از سوره یوسف» / محمدرضا سرشار / انتشارات پژوهشگاه اندیشه اسلامی

4-«تن و زبان فارسی» / سیدرضا شاکری / انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی

5-«مبانی و اصول پژوهش در زبان فارسی» / قدرت الله طاهری / نشر علمی

6-«جامعه شناسی غزل فارسی» / فرهاد طهماسبی / انتشارات علمی و فرهنگی

در حوزه داستان کودک و نوجوان

1-«مثل هیچ کس» / سپیده خلیلی / انتشارات قدیانی

2-«قوش» / ساسان ناطق / انتشارات شهرستان ادب

3-«بابانوروز و انتظار» / محمدرضا اصلانی / دفتر نشر فرهنگ اسلامی

4-«قصه آلبالو پلو» / زهرا حیدری / انتشارات قدیانی

5-«سنگ کوچولو» / افسانه شعبان‌نژاد / انتشارات امیرکبیر (کتابهای شکوفه)

6-«کی می‌تواند مرا بخنداند» / شکوه قاسم‌نیا / انتشارات پیدایش

7-«سورنا» / ابراهیم حسن‌بیگی / انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

8-«لالایی خانم کلاغه» / مژگان شیخی / انتشارات علمی و فرهنگی (کتابهای پرنده آبی)

در حوزه شعر بزرگسال

1-«گلهای تاریکی» / سینا سنجری / انتشارات فصل پنجم

2-«سلام بر زندان» / هادی خورشاهیان / انتشارات مشکی

3-«پنکه قدیمی» / آرش شفاعی / انتشارات نیماژ

4-«قفس تنگی» / صفا محمدزاده / انتشارات شهرستان ادب

5-«زلف ضریح» / عارفه دهقانی / انتشارات جمهوری

6-«عدم» / محمود حبیبی کسبی / انتشارات سوره مهر

7-«آیه88» / محمدجواد غفورزاده (شفق) / انتشارات جمهوری

8-«بی‌چشمداشت» / موسی عصمتی / انتشارات شهرستان ادب

9-«دورتر» / امیرعلی سلیمانی / انتشارات فصل پنجم

در حوزه داستان بزرگسال

1-«دخیل» / محمد رودگر / شهرستاد ادب

2-«از عشقاباد تا عشق آباد» / منصور انوری / انتشارات سوره مهر

3-«شانزده سال» / منیژه آرمین / انتشارات سوره مهر

4-«بی اسمی» / احمد شاکری / نشر اسم

5-«خرمالوها را به گنجشکها بفروش» / محمد حنیف / انتشارات کتاب جمکران

در حوزه شعر کودک و نوجوان

1-«آسمان نقطه چین» / مریم زرنشان / انتشارات سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی

2-«پرنده‌های بابا» / مرضیه تاجری / انتشارات امیرکبیر (کتابهای شکوفه)

3-«راه مشقی» / طیبه شامانی / انتشارات مهر زهرا(س)

4-«کنسرت باغ» / مریم زرنشان / انتشارات امیرکبیر (کتابهای شکوفه)

5-«لباس غول گم شد» / کبری بابایی / انتشارات امیرکبیر (کتابهای شکوفه)

چهره نگاری انقلاب، وظیفه اهالی ادبیات

رهبر معظم انقلاب، در دیدار اخیرشان با شاعران، بر لزوم پرداختن به شخصیت‌های مهم سیاسی و حقایق و حوادث اجتماعی و سیاسی تاکید کردند؛ ایشان در فرازی از سخنان‌شان به شخصیت‌های مهم جهان اشاره کرده و فرمودند که چرا به مانند نویسندگان و شاعران جهان، اهل ادب ما به چهره‌های بزرگ ما آن‌طور که شایسته است نپرداخته‌اند.

 

نکته‌ای که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای آن را رصد کرده و توصیه به رفع آن فرموده‌اند، خلأیی است که در طول تاریخ ادبیات معاصر دیده می‌شود.

به‌طور مثال ما تاکنون رمان، نمایشنامه، شعر و داستان چشمگیری براساس زندگی شخصیت‌های برجسته خودمان تولید نکرده‌ایم؛ این‌ها همه در حالی است که برجستگی شخصیت‌های ملی و مذهبی ما، گاه چنان مجهز به وجوه دراماتیک و جذابیت‌های ادبی نیز هست که بتواند مایه شعری و داستانی به خالقان آثارش بدهد.

در این گزارش، به چرایی بروز این خلأ و راهکارهای پیش‌رو می‌پردازیم.

گوشزد به تنبل‌ها!

اجازه بدهید در ابتدای همین گزارش گزیده‌ای از سخنان رهبر معظم انقلاب را که در همین باره در دیدار اخیر با شاعران بیان شده است، مرور کنیم؛ گزارشی که از سایت دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای نقل می‌شود: «انصافاً ما ایرانی‌ها در گزارش حقایق و حوادث و شخصیت‌های خودمان، آدم‌های تنبلی هستیم؛ واقعاً این‌جوری است. حالا البتّه این درخور تحقیق آقایان جامعه‌شناس است که تحقیق کنند ببینند آیا این تنبلی یک خصوصیت ملی ما است یا در طول زمان بر ما تحمیل شده؟ ما درباره شخصیت‌هایمان [کار نمی‌کنیم]. حالا مثلا فرض کنید امام بزرگوار ما یک شخصیت درجه یک است دیگر؛ یعنی هیچ کسی ـ چه دوست، چه دشمن ـ مثلاً درباره شخصیت امام تردید ندارد و عظمت این شخصیت را کسی تردید نمی‌کند. حالا ما درباره این شخصیت عظیمی که در زمان ما بود و قریب 30 از درگذشت او می‌گذرد، چند جلد کتاب نوشته‌ایم؟ واقعا فکر کنید ببینید ما چند کتاب درباره امام نوشته‌ایم! این را مقایسه کنید با تعداد کتاب‌هایی که مثلاً درباره آبراهام لینکلن در آمریکا نوشته شده. من در یک گزارشی خواندم که [اگر] تعداد کتاب‌هایی که برای آبراهام لینکلن نوشته شده روی هم بچینند، یک ستون ده متری درست می‌شود؛ یک چنین‌ چیزی. حالا آبراهام لینکلن یک عنوانی دارد ـ اگرچه عقیده بنده این است که آن عنوان، دروغ است؛ این‌که می‌گویند ایشان [عامل] آزادی بردگان و مانند اینها است، حرف مفتی است، حرف واقعی نیست؛ [اما] حالا این‌جوری عنوان شده ـ لکن درباره رؤسای جمهور معمولی آمریکا مثل آیزنهاور، مثل دیگران، گاهی هزار جلد کتاب نوشته شده! شوخی است؟ شما ببینید درباره امام خمینی ما چند جلد کتاب نوشته‌ایم؟ این‌جوری است قضیه؛ ما در این زمینه‌ها عقب هستیم؛ [البته] ما ایرانی‌ها عقب هستیم، والا در کشورهای عربی هم من دیده‌ام درباره حوادثی که اتفاق می‌افتد، بلافاصله کتاب نوشته می‌شود؛ بلافاصله تحلیل، کتاب سیاسی و ازاین‌قبیل می‌نویسند؛ از ابعاد مختلف، از جوانب مختلف، سلایق مختلف، موافق، مخالف، تحلیل می‌کنند و مانند اینها؛ ما در این زمینه‌ها انصافاً عقب هستیم. درباره شعر هم همین‌جور است. حالا فرض کنید که همین قضایای شام، همین قضایای مدافعین حرم، خب جا دارد که درباره این، مثلاً صدها شعر گفته بشود. یا فرض کنید قضایای عراق؛ قضایای عراق خیلی قضایای مهمّی است؛ البته آن را شاید یک مقداری آدم بتواند حق بدهد به مردم، [چون] اغلب مردم ما از حقیقت قضیه عراق و آنچه در عراق پیش آمد ـ کاری که آمریکایی‌ها می‌خواستند در عراق بکنند و چطوری سرشان به سنگ خورد و چه عواملی این حالت را به وجود آورد ـ قاعدتا خبر ندارند، اما خب واقعا یک قضیه عجیبی است قضیه کشور عراق؛ کشور عراق صدام حسین، تبدیل بشود به کشور عراق شهید حکیم! اصلا شما ببینید این فاصله چقدر است؟ اصلا قابل تصور نیست این فاصله؛ این، اتّفاق افتاده. خب درباره این صدها بلکه هزارها شعر باید گفت». البته تاکید حضرت آقا بر قابلیت‌های شعر برای پرداختن به شخصیت‌ها و وقایع مهم، از این روست که سخنرانی ایشان در دیدار با شاعران عنوان شده است، و الا بدیهی است که ادبیات داستانی و نمایشی نیز نتوانسته‌اند در راستای عمل به منویات رهبری در این باره موفق عمل کنند.

از طرفی ایشان، حتی به کتاب‌های تحلیلی نیز اشاره دارند و بسامد آنها را پایین می‌دانند. این در حالی است که به نسبت درباره شخصیت حضرت امام، نه به تعداد قابل توجه، اما چند کتابی نوشته شده است، اما اگر در بین کتاب‌های شعر و ادبیات داستانی و نمایشی بگردیم و بخواهیم بدانیم متون خلاقه ما، جز تحلیل‌ها، چه‌قدر به شخصیت‌های مهم سیاسی پرداخته‌، چیزی دستمان را نمی‌گیرد. بسیار باید مرور کنیم تا علاوه بر مجموعه شعر درخشان «تنفس صبح» قیصر امین‌پور در دهه 60 با آن شعر به‌یادماندنی «خلاصه همه خوبی‌ها» که برای حضرت امام سروده شده، چند کتاب شعر یا نمایشنامه پراکنده درباره ایشان بیابیم. اما چرا؟

کفه سنگین مستندنگاری

احمد شاکری، داستان‌نویس و مدرس داستان‌نویسی در این باره معتقد است که تولید اثر روایی خلاقانه داستانی، نیازمند دسترسی به لوازم و شرایط متعددی است و همین لزوم کار را برای نویسندگان سخت کرده است. از همین رو او در این باره به کفه سنگین‌تر ترازو برای روایت‌های مستند به جای روایت‌های داستانی اشاره می‌کند و می‌گوید: «سابقه تاریخی ادبیاتمان، ما را با مجموعه‌ای از مواد خام تاریخی روبه‌رو می‌کند که رویکردهای فکری و فرهنگی ما آن را شکل داده است. بدیهی است که ما در روایت‌های مستندنگار بیش از روایت‌های مخیل و داستانی ظهور و بروز داشته‌ایم».

شاکری در این باره می‌افزاید: «در چهار دهه اخیر، روایت‌های داستانی در پرداخت به شخصیت‌های تاریخ چه شخصیت‌های سیاسی و جنگ و چه شخصیت‌های علمی، به صورت متعدد و متنوع نداریم. آن‌چه پیش روی ماست و تجربه عملی‌مان تائیدش می‌کند، همین روایت‌های مستندنگار است. مطالبه درباره رفع خلأ روایت‌های داستانی در این باره، مطالبه درست و مناسبی است. از این‌رو که ادبیات متعهد به‌دنبال حق است باید به کسانی بپردازد که به دنبال حق بوده‌اند مثل شخصیت مهم تاریخی ما حضرت امام. مطالبه رهبر معظم انقلاب درست و به‌جا است، اما باید متولیان فرهنگی ما در اجرای آن دقت کنند تا براساس توانایی‌ها و استعدادهای بالقوه نویسندگان برنامه‌ریزی‌ها صورت بگیرد.»

این داستان‌نویس دفاع مقدس و انقلاب، با اشاره به نیاز کمتر مستندنگاری به آگاهی از تکنیک‌های روایی، از نمونه‌های برجسته این حوزه مانند کتاب خاطرات علی خوش‌لفظ، «دا» و «من زنده‌ام» یاد می‌کند و می‌گوید: «این‌ آثار نیز شخصیت‌محورند. به نظرم کارکردن بر خاطرات خودنوشت و دیگرنوشت، هم مراتبی از آثار و اهداف روایت داستانی را فراهم و هم برهه‌های مختلف تاریخی را ثبت می‌کند. ثبت روایت‌های مستندنگار، بستر را برای پرداختن به روایت‌های داستانی فراهم می‌کند. یک داستان‌نویس وقتی روایات مستندی در اختیار دارد بسیار راحت‌تر می‌تواند راجع به شخصیتی تاریخی دست به خلاقیت بزند.»

نوشتن درباره امام همه‌چیزدانی می‌خواهد

شاکری همچنین با بیان این‌که ورود به حوزه‌های موضوعی خاص در روایت‌های داستانی مثل داستان سیاسی یا تاریخی یا دینی، نیازمند توانایی بیش از معمول در داستان‌نویسی است می‌گوید که فقط نویسندگان باتجربه موفق می‌توانند به این حوزه ورود کنند: «نویسنده باید اشراف و اطلاعی نسبت به مبانی هنر و روایت دینی داشته باشد. او باید بداند ادبیات داستانی مولودی ترجمه‌ای و غربی است و موانعی که او را به عنوان نویسنده‌ای دینی در نوشتن درباره موضوعات قدسی و دینی تهدید می‌کند، از همین مبانی فکری غربی ناشی می‌شود. بنابراین او باید از این مبانی مطلع و منتقد آنها باشد. اگر نباشد در عمل به خطا می‌رود.»

او به یکی دیگر از دلایل بروز خلأ در پرداختن به شخصیت‌های سیاسی به عنصر زمان اشاره می‌کند و می‌افزاید: «پرداخت به این موضوعات، نیازمند زمان است. طول دوره تولید رمان در کشور ما پایین است. رمان‌ها در کشور ما با معدل دو تا سه سال آفریده می‌شوند. این در حالی است که سرگذشت‌نامه‌های شخصیت‌های مهم مثلا لئو تولستوی و مهاتما گاندی یا ونسان ونگوک در بازه زمانی طولانی تولید شده‌اند. بنابراین برای رفع این خلأ، به تغییر آداب نوشتن نیزنیاز داریم.

نویسنده رمان تحسین‌شده «انجمن مخفی»، به توانایی‌هایی که نویسنده آثاری درباره شخصیت‌های بزرگ باید به آنها مجهز باشد، اشاره می‌کند و می‌گوید: نمی‌شود درباره حضرت امام نوشت و عرفان و فلسفه و فقه و تاریخ و زی طلبگی و... اینها را ندانست. نویسنده چنین اثری باید چندوجهی باشد چون شخصیت‌های بزرگ پیچیده‌اند. اگر نویسنده‌ای بدون تجربه و آگاهی وارد شود، نتیجه‌اش به تولید اثری می‌رسد که بهتر است تولید نشود. چون خسارت‌بار است. تحریف و تقلیل امام خطر است. شاید یکی از دلایل عدم ورود قصه‌نویسان این است که اساسا این ساحت‌ها را درک نکرده‌اند.

خلأیابی و توصیه به‌موقع

علیرضا راهب از شاعرانی است که بارها در جلساتی که شاعران در حضور رهبر معظم انقلاب شعر می‌خوانند حضور پیدا کرده است. او با اشاره به این‌که حضرت آقا به لزوم مقدسی اشاره کرده‌اند و باید در مقابل این خلأسنجی سر تعظیم فرود آورد و از ایشان تشکر کرد، می‌گوید: «همیشه ایشان خلأ‌ها را به‌درستی جست‌وجو و شاعران را به پرکردن آنها تشویق می‌کنند. این‌بار هم به خلأیی مهم اشاره داشته‌اند. شعر از ابتدای وقوع انقلاب اسلامی، اتفاقی سیاسی تعریف شد، اما در عین حال پرداختن به سیاست و سیاستمردان برای شعرا کار سختی بود؛ فاصله بین خوب و بد و بایدها و نبایدهای سیاسی، شفاف نبود و همین، ورود را با سختی روبه‌رو می‌کرد. به طور مثال پرداختن شاعران به دکتر شریعتی به عنوان یکی از بنیانگذاران نهضت فکری انقلاب اسلامی در هاله‌ای از ابهام بود و درباره دیگر بزرگان نیز مواضع مختلفی وجود داشت مانند شهید مطهری و شهید بهشتی که کار پرداختن به آنها را دشوار می‌کرد.»

راهب همچنین با بیان این‌که ما درباره بسیاری از شخصیت‌های سیاسی و مهم تاریخ انقلاب اسلامی نتوانسته‌ایم در قالب شعر سخنی بگوییم، در ذکر دلایل بروز این خلأ می‌گوید: «چون در عرصه سیاست همواره جنبه‌های مختلف سیاسی برای ما با تاریک‌روشنی و ابهاماتی همراه بوده است. حالا حضرت آقا اقتضائات را می‌بینند و شاید با اجازه ایشان بتوان به شخصیت‌های مهم سیاسی در شعر نزدیک شد. تا امروز اگر چنین خلأیی بوده، بیشتر به خاطر عدم شفافیت در حوزه‌های مختلف سیاسی بوده است که با این سخنان و توصیه رهبر معظم انقلاب امیدواریم دیگران هم به فکر بیفتند و فضا را برای پرداختن به این موارد باز بگذارند.»

ساحت قدسی مردان خدا

احمد شاکری به عنوان داستان‌نویس، دلایل مختلفی را در عدم پرداخت به شخصیت‌های مهم سیاسی عنوان می‌کند. یکی از مهم‌ترین دلایلی که شاکری در این باره به آن اشاره کرد، ساحت قدسی شخصیت‌هاست. او در این باره به جام‌جم می‌گوید: «این، هم دلایل جامعه‌شناسانه دارد و هم دینی. نزدیک‌شدن به این‌ها مشکل است. غرب در این باره قابل مقایسه با ما نیست چون آنها نه که سیاست‌مدارانشان حتی پیامبرانشان را هم از جنبه قدسی تخلیه کرده‌اند. غرب تکلیفش با عالم قدس و غیب مشخص است و طبعا روایت دراین باره برایش آسان‌تر است. آنها حتی مسیح را هم بشری عادی نشان می‌دهند. ما نسبت به بزرگان‌مان این‌طور نگاه نمی‌کنیم.»

رسالت پذیری هنر و ادبیات

رسالت پذیری هنر و ادبیات

اول تیرماه هرسال فرصتی است تا به بهانه نکوداشت «روز تبلیغ و اطلاع‌رسانی دینی» نقش هنر و ادبیات در جامعه دینی و مسئولیت‌های اجتماعی هنرمندان بررسی شود. حالا 36 سال از این نامگذاری گذشته است اما هنوز مفاهیم کاربردی هنر دینی نیاز به تبیین دارد. البته بهانه این نامگذاری دستور امام خمینی(ره) برای راه‌اندازی «نهاد شورای عالی تبلیغات اسلامی» بود که به صورت نهادی منسجم و مستقل به منظور پرداختن به امر تبلیغات با هدف اعتلای فرهنگ پربار اسلامی و ترویج شاخص‌های اعتقادی به‌وجود آمد . اما در شرایطی که صهیونیسم بین‌الملل نفوذ نرم خود را در حوزه هنر و فرهنگ بیش از هر زمانی گسترده است شاید بیشتر باید به وظایف هنر و ادبیات در جامعه امروز پرداخت.

 

امروز هنر و ادبیات همچنان می‌تواند به‌ نقش رسانه‌ای و اطلاع‌رسان خود توجه کند چرا که ذات هنر، نقش‌نمای دین است. شعر سال‌ها مهم‌ترین رسانه ما بوده است اما امروز تا چه میزان توانسته به اعتلای ادبیات دینی از یک‌سو و به جنبه‌‌های اطلاع‌رسان هنری از سوی دیگر تمرکز داشته باشد؟ علاوه بر این در جهانی که می‌گویند جهان روایت‌هاست و قصه‌گویی از سرودن شعر و به همین فراخور تاثیر داستان‌ها از شعرها پیشی گرفته است، داستان‌نویسان ما تا چه حد توانسته‌اند از قابلیت روز در راستای مورد نظر بهره ببرند؟ دیگر هنرها، مانند هنرهای تجسمی چطور؟ هنر دینی ما که تا مدت‌ها سرآمد این گونه از هنر در جهان بود، امروز حیاتی پویا و فعال دارد؟ یک شاعر، یک داستا‌ن‌نویس و یک هنرمند هنرهای تجسمی، در این باره با ما سخن گفته‌اند.

شاعران ما مدرسان دین بودند

در روزگاری که رسانه‌ها، نقش مهمی در نهادینه‌کردن فعالیت‌ها و برنامه‌های فرهنگی دینی دارند، هنر و ادبیات در وضع مخاطره‌آمیزی برای نقش‌آفرینی از این باب به سر می‌برد. این باوری است که از کمرنگ‌شدن هنر و ادبیات در زندگی روزمره مردم ناشی شده است. شعر نیز در این میان، به قوت سابق خود راه نمی‌یابد و این در حالی است که مهم‌ترین مبلغان دینی ما در قرن‌های گذشته، شاعران بودند. این نکته‌ای است که حسین اسرافیلی، شاعر پیشکسوت اهل بیت و دفاع مقدس نیز به آن اشاره دارد. او در گفت‌وگو با جام‌جم، به نقش پیشین شعر اشاره می‌کند و می‌گوید: «شعر برای ما همواره یکی از مهم‌ترین رسانه‌ها بود؛ شعر، به تنهایی خبرنگار بود، پیام‌رسان بود، تحلیلگر بود و... . شاعران دقیق‌ترین پیام‌ها را تصویر و مخابره می‌کردند. مردم نیز همیشه باور داشته‌اند که روایت شاعران، بهتر از روایت تاریخی فاتحان است». اسرافیلی می‌افزاید: «مهم‌ترین مثالی که در این میان می‌توان به آن اشاره داشت، مولوی است؛ او فقط یک شاعر نبود، بلکه یکی از مهم‌ترین مدرسان دین اسلام نیز به حساب می‌آید. اما امروز از آنجا که هنرها از یکدیگر جدا افتاده‌اند، شعر همان‌گونه که از نقاشی جدا شده است و ما تصویرگری چون منوچهری نداریم، به همین فراخور شعر از فقه و آموزه‌های دینی جدا شده است. تا مدت‌ها شعر فارسی، تجلی‌گاه تفکر مذهبی بود و با شعر می‌‌شد آرمان‌های دینی را پی گرفت.»

این شاعر پیشکسوت مذهبی معتقد است امروز اما شعر، وجوه اطلاع‌رسان و تاثیرگذار خود را بخصوص در تبلیغ دین از دست داده است. او در این باره می‌گوید: «انجمن‌های ادبی و شاعران جوانی که امروز در این انجمن‌ها شرکت می‌کنند، نمونه‌ای از آن‌ هستند که بتوانیم فضای غالب را ترسیم کنیم. جریان غالب، به سوی هنر برای هنر است و نه رسالتی که شعر، به‌عنوان رسانه‌ای دینی می‌تواند ایفا کند». با این حال اسرافیلی بر این باور است که تغییر وضع، باعث نشده که شعر بالقوه دیگر توان رسانه‌ای برای تبلیغ دین نداشته باشد و مشکل از اجرای آن است: «شعر، همچنان هوادار دارد و از همین‌رو تاثیرگذاری‌ اجتماعی خود را می‌تواند باز یابد. می‌تواند به سویه‌های متعهدانه و آرمانگرایانه خود رجوع کند و سر آخر نقش رسانه‌ای خود را در این باره ایفا کند.»

رسالت‌پذیری روایت‌های دینی

اما پر واضح است که وضع روایت‌های داستانی در روزگار ما، بسیار بهتر از روزگاری است که شعر در جهان سپری می‌کند. با این اوصاف، ادبیات داستانی ما اعم از رمان و داستان بلند و کوتاه، امروز چه نقشی در اطلاع‌رسانی و تبلیغ دینی توانسته ایفا کند. احمد شاکری که از فعال‌ترین داستان‌نویسان ما در این حوزه است و البته نقش مبلغ این ادبیات را هم دارد،چرا که به تدریس ادبیات داستانی نیز مشغول است، خلاف حسین اسرافیلی در رابطه با شعر، درباره داستان بر این باور است که ما با جریانی در ادبیات داستانی مواجهیم که قائل به رسالت دینی و هدف و تعهدی در این راستاست. او توضیح می‌دهد: «در فضای موجود ادبی کشور ما، دو جریان عمده وجود دارد؛ جریانی که متلعق و متهعد به آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب اسلامی است که طبعا مهم‌ترین این آرمان‌ها اعتلای دین اسلام است و دوم، جریانی که موسوم به روشنفکری است و انواعی دارد. یکی از تفاوت‌های عمده این دو جریان همین‌رسالت‌پذیری در دین است». او درباره مخاطرات جذب به نحله روشنفکری می‌گوید: «جریان روشنفکری، ادبیات تعلیمی را که می‌تواند نقش مبلغ آموزه‌های دینی را داشته باشد تقبیح می‌کند، اما این ادبیات برای زایش خود ادبیات لازم است. در جدال بین دو جریان، ریزش‌ها و رویش‌ها هم کم نیست. نکته‌ای که امروز رسالت‌مندی ادبیات داستانی را تهدید می‌کند، مساله نفوذ فرهنگی است؛ نفوذ فکر و جریان ادبی روشنفکری. یکی از نقاط کانونی که این جریان می‌خواهد خنثی کند این است که ادبیات، متعهد نباشد و اگر هم هست ابراز نکند. این دسته، ادبیات متعهد را شعاری و ادبیات رسالت‌مندِ تعلیمی را تبلیغی و دولتی می‌دانند». با این اوصاف، شاکری معتقد است قطعا ادبیات انقلاب اسلامی در ذات خود متعهد است و بنابراین ما با جریانی عمده در این باره روبه‌رو هستیم. اما توصیه اکید او بر این است که این جریان می‌تواند تضعیف شود. از همین روست که در نهایت می‌گوید: «نمایندگان مهم جریان متعهد، باید از سست‌شدن انگیزه‌های نویسندگان رسالت‌مند جریان انقلاب اسلامی جلوگیری کنند. از یاد نبریم که ما نویسندگان مهمی داشتیم که به خاطر القائات مورد اشاره به اردوگاه ادبیات روشنفکری کوچ کردند.»

هدایت هوشمند تک‌ستاره‌‌های هنر دینی

مرتضی گودرزی دیباج، علاوه بر این که در فلسفه هنر دکتری دارد و پژوهشگر هنر است، مدیر مرکز هنرهای تجسمی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی نیز بوده است؛ او تاثیرگذاری هنر در تبلیغ اسلام را منوط به مهیاشدن امکاناتی می‌داند و می‌گوید: «هنر دست و پا ندارد. نوعی از گویش‌های انسانی است که با امکانات بیانی ابراز می‌شود. بنابراین نیازمند زیرساخت‌ها و بسترهایی هستیم که هنر در آن ظهور و بروز می‌کند.

بخصوص در دوره جدید و با اقتضائات روز، نوع حمایت از هنر باید تغییر کند. هنر می‌تواند نقش رسانه‌ای خودش را برای تبلیغ دین و هر تفکری ایفا کند. مگر نه این است که در خدمت سوسیالیسم قرار گرفت؟ مگر نه این است که در خدمت هنر دینی دوران قبل از رنسانس و گوتیک و بیزانس قرار گرفت؟ مگر یهودی‌ها از آن استفاده نکردند و نمی‌کنند؟ در حیطه فعالیت ادیان شرق دور مثل بودیسم و... مگر از هنر برای تبلیغ دین استفاده نمی‌کنند؟ چه بسا که تا کنون نیز هنر اسلامی این وظیفه را به عهده داشته است. چرا که در اسلام مفاهیم هنر به فطرت انسان نزدیک است. هنر وضع شناوری دارد و فقط باید ظرفش را مهیا کرد تا نقشش را بازی کند.

گودرزی می‌افزاید: «هنر ضمن این‌که ذاتش با حقیقت و زیبایی همراه است، البته اگر حقیقتا هنر باشد نه گویش‌های شبه ذوقی و شبه هنری، نقش رسانه‌ای مهمی دارد و به عنوان امکانی تاثیرگذار مطرح است. هر چند بسیاری نمی‌پذیرند هنر ابزار باشد، اما هنر ابزار هم هست مثل استفاده دیگر ادیان در غرب از هنر.» این پژوهشگر هنر معتقد است: «حیات هنر دینی ما حیات پویایی نیست؛ تک‌ستاره‌هایی در آسمان هنر دینی ایران داریم؛ برخی سوسو می‌زنند، برخی درخشانند و برخی در حال ظهورند. اما موج و جریان نیستند. برای جریان‌سازی نیازمند امکانات و ابزاریم. مغز متفکری در پشت صحنه می‌خواهیم برای هدایت و چه بسا برای اداره. چون هیچ یک از اینها وجود ندارد، اتفاقاتی که رخ می‌دهد، خودجوش است. در معماری بسیار خودجوشیم و همچنین در نقاشی و در خوشنویسی. در هیچ یک با سازماندهی و هدایت هوشمند مواجه نیستیم. در یک کلام، با غفلت تاریخی جدی‌ای روبه‌رو شده‌ایم.»

هنر دینی از زبان رهبر انقلاب

ابزارهای هنری، بی‌شک، رساترین، بلیغ‎ترین و کاری‎ترین ابزار ابلاغ و تبلیغ پیام است». /1/4/66

هنر در جمهوری اسلامی یک وسیله و ابزار و از شمار بهترین‎هاست، اگر جمهوری اسلامی حرفی را برای گفتن و یا ایده‎ای برای عرضه‌کردن دارد، این عرضه باید با بهترین شیوه‎ها که همان هنر است، انجام گیرد»./12/3/63

هنر یکی از خصوصیاتی است که انسان در طول تاریخ خود به وسیله آن بهترین پیام‎ها و ظریف‎ترین ایده‎ها و آرمان‎ها را تبلیغ کرده است»./ 21/10/64