https://t.me/dastanpajoohi

امزدهای پانزدهمین دوره جایزه قلم زرین مشخص شد/ احمد شاکری، محمدرضا سرشار، منیژه آرمین در بین نامزدها

به گزارش خبرنگار فرهنگی «نسیم آنلاین»، نامزدهای پانزدهمین دوره جایزه قلم زرین اعلام شد.

این مراسم روز 14 تیرماه همزمان با روز قلم برگزار می شود.

 

درحوزه نقد و پژوهش

1-«داستان سیاسی، داستان انقلاب» / محمد حنیف / انتشارات پژوهشگاه اندیشه اسلامی

2-«صد سال عشق مجازی» / محمود فتوحی / انتشارات سخن

3-«تحلیلی داستانی از سوره یوسف» / محمدرضا سرشار / انتشارات پژوهشگاه اندیشه اسلامی

4-«تن و زبان فارسی» / سیدرضا شاکری / انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی

5-«مبانی و اصول پژوهش در زبان فارسی» / قدرت الله طاهری / نشر علمی

6-«جامعه شناسی غزل فارسی» / فرهاد طهماسبی / انتشارات علمی و فرهنگی

در حوزه داستان کودک و نوجوان

1-«مثل هیچ کس» / سپیده خلیلی / انتشارات قدیانی

2-«قوش» / ساسان ناطق / انتشارات شهرستان ادب

3-«بابانوروز و انتظار» / محمدرضا اصلانی / دفتر نشر فرهنگ اسلامی

4-«قصه آلبالو پلو» / زهرا حیدری / انتشارات قدیانی

5-«سنگ کوچولو» / افسانه شعبان‌نژاد / انتشارات امیرکبیر (کتابهای شکوفه)

6-«کی می‌تواند مرا بخنداند» / شکوه قاسم‌نیا / انتشارات پیدایش

7-«سورنا» / ابراهیم حسن‌بیگی / انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

8-«لالایی خانم کلاغه» / مژگان شیخی / انتشارات علمی و فرهنگی (کتابهای پرنده آبی)

در حوزه شعر بزرگسال

1-«گلهای تاریکی» / سینا سنجری / انتشارات فصل پنجم

2-«سلام بر زندان» / هادی خورشاهیان / انتشارات مشکی

3-«پنکه قدیمی» / آرش شفاعی / انتشارات نیماژ

4-«قفس تنگی» / صفا محمدزاده / انتشارات شهرستان ادب

5-«زلف ضریح» / عارفه دهقانی / انتشارات جمهوری

6-«عدم» / محمود حبیبی کسبی / انتشارات سوره مهر

7-«آیه88» / محمدجواد غفورزاده (شفق) / انتشارات جمهوری

8-«بی‌چشمداشت» / موسی عصمتی / انتشارات شهرستان ادب

9-«دورتر» / امیرعلی سلیمانی / انتشارات فصل پنجم

در حوزه داستان بزرگسال

1-«دخیل» / محمد رودگر / شهرستاد ادب

2-«از عشقاباد تا عشق آباد» / منصور انوری / انتشارات سوره مهر

3-«شانزده سال» / منیژه آرمین / انتشارات سوره مهر

4-«بی اسمی» / احمد شاکری / نشر اسم

5-«خرمالوها را به گنجشکها بفروش» / محمد حنیف / انتشارات کتاب جمکران

در حوزه شعر کودک و نوجوان

1-«آسمان نقطه چین» / مریم زرنشان / انتشارات سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی

2-«پرنده‌های بابا» / مرضیه تاجری / انتشارات امیرکبیر (کتابهای شکوفه)

3-«راه مشقی» / طیبه شامانی / انتشارات مهر زهرا(س)

4-«کنسرت باغ» / مریم زرنشان / انتشارات امیرکبیر (کتابهای شکوفه)

5-«لباس غول گم شد» / کبری بابایی / انتشارات امیرکبیر (کتابهای شکوفه)

چهره نگاری انقلاب، وظیفه اهالی ادبیات

رهبر معظم انقلاب، در دیدار اخیرشان با شاعران، بر لزوم پرداختن به شخصیت‌های مهم سیاسی و حقایق و حوادث اجتماعی و سیاسی تاکید کردند؛ ایشان در فرازی از سخنان‌شان به شخصیت‌های مهم جهان اشاره کرده و فرمودند که چرا به مانند نویسندگان و شاعران جهان، اهل ادب ما به چهره‌های بزرگ ما آن‌طور که شایسته است نپرداخته‌اند.

 

نکته‌ای که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای آن را رصد کرده و توصیه به رفع آن فرموده‌اند، خلأیی است که در طول تاریخ ادبیات معاصر دیده می‌شود.

به‌طور مثال ما تاکنون رمان، نمایشنامه، شعر و داستان چشمگیری براساس زندگی شخصیت‌های برجسته خودمان تولید نکرده‌ایم؛ این‌ها همه در حالی است که برجستگی شخصیت‌های ملی و مذهبی ما، گاه چنان مجهز به وجوه دراماتیک و جذابیت‌های ادبی نیز هست که بتواند مایه شعری و داستانی به خالقان آثارش بدهد.

در این گزارش، به چرایی بروز این خلأ و راهکارهای پیش‌رو می‌پردازیم.

گوشزد به تنبل‌ها!

اجازه بدهید در ابتدای همین گزارش گزیده‌ای از سخنان رهبر معظم انقلاب را که در همین باره در دیدار اخیر با شاعران بیان شده است، مرور کنیم؛ گزارشی که از سایت دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای نقل می‌شود: «انصافاً ما ایرانی‌ها در گزارش حقایق و حوادث و شخصیت‌های خودمان، آدم‌های تنبلی هستیم؛ واقعاً این‌جوری است. حالا البتّه این درخور تحقیق آقایان جامعه‌شناس است که تحقیق کنند ببینند آیا این تنبلی یک خصوصیت ملی ما است یا در طول زمان بر ما تحمیل شده؟ ما درباره شخصیت‌هایمان [کار نمی‌کنیم]. حالا مثلا فرض کنید امام بزرگوار ما یک شخصیت درجه یک است دیگر؛ یعنی هیچ کسی ـ چه دوست، چه دشمن ـ مثلاً درباره شخصیت امام تردید ندارد و عظمت این شخصیت را کسی تردید نمی‌کند. حالا ما درباره این شخصیت عظیمی که در زمان ما بود و قریب 30 از درگذشت او می‌گذرد، چند جلد کتاب نوشته‌ایم؟ واقعا فکر کنید ببینید ما چند کتاب درباره امام نوشته‌ایم! این را مقایسه کنید با تعداد کتاب‌هایی که مثلاً درباره آبراهام لینکلن در آمریکا نوشته شده. من در یک گزارشی خواندم که [اگر] تعداد کتاب‌هایی که برای آبراهام لینکلن نوشته شده روی هم بچینند، یک ستون ده متری درست می‌شود؛ یک چنین‌ چیزی. حالا آبراهام لینکلن یک عنوانی دارد ـ اگرچه عقیده بنده این است که آن عنوان، دروغ است؛ این‌که می‌گویند ایشان [عامل] آزادی بردگان و مانند اینها است، حرف مفتی است، حرف واقعی نیست؛ [اما] حالا این‌جوری عنوان شده ـ لکن درباره رؤسای جمهور معمولی آمریکا مثل آیزنهاور، مثل دیگران، گاهی هزار جلد کتاب نوشته شده! شوخی است؟ شما ببینید درباره امام خمینی ما چند جلد کتاب نوشته‌ایم؟ این‌جوری است قضیه؛ ما در این زمینه‌ها عقب هستیم؛ [البته] ما ایرانی‌ها عقب هستیم، والا در کشورهای عربی هم من دیده‌ام درباره حوادثی که اتفاق می‌افتد، بلافاصله کتاب نوشته می‌شود؛ بلافاصله تحلیل، کتاب سیاسی و ازاین‌قبیل می‌نویسند؛ از ابعاد مختلف، از جوانب مختلف، سلایق مختلف، موافق، مخالف، تحلیل می‌کنند و مانند اینها؛ ما در این زمینه‌ها انصافاً عقب هستیم. درباره شعر هم همین‌جور است. حالا فرض کنید که همین قضایای شام، همین قضایای مدافعین حرم، خب جا دارد که درباره این، مثلاً صدها شعر گفته بشود. یا فرض کنید قضایای عراق؛ قضایای عراق خیلی قضایای مهمّی است؛ البته آن را شاید یک مقداری آدم بتواند حق بدهد به مردم، [چون] اغلب مردم ما از حقیقت قضیه عراق و آنچه در عراق پیش آمد ـ کاری که آمریکایی‌ها می‌خواستند در عراق بکنند و چطوری سرشان به سنگ خورد و چه عواملی این حالت را به وجود آورد ـ قاعدتا خبر ندارند، اما خب واقعا یک قضیه عجیبی است قضیه کشور عراق؛ کشور عراق صدام حسین، تبدیل بشود به کشور عراق شهید حکیم! اصلا شما ببینید این فاصله چقدر است؟ اصلا قابل تصور نیست این فاصله؛ این، اتّفاق افتاده. خب درباره این صدها بلکه هزارها شعر باید گفت». البته تاکید حضرت آقا بر قابلیت‌های شعر برای پرداختن به شخصیت‌ها و وقایع مهم، از این روست که سخنرانی ایشان در دیدار با شاعران عنوان شده است، و الا بدیهی است که ادبیات داستانی و نمایشی نیز نتوانسته‌اند در راستای عمل به منویات رهبری در این باره موفق عمل کنند.

از طرفی ایشان، حتی به کتاب‌های تحلیلی نیز اشاره دارند و بسامد آنها را پایین می‌دانند. این در حالی است که به نسبت درباره شخصیت حضرت امام، نه به تعداد قابل توجه، اما چند کتابی نوشته شده است، اما اگر در بین کتاب‌های شعر و ادبیات داستانی و نمایشی بگردیم و بخواهیم بدانیم متون خلاقه ما، جز تحلیل‌ها، چه‌قدر به شخصیت‌های مهم سیاسی پرداخته‌، چیزی دستمان را نمی‌گیرد. بسیار باید مرور کنیم تا علاوه بر مجموعه شعر درخشان «تنفس صبح» قیصر امین‌پور در دهه 60 با آن شعر به‌یادماندنی «خلاصه همه خوبی‌ها» که برای حضرت امام سروده شده، چند کتاب شعر یا نمایشنامه پراکنده درباره ایشان بیابیم. اما چرا؟

کفه سنگین مستندنگاری

احمد شاکری، داستان‌نویس و مدرس داستان‌نویسی در این باره معتقد است که تولید اثر روایی خلاقانه داستانی، نیازمند دسترسی به لوازم و شرایط متعددی است و همین لزوم کار را برای نویسندگان سخت کرده است. از همین رو او در این باره به کفه سنگین‌تر ترازو برای روایت‌های مستند به جای روایت‌های داستانی اشاره می‌کند و می‌گوید: «سابقه تاریخی ادبیاتمان، ما را با مجموعه‌ای از مواد خام تاریخی روبه‌رو می‌کند که رویکردهای فکری و فرهنگی ما آن را شکل داده است. بدیهی است که ما در روایت‌های مستندنگار بیش از روایت‌های مخیل و داستانی ظهور و بروز داشته‌ایم».

شاکری در این باره می‌افزاید: «در چهار دهه اخیر، روایت‌های داستانی در پرداخت به شخصیت‌های تاریخ چه شخصیت‌های سیاسی و جنگ و چه شخصیت‌های علمی، به صورت متعدد و متنوع نداریم. آن‌چه پیش روی ماست و تجربه عملی‌مان تائیدش می‌کند، همین روایت‌های مستندنگار است. مطالبه درباره رفع خلأ روایت‌های داستانی در این باره، مطالبه درست و مناسبی است. از این‌رو که ادبیات متعهد به‌دنبال حق است باید به کسانی بپردازد که به دنبال حق بوده‌اند مثل شخصیت مهم تاریخی ما حضرت امام. مطالبه رهبر معظم انقلاب درست و به‌جا است، اما باید متولیان فرهنگی ما در اجرای آن دقت کنند تا براساس توانایی‌ها و استعدادهای بالقوه نویسندگان برنامه‌ریزی‌ها صورت بگیرد.»

این داستان‌نویس دفاع مقدس و انقلاب، با اشاره به نیاز کمتر مستندنگاری به آگاهی از تکنیک‌های روایی، از نمونه‌های برجسته این حوزه مانند کتاب خاطرات علی خوش‌لفظ، «دا» و «من زنده‌ام» یاد می‌کند و می‌گوید: «این‌ آثار نیز شخصیت‌محورند. به نظرم کارکردن بر خاطرات خودنوشت و دیگرنوشت، هم مراتبی از آثار و اهداف روایت داستانی را فراهم و هم برهه‌های مختلف تاریخی را ثبت می‌کند. ثبت روایت‌های مستندنگار، بستر را برای پرداختن به روایت‌های داستانی فراهم می‌کند. یک داستان‌نویس وقتی روایات مستندی در اختیار دارد بسیار راحت‌تر می‌تواند راجع به شخصیتی تاریخی دست به خلاقیت بزند.»

نوشتن درباره امام همه‌چیزدانی می‌خواهد

شاکری همچنین با بیان این‌که ورود به حوزه‌های موضوعی خاص در روایت‌های داستانی مثل داستان سیاسی یا تاریخی یا دینی، نیازمند توانایی بیش از معمول در داستان‌نویسی است می‌گوید که فقط نویسندگان باتجربه موفق می‌توانند به این حوزه ورود کنند: «نویسنده باید اشراف و اطلاعی نسبت به مبانی هنر و روایت دینی داشته باشد. او باید بداند ادبیات داستانی مولودی ترجمه‌ای و غربی است و موانعی که او را به عنوان نویسنده‌ای دینی در نوشتن درباره موضوعات قدسی و دینی تهدید می‌کند، از همین مبانی فکری غربی ناشی می‌شود. بنابراین او باید از این مبانی مطلع و منتقد آنها باشد. اگر نباشد در عمل به خطا می‌رود.»

او به یکی دیگر از دلایل بروز خلأ در پرداختن به شخصیت‌های سیاسی به عنصر زمان اشاره می‌کند و می‌افزاید: «پرداخت به این موضوعات، نیازمند زمان است. طول دوره تولید رمان در کشور ما پایین است. رمان‌ها در کشور ما با معدل دو تا سه سال آفریده می‌شوند. این در حالی است که سرگذشت‌نامه‌های شخصیت‌های مهم مثلا لئو تولستوی و مهاتما گاندی یا ونسان ونگوک در بازه زمانی طولانی تولید شده‌اند. بنابراین برای رفع این خلأ، به تغییر آداب نوشتن نیزنیاز داریم.

نویسنده رمان تحسین‌شده «انجمن مخفی»، به توانایی‌هایی که نویسنده آثاری درباره شخصیت‌های بزرگ باید به آنها مجهز باشد، اشاره می‌کند و می‌گوید: نمی‌شود درباره حضرت امام نوشت و عرفان و فلسفه و فقه و تاریخ و زی طلبگی و... اینها را ندانست. نویسنده چنین اثری باید چندوجهی باشد چون شخصیت‌های بزرگ پیچیده‌اند. اگر نویسنده‌ای بدون تجربه و آگاهی وارد شود، نتیجه‌اش به تولید اثری می‌رسد که بهتر است تولید نشود. چون خسارت‌بار است. تحریف و تقلیل امام خطر است. شاید یکی از دلایل عدم ورود قصه‌نویسان این است که اساسا این ساحت‌ها را درک نکرده‌اند.

خلأیابی و توصیه به‌موقع

علیرضا راهب از شاعرانی است که بارها در جلساتی که شاعران در حضور رهبر معظم انقلاب شعر می‌خوانند حضور پیدا کرده است. او با اشاره به این‌که حضرت آقا به لزوم مقدسی اشاره کرده‌اند و باید در مقابل این خلأسنجی سر تعظیم فرود آورد و از ایشان تشکر کرد، می‌گوید: «همیشه ایشان خلأ‌ها را به‌درستی جست‌وجو و شاعران را به پرکردن آنها تشویق می‌کنند. این‌بار هم به خلأیی مهم اشاره داشته‌اند. شعر از ابتدای وقوع انقلاب اسلامی، اتفاقی سیاسی تعریف شد، اما در عین حال پرداختن به سیاست و سیاستمردان برای شعرا کار سختی بود؛ فاصله بین خوب و بد و بایدها و نبایدهای سیاسی، شفاف نبود و همین، ورود را با سختی روبه‌رو می‌کرد. به طور مثال پرداختن شاعران به دکتر شریعتی به عنوان یکی از بنیانگذاران نهضت فکری انقلاب اسلامی در هاله‌ای از ابهام بود و درباره دیگر بزرگان نیز مواضع مختلفی وجود داشت مانند شهید مطهری و شهید بهشتی که کار پرداختن به آنها را دشوار می‌کرد.»

راهب همچنین با بیان این‌که ما درباره بسیاری از شخصیت‌های سیاسی و مهم تاریخ انقلاب اسلامی نتوانسته‌ایم در قالب شعر سخنی بگوییم، در ذکر دلایل بروز این خلأ می‌گوید: «چون در عرصه سیاست همواره جنبه‌های مختلف سیاسی برای ما با تاریک‌روشنی و ابهاماتی همراه بوده است. حالا حضرت آقا اقتضائات را می‌بینند و شاید با اجازه ایشان بتوان به شخصیت‌های مهم سیاسی در شعر نزدیک شد. تا امروز اگر چنین خلأیی بوده، بیشتر به خاطر عدم شفافیت در حوزه‌های مختلف سیاسی بوده است که با این سخنان و توصیه رهبر معظم انقلاب امیدواریم دیگران هم به فکر بیفتند و فضا را برای پرداختن به این موارد باز بگذارند.»

ساحت قدسی مردان خدا

احمد شاکری به عنوان داستان‌نویس، دلایل مختلفی را در عدم پرداخت به شخصیت‌های مهم سیاسی عنوان می‌کند. یکی از مهم‌ترین دلایلی که شاکری در این باره به آن اشاره کرد، ساحت قدسی شخصیت‌هاست. او در این باره به جام‌جم می‌گوید: «این، هم دلایل جامعه‌شناسانه دارد و هم دینی. نزدیک‌شدن به این‌ها مشکل است. غرب در این باره قابل مقایسه با ما نیست چون آنها نه که سیاست‌مدارانشان حتی پیامبرانشان را هم از جنبه قدسی تخلیه کرده‌اند. غرب تکلیفش با عالم قدس و غیب مشخص است و طبعا روایت دراین باره برایش آسان‌تر است. آنها حتی مسیح را هم بشری عادی نشان می‌دهند. ما نسبت به بزرگان‌مان این‌طور نگاه نمی‌کنیم.»

رسالت پذیری هنر و ادبیات

رسالت پذیری هنر و ادبیات

اول تیرماه هرسال فرصتی است تا به بهانه نکوداشت «روز تبلیغ و اطلاع‌رسانی دینی» نقش هنر و ادبیات در جامعه دینی و مسئولیت‌های اجتماعی هنرمندان بررسی شود. حالا 36 سال از این نامگذاری گذشته است اما هنوز مفاهیم کاربردی هنر دینی نیاز به تبیین دارد. البته بهانه این نامگذاری دستور امام خمینی(ره) برای راه‌اندازی «نهاد شورای عالی تبلیغات اسلامی» بود که به صورت نهادی منسجم و مستقل به منظور پرداختن به امر تبلیغات با هدف اعتلای فرهنگ پربار اسلامی و ترویج شاخص‌های اعتقادی به‌وجود آمد . اما در شرایطی که صهیونیسم بین‌الملل نفوذ نرم خود را در حوزه هنر و فرهنگ بیش از هر زمانی گسترده است شاید بیشتر باید به وظایف هنر و ادبیات در جامعه امروز پرداخت.

 

امروز هنر و ادبیات همچنان می‌تواند به‌ نقش رسانه‌ای و اطلاع‌رسان خود توجه کند چرا که ذات هنر، نقش‌نمای دین است. شعر سال‌ها مهم‌ترین رسانه ما بوده است اما امروز تا چه میزان توانسته به اعتلای ادبیات دینی از یک‌سو و به جنبه‌‌های اطلاع‌رسان هنری از سوی دیگر تمرکز داشته باشد؟ علاوه بر این در جهانی که می‌گویند جهان روایت‌هاست و قصه‌گویی از سرودن شعر و به همین فراخور تاثیر داستان‌ها از شعرها پیشی گرفته است، داستان‌نویسان ما تا چه حد توانسته‌اند از قابلیت روز در راستای مورد نظر بهره ببرند؟ دیگر هنرها، مانند هنرهای تجسمی چطور؟ هنر دینی ما که تا مدت‌ها سرآمد این گونه از هنر در جهان بود، امروز حیاتی پویا و فعال دارد؟ یک شاعر، یک داستا‌ن‌نویس و یک هنرمند هنرهای تجسمی، در این باره با ما سخن گفته‌اند.

شاعران ما مدرسان دین بودند

در روزگاری که رسانه‌ها، نقش مهمی در نهادینه‌کردن فعالیت‌ها و برنامه‌های فرهنگی دینی دارند، هنر و ادبیات در وضع مخاطره‌آمیزی برای نقش‌آفرینی از این باب به سر می‌برد. این باوری است که از کمرنگ‌شدن هنر و ادبیات در زندگی روزمره مردم ناشی شده است. شعر نیز در این میان، به قوت سابق خود راه نمی‌یابد و این در حالی است که مهم‌ترین مبلغان دینی ما در قرن‌های گذشته، شاعران بودند. این نکته‌ای است که حسین اسرافیلی، شاعر پیشکسوت اهل بیت و دفاع مقدس نیز به آن اشاره دارد. او در گفت‌وگو با جام‌جم، به نقش پیشین شعر اشاره می‌کند و می‌گوید: «شعر برای ما همواره یکی از مهم‌ترین رسانه‌ها بود؛ شعر، به تنهایی خبرنگار بود، پیام‌رسان بود، تحلیلگر بود و... . شاعران دقیق‌ترین پیام‌ها را تصویر و مخابره می‌کردند. مردم نیز همیشه باور داشته‌اند که روایت شاعران، بهتر از روایت تاریخی فاتحان است». اسرافیلی می‌افزاید: «مهم‌ترین مثالی که در این میان می‌توان به آن اشاره داشت، مولوی است؛ او فقط یک شاعر نبود، بلکه یکی از مهم‌ترین مدرسان دین اسلام نیز به حساب می‌آید. اما امروز از آنجا که هنرها از یکدیگر جدا افتاده‌اند، شعر همان‌گونه که از نقاشی جدا شده است و ما تصویرگری چون منوچهری نداریم، به همین فراخور شعر از فقه و آموزه‌های دینی جدا شده است. تا مدت‌ها شعر فارسی، تجلی‌گاه تفکر مذهبی بود و با شعر می‌‌شد آرمان‌های دینی را پی گرفت.»

این شاعر پیشکسوت مذهبی معتقد است امروز اما شعر، وجوه اطلاع‌رسان و تاثیرگذار خود را بخصوص در تبلیغ دین از دست داده است. او در این باره می‌گوید: «انجمن‌های ادبی و شاعران جوانی که امروز در این انجمن‌ها شرکت می‌کنند، نمونه‌ای از آن‌ هستند که بتوانیم فضای غالب را ترسیم کنیم. جریان غالب، به سوی هنر برای هنر است و نه رسالتی که شعر، به‌عنوان رسانه‌ای دینی می‌تواند ایفا کند». با این حال اسرافیلی بر این باور است که تغییر وضع، باعث نشده که شعر بالقوه دیگر توان رسانه‌ای برای تبلیغ دین نداشته باشد و مشکل از اجرای آن است: «شعر، همچنان هوادار دارد و از همین‌رو تاثیرگذاری‌ اجتماعی خود را می‌تواند باز یابد. می‌تواند به سویه‌های متعهدانه و آرمانگرایانه خود رجوع کند و سر آخر نقش رسانه‌ای خود را در این باره ایفا کند.»

رسالت‌پذیری روایت‌های دینی

اما پر واضح است که وضع روایت‌های داستانی در روزگار ما، بسیار بهتر از روزگاری است که شعر در جهان سپری می‌کند. با این اوصاف، ادبیات داستانی ما اعم از رمان و داستان بلند و کوتاه، امروز چه نقشی در اطلاع‌رسانی و تبلیغ دینی توانسته ایفا کند. احمد شاکری که از فعال‌ترین داستان‌نویسان ما در این حوزه است و البته نقش مبلغ این ادبیات را هم دارد،چرا که به تدریس ادبیات داستانی نیز مشغول است، خلاف حسین اسرافیلی در رابطه با شعر، درباره داستان بر این باور است که ما با جریانی در ادبیات داستانی مواجهیم که قائل به رسالت دینی و هدف و تعهدی در این راستاست. او توضیح می‌دهد: «در فضای موجود ادبی کشور ما، دو جریان عمده وجود دارد؛ جریانی که متلعق و متهعد به آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب اسلامی است که طبعا مهم‌ترین این آرمان‌ها اعتلای دین اسلام است و دوم، جریانی که موسوم به روشنفکری است و انواعی دارد. یکی از تفاوت‌های عمده این دو جریان همین‌رسالت‌پذیری در دین است». او درباره مخاطرات جذب به نحله روشنفکری می‌گوید: «جریان روشنفکری، ادبیات تعلیمی را که می‌تواند نقش مبلغ آموزه‌های دینی را داشته باشد تقبیح می‌کند، اما این ادبیات برای زایش خود ادبیات لازم است. در جدال بین دو جریان، ریزش‌ها و رویش‌ها هم کم نیست. نکته‌ای که امروز رسالت‌مندی ادبیات داستانی را تهدید می‌کند، مساله نفوذ فرهنگی است؛ نفوذ فکر و جریان ادبی روشنفکری. یکی از نقاط کانونی که این جریان می‌خواهد خنثی کند این است که ادبیات، متعهد نباشد و اگر هم هست ابراز نکند. این دسته، ادبیات متعهد را شعاری و ادبیات رسالت‌مندِ تعلیمی را تبلیغی و دولتی می‌دانند». با این اوصاف، شاکری معتقد است قطعا ادبیات انقلاب اسلامی در ذات خود متعهد است و بنابراین ما با جریانی عمده در این باره روبه‌رو هستیم. اما توصیه اکید او بر این است که این جریان می‌تواند تضعیف شود. از همین روست که در نهایت می‌گوید: «نمایندگان مهم جریان متعهد، باید از سست‌شدن انگیزه‌های نویسندگان رسالت‌مند جریان انقلاب اسلامی جلوگیری کنند. از یاد نبریم که ما نویسندگان مهمی داشتیم که به خاطر القائات مورد اشاره به اردوگاه ادبیات روشنفکری کوچ کردند.»

هدایت هوشمند تک‌ستاره‌‌های هنر دینی

مرتضی گودرزی دیباج، علاوه بر این که در فلسفه هنر دکتری دارد و پژوهشگر هنر است، مدیر مرکز هنرهای تجسمی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی نیز بوده است؛ او تاثیرگذاری هنر در تبلیغ اسلام را منوط به مهیاشدن امکاناتی می‌داند و می‌گوید: «هنر دست و پا ندارد. نوعی از گویش‌های انسانی است که با امکانات بیانی ابراز می‌شود. بنابراین نیازمند زیرساخت‌ها و بسترهایی هستیم که هنر در آن ظهور و بروز می‌کند.

بخصوص در دوره جدید و با اقتضائات روز، نوع حمایت از هنر باید تغییر کند. هنر می‌تواند نقش رسانه‌ای خودش را برای تبلیغ دین و هر تفکری ایفا کند. مگر نه این است که در خدمت سوسیالیسم قرار گرفت؟ مگر نه این است که در خدمت هنر دینی دوران قبل از رنسانس و گوتیک و بیزانس قرار گرفت؟ مگر یهودی‌ها از آن استفاده نکردند و نمی‌کنند؟ در حیطه فعالیت ادیان شرق دور مثل بودیسم و... مگر از هنر برای تبلیغ دین استفاده نمی‌کنند؟ چه بسا که تا کنون نیز هنر اسلامی این وظیفه را به عهده داشته است. چرا که در اسلام مفاهیم هنر به فطرت انسان نزدیک است. هنر وضع شناوری دارد و فقط باید ظرفش را مهیا کرد تا نقشش را بازی کند.

گودرزی می‌افزاید: «هنر ضمن این‌که ذاتش با حقیقت و زیبایی همراه است، البته اگر حقیقتا هنر باشد نه گویش‌های شبه ذوقی و شبه هنری، نقش رسانه‌ای مهمی دارد و به عنوان امکانی تاثیرگذار مطرح است. هر چند بسیاری نمی‌پذیرند هنر ابزار باشد، اما هنر ابزار هم هست مثل استفاده دیگر ادیان در غرب از هنر.» این پژوهشگر هنر معتقد است: «حیات هنر دینی ما حیات پویایی نیست؛ تک‌ستاره‌هایی در آسمان هنر دینی ایران داریم؛ برخی سوسو می‌زنند، برخی درخشانند و برخی در حال ظهورند. اما موج و جریان نیستند. برای جریان‌سازی نیازمند امکانات و ابزاریم. مغز متفکری در پشت صحنه می‌خواهیم برای هدایت و چه بسا برای اداره. چون هیچ یک از اینها وجود ندارد، اتفاقاتی که رخ می‌دهد، خودجوش است. در معماری بسیار خودجوشیم و همچنین در نقاشی و در خوشنویسی. در هیچ یک با سازماندهی و هدایت هوشمند مواجه نیستیم. در یک کلام، با غفلت تاریخی جدی‌ای روبه‌رو شده‌ایم.»

هنر دینی از زبان رهبر انقلاب

ابزارهای هنری، بی‌شک، رساترین، بلیغ‎ترین و کاری‎ترین ابزار ابلاغ و تبلیغ پیام است». /1/4/66

هنر در جمهوری اسلامی یک وسیله و ابزار و از شمار بهترین‎هاست، اگر جمهوری اسلامی حرفی را برای گفتن و یا ایده‎ای برای عرضه‌کردن دارد، این عرضه باید با بهترین شیوه‎ها که همان هنر است، انجام گیرد»./12/3/63

هنر یکی از خصوصیاتی است که انسان در طول تاریخ خود به وسیله آن بهترین پیام‎ها و ظریف‎ترین ایده‎ها و آرمان‎ها را تبلیغ کرده است»./ 21/10/64

شاکری «سر سبیل‌هایت را نجو» را نقد و بررسی می‌کند

مجموعه داستان «سر سبیل‌هایت را نجو» روز یکشنبه ۲۸ خرداد توسط احمد شاکری در کتابخانه عمومی پیروزی مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد.

به گزارش خبرگزاری مهر، نشست نقد و بررسی مجموعه داستان «سر سبیل‌هایت را نجو» نوشته فرحناز علیزاده روز یکشنبه ۲۸ خرداد در کتابخانه عمومی پیروزی برگزار می‌شود.

این کتاب چندی پیش توسط انتشارات مروارید به چاپ رسیده و برای آن چند نشست رونمایی و نقد و بررسی برگزار شده است.

نشست مذکور هم روز یکشنبه ۲۸ خرداد با حضور احمد شاکری و نویسنده اثر در کتابخانه عمومی پیروزی برگزار خواهد شد.

این برنامه از ساعت ۱۸:۳۰ تا ۲۰:۳۰ روز یکشنبه در کتابخانه عمومی پیروزی واقع در خیابان پیروزی، خیابان شهید کلاهدوز، پارک پیروزی، کتابخانه عمومی پیروزی برگزار می‌شود.

«خون مردگی» رمانی ضد جنگ است

احمد شاکری، نویسنده و منتقد ادبی عصر دیروز در نشست نقد و بررسی کتاب خون مردگی اثر الهام فلاح که در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد، گفت: در حالی که 4 دهه از پیروزی انقلاب اسلامی و سه دهه از پایان جنگ می گذرد، کتاب خون مردگی را نشر چشمه چاپ می کند. از طرفی این کتاب دو جایزه جشنواره دوسالانه پروین و جشنواره حبیب غنی پور گرفته است و این دو، متناقض است.

 شاکری با طرح این سوال که آیا می توان خون مردگی در زمره داستان دفاع مقدس ارزیابی کرد، اظهار داشت: در این باره می توان معیارهای متعددی را به کار بست. زمان وقوع داستان در بخش اول به وقایع سال 67 می پردازد یعنی زمانی که هنوز جنگ ادامه دارد تا قبول قطعنامه. بخش سوم نیز اگرچه در زمان دفاع مقدس اتفاق نمی افتد اما مربوط به حضور آمریکایی ها در عراق است. مکان وقوع حوادث نیز جغرافیای جنگی است. در بخش اول داستان از بوشهر شروع می شود و سپس به خرمشهر منتقل می شود. بخش سوم نیز در بغداد به عنوان شهری که درگیر جنگ است، رخ می دهد. مهمتر از زمان و مکان نقش شخصیت و مسئله داستانی در قرار گرفتن این رمان در زمره ادبیات داستانی دفاع مقدس تعیین کننده است.

 

وی بیان کرد: ابتسام در خانواده ای کاملا مردسالار بزرگ شده است و می خواهد درس بخواند. او از اینکه تنها همچون زن خانه داری کهنه های بچه را بشوید، خسته شده است. از طرف دیگر علاقه به عامر را مجرای برون رفت از این موقعیت می بیند. پس هدف شخصیت رهایی از موقعیت موجود به علاوه عشقی تقریبی به عامر است. عامر از جنگ می ترسد و تمام تلاش خود را می کند که حق الارثش را از عمو بگیرد و از ایران بگریزد. وقتی هدف شخصیت ها خود و آمال و آرزوهای خود باشد، طبیعی است جنگ به هر شکلی که باشد مانع دستیابی آنها به آرزوها تلقی می شود و ضدیت با جنگ و شرایطی که جنگ پدید آورده است، هدف ضمنی داستان خواهد بود.

 

این منتقد ادبی تصریح کرد: به نظر می رسد در ابعادی عمومی در طول رمان مردم ایران مظلوم واقع شدند. ابتسام و عامر نیز مظلوم هستند البته نه مظلوم مقتدر بلکه مظلومی که چاره ای جز ظلم پذیری ندارد. جنگ است که با وقوعش به مردم ظلم کرده است .بنابراین رمان همان طور که در صراحت دیدگاه عامر بر جنگ لعنت می فرستد، این صدا به نحو پنهان تری از ابتسام نیز به گوش می رسد. شخصیت های اصلی و به تبع آن رمان نیز رمانی ضد جنگ است.

 

شاکری با بیان اینکه تفاوت آشکاری میان رمان خون مردگی و رمان های حماسی دیده می شود، گفت: خون مردگی از آن جهت که ایثارگری ها و افتخارات ناشی از دفاع را نادیده گرفته است، رویکردی مطلقا ضد جنگ دارد. چه این جنگ تهاجمی باشد و چه تدافعی، چه برای حمایت از ارزش های انسانی و الهی باشد و چه بر علیه آنها. آنچه در خون مردگی آمده است، چهره کریهی از جنگ است که نام رمان نیز به صورت تلویحی به آن اشاره دارد. در نگاه نویسنده دفاع مقدس در این رمان جنبه ارزشی و انقلابی ندارد چون ارزش های حاکم بر شخصیت ها ارزش های مادی و نازلی هستند. در جهان داستان خون مردگی هیچ فردی پیروز نیست و همه قربانی جنگ اند. عامر نیز همانند ابتسام و حتی بدتر از آن قربانی جنگ شده است. این تلقی دیگری است از قاعده ای که ادبیات داستانی سیاه دفاع مقدس به شدت به دنبال ترسیم آن است، آن قاعده این است که اساسا هیچ جنگی پیروز ندارد.

رونمایی کتاب و اما و اگرهایش

رونمایی کتاب و اما و اگرهایش

احمد شاکری می‌گوید: در رونمایی‌ها باید جنبه حقیقت‌یاب اثر لحاظ شود و این مراسم صرفا ابزار تبلیغی نباشد.

این نویسنده در گفت‌وگو با ایسنا درباره ارزیابی‌اش از رونمایی و جشن امضای کتاب، اظهار کرد: رونمایی و جشن امضا از برنامه‌های نسبتا نوپدید در حوزه ادبیات است و حدود ۱۵ سال است که به نحو گسترده و شایع رونق گرفته است. این موضوع پیش‌تر به صورت محدودتری جریان داشت. نکته‌ای که وجود دارد این است که باید دید خاستگاه چنین برنامه‌هایی کجاست و عملا چه کارکردی در فرهنگ، ریخت‌بوم، فضای ادبی و فضای کتاب و کتاب‌خوانی ما دارد.

او  با بیان این‌که به صورت اختصاصی در زمینه ادبیات صحبت می‌کند، گفت:  یکی از آسیب‌هایی که متوجه برنامه‌های حوزه کتاب و کتاب‌خوانی است این است که مانند ادبیات داستانی، نظریه‌های ادبیات و روش‌ها و رویکردهای نقد ادبی، مقوله‌ای وارداتی است و از طریق ترجمه با آن‌ها آشنا شده‌ایم.

شاکری تأکید کرد: دیدگاه ترجمه‌ای و به عقیده من کپی‌کاری فقط در حوزه نظر، نقد و تئوری نیست بلکه در برنامه‌ها و راهبردهای ما  در حوزه ادبیات وارد شده است و در جشنواره‌های ادبی، رونمایی و جشن امضای کتاب شاهد آن هستیم. به نظر می‌رسد این برنامه‌ها بیشتر نمونه‌ای تقلیدشده و ناقص از نمونه‌های موفق آن‌ها در دنیا است.

او خاطر نشان کرد: رونمایی یعنی محصول فرهنگی که نیاز طیفی از مخاطبان را مرتفع می‌کند و مخاطبان مشتاق مطالعه آن هستند در معرض دید آن‌ها قرار گیرد؛ اما درعمل چنین اتفاقی نمی‌افتد.

این نویسنده با بیان این‌که جشنواره به معنای واقعی جشنواره نداریم، اظهار کرد: کسانی که جشنواره‌ها را برگزار می‌کنند مدعی هستند که  انتخاب‌ آن‌ها به عنوان برگزارکنندگان جشنواره برای طیفی از مخاطبان و تعداد قابل توجهی از نویسندگان و منتقدان اهمیت دارد در حالی که ما جشنواره به معنای واقعی آن نداریم. تنها کالبد جشنواره وجود دارد و روح جشنواره موجود نیست، به همین دلیل مورد توجه مخاطب خاص و مخاطب عام قرار نمی‌گیرد.

او با بیان این‌که تصور من این است که باید از چیزی رونمایی شود که نیاز واقعی آن درک و لمس شده است، گفت: رونمایی‌ها مانند جشنواره است و از کتاب‌هایی رونمایی می‌شود که نمی‌تواند توجه مخاطب را جلب کند.

شاکری یادآور شد: طیفی از مخاطبان و علاقه‌مندان پیش از آن‌که اثری چاپ شود منتظر آن‌ هستند، لذا رونمایی از آن‌ها به معنای دقیق‌تر رونمایی نزدیک است؛ هرچند ما با مضامین کتاب موافق نباشیم.

او در ادامه اظهار کرد: فارغ از جنبه تبلیغی و ترویجی کتاب برنامه‌هایی مانند جشن امضا و رونمایی باید توسط خوانندگان واقعی آثار برگزار شود. برخی از برنامه‌ها که ذیل عنوان رونمایی کتاب‌ها برگزار می‌شود به نظر می‌رسد دستوری و سفارشی است و با حمایت ناشر اتفاق می‌افتد و جنبه برون‌داد و مردمی بودن کتاب و همچنین استقبال مخاطبان کمتر در آن‌ها لحاظ می‌شود.

این نویسنده با بیان این‌که درباره رونمایی و جشن امضا به صورت مطلق نمی‌توان گفت موافق یا مخالف است، اظهار کرد: این برنامه‌ها باید با توجه به ظرفیت و فرهنگ بومی کشورمان باز طراحی شود و اقتضاهای بیرونی کتاب و نیازهای جاری مخاطب باید دیده شود. اما در حوزه ادبیات داستانی کتاب‌هایی منتشر می‌شود که نیاز مخاطب را برآورده نمی‌کند و یا اگر موضوع مورد اهمیت و ضروری است، ساخت و بافت تأثیرگذار ندارد. در مجموع می‌توان با کلیت رونمایی موافق بود، اما این‌که از چه اثری رونمایی‌ و این مراسم‌ چگونه برگزار می‌شود، اهمیت دارد.

برخی در حوزۀ ادبیات زنانه دچار افراط و تفریط هستند

در سالن یاس برگزار شد؛
شاکری: برخی در حوزۀ ادبیات زنانه دچار افراط و تفریط هستند/ زواریان: به وجود نداشتن ادبیات زنانه قائل نیستم
چهارمین نشست «ادبیات با طعم انقلاب» با حضور زهرا زواریان، نویسنده و سردبیر ماهنامۀ ادبیات داستانی و احمد شاکری، نویسنده و منتقد ادبی، توسط مؤسسۀ فرهنگی رسول آفتاب در سالن یاس سی‌امین نمایشگاه کتاب تهران برگزار شد.
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی مجمع ناشران انقلاب اسلامی، منانشر، سومین نشست «ادبیات با طعم انقلاب» با حضور زهرا زواریان، نویسنده و سردبیر ماهنامۀ ادبیات داستانی و احمد شاکری، نویسنده و منتقد ادبی، در سالن یاس سی‌امین نمایشگاه کتاب تهران برگزار شد.

در ابتدای این نشست زهرا زواریان، دربارۀ مفهوم ادبیات داستانی گفت: من نمی‌خواهم با تعریف داستان به مفهومش برسم و به مباحث نظری نمی‌پردازم. برای ما که اهل ادبیات هستیم و به متن ادبی توجه داریم، خوانش متن و چیستی آن مهم است و این که از بین این متون و داستان‌هایی که خوانده شده، ما به چه نظریه‌ای می‌رسیم یا نمی‌رسیم.

این نویسنده دربارۀ علت علاقه‌اش به ادبیات زنانۀ دفاع مقدس گفت: سؤال مهم این است که زنان نویسنده با این رویداد تاریخی چگونه برخورد کردند و چگونه در داستان‌هایشان آن را منعکس کردند. سؤالی که همیشه برای من جذاب بود و باعث شد به سمت این زمینه بروم، این است که زن به‌عنوان مظهر مهربانی و زیبایی در برابر جنگ به‌عنوان پدیده‌ای خشن و زشت چگونه مواجه شده و این تقابل چگونه در پدیداری به نام داستان روایت شده و این زن چگونه این اتفاق را در داستان روایت کرده.

زواریان چهرۀ زن و مرد ادبیات پیش از انقلاب را با ادبیات پس از آن به‌خصوص ادبیات دفاع مقدس این‌گونه مقایسه کرد: اگر داستان‌های پیش از انقلاب را خوانده باشیم و چهرۀ زن و مرد در آنها را مطالعه کنیم، می‌بینیم زن در این داستان‌ها بسیار منفعل و مظلوم روایت شده و از مرد به‌عنوان موجودی ظالم و ستمگر یاد می‌شود که به زن ستم می‌کند؛ درحالی‌که در داستان‌های جنگ، تحولی بنیادین در چهرۀ زن و مرد می‌بینید. ناگهان انگار زن جدیدی در جامعۀ داستانی ظهور پیدا می‌کند. آن زن مظلوم ستمدیده‌ای که همواره نقش قربانی را بازی می‌کرد و منفعل بود، در داستان‌های پس از انقلاب به‌خصوص داستان‌های جنگ، ناگهان به زنی فعال و مقتدر تبدیل می‌شود که انگار دیگر جنس دوم نیست. هویت جنسی خودش را به شکل دیگری به نمایش می‌گذارد. مرد این داستان‌ها هم یک مرد جدید است. وجود این مرد بسیار پررنگ است و نوع ارتباطی که این زن با این مرد برقرار می‌کند، رابطه‌ای اصیل است. این مرد مردی است که به قهرمان تبدیل می‌شود و زن در این داستان‌ها در نقش نهاد قرار می‌گیرد و بسیار فعال عمل می‌کند. این زن عاشق این مرد است: مردی که از خود می‌گذرد. جنگ باعث می‌شود این مرد در غیاب باشد. این باعث تنهایی زن می‌شود و نوعی تنهایی وجودی برای زن رخ می‌دهد. غیاب مرد انگار فقط غیاب جسمی است و قوای روحی و معنوی‌اش در زندگی زن وجود دارد و از آن به شکل خاطرات و تداعی‌های مکرر بهره می‌برد. این تنهایی باعث می‌شود زن نحوی تخیل شاعرانه را به کار ببرد و از تخیلش برای گریز از تنهایی استفاده کند. این تخیل او را از مرز عالم ماده فرامی‌برد و به او معنویتی می‌دهد که این معنویت، از جنبه‌های هویت‌بخشی داستان‌های زنانۀ دوران جنگ است. بعد از این دوران، دیگر این ویژگی را به‌طور پررنگ در داستان‌ها نمی‌بینیم.

شاکری افزود: نکته‌ای که به نظر من در بررسی ماهیت و ابعاد و مؤلفه‌های ادبیات زنانۀ دفاع مقدس اهمیت دارد، توجه به ماهیت خود ادبیات دفاع مقدس است. رویکرد اصلی آن است که ما به شناخت ماهیت ادبیات دفاع مقدس برسیم. بعد ببینیم نسبت ادبیات زنانه با ادبیات دفاع مقدس چیست. این موضوع بسیار اهمیت دارد به این دلیل که اصطلاحات متعددی راجع به ادبیات داستانی دفاع مقدس پدید آمده؛ مثل ادب المقاومه، پیش از آن ادبیات دفاع مقدس، پیش از آن ادبیات پایداری و پیش از آن ادبیات جنگ و جنگ تحمیلی. به نظر می‌رسد اینها تفاوتی با هم ندارند؛ اما تفاوت اینها تفاوت مبنایی و در نگاهی است که ما به عمق جنگ داریم. یعنی همان تعاریفی که برای ادبیات انقلاب اسلامی داریم، برای ادبیات دفاع مقدس هم داریم.

احمد شاکری درخصوص رویکردهای نگاه به ادبیات زنانه گفت: برخی از کسانی که در حوزۀ ادبیات زن و زنانه‌نویسی صحبت می‌کنند، دچار افراط و تفریط هستند. می‌گویند ادبیات ما مردانه بوده و هست. فضا و موضوع ادبیات جنگ هم به‌مراتب مردانه است. این ادبیات به‌صورت افراطی به زن کم‌توجه یا بی‌توجه است. نتیجه‌اش این است که ما باید رویکردی آغاز کنیم که این را جبران کند و نهضتی زنانه برخیزد تا دربارۀ زنان بنویسد. زنی که جنس دوم است باید حقوق خودش را از ادبیات مردانه بستاند. این همان برابری و تساوی است که در مباحث فمنیستی مطرح می‌شود. در اینکه آیا اساساً ادبیات و ادبیات دفاع مقدس ما مردانه یا زنانه است، محل تردید است.

اما اگر بخواهیم با رویکرد غربی این حق را بستانیم، باید حق را از قرآن هم بگیریم. چون تمام ضمائرش مردانه است و بیشترِ داستان‌هایش دربارۀ مردهاست. اما از افق بالا که بنگریم، طبق متن قرآن تفاوتی بین زن و مرد نیست.

شاکری این‌گونه نگاه ادبیات متعهد را به این موضوع بیان کرد: در ادبیات متعهد تقسیم‌بندی به ادبیات مردانه و زنانه معنا ندارد. ادبیات متعهد به سیر کمالی اعتقاد دارد که در آن تفاوتی بین زن و مرد نیست. ضمن اینکه در ماهیت و ارزش‌های ادبیات دفاع مقدس هم زنانه و مردانه بودن معنا ندارد. نتیجه این است که بحث دربارۀ زن در ادبیات دفاع مقدس به‌عنوان رویکردی تعیین‌کننده و کلی که بتواند ادبیات را مرزبندی کند، قابل توجه و قابل دفاع نیست.

زواریان اضافه کرد: من از داخل ادبیات دارم حرف می‌زنم. ما تمام سال‌های بعد از انقلاب با این نگاه مواجه بودیم که آثار داستانی و ادبی را با نگاهی خارج از خود ادبیات می‌خواهیم تحلیل کنیم و این به‌بیراهه‌رفتن است. این دو نگاه خیلی با هم متفاوت است. در نگاه داستانی ممکن است رزمنده‌ای کار بدی هم انجام دهد. از داخل ادبیات، ما نگاه سفید و سیاه نداریم. کسی مطلقاً خوب یا بد نیست؛ اما با نگاه خارج کسی نباید خطایی مرتکب شود.

سردبیر ماهنامۀ داستانی با بیان اینکه به وجود نداشتن ادبیات زنانه قائل نیست، گفت: الان نگاهی هست که طبق آن زن و مرد یکی‌اند. از نظر ذاتی زن با مرد تفاوت ماهوی ندارد. طبق این نگاه زن به‌تدریج زن می‌شود. با این نگاه کاملاً مخالفم. اصلاً لازم نیست از بیرون متن بگوییم زنانه‌نویسی هست یا نیست. کافیست داستان‌هایی را که زنان دربارۀ جنگ نوشته‌اند، بخوانیم و با داستان‌های مردان مقایسه کنیم. این دو نگاه کاملاً متفاوت است. جهان‌بینی‌اش و نثرش متفاوت است. زنی که زندگی‌اش دارد تاراج می‌شود، وقتی این فضای خشن را توصیف و روایت می‌کند، به‌قدری سرشار از لطافت و زیبایی می‌شود و لطافت و خشونت به‌قدری هنرمندانه تلفیق می‌شوند که این تفاوت‌ها را از خارج ادبیات نمی‌شود دریافت. باید از خود متن برداشتشان کرد.

شاکری افزود: نکتۀ اول این است که تصور ما دربارۀ زن و مرد چیست. عموماً زن را جنس لطیف و رحمت و لطف را خصوصیت زنانه می‌دانند و مرد را موجودی خشن می‌انگارند. این با آموزه‌های دینی سازگار نیست.

وی همچنین گفت: با این که جنگ پدیده‌ای زشت و خشن است، موافق نیستم. واژه‌های زشت و خشن، دفاع مقدس را از جنبه‌های قدسی خلع می‌کند. این با ماهیت دفاع مقدس و دید دین به آن سازگار نیست.

زهرا زواریان علت مخالفتش را عبارت «دفاع مقدس» را این‌گونه عنوان کرد: من با این موافق نیستم که دفاع مقدس را به ادبیات اضافه کنیم. چون این مقدس بودن چیزی را به ادبیات اضافه می‌کند که دست آدم را می‌بندد. دیگر نمی‌شود راحت به آن پرداخت.

نقد بی اسمی- فرهنگسرای انقلاب

«خرمشهر را خدا آزاد کرد» چکیده و دیدگان ما نسبت به هنر و رسالت هنر

نشست بررسی، نقد و جشن امضای کتاب «بی‌اسمی» نوشته احمد شاکری برگزار شد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، نقد و بررسی و جشن امضای کتاب «بی اسمی» نوشته‌ی احمد شاکری با حضور جهانگیر خسروشاهی، نویسنده، منتقد و پژوهشگر، جواد جزینی نویسنده و کارشناس ادبی، امین خرمی کارشناس و مجری و گوینده رادیو، همراه با خوانش بخشی از کتاب توسط علی سلیمانی‌، بازیگر سینما و تلویزیون در فرهنگسرای انقلاب اسلامی برگزار شد.

در ابتدای این نشست علی سلیمانی، بازیگر سینما و تلویزیون همراه با نواختن کلارینت به خوانش بخش هایی از این کتاب پرداخت. این خوانش در دکوری که با تصویر رزمندگان سوار بر قطار و کوله پشتی های جنگی روی زمین صورت گرفت.

در ابتدای این نشست امین خرم، مجری نشست ضمن با گرامیداشت سالروز سوم خرداد این شعر از قیصر امین‌پور را خواند:

ناگه رجز هجوم خواندند / برگرده گردباد راندند

 شستند به خون شب زمین را / شمشیر  به آسمان رساندند

ماندند به عهد خویش و رفتند / رفتند ولی همیشه ماندند

خرمی در رابطه با کتاب «بی اسمی» گفت: اگر اهل مسافرت باشید، در کنار اینکه قطعا هر جهان داستان یک سفر از ابتدا تا انتهاست، قهرمان کتاب بی‌اسمی خودش مسافر است و در آن واحد دو سفر جغرافیایی و درونی را تجربه می‌کند و یک سیر و سلوک دارد که قهرمان بی اسم داستان بلند «بی‌اسمی» آن را دنبال می‌کند.

این گوینده رادیو در ادامه گفت: در جهان نویسندگان و به‌ویژه نویسندگانی که در راستای ادبیات انقلاب و دفاع مقدس قدم می‌زنند، احمد شاکری را بیشتر یک منتقد می‌دانند و دو دسته هستند، یا به شدت طرفدار یا کاملا روبه‌روی احمد شاکری قرار گرفته‌اند و برای من سعادت است که اکنون در کنار او هستم و اعلام کرد هر کس این کتاب را نخواند، قطعا اشتباه کرده است.

قطار داستان تمثیل حرکت انسان‌ها در زندگی

خسروشاهی به عنوان کارشناس نشست و منتقد کتاب، ضمن ابراز خوشحالی از حضور در این جلسه و ابراز امیدواری که این جلسه یک آذرخش برای این فضای غریبی که در ادبیات داستانی ما وجود دارد؛ باشد، در ابتدای ورود به بحث اعلام کرد که عرایض بنده چه در تمجید و تعریف کتاب و چه در نقد این اثر، دریافت من به عنوان یک خواننده است و مطلق نیست و آقای شاکری آن را جسارتی بر خود نداند.

وی از شاکری برای استفاده از نام سرباز برای رزمندگانی که از ابتدا تا تقریبا انتهای داستان در قطار در حال حرکت‎اند، انتقاد کرد و گفت: گرچه نوع بیان و فرهنگ بیانی افراد درون قطار، بیان و گفتار سرباز به معنی نیروی موظفی که در ارتش خدمت می‌کند، نیست اما علت انتخاب آن از جانب نویسنده داستان را نمی‌دانم.

این کارشناس در ادامه افزود: شاید نویسنده دنبال یک فضای خاص برای داستان بوده و می‌خواسته اتمسفری داستانی بسازد و دید ویژه ای به ما بدهد، غیر از مضمون بسیار شیرین و ارزشمندی که کتاب به آن پرداخته، که به نظر بنده «بی اسمی» یک سلوک عرفانی است؛ همین نوع نگاه به رزمنده در طول خواندن اثر من را اذیت کرد.

خسروشاهی بیان کرد: کتاب بی اسمی در یک لحظه واقع شده است و من خیلی به این مسئله که گفته می‌شود این اثر یک سفر بیرونی و یک سفر درونی است، نرسیدم و چیزی که من از آن دریافتم این است که خود قطار یک نگاهی به زندگی و تحرک و سیال بودن آن دارد؛ یعنی قطار داستان آقای شاکری بیان و تمثیل حرکت انسان‌ها در زندگی است.

وی گفت: در طول داستان در حرکت قطار اتفاقاتی که باید در یک سفر داشته باشیم نمی‌بینیم و مبدا و مقصد قطار مبهم است، هیچ ایستگاهی وجود ندارد و نویسنده گاه تصویری از سیاهی، بیابان، تونل تاریک و... را به نمایش می‌گذارد که خیلی با سفر رزمندگانی که آخرین سفر زندگی‌شان است و تا چند لحظه دیگر شهید می‌شوند همخوانی ندارد.

 خسروشاهی ادامه داد: به نظر من تا قبل از اینکه دعای جوشن کبیر وارد داستان شود، توصیفات، بیان حالت‌های درونی و روایت خود داستان خیلی به یک داستان خشک و بی‌روح است و پس از آن است که داستان اوج می‌گیرد به همین دلیل است که می‌گویم کار یک سلوک عرفاتی لحظه‌‌ای است.

وی گفت: جریانی که نقد را در کشور ما ساماندهی می‌کند و بیشتر به غرب‌گرایان میدان می‌دهد، به نفعشان نبود که شاکری را در داستان ببینند و در عوض‌ پژوهش‍‌های او بسیار مورد نقد و شماتت قرار گرفت. در واقع جریان روشنفکری که در ادبیات داستانی ادعای بی‌طرفی می‌کنند، داستان‌های آقای شاکری را ندیدند و فقط پژوهش‌های او مورد نقد واقع شد.

خسرو شاهی در پایان صحبت‌های خود اظهار کرد، من «بی اسمی» را داستانی در یک لحظه می‌بینم که نویسنده هنرمندانه کربلا، عاشورا و ... را به تصویر کشیده است. وی در ادامه به شاکری به خاطر نوشتن کتاب و به انتشارات اسم به دلیل چاپ این اثر تبریک گفت و این کتاب را یکی از قدم‌های ارزشمند و برجسته در زمینه ادبیات داستانی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس دانست.

نقد باید باعث بهتر شناساندن اثر شود

جزینی در مقدمه بحث خود گفت: شاکری ذو وجهین است، یعنی هم کار نقد می‌کند هم کار داستان و حقیقت قضیه این است که من از نقدهای شاکری خیلی راضی نیستم و به نظرم چهره داستان‌نویس او دوست‌داشتنی‌تر است و بسیار خوشحال شدم که وی به داستان برگشتند.

وی افزود: وظیفه نقد این است که کمک کند ما اثر را بهتر و راحت‌تر بشناسیم، و سعی من هم بر این است که با بیان یک سری نکات دید بهتری به مخاطب برای شناخت و فهم اثر بدهم. براساس گفته میشل فوکو، تمام متن‌ها به سه‌حوزه تصریحی، تلویحی یا مسکوت‌مانده تقسیم می‌شوند. تصریحی به داستان‌هایی گفته می‌شود که وقتی خوانده شود تمام آن را می‌فهمیم. داستان‌هایی که با خواندن آنها به واضح‌ترین شکل ممکن مضمون قصه را می‌فهمیم و در آخر یک نتیجه قطعی و روشن به ما می‌دهد که تلویزیون جمهوری اسلامی مملو از این آثار است.

کارشناس نشست اضافه کرد: این داستان از حوزه تصریحی نیست یعنی بسیاری از نشانه‌های داخل متن، بسیاری از دیالوگ‌ها، بسیاری از کنش‌ها به خواننده می‌گوید، من به چیز دیگری دلالت می‌کنم که در ادبیات به آن آیرونی یعنی اینکه یک چیزی بگوییم و ما یک چیز دیگر برداشت شود می‌گوییم. من فکر می‌کنم داستان یک تجلی، یک شهود، یک معرفت را نشان می‌دهد که در اصطلاح شناسه داستان به آنها داستان‌های تجلی یعنی داستان‌هایی می‌گویند که به رویدادهای واقعی می‌پردازند و در انتها وارد یک سلوک، عرفان یا ماورا می‌شوند.

وی افزود: قبل از شروع جلسه از چند نفر شنیدم که کتاب را خیلی سخت خوانده‌اند و یا اینکه خواندن آن سخت پیش می‌رود، که من کاملا موافقم، چون این داستان جز داستان‌های تلویحی است و این اثر را نمی‌توان مثل رمان‌های عمومی و معمولی خواند، یعنی داستان دایما ما را به یک روایت دعوت می‌کند که نمی‌خواهد تعریف کند و قرار است ما بفهمیم.

جزینی گفت: یکی از مقولات مهم امروزه داستان‌‌نویسی، مکان داستان است و وقتی نویسنده‌ای یک مکان غریب را برای رخداد داستان استفاده می‌کند، مورد توجه منتقد قرار می‌گیرد و این داستان تماماً در یک مکان متحرک مثل قطار صورت می‌گیرد که خود این مکان می‌تواند استعاره‌ای از سفر و سلوک باشد.

وی در ادامه به پترن یا الگوهای داستان‌نویسی پراپ اشاره کرد و به‌عنوان نمونه الگوی جستجو، الگوی راز یا معمایی و الگوی جاده را توضیح داد و گفت: امروزه هالیوود یک نکته آموزشی به داستان‌نویسان گفته است که عصر یک پترنی گذشته است و دیگر نمی‌توان با یک الگو داستان را نگه داشت که شاکری در «بی‌اسمی» از پترن‌های مختلف داستان‌نویسی مثل جستجو، معما و جاده استفاده کرده است و بنده از خواندن این کتاب بسیار لذت بردم.

شاکری نویسنده کتاب نیز ضمن تشکر و قدردانی از حضور دوستان در نشست و تبریک سالروز  آزادسازی خرمشهر به‌عنوان تذکر این جمله حضرت امام را یادآور شد و گفت: نه‌تنها عصاره و چکیده دیدگاه ما نسبت به دفاع‌مقدس بلکه عصاره و چکیده باور و اندیشه ما نسبت به هنر و رسالت هنر است که حضرت امام (ره) فرمودند: «خرمشهر را خدا آزاد کرد».

وی گفت: ذهنیت و زبان پژوهشی بنده بر ذهنیت و زبان داستان من غلبه دارد. خیلی عادت ندارم کار خود را توصیف بکنم و حضور بنده در اینجا بیشتر برای قدردانی از دعوت دوستان و استفاده از نقد و نظر کارشناسان است. به‌هرحال در طول دو دهه دایماً در حال نقد بودم و شاید جا داشت که از این فرصت استفاده کنم و کار خودم نقد شود.

در پایان نماینده فرهنگسرای انقلاب اسلامی از کارشناسان نشست و نویسنده «بی اسمی» تقدیر کرد. میهمانان نشست تابلوی یادبود مراسم را امضا کردند و با شرکت کنندگان در مراسم عکس یادگاری گرفتند.

نفوذ در ادبیات علت دور شدن نویسندگان از موضوعات دفاع مقدسی است

چرخش نویسندگان  از دفاع مقدس به دلیل نفوذ در ادبیات است
به گزارش خبرنگار فرهنگ و هنر دفاع پرس، نشست «چیستی، چرایی و ابعاد نفوذ در ادبیات داستانی انقلاب اسلامی» در ادامه سلسله نشست‌های ادبیات با طعم انقلاب عصر امروز با حضور «احمد شاکری» و «حسین تاجیک» در سالن یاس نمایشگاه بین المللی کتاب تهران برگزار شد.

احمد شاکری با بیان اینکه دوره پس از انقلاب اسلامی، دوره جدیدی برای ادبیات بوده است، اظهار داشت: پس از انقلاب نسل جدیدی ظهور کرد که عموما در جبهه بودند. خانم‌ها و آقایان نویسنده‌ای که در دوره آغازین انقلاب درباره موضوعاتی همچون دفاع مقدس و انقلاب که توسط جریان چپ این موضوعات سانسور شده بود، پرداختند.

وی گفت: نسل جدیدی در ادبیات داستانی ظهور پیدا کرد که می‌خواست آثار جدیدی را همسو با مبانی و اهداف انقلاب اسلامی تولید کند. 2 جریان مشخص به موازات هم در طول تاریخ 40 ساله پس از پیروزی انقلاب حضور داشتند. ادبیات انقلاب اسلامی مؤلفه‌های دارد که با ادبیات شبه روشنفکری متفاوت است.

این پژوهشگر ادبیات انقلاب بیان کرد: این دو جریانی که در ادبیات انقلاب حضور داشتند، هم تعامل داشتند و هم تعارض. نفوذ به معنای چیزی شبیه به رخنه است. هرگاه ارزش و مبنایی در جریان ادبیات رخنه کند و ارزش‌ها را تغییر دهد نتیجه آن چیزی می‌شود که با آن مواجهه هستیم.

وی افزود: ما پس از انقلاب به دلیل به وجود آمدن نسل جدید نویسندگان، تجربه‌های ادبی مبتنی بر مبنای انقلاب اسلامی تولید ادبیات جدید کردیم.

شاکری گفت: در جریان ادبیات دفاع مقدس رویکرد سیاه نویسی نفوذ کرد و مفهوم شهادت، انسانی فکر کردن را زیر سوال برد. طیفی از نویسندگان دفاع مقدس دچار چرخش فکری و سلوکی شدند.


«حسین تاجیک» در ادامه این نشست اظهار داشت: من اعتقادی به نفوذ در ادبیات انقلاب اسلامی ندارم. بسیاری از نیروهای برآمده از انقلاب که می‌بایست فرهنگ خودشان را بشناسد، آن را نمی‌شناسد و بسیار تحت تاثیر اندیشه‌های غرب است.

وی گفت: مفهومی مثل جهاد برای ما بد تبیین شده است. جهاد در مواقعی که ارزشی به خطر می‌افتد مقدس می‌شود. ما در حوزه ادبیات داستانی ایرادات زیادی داریم و نفوذ از جمله آن ایرادات نیست.

این محقق عنوان کرد: ادبیات داستانی مخاطب دارد پس آثار تولیدی ما ایراد دارد.

ادبیاتی که با ارزش‌ها و مبانی منافات دارد، ادبیات انقلاب اسلامی نیست

دومین نشست از سلسله نشست‌های ادبیات با طعم انقلاب با حضور احمد شاکری و محمدجواد جزینی در سالن یاس برگزار شد.

به گزارش «نسیم آنلاین»، دومین نشست از سلسله نشست‌های ادبیات با طعم انقلاب با حضور احمد شاکری و محمدجواد جزینی در سالن یاس برگزار شد.

محمدجواد جزینی دربارۀ اختلاف نظر در خصوص مفهوم ادبیات انقلابی گفت: این تعریف در کشور ما محدود شده و به این مفهوم ستم شده است. کسانی مفهوم تقویمی ادبیات انقلاب را در نظر دارند؛ اما گروهی به مفهوم عمیق‌تر فکر می‌کردند و تلاش می‌کردند مفهوم ادبیات انقلابی را تعیین کنند. این افراد دو دسته می‌شدند: افرادی که تحت تأثیر جریان‌های چپ بودند. می‌گفتند این ادبیات ما را علیه سرمایه‌داران به مبارزه دعوت می‌کند و نیروی کار را محترم می‌داند.

وی در همین زمینه افزود: انقلاب این افراد پسوند اسلامی نمی‌گرفت و آن را نمی‌خواستند. آنها ادبیاتشان تفکر انقلابی دارد و سازش در مقابل ظالم را نمی‌پذیرد. گروه دوم مفهوم را کوچک کردند. گفتند آن ادبیات انقلاب، اسلامی نیست. ادبیات این گروه ویژگی مبارزه با ظالم را دارد؛ اما می‌خواستند مفاهیمی از اسلام را داخل این مفهوم تزریق کنند و ادبیات جدیدی بسازند. اما زود تجدید نظر کردند. این جریان در دهۀ 70 کمرنگ شد.

شاکری در پاسخ به سخنان محمدجواد جزینی عنوان کرد: تعبیر من از ادبیات انقلاب آن ادبیاتی است که به‌صورت خالص با ارزش‌ها، اهداف و مبانی بزرگان و رهبران انقلاب و با کتاب و سنت هم‌خوانی دارد. ادبیاتی که با این‌ها منافات دارد، ادبیات انقلاب اسلامی نیست. ممکن است ادبیات انقلاب باشد. دلیلش آن است که دورۀ جدید ادبیات داستانی در کشور ما با پیروزی انقلاب اسلامی و با هویت اسلامی و با رهبری دینی شکل گرفت.

انقلاب اسلامی داستان نویسانی با نگاه دینی به ادبیات معرفی کرد

انقلاب اسلامی داستان نویسانی با نگاه دینی به ادبیات معرفی کرد

محمد حنیف در نشست ادبیات با طعم انقلاب در سی امین نمایشگاه بین المللی کتاب گفت: یکی از تاثیرات انقلاب اسلامی شکستن فضا بود. ظهور آن باعث شدتا داستان نویسانی معرفی شوند که با نگاه دینی به ادبیات نگاه می‌کردند.

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، نشست «ادبیات با طعم انقلاب» با حضور احمد شاکری و محمد حنیف در سی امین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران برگزار شد.

در ابتدای این نشست احمد شاکری ضمن تبیین جایگاه ادبیات انقلاب اسلامی گفت:در ابتدا باید به پرسش هایی پاسخ دهیم. برای مثال باید بدانیم که جایگاه و اهمیت واقعی ادبیات داستانی انقلاب اسلامی چیست؟ هویت و ماهیت ادبیات انقلاب چیست و در کجا مفهوم پیدا می‌کند؟

وی ادامه داد: ادبیات، پس از ظهور انقلاب اسلامی در ایران، وجهه جدیدی پیدا کرد که البته ظهوراتی نیز داشت که از جمله آن می‌توان به پیدایش نویسندگان جدید و جوان اشاره نمود. هم چنین موضوعات جدیدی به ادبیات داستانی اضافه شد و ادبیات داستانی از شکل قبلی خود به شکل جدیدی تغییر کرد. در همین باب باید گفت که از جمله این تغییرات، تغییر موضوعات از ادبیات لیبرالیستی به ادبیات انقلاب اسلامی بود. در حقیقت ادبیات پیش از انقلاب اسلامی مفهوم غلطی از دین و مذهب را به مخاطب ارائه می داد که اکنون متفاوت شده است.

احمد شاکری در بخش دیگری از سخنان خود ضمن اشاره به جریان شبه روشنفکری در ادبیات داستانی گفت: همان طور که میدانید، در مقابل جریان ادبیات انقلاب اسلامی، ادبیات شبه روشنفکری نیز وجود دارد. نباید از این جریان انتظار داشت که بیاید و راجع به انقلاب اسلامی صحبت کند. اما نکته مورداتفاق در تمام طیف های ادبیات این است که ادبیات کشور پس از بروز انقلاب اسلامی در ایران دوره جدیدی پیدا کرد. این دوره جدید شامل شئون های متفاوتی با قبل است.

او بیان داشت: اکنون باید بدانیم که چرا ضرورت دارد درباره ی ادبیات جدید صحبت کنیم. صدمه ای که جریان انقلاب می خورد از سمت جریانی است که متفاوت با جریان انقلاب است اما در ظاهر همراه با آن حرکت می‌کند. البته این موضوع موانعی نیز به همراه دارد که باید شناسایی شده و مورد اصلاح قرار بگیرد. بنابراین توجه به ماهیت و هویت انقلاب اسلامی در راس کار است و ادبیات باید بتواند به این دست پرسش ها پاسخ دقیق بدهد.

در ادامه محمد حنیف صحبت کرد و گفت: اگر امروز با نوشته های مختلف در زمینه انقلاب، با نگاهی غیر از نگاه حاکم رو به رو هستیم به این دلیل است که نگاه های متفاوتی در این حوزه وجود دارد. اگر بخواهیم دلیل و ریشه وقوع انقلاب را در یک کشور بررسی کنیم، باید بگوییم که عواملی مانند نارضایتی عمومی از حکومت، وحدت کلمه مردمی، رهبری واحد و خواست جهانی از جمله عوامل این موضوع می‌باشد.حال اگر قرار است که کتابی به عنوان نمونه ی کامل هویت انقلاب اسلامی باشد، باید دارای تمام ویژگی های مذکور در آن باشد.

وی ادامه داد: انقلاب زیر مجموعه ای از سیاست است. بنابراین باید گفت که داستان انقلاب زیر مجموعه داستان سیاسی است که به موضوعی مثل قدرت می‌پردازد. طرفداری و مخالفت با  یک جریان سیاسی از جمله ویژگی های دیگر این دست از ادبیات است. باید توجه داشت که یکی از تاثیرات انقلاب اسلامی شکستن فضا بود و داستان نویسانی را معرفی کرد که با نگاه دینی به ادبیات نگاه می‌کردند. قبل از انقلاب اسلامی، سهم ادبیات با نگاه دینی بسیار کم بوده است و پس از انقلاب شاهد تحول گسترده ای در این حوزه هستیم.

حنیف در بخش پایانی صحبت های خود گفت: داستان انقلاب زیر مجموعه داستان سیاسی است اما ممکن است وجهه فرهنگی آن ها متفاوت باشد. جریان داستان انقلاب شامل چند دسته داستان است. اول، داستان انقلاب اسلامی است که نمونه های زیادی از آن وجود دارد. یک بخش دیگر، داستان با نگاه چپ مارکسیستی است که از جمله آن می توان به مدار صفر درجه اشاره نمود. یک بخش دیگر، کتاب های نقد به حکومت است.

این جلسه با پرسش و پاسخ حاضران به پایان رسید.

او در هیچ دوره‌ای در دام جریان شبه روشنفكری نیفتاد

احمد شاكری، نویسنده و منتقد ادبی، درباره شخصیت مرحوم فیروز زنوزی جلالی گفت: او چهره مغتنم ادبیات ما بود، چهره‌ای كه در ادبیات كشورمان خیلی كم باقی مانده است.

 

این نویسنده در گفت‌و‌گویی با خبرنگار پایگاه خبری حوزه هنری، شخصیت واقعی فیروز زنوزی جلالی، نویسنده تازه درگذشته ادبیات كشورمان را این‌گونه توصیف كرد: مرحوم زنوزی یكی از اعضای شورای عالی ادبیات داستانی بسیج بود و من حدود 15 سال با ایشان همكار و دوست بودم. آن مرحوم به لحاظ فكری از یك استقلالی برخوردار بود كه این به نظرم ویژگی مهمی است. ایشان در جریان‌های مختلف ادبی اعتبار فراوانی داشت. یكی از ویژگی‌های ممتاز آن مرحوم این بود كه در سه حوزه نویسندگی، داستان‌نویسی و نقد و پژوهش كار كرد و در هر سه حوزه كاملا فعال بود.

وی ادامه داد: از دیگر ویژگی‌های زنده‌یاد زنوزی این بود كه ایشان قالب‌های مختلف را در كارش امتحان كرد، یعنی هم رمان نوشت و هم نگارش داستان‌های كوتاه و بلند را تجربه كرد. همچنین از نكات برجسته این هنرمند فقید این بود كه وی در انواع مختلف سبك ادبی فعالیت كرد، یعنی در واقع هم به نگارش فیلم‌نامه پرداخت و هم در كنارش داستان‌نویسی و نمایشنامه‌نویسی را در پرونده كاری‌اش ثبت كرد. او به خصوص در سال‌های پایانی زندگیش به سبك خاص خودش رسیده بود.

شاكری همچنین یادآور شد: مرحوم زنوزی در هیچ برهه‌ای به دام جریان شبهه روشن فكری نیفتاد؛ در حالی كه خیلی ساده می‌توانست این اتفاق برایش بیفتد و در شرایطی كه برخی نویسندگان در دهه‌های قبل به جریان شبهه روشن‌فكری پناه بردند، ایشان خودش را حفظ كرد.

این نویسنده در پایان درباره نقش و تاثیرگذار مرحوم زنوزی جلالی در ادبیات دفاع مقدس بیان كرد: ایشان در حوزه ادبیات جنگ چندین كتاب دارد ولی به نظرم اوج كار ایشان در ادبیات جنگ نیست و بیشتر به ادبیات استعاری و كنایی برمی‌گردد كه اوج این حرفه را می‌توانید در «برج 110» كه آخرین اثرش بود، ببینید. به نظرم عالی‌ترین آثار مرحوم زنوزی «برج110»، «مخلوق» و «قاعده بازی» بود.

همراهان سست عنصر مرحوم فردی که رهبری اشاره کردند چه کسانی هستند؟

احمد شاکری منتقد و نویسنده ادبیات داستانی در نامه ای خطاب به دبیر جشنواره شهید غنی پور که نسخه ای از آن را در اختیار خبرگزاری دانشجو قرار داده است، از وضعیت داوری ها در این جشنواره انتقاد کرد.

 

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری دانشجو؛ احمد شاکری منتقد و نویسنده ادبیات داستانی در نامه ای خطاب به دبیر جشنواره شهید غنی پور که نسخه ای از آن را در اختیار خبرگزاری دانشجو قرار داده است، از وضعیت داوری ها در این جشنواره انتقاد کرد.

 

متن این نامه به شرح زیر است:

 

جناب آقای محمد ناصری

دبیر شانزدهمین جشنواره کتاب سال شهید حبیب غنی پور

سلام علیکم

 

اردیبهشت ماه یاد آور واقعه ای دردناک برای اهالی قلم و بخصوص جریان ادبیات داستانی متعهد کشور است. شایسته ترین افراد در تسلیت درگذشت مرحوم امیر حسین فردی یاران و همراهان همیشگی او در طول سالها فعالیت مجدانه اند. فقدان امیر حسین فردی نه تنها برای مجموعه بالیده در کنار او در مسجد جوادالائمه (علیه السلام) ضایعه ای جبران ناپذیر است بلکه ادبیات داستانی انقلاب اسلامی نیز با درگذشت او، حداقل تا مدتها، جایگزینی نخواهد داشت.  با این وجود، خصوصیت ممتاز هنرمند دینی ان است که تا زمانی که امر دین در قلم و قدمش یا سنتی که پی نهاده جریان داشته و رهروانی دارد، زنده است. امیر حسین فردی نویسنده ای مرگ اندیش بود. او فرزند طبیعت بود، نگاهی آکنده از احترام و عبرت به عالم تکوین داشت و بیش از هر کسی می دانست که روزی رفتنی است و مشتاق آن روز بود. در روزهای پایانی زندگی اش بیش از هر زمانی از مادرش یاد می کرد. از مرگ. و دوست داشت مرگ، او را چون مادری در اغوش گیرد. شاید تنها دغدغه ای که پای او را به زمین می دوخت، آینده ادبیات داستانی متعهد و راه و بی راهه های مقابل آن بود.

 

اما امروز و در چهارمین سالگرد درگذشت او، اگر از میراث معنوی اش پرسش شود، بیش از هر چیز باید بر دست پروردگان او و جشنواره کتاب سال شهید غنی پور تاکید کرد. گرچه جشنواره داستان انقلاب نیز توسط مرحوم فردی راه اندازی شد. اما این جایزه نیز به واسطه تعلق ان به "حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی" بیش از انکه به مرحوم فردی تعلق داشته باشد وامدار سیاست ها و سلایق مدیران، سیاست گذاران و داوران آن جایزه است. بنابر این تمام اهمیتی که شخصیت مجاهدی چون امیر حسین فردی برای ادبیات داستانی معاصر دارد را می توان تحت عنوان انتظارات و تحلیلهایی که درباره شورای نویسندگان مسجد جوادالائمه (علیه السلام) و جشنواره غنی پور وجود دارد خلاصه کرد. آنچه در این تحلیل مرجع قضاوت خواهد بود نه شخص امیر حسین فردی یا شهید بزرگواری که نامش معرف جشنواره است ، که موضع حق و اعتقاد راسخ ما به مبانی، اهداف و ارزشهای ناب انقلاب اسلامی است. امیر حسین فردی بدانچه باور داشت عمل کرد. اما نقد شورای نویسندگان مسجد جواد الائمه و جشنواره شهید غنی پور نیازمند گذر از اشخاص و طرح مبانی و معیارهای اصیل است. این بدان معنی است که راه و اندیشه مرحوم فردی و شهید حبیب غنی پور نه بالاصاله، بلکه از ان جهت که برامده از مکتب دینی اسلام و مبانی فکری و ارزشی انقلاب اسلامی است مورد اهتمام شورای نویسندگان و جشنواره غنی پور قرار گیرد. اگر شناخت "حق" بر شناخت "اهل حق" مقدم باشد. هر مجموعه فرهنگی باید بتواند رفتار و گفتار اشخاص را در میزان حق اندازه گیری کرده، سپس ان را مرجع تصمیم گیری و الگوگیری خود قرار دهد. بنابر این، بزرگی شخصیتی چون امیر حسین فردی یا امثال ایشان ما را از نقد انها بی نیاز نمی سازد. چرا که بدون این نقد، امکان امتزاج حق و باطل قوت خواهد گرفت و امکان لغزش و انحراف بعید نخواهد بود.

 

در طول سالها همواره در حمایت و تحلیل جشنواره شهید حبیب غنی پور و مجموعه ادبی مسجد جواد الائمه گفته و نوشته ام. برخی از نویسندگان متعلق به این مجموعه را جزو مفاخر ادبیات متعهد می دانم و تجربه پرورش نویسندگان در این مسجد را جزو تجربیات نادر پرثمر در تاریخ ادبیات داستانی پس از انقلاب ارزیابی می کنم که در جای خود باید بیش از این درباره اش گفته و نوشته شود. یکی از برگزیدگان هشتمین دوره جشنواره غنی پور بوده ام و در دوره پنجم و ششم، داوری یکی از بخشهای این جشنواره را بر عهده داشته ام. در طول سالیان ممارست در حوزه ادبیات داستانی با برخی چهره های شورای نویسندگان جواد الائمه از نزدیک آشنا بوده و جشنواره و آثار برگزیده آن را در طول سالیان گذشته دنبال می کرده ام. در طول ادوار مختلف برگزاری جشنواره، کم نبوده اند اثار متعهد و ارزشمندی که توسط این جشنواره برگزیده و معرفی شده اند. با این وجود، تحلیل اتفاقاتی که در چند دوره اخیر جشنواره شهید غنی پور رخ داده، زنگ خطر استحاله محتوایی را برای این مجموعه به صدا در آورده است. شواهد و قرائنی بر این امر وجود دارد که در ادامه بدان اشاره خواهم کرد. شخصا شما را فردی منصف و دغدغه مند می دانم. معتقدم حجت بر کسانی که دفاع مقدس را با گوشت و پوست شان لمس کرده اند، و ایثار بهترین جوانان عصر حاضر را شاهد بوده اند تمام شده و در عرصه های عمل باید پیشتاز دیگران باشند. انتظار می رود به عنوان کسی که مسئولیت حراست از میراث امیر حسین فردی را در جشنواره غنی پور بر عهده گرفته اید به این نکات توجه کنید.

 

و بیندیشید...

 

  1. در آغاز، توجه دوباره شما را به بخشی از متن تسلیت مقام معظم رهبری که به مناسبت درگذشت مرحوم فردی در هفتم اردیبهشت 1392 صادر شد جلب می نمایم: «این هنرمند مؤمن و سخت کوش از پیشکسوتان در عرصه ی فعالیتهای ادبی دوران انقلاب و از بنیان گذاران هسته های جوانان هنرمند انقلابی و در شمار برجستگانی بود که نهال پر طراوت هنر انقلاب را در برابر دشمنان عنود و همراهان سست عنصر، با انگیزه و ایمان راسخ خویش پاسداری کردند و به شکوفائی و باروری امروز رساندند.» همراهان سست عنصری که به درستی از آنها یاد شده چه کسانی بودند و اکنون چه می کنند؟ چه کسانی مرحوم فردی را در سالهای پایانی عمر تنها گذاشتند؟ مواضع صریح ایشان در سالهای پایانی عمر چه کسانی را آزرد و از کنار ایشان پراکنده ساخت؟

     
  2. شایسته است از زحمات شما و دوستانتان در اجرای جشنواره در طول شانزده دوره قدردانی کنم. می دانم که این جشنواره بر خلاف بسیاری از جشنواره های دیگر دست در جیب دولت و بودجه های بی حساب و کتاب ندارد و داوران ان بدون چشم داشت رنج داوری را بر خود هموار کرده اند. اعتقاد دارم نوع دوستان حاضر در ان مجموعه و همکاران شما به فرهنگ شهید و شهادت علاقه داشته و مسجد را خانه معنوی خود می دانند. این تلاش بی اجرت قرینه ای بر نیت خالصانه شما و دوستانتان است. با این وجود انچه در پی خواهد امد، نه نقد نیت ان مجموعه که نقد انتخابهای ان مجموعه و برنامه های ان است. بدون تردید انچه انسان را به سرمنزل مقصود می رساند همراهی نیت صالحه با عمل صالح است. و عمل صالح هم با نیت صالحه می امیزد و هم از تحلیل و شناختی عمیق نشات می گیرد.

     
  3. وضعیت جریانهای ادبی در کشور به تبع تقابل جریان فرهنگی انقلاب اسلامی با جریان مهاجم فرهنگی، نبردی واقعی را ترسیم می کند. این میدان، میدانی است که در ان، دانش، بصیرت، صبر و باور، تمامی راس المال ما خواهد بود. این میدانی بسیار دشوار تر از دفاع مقدس است. اگر اصل چنین تقابلی را باور نداشته باشیم پیشاپیش به دشمن تسلیم شده ایم. اگر به اصل این تقابل باور داشته و در تشخیص دشمن از دوست خطا کنیم، خسارت های جبران ناپذیری را بر جبهه خودی وارد ساخته ایم. اگر پس از تشخیص دقیق جبهه حق و باطل در حوزه ادبیات، بصیرت، صبر و مدیریت لازم را برای هدایت نبرد نداشته باشیم محکوم به شکست خواهیم بود. توجه شما را به دو نامه از این قلم خطاب به مدیر موسسه شهرستان ادب جناب علی محمد مودب (بهمن 1394) و مدیر حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی جناب محسن مومنی شریف (بهمن1395) جلب می کنم. بیشترین اسیب های موجود در جریان ادبیات داستانی متعهد از جانب نفوذ چهره های شبه روشنفکر در این جریان و بی برنامه گی و سوء مدیریت در راهبری این جریان است. متاسفانه در شرایط حساس فعلی ادبیات داستانی با فضایی خمود مواجه هستیم. این خمودگی یا بی تفاوتی یا سکوت یا رضایت به وضعیت موجود یا مماشات نسبت به اسیب ها و نواقص، همه ما را که بر کشتی ادبیات داستانی انقلاب نشسته ایم غرق خواهد ساخت. تجربه نشان داده جریان شبه روشنفکری در صورت تسلط بر گفتمان انقلاب، جریانی خشن، سانسورچی، بی رحم و تحریفگر خواهد بود.

     
  4. ریشه و علت العلل بسیاری از انحرافات در جریان ادبیات داستانی انقلاب اسلامی به فقدان دانش، بینش و روش باز می گردد. پژوهش های نظری در حوزه داستان و بخصوص پژوهش های مضاف در این حوزه در طول چند دهه مورد غفلت جریان ادبیات متعهد واقع شده است. واقعیت ان است که ادبیات داستانی انقلاب اسلامی بیش از ان که خود را نیازمند بازتعریف ادبیات داستانی بداند و جای پای خود را بر مبانی اندیشیده شده در فلسفه و حکمت اسلامی بگذارد، درگیر اجرا و تولید بوده است. غفلت از پژوهش و رویکرد سازی در نقد ادبی در دهه های گذشته اکنون اثار خود را بیش از پیش نشان می دهد. کسانی که با بسنده کردن به برخی مشهورات خام یا ادعای عدم نیاز ادبیات داستانی متعهد به ورود در مباحث دقیق فلسفی گمان می کردند جریان نورسته ادبیات متعهد قادر است با همین توش و توان به مقابله با شبهات جریان شبه روشنفکری داخلی و خارجی بپردازد اکنون شاهد ورود سلایق متعارض به این حوزه و عدم شکل گیری گفتمان واحد بر طبق مبانی حکمی اند. این اسیب کلی است که جشنواره غنی پور و شورای نویسندگان ان نیز از ان مصون نمانده است. ادبیات داستانی معاصر دیر یا زود درخواهد یافت که برنامه های بسیار مهمتری از برگزاری جشنواره باید اجرا شوند. جشنواره ها چیزی جز ویترین نظریه های ادبی که در نقد به کار گرفته شده اند و تجربیاتی که بر اساس اسلوب های ادبی روایت شده اند نیستند. این در حالی است که موجودیت ادبیات داستانی متعهد بیش از علت ها به معلول توجه کرده است. شایسته است پس از گذشت شانزده دوره از برگزاری جشنواره غنی پور نگاه انتقادی جدی و اسیب شناسانه ای به عملکرد این جشنواره داشته باشید. ایا این جشنواره توانسته است به معنای واقعی کلمه جریانی موثر، سازنده وشناسنامه دار در موجودیت فعلی ادبیات داستانی کشور ایجاد کند؟ ایا لوازم و ارکان جشنواره ای تخصصی را در اختیار داشته است؟ ایا در غنای بن مایه های تئوریک ادبیات داستانی حرفی برای گفتن دارد؟

     
  5. به درستی باید امیر حسین فردی را پدر دلسوز ادبیات داستانی متعهد انقلاب اسلامی دانست. او عمیقا به انقلاب اسلامی و حضرت امام عشق می ورزید و از سلامت و بلندی روح کم نظیری برخوردار بود. چیزی که درایشان دیده نمی شد "حسادت" و "کبر" بود و شاید به همین دلیل، به محور اجتماع طیفی مختلف از نویسندگان تبدیل شد. امیر حسین فردی کتاب خوانی حرفه ای و نویسنده ای متوسط بود. او هیچ گاه به عنوان نظریه پرداز، پژوهشگر و منتقد حرفه ای و جدی در حوزه ادبیات داستانی ظاهر نشد. شاید بدان دلیل که در دوره شکل گیری شورای نویسندگان مسجد جوادالائمه با جمعی نواموز از داستان نویسان مواجه بود که هدفشان نوشتن داستان بود و صرفا از نقدهای درون گروهی برای اصلاح داستان ها استفاده می شد. بعدها نیز در اداره کیهان بچه ها و مسئولیتش در حوزه هنری خود را در مقام پژوهشگر و منتقد قرار نداد. غفلت از این مقوله، یعنی شناخت عمیق از مبانی فکری و فلسفی داستان و نسبت و مناسبت ان با مبانی، ارزشها و اهداف انقلاب و اسلام را می توان سرمنشا تصمیمات و اتفاقاتی دانست که باید از خدمات مرحوم فردی تفکیک شود. رمانی که در زمان حیات مرحوم فردی در جایزه داستان انقلاب برگزیده شد و با حمایت ایشان در حوزه هنری به چاپ رسید و سپس برگزیده جشنواره غنی پور شد، بیش از آنکه داستان انقلاب باشد، سوگواره ای در توجیه خطاهای شاه است! چنین سنگ بنایی در تشکیل شورای مسجد جواد الائمه، آثار خود را در سالها و دهه های آتی نشان داد. اصرار بر تجمیع افراد با دیدگاههای مختلف و عدم توانایی نظری در تحلیل فکری و فلسفی ادبیات داستانی و ضعف در مبانی نقد، عملا این شورا را به شورایی بدل کرد که در حوزه نقد ادبی و پژوهش های بنیادین حرفی برای گفتن ندارد. به نظر می رسد برخی انتخابهای صورت گرفته در ادوار جشنواره شهید غنی پور –بخصوص دوره های اخیر- و توجیه های داوران در معیارهای گزینش اثار برتر، بیش از هر چیز به ضعف مبانی نقد و سطحی نگری در حوزه ادبیات باز می گردد.

     
  6. مجموعه شورای نویسندگان مسجد جوادالائمه بیش از ان که موجد جریانی ادبی در کشور باشد مجموعه ای محفلی است. یکی از شاخصه های جریان سازی در حوزه ادبیات تکثیر و تکثر اندیشه و ساخت های هنری در سالهای متمادی است. سئوال این است که ایا در حوزه ادبیات داستانی متعهد که مقوله ای پیچیده با ناگفته های بسیار و شبهات قابل توجه است، شورای نویسندگان مسجد و جشنواره غنی پور توانسته است تعریفی جدید از حوزه ادبیات داستانی انقلاب ارائه دهد یا به لحاظ نظری، تقریری جدید از ماهیت ادبیات داستانی داشته باشد؟ مرامنامه جشنواره کلیتی عاری از دقت نظر و اتقان علمی و بعضا امیخته با برخی تناقضات است که نمی تواند مدافع موضعی دقیق و علمی در ادبیات داستانی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس باشد. از سوی دیگر مرور ویژه نامه های جشنواره نیز نشان می دهد این ویژه نامه ها بیشتر گزارشی و نمایشی است تا انکه ایده جدید یا فکری عمیق را در حوزه ادبیات داستانی ارائه نماید. از سوی دیگر، مجموعه شورای نویسندگان ان مسجد با وجود یک دوران طلایی در بدو پیدایش خود اکنون به رخوت و رکود انجامیده است. جلساتی که زمانی الهام بخش نویسندگان جوان بود و تعداد قابل توجهی نویسنده را به جامعه ادبی معرفی کرد سالها است نتوانسته یا نخواسته ان الگو را تکرار کند. که اگر چنین بود با مجموعه ای شامل صدها نویسنده مواجه بودیم.

     
  7. از جمله دلایل محفلی شدن ان مجموعه اصرار بر حفظ برخی افرادی است که در آن بالیده اند. پس از درگذشت مرحوم فردی این انحصار بیش از پیش خود را نشان داد و در حالی که در برخی ادوار گذشته از داوران خارج از حلقه نویسندگان مسجد استفاده می شد، اکنون داوری اثار در انحصار گروهی در امده است که در این شورا حضور دارند. علاوه بر این، حضور برخی نویسندگان زاویه دار با ارزشهای انقلاب و سیاه نویسان دفاع مقدس و کسانی که گرایش های آشکاری به جریان شبه روشنفکری داشته و در علن مواضع جریان شبه روشنفکری را تکرار می کنند در ان مجموعه موجب شده است حتی نتوان از این محفل به عنوان محفلی یک دست با دیدگاهی خالص یاد کرد. این تضادهای فکری و بعضا مبنایی چگونه در کنار هم به انتخاب اثار همسو با افکار شهید حبیب غنی پور می پردازند؟ ایا راه شهید و شهادت راهی پر تناقض است؟ ایا مبانی فکری که تعهد و قداست را از ادبیات داستانی دفاع مقدس می راند قادر است ارزشهای فکری شهید حبیب غنی پور را نمایندگی کند؟ ایا سیاه نویسان دفاع مقدس با روحیه و رویکرد حماسی و عاشورایی شهدای دفاع مقدس همنوا و همدل اند؟

     
  8. در طول سالهای فعالیت جشنواره شهید غنی پور که مهم ترین – و بلکه تنها- فعالیت جدی شورای نویسندگان مسجد جوادالائمه بوده است، علاقمندان به جریان ادبیات داستانی متعهد همواره نگرانی هایی را درباره مسیر تدریجی استدراج فکری این جشنواره داشته و اشکار و پنهان بدان اشاره کرده اند. اما به واقع باید تاریخچه این شورا و جشنواره غنی پور را به دو دوره پیش و پس از مرحوم فردی تقسیم کرد. گرچه مرحوم فردی ورودی عمیق به حوزه های نظری نداشته و امکان پاسخ گویی شبهات رایجی که بعضا نیروهای انقلاب را به دامن جریان شبه روشنفکری می انداخت در خود نمی دید، اما سلامت روحی و عشق او به انقلاب جلوی برخی تند روی ها و روشنفکر مآبی ها را می گرفت. شاگردانش بعضا با عتاب و خطاب او مواجه می شدند و احترام پدر معنوی خود را حفظ می کردند. در نتیجه، برخی شبهات و عقاید زاویه دار با ارزشهای انقلاب و ادبیات انقلاب اسلامی در دوران حیات ایشان کمتر محملی برای ظهور می یافت. یا اگر هم چنین اندیشه هایی در فضاها و مجموعه های دیگر اشکار می شد، جشنواره غنی پور به واسطه برخی حساسیت های شخص مرحوم فردی به ابتلائات کمتری مواجه بود. اما با درگذشت ایشان عملا اندیشه های پنهان و کمتر اشکار شده مجالی برای ظهور و بروز یافتند. و نفاق ادبی برخی، مجالی برای ظهور اشکار یافت. جشنواره شهید غنی پور پس از پدر معنوی اش، مرحوم فردی چون رمه ای بدون شبان است که بین راه و بی راهه در تردد است.

     
  9.  مراتبی از معیارهای متعدد در عملکرد جشنواره غنی پور قابل طرح است. اینکه گفته شود ملاک معرفی اثری به عنوان نامزد یا برگزیده نهایی، صرفا اثر داستانی و نه نویسنده و ناشر ان است و ارجاع ان به توجه به "ما قال" و نه "من قال" پاسخی عوامانه و تحلیلی سطحی از موجودیت ادبیات داستانی در کشور است. طرح چنین مبنایی در جشنواره ای که به نام شهیدی بزرگوار مزین است ممکن است به مذاق عوام نا اشنای با فضای ادبیات داستانی خوش بیاید اما قطعا نخواهد توانست آشنایان با حوزه ادبیات داستانی را قانع کند. این پاسخ نه استدلالی جدی و نه حتی تاکتیکی زیرکانه است. بلکه بیش از هر چیز نشانه های آشکاری از عدم شناخت جریانهای ادبی و جریان فکری، فرهنگی، ادبی ضد ارزش های انقلاب و راهکارهای ان برای نفوذ در جریان ادبیات داستانی متعهد است. این تلقی که آثاری که توسط وزارت ارشاد مجوز گرفته و در نظام جمهوی اسلامی چاپ می شوند می توانند به عنوان نامزد معرفی شوند نشان دهنده نشناختن کارکرد جشنواره های ادبی و ماهیت جشنواره به عنوان فرایندی ارزش محور است. چه کسی است که نداند یکی از ارکان مهم و تاثیر گذار در حوزه ادبیات ناشران، مجموعه های فرهنگی و نویسندگان است. چه کسی می تواند منکر تاثیر گذاری ناشران خاص منسوب به جریان شبه روشنفکر در مسموم کردن فضای ادبی و سمت و سو دادن آن به سوی براندازی است؟ امروزه چه کسی می تواند این حقیقت را انکار کند که جریان شبه روشنفکری با معرفی و سرمایه گذاری روی نویسندگان و چهره سازی ادبی از انها بخشی از سیاست های فکری و فرهنگی خود را پیش برده است؟ صادق هدایت و امثال او توسط چه کسانی مطرح شده و چهره شدند؟ تاریخ ادبیات داستانی معاصر حتی بیش از ان که از اثار داستانی تاثیر بپذیرد پذیرای نویسندگانی بوده که شاخص شده اند. ادعای توجه به متن و بی اعتنایی به ناشر و شخصیت یا عقاید نویسنده کاری است که حتی جریانهای شبه روشنفکر لیبرال قائل به دموکراسی در حوزه ادبیات نیز ان را انجام نمی دهند. زیرا به فراست یافته اند معرفی اثر همانقدر که معرفی یک داستان است معرفی نویسنده و ناشر نیز هست. مراجعه به امار برگزیدگان و نامزدهای جشنواره های شبه روشنفکری کافی است تا این تجربه را به اثبات برساند که هیچ جشنواره روشنفکری حاضر نیست نویسنده متعهد و انقلابی یا ناشری که در خط ارزشهای انقلاب است را به واسطه اثر نوشته یا منتشر شده اش تقدیر کند. چنین موضعی از سوی جشنواره غنی پور بیش از هر چیز به این داعی نخ نما شده و خسارت امیز در تاریخ ادبیات داستانی پس از انقلاب تکیه کرده است که ما با مخفی کردن موضع صریح خود درباره انقلاب و ارزش های آن، نوعی بی طرفی را نمایش دهیم. اینکه شما (جریان شبه روشنفکر) را هم می بینیم. پس منصفیم! در حالی که انصاف باید با عدل همراه باشد. لذا هر اقدام یا تصمیمی که به تقویت جبهه ضد فرهنگی شبه روشنفکری منجر شود اقدامی انقلابی نخواهد بود.  اما فارغ از این توجیهات، رجوع به محتوای برخی آثار نامزد شده و بعضا برگزیده از این ناشران شناسنامه دار شبه روشنفکر یا نویسندگان متعلق به این جریان نیز نشان می دهد تناسب اشکاری میان محتوای اثار و هویت نویسندگان و ناشران ان وجود دارد. پوچ انگاری، سیاه نویسی، اباحی گری، جبر گرایی و ضدیت اشکار و پنهان با ارزشهای انقلاب و حرکت بر مدار ذبح ارمانهای انقلاب از جمله مضامینی است که در این اثار موج می زند. پس این احتمال نیز که اثر نامزد شده از فلان ناشر بر خلاف تصوری که جامعه ادبی از گرایشات شبه روشنفکر و ضد نظام ان دارد اثری ارزشی و انقلابی است تنها سرابی بیش نیست.

     
  10. جشنواره شهید غنی پور جشنواره ای مزین به نام شهید است که زادگاهش مسجد است. امتزاج این دو انتظارات را از این جشنواره بیش از هر جشنواره ای قرار می دهد. این جشنواره با این دو وصف همانند انسانی است که به کسوت روحانیت در امده است. خطاها در این جشنواره مخرب تر و لغزش ها ویرانگر تر خواهند بود. نه مسجد جواد الائمه و نه شهید حبیب غنی پور به شورای نویسندگان آن تعلق ندارد. بلکه این تک تک ما هستیم که باید تعلق مان را به مسجد یعنی کانون زایش فکری دینی و تعلق مومنانه به ان ثابت کنیم. این ما هستیم که یا بر مدار ارزشهای شهید و شهادت عمل می کنیم و یا از ان فاصله می گیریم. بنابر این جشنواره غنی پور نمی تواند این دو وصف را به تملک خود در اورد. بلکه در عمل، میزان تعهد خود را به شهید و شهادت و عبادت نشان می دهد. یکی از خسارت های جریان شبه روشنفکر در طول تاریخ پس از انقلاب ان بوده که از اهداء شهید محروم بوده اند. این جریانِ ماهیتا ترسو و محافظه کار در طول جنگ از پناهگاهها و شهر ها خارج نشد و حتی یک شهید عرصه نبرد به خود ندید. این حقیقت یکی از شواهد غیر قابل انکار انشقاق میان این جریان و مردم دین دار و انقلابی ایران اسلامی است. معرفی اثاری که به لحاظ محتوایی به جریان ادبی انقلاب اسلامی تعلق ندارند یا معرفی نویسندگان و ناشرانی که کاملا به حوزه شبه روشنفکری تعلق دارند بدان معنی است که این افراد و ناشران می توانند در ذیل عنوان شهید و مسجد جمع شوند. چیزی که اساسا از ان بیگانه بوده اند. ادبیات داستانی متعهد نباید با ارائه تقریر یا تفسیری ناقص یا غلط از شهید و آرمانهای ان برای این جریان "شهید سازی" کند. جشنواره شهید غنی پور در تسمیه ای که به مسجد و شهید و بخصوص شهید اهل قلم "حبیب غنی پور" پیدا کرده است، انتخاب های خود را به "ارزش های شهید" نسبت می دهد. اما گویا مرجع انحصاری تفسیر اراء و افکار شهید حبیب غنی پور کسانی اند که با ایشان در جمع شورای نویسندگان مسجد جوادالائمه علیه السلام حضور داشته اند. یا انکه ان شهید معزز سلایق فکری متفاوتی داشته اند. چگونه می شود مکتب شهادت که در ان باور عمیق و اعتقاد صحیح به مبانی دینی با التزام به حدود شرعی و بصیرت اجتماعی قوام یافته است به اثری با دیدگاه جبری به عالم جایزه دهد، چگونه چنین دیدگاهی ادبیات توجیه کننده حکومت پهلوی را برگزیده می کند؟ چگونه ادبیات داستانی سیاه، مردد و تلخ دفاع مقدس با ارزش های شهدا درباره دفاع مقدس قابل جمع است؟ بر چه اساسی ارزش های شهید ایجاب می کند کتابهای ناشران بد نام و ضد ارزش های دینی نامزد شوند؟ نام شهید چگونه در کنار نام نویسندگان سکولار آورده می شود؟ شاید این قرائت شورای نویسندگان از شهید و شهادت باشد. که در این صورت باید به معیارها و مبانی این قرائت و تفسیر به دیده شک و تردید نگریست. قضاوت درباره جشنواره ای که نه نام شهید را حمل می کند و نه در محراب مسجد جوایزش را می دهد چندان سخت گیرانه نخواهد بود. جشنواره شهید غنی پور از پشتوانه دینی و ایمانی و انقلابی این کشور خرج می کند پس باید هوشیار باشد انها را به چه بهایی و در مقابل چه اثری صرف می کند.

 

و الی الله المصیر

بازگشت همه به سوى خدا است

احمد شاکری

شاكری: آسیبِ عدم شعارگویی بیش از شعارگویی است/ تقسیم‌بندی داستان انقلاب

احمد شاكری معتقد است: ترس از شعار ضرری بیش از شعارگویی دارد و نهایت آسیبی كه ادبیات شعاری به ما وارد می‌كند این است كه با حفظ مبانی و اصول و ارزش‌ها، صرفا روش بیانی تاثیرگذاری نخواهیم داشت.

 

احمد شاكری، نویسنده و منتقد ادبی، در گفت‌و‌گو با خبرنگار پایگاه خبری حوزه هنری گفت: تعبیر داستان انقلاب، تقریبا یك دهه است كه بیش از دیگر دهه‌های نخست انقلاب به گوش می‌رسد و تكرار می‌شود و ادبیات داستانی ما پس از توجه ضروری و غیرقابل انكار دفاع مقدس در دهه‌های 60 و 70 كه بازتاب و نتیجه طبیعی  دوره دفاع مقدس و پس از آن بود، به موضوع انقلاب اسلامی توجه ویژه‌ای نشان داد و این تعبییر هم از همین جا نشئت می‌گیرد.

شاكری ضمن معرفی اجمالی ادبیات داستانی انقلاب گفت: بر خلاف ادبیات دفاع مقدس كه تعابیر مختلفی چون ادبیات جنگ، مقاومت و پایداری، در مورد آن به كار رفته است، تنها تعبیری كه برای ادبیات انقلاب به كار رفته است همین تعبیر مرسوم است. شاید این وحدت تعبیر در هنر انقلاب نوعا توجه‌ها را در مورد تفاوت معانی هنر انقلاب كه می‌توان لحاظ كرد را غافل كرده است. 

وی اضافه كرد: از ادبیات انقلاب سه تعبیر می‌شود داشت. نخست؛ ادبیات انقلاب و داستان انقلاب به گونه‌ای كه به داستان انقلاب بپردازد، یعنی نسبت داستان با انقلاب نسبت قالب ادبی با موضوع باشد و این موضوع یك موضوع تاریخی باشد. به عنوان مثال داستانی كه به انقلاب 57 بپردازد، یا از سال 42 تا سال 57،  داستان انقلاب است فارغ از اینكه چه جهتی و چه نسبت معنوی و محتوایی با انقلاب برقرار كند. یعنی هم ادبیات ماركسیستی و هم ادبیات دینی و اسلامی هر دو ادبیات انقلاب خواهند بود.

دوم؛ داستان انقلاب، داستانی زاییده و محصول دوران پس از انقلاب است. به این تعبیر هرآنچه تحت تأثیر پیروزی انقلاب و تغییر نظام شاهنشاهی به حكومت اسلامی پدید آمد، از بهمن ماه سال 57 به بعد این ها همه داستان انقلاب است. یعنی در حقیقت داستان دوره پس از انقلاب هستند فارغ از اینكه چه رویكرد و محتوایی داشته باشند.

تعبیر سوم؛ این است كه داستان انقلاب داستانی است كه ارزش‌ها و مبانی و اهداف انقلاب را دنبال كند. بنابراین رویكرد سوم رویكرد دقیقی است. به این دلیل كه اساساً قرابت بیشتری با ماهیت انقلاب اسلامی ایران دارد. یعنی آنچه كه به عنوان انقلاب یاد می‌شود هر انقلابی نیست بلكه تنها انقلاب اسلامی ایران است. كه مبانی و اصول خاص خودش را دارد. ارزشی دینی را دنبال می كند و اهداف انقلابی متأثر از آموزه های دینی را می خواهد محقق كند. 

این نویسنده و منتقد ادبی گفت: ادبیاتی انقلابی است كه با سه مفهومی گفته شده تناسب داشته باشد. ارزش‌های انقلاب، مبانی انقلاب و اهداف انقلاب؛ آن هم انقلاب اسلامی مفاهیمی هستند كه ادبیات داستانی انقلاب باید با آن تناسب داشته باشد. با این دیدگاه می‌توان بخشی از آثار تولیدی كشور در حوزه داستان را ادبیات و داستان انقلاب اسلامی نامید. برخی از آن مطالبی كه در مورد بهمن 57 و یا وقایع آن دوران و پیش از آن نوشته شده است را نمی‌توان داستان انقلاب نامید. به این ترتیب داستان انقلاب اساساً یك ژانر موضوعی نیست. بلكه گستره آن گستره یك مكتب ادبی است و میزان تغییراتی كه در حوزه ادبیات معرفی می‌كند و همچنین بُن‌مایه‌هایی فلسفی و نظری كه بر پایه آن استوار است، بناست كه تغییراتی در حد مكتب ادبی در ادبیات ایجاد كند نه تنها یك تغییرات ژانری. چرا كه تغییرات ژانری تغییرات محدودی هستند كه مولفه‌های مشخصی از ادبیات نظری دارند. 

وی افزود: آنچه ادبیات انقلاب اسلامی در پی آن است به لحاظ مبنایی به یك مبنای فلسفی مشخص است، كه آن هم از فلسفه اسلامی نشئت گرفته است و بسیاری از مولفه‌های بنیادین و زیرساخت‌ها از جمله نگاه به انسان، جهان و آرمان‌ها هم تاثیراتی می‌گذارد. 
شاكری در ادامه گفت: نگاه مبنایی و درست به داستان و ادبیات انقلاب می‌تواند به صورت بالقوه پدیدآورنده و معرفی كننده مكتب ادبی باشد.

احمد شاكری در خصوص اهمیت انتقال مفاهیم و ارزش‌های انقلاب اسلامی از طریق ادبیات داستانی به نسل امروز گفت: ادبیات به عنوان یك قالب پر مخاطب بسیار مهم است و در سیاست‌گذاری‌های فرهنگی و تحول فكری می‌تواند بسیار تاثیرگذار باشد. تمامی مبانی كه دارای ریشه‌های فلسفی و ریشه‌های عمیق معارفی هستند باید با زبان احساس و عاطفه برای مخاطب عام چه نوجوان و چه بزرگ‌سال و البته كودك ارائه شود. این وظیفه كلی ادبیات است و اختصاصی به ادبیات انقلاب اسلامی ندارد.

وی اضافه كرد: اگرچه ادبیات انقلاب اسلامی از این جهت به نظر می‌رسد بیش از دیگر مكاتب ادبی نیازمند چنین تمثیلی است، چون عملاً اعتقاد و باور به عالم غیب كه می‌شود گفت یكی از مقوله‌های ادبیات داستانی ما است نیاز بیشتری به این تمثیل و تشریح دارد تا مكاتب مادی دیگری كه اعتقادی به عالم غیب ندارد. بنابراین در اصل كلیِ التزام به ادبیات به عنوان یكی از ابزارهای موثر در ترویج ارزش‌های انقلاب، در تحكیم مبانی انقلاب و در ترسیم اهداف انقلاب تردید وجود ندارد.

وی ادامه داد: اما نكته‌ای كه می‌تواند مطرح شود نحوه به كارگیری این ابزار تأثیرگذار و قدرتمند است. اینكه ما چه كاری تا كنون انجام داده‌ایم و آنچه باید انجام دهیم چیست؟ در ادبیات بزرگ‌سال و حوزه داستان آسیب‌های متعددی وجود دارد. آنچه ما را به یافتن آسیب‌های ادبیات داستان انقلاب یاری می‌رساند، التزام به پژوهش در این امور است.

شاكری در خصوص شعارزدگی در آثار ادبیات داستانی انقلابی ضمن تاكید بر شناخت انقلاب و شعارهای آن توسط نویسندگان داستانی گفت: اینكه باید در ادبیات داستانی از شعار دوری كنیم مطالبه واقعی نیست. در واقع ترس از شعار ضرری بیش از شعارگویی دارد. در بیشتر مواقع با ترس از شعارگویی به سوی ادبیات پوچ و ضد ارزشی می‌رویم. در حالی كه نهایت آسیبی كه ادبیات شعاری به ما وارد می‌كند این است كه با حفظ مبانی و اصول و ارزش‌ها، صرفا روش بیانی تاثیرگذاری نخواهیم داشت. لذا آسیب ترس از شعارگویی بیشتر از شعارگویی است.

شاكری در ادامه گفت: ادبیات ما ادبیاتی است كه از انقلاب اسلامی سرچشمه گرفته است. در واقع انقلاب اسلامی از قطع به یقین‌ها می‌گوید و اینكه از شعار بپرهیزیم روح شبه روشن‌فكری غلطی دارد كه می‌گوید هیچ چیزی را به صورت مطلق و قطعی بیان نكنیم. پس اصل این مطلب مربوط به جریان شبه روشن‌فكری است. آسیب اصلی در ادبیات آن است كه حتی شعارهای انقلابی خود را نیز یا فراموش كرده‌ایم و یا درست فهم نشده‌اند. یكی از چالش‌های ما همین است كه انقلاب و شعارها به درستی مورد فهم قرار نگرفته تا به آن در ادبیات پرداخته شود. مبانی فكری كه در بیانات فلاسفه، در بیانات علمای ما و در بیانات و نوشته‌های حضرت امام و مقام معظم رهبری، شهید مطهری، شهید بهشتی و دیگر اندیشمندان آمده این‌ها فهم نشده است. ذهن نویسندگان ما آمیخته به شبهات متعددی است كه این مهم نتیجه عدم آگاهی و جهل نسبت به مبانی انقلاب است.

وی افزود: نكته دیگر این است كه اگر هم چنین فهمی وجود دارد ترس از بیان آن و عدم اعتقاد قلبی و ایمان و باور نسبت به آن‌ها است. در نتیجه این دو مسئله هست كه آسیب زیادی به ادبیاتی ما وارد كرده است. در بسیاری از ادبیات دفاع مقدس ما با هدف عدم شعارگویی كه خود نیز یك شعار است موجب شده تا بسیاری از حقایق مهم دفاع مقدس ما ذبح شود. 

شاكری در پایان گفت: با تاكید بر اینكه باید بیان، بیانِ تاثیرگذاری در ادبیات داستانی باشد ، خودِ شعارِ عدمِ شعارگویی هم خودش مخاطراتی را برای ادبیات داستانی ما ایجاد كرده است.

مراسم اختتامیه این دوره از جشنواره داستان انقلاب بیستم فروردین ماه در تالار سوره حوزه هنری برگزار می‌شود.

 

بی‌توجهی به عرضه کتاب‌های نامناسب در بازار/ توجه به ممیزی کتاب در راستای اهداف انتخاباتی

احمد شاکری در انتقاد از معاونت فرهنگی وزارت ارشاد گفت: نکته دیگر بی برنامگی مفرط هست، مشخصا در حوزه ادبیات داستانی که یکی از شاخه های پرطرفدار و پرمخاطب کتاب و کتابخوانی هست عملا سیاست های کلی و برنامه ریزی های ملی وجود ندارد، هرچه هست حال اندیشی هست نه آینده اندیشی!


 
 
سرویس فرهنگی فردا؛ فاطمه قربان‌نیا: معاونت فرهنگی وزارت ارشاد در چهار سال مدیریت دولت یازدهم فراز و فرودهایی داشته است. در سال آخر دولت شاهد تغییراتی در سطح وزیر بودیم. سید عباس صالحی از گزینه‌هایی بود که زمزمه تغییر او به گوش می‌رسید اما بر خلاف گمانه زنی‌ها ماندگار شد. به بهانه ماه های آخر دولت یازدهم و بررسی عملکرد چند ساله معاونت فرهنگی به سراغ چند فعال و پژوهشگر در این حوزه رفتیم و جویای نظرات آن ها شدیم که در ادامه می‌خوانید:
 
توجه به ممیزی کتاب در راستای اهداف انتخاباتی
 
احمد شاکری نویسنده برجسته و به نامی هست که کتاب و رمان‌های متعددی در حوزه ادبیات پایداری و انقلاب به تحریر در آورده است. شاکری موضوع ممیزی کتاب را یکی از نقاط ضعف این دولت می‌داند، مشروح صحبت های او را در ادامه می‌بینید: به نظر من نقد و بررسی و اظهار نظر در مورد وظایف و نحوه عملکرد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حوزه‌های مختلف نیازمند تفحص و بررسی است، مثلا وظایفی که بر عهده وزارت فرهنگ هست وظایف متعددی است که در حوزه های مختلف وزارت ارشاد کار می‌کنند، از این جهت باید با بررسی دقیق اظهار نظر کرد. اما من فقط دو نکته که مقداری اطلاعات مختصری دارم عرض می کنم.
 
وی افزود: در حوزه کتاب یکی از مهمترین نکاتی که توسط خود دولت و وزارت ارشاد درنظر گرفته شده و تا حدودی به نظر میرسد که این موضوع جزو مقولات اصلی حوزه کتاب باشد بحث ممیزی است. بحث ممیزی از زمان انتخابات و مناظرات انتخاباتی مطرح بود و تاکنون هم همین طور هست. عموما یکی از مواضع دولت‌ها در حوزه فرهنگ و به خصوص کتاب و کتابخوانی مواضعی است که در حوزه ممیزی می‌بینیم. از این جهت رویکردی که اداره کتاب در بخش ممیزی اتخاذ کرده به نظر می‌رسد با رویکردهای دیگری که در حوزه فرهنگ، وزارت ارشاد دوران دولت فعلی دارد تقریبا همسو است. به این معنا که نگرش اعتدالی آن‌گونه که در بحث ممیزی ظاهر شده با نوعی مسامحه و غفلت از بایسته های ممیزی همراه بوده است.
 
نادیده گرفتن برخی از مفاد قانونی در حوزه ممیزی تبدیل به یک رویه شده است
 
شاکری گفت: عملا یکی از دعاوی مطرح شده از سوی مسئولان ارشاد این بوده که ما باید قائل به این باشیم که مردم را این گونه بشناسیم که خودشان عاقل هستند و قدرت تشخیص دارند و با تکیه بر این قدرت تشخیص در حوزه ممیزی کتاب و البته حوزه های دیگر آن مفاد قانونی را جدی نگرفتند.
 
هم خبرهایی که از بخش کتاب حوزه ممیزی به گوش می‌رسد و هم برخی از آثاری که منتشر شده و از گذر ممیزی عبور کرده همه گویای این هستند که مفاد قانونی و دغدغه‌ای که در روح قانون وجود داشته و آن محافظت از بنیان های فکری، اخلاقی و اعتقادی هست در برخی موارد رعایت نشده و این تنها یک خطا در تشخیص نیست که بگوئیم به واسطه ی خطا در تشخیص از نظر ممیزی اداره کتاب پنهان مانده بلکه به نظر میرسد این یک رویه ای هست که در حقیقت رویکرد اعتدالی هم تاییدش می‌کند.
 
احمد شاکری
 
جایزه کتاب زنگ خطر جدی در برابر زدودن فرهنگ ایرانی اسلامی 
 
نویسنده آثار «عریان در برابر باد»، «خواب نما» و «نفس»، مسیر جشنواره های برگزار شده در حوزه کتاب را به سمت غربگرایی توصیف کرد و گفت: نکته دیگر در مورد بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان هست که تحت نظر وزارت ارشاد کار می‌کند و در دولت گذشته این بنیاد بنیان نهاده شد و بنا بود چیزی شبیه به بنیاد فارابی در حوزه سینما باشد. اگر به فعالیت‌های این بنیاد نگاه کنید به نظر من از جهات مختلف قابل نقد و بررسی هست.
 
شاکری سخنان خود را این‌گونه ادامه داد: نکته اول اینکه با در نظر گرفتن اینکه این جشنواره برگزار کننده جشنواره هایی مثل شعر فجر، جایزه جلال آل احمد و پروین اعتصامی و برخی جشنواره های دیگر هست به نظر میرسد چنین جشنواره هایی هم به لحاظ داوری و انتخاب داور و هم به لحاظ آثار کاملا جهت خود را به سمت ادبیات غربگرا اثبات کرده، یعنی این رویکرد به سمت ادبیات غرب در حرکت است و بلکه برخی از آثار برگزیده در این جوایز نه تنها تناسبی با اهداف انقلاب اسلامی و ارزش‌های آن ندارد بلکه بر ضد آن عمل می کند؛ با این حال جایزه جلال به عنوان کتاب سال برگزیده شده و این زنگ خطر جدی است.
 
در حوزه ادبیات داستانی آینده نگری وجود ندارد
 
احمد شاکری در ادامه انتقاداتش در خصوص معاونت فرهنگی وزارت ارشاد افزود: نکته دیگر بی برنامگی مفرط هست، مشخصا در حوزه ادبیات داستانی که یکی از شاخه های پرطرفدار و پرمخاطب کتاب و کتابخوانی هست عملا سیاست های کلی و برنامه ریزی های ملی وجود ندارد، هرچه هست حال اندیشی هست نه آینده اندیشی، افق نگری وجود ندارد، اکنون گرایی بیشتر دیده می شود و این نقطه ضعفی است که از گذشته هم بعضا بوده ولی در دوره فعلی تشدید شده. به نظر میرسد وضعیت مجموعه ای مثل بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان به لحاظ رویکرد فکری به نحوی ست که نه متعلق به ادبیات ارزشی هست و نه آنگونه که در دوران اصلاحات مشهور بود و برخی از افراد متعلق به جریان اصلاحات بودند در حقیقت به نظر می رسد یک نوع بی‌هویتی در چنین مجموعه‌هایی وجود دارد که البته سر منشاء آن همین فکر اعتدالی هست!
 
به لحاظ اجرایی توانایی مقابله با تهدیدها وجود ندارد
 
مصطفی وثوق کیا یکی از فعالان حوزه کتاب هست که عملکرد وزارت ارشاد را در زمان آقای جنتی چهل درصد مثبت ارزیابی کرده است.
وثوق‌کیا در خصوص برنامه های آقای صالحی در چند ماه اخیر گفت: آقای صالحی چند ماهی هست که آمده و نمی‌دانم چقدر در حوزه معاونت فرهنگی تاثیر داشته اما در مجموع معاونت فرهنگی تقریبا آخرین معاونتی بود که در دوره آقای جنتی مسئولش انتخاب شد و به جهت حساسیت و اهمیتی که داشت آقای صالحی را به عنوان معاونت فرهنگی منصوب کرد، ایشان هم سابقه کار اجرایی نداشتند و از حوزه نظر وارد حوزه عمل شدند.
 
وی افزود: آقای صالحی در حوزه نظری و تئوری آدم شناخته شده ای بودند اما کار اجرایی قاعده ها و الزامات خاص خودش را دارد و بعضی اوقات ممکن است تئوری ها در حوزه اجرایی عملی نشود. این اتفاق برای آقای صالحی هم افتاد یعنی تئوری هایی که ایشان در حوزه نظری به آنها قائل بود، در حوزه اجرایی با شکست مواجه شد؛ نمونه ش همان بحث مجوز دادن به کتاب ها بود با شیوه خاصی که داشتند.
 
وثوق کیا در تشریح نحوه ی بررسی کتابها در حوزه ممیزی کتاب گفت: آقای صالحی معتقد بودند ما در حوزه کتاب مشخصا در حوزه نویسندگان توانایی پاسخ به معضلات خودمان را داریم که اگر کتاب شبهه داشته باشد یا در رد نظریات ما چاپ شود ما توان پاسخگویی داریم که قطعا این اتفاق در حوزه نظری و تئوری حرف درستی هست اما به لحاظ اجرایی وقتی که وارد کارزار خواهیم شد شکست می‌خورد، نه از باب اینکه ما توان پاسخگویی نداریم بلکه از این جهت که ما زیر ساخت هایمان طوری طراحی شده در این سال ها کتابی که برای مقابله با سیستم نظام حکومتی منتشر میشود این کتاب بر سیستم رسانه خودش هم بالا می‌آید ولی متاسفانه کتابی که در رد آن مطلب نوشته می‌شود قدر و اجری ندارد و بایکوت می شود. برخی از این مسائل به آقای صالحی برنمی‌گردد ولی به هر حال یک سری الزامات قانونی برای چاپ برخی کتاب ها وجود داشت که همان ها هم رعایت نشده بود.
 
 
 
شک و شبهه‌هایی که در زمینه برگزاری نمایشگاه کتاب وجود دارد
 
ابن فعال حوزه کتاب و رسانه صحبت های خود را با بررسی کوتاهی از وزارت آقای جنتی ادامه داد و گفت: اگر منصفانه بگوییم در حوزه معاونت فرهنگی آقای جنتی شاید چهل درصد موفق بوده اند. یک سری کارها را پوشش دادند و برنامه هایی هم راه اندازی شد، باید ببینیم بعدا چه‌قدر خروجی خواهد داشت، مثل انتخاب کتاب شهرهای ایران که می بینم شور و اشتیاقی در برخی شهرها به وجود آورده است.
 
وثوق کیا تصریح کرد: برگزاری نمایشگاه کتاب در این چند سال همچون دولت های دیگر برگزار می شد، تنها تفاوت آن واگذاری برای کارهای اجرایی نمایشگاه به تشکل ها بود، البته در همین واگذاری هم در بسیاری موارد شک و شبهه هایی ایجاد شد، تشکل های انقلابی و مذهبی نشر بعدها از این حوزه کنار رفتند و کار دست افرادی افتاد که بیشتر تاجر این عرصه بودند. انتقادی که ما داشتیم این بود که چرا اتحادیه ناشران تهران به تنهایی عهده دار امور هست. سال گذشته و سالهای قبلش این اتفاق می افتاد، امسال سهم پنجاه درصدی برای آن در نظر گرفتند و پنجاه درصد دیگر را به اتحادیه ناشران آشنا دادند.
 
اقدامات انقلابی و ارزشی در معاونت فرهنگی ارشاد به چشم می‌خورد
 
مهدی نوری پژوهشگر حوزه کتاب است که همچون دیگران عمده انتقادات خود را معطوف به ممیزی کتاب می داند، او در آغاز صحبت های خود به تشریح نقاط قوت معاونت فرهنگی در این دولت پرداخت و گفت: فکر می کنم ما نگاه کلان به مجموعه وزارت ارشاد و به معاونت های مختلف آن می‌توان بگوئیم یکی از معاونت های کم حاشیه‌تر و کم مسئله‌تر نسبت به اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی به نظرم همین معاونت فرهنگی بوده و اجمالا اقدامات خوبی در این معاونت انجام شده اما بعضی از انتقادات هم به این معاونت وارد بوده و هست که آن طور که دیده شد تلاشهایی هم برای حل آن ها صورت گرفت منتها به خاطر اینکه پارادایم دولت و مبنای فرهنگی دولت ابلاغ شده و باید بر اساس آن جلو بروند طبیعتا بر اساس همان جلو رفتند، یعنی ما از شخص آقای صالحی شاید بیشتر از یه اندازه ای نمیتوان توقع داشته باشیم.
 
واگذاری بدون ضابطه بخش های دولتی به بخش خصوصی
 
وی در ادامه صحبت های خود انتقاداتی را متوجه حوزه ممیزی کتاب دانست: از نظر من انتقادی که به معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وجود دارد سه نکته است: اول اینکه واگذاری بدون ضابطه های دقیق به بخش خصوصی، یعنی اقدام و عمل برای اموری که از شئون حاکمیتی و شئون دولت هست را به بخش خصوصی واگذار کردند، از جمله برنامه هایی مثل ممیزی کتاب و این البته جزو همان مواردی است که در اصول و چهارچوب های فرهنگی دولت آقای روحانی مطرح شده بود.
 
وی افزود: این واگذاری ها در بخش های مختلف از جمله نمایشگاه کتاب در واقع برنامه هایی که به نمایشگاههای خارجی مربوط است در حوزه های مختلف حتی در ممیزی شاهد بودیم که در این سالها اتفاق افتاد و این بخش خصوصی خیلی مواقع واقعی نبود و احساس شد که اگر ضابطه ها دقیق تر بود بخشی از این اتفاقات نمی افتاد.
 
بی توجهی به عرضه کتاب های نامناسب در بازار 
 
نوری تصریح کرد: نکته بعدی درباره ی خود ممیزی هست که انتقادی است که در دوره های مختلف به اداره کتاب وارد شده و این دوره هم همچنان ادامه پیدا کرده، هرچند من به خاطر اینکه در فضای کتاب حضور دارم و با ناشران و نویسندگان مرتبط هستم احساس می کنم ناشران خصوصی ما، ناشران نوپا و قدیمی ما از وضعیت برخورد و صدور مجوزها و تعیین تکلیف هایشان راضی تر هستند اما شاهد بودیم که بی دقتی ها و اشتباهاتی هم وجود داشته و کتابهای نامناسبی راهی بازار کتاب شده که این موضوع انتقاداتی را هم برانگیخته.
وی سومین بخش از صحبت های خود را تبعیض در فضای نشر کتاب و بخش های دیگر مطرح کرد و گفت: مسئله ی سوم بخشی از تبعیض ها بود که به نظرم از حوزه ی معاونت فرهنگی ما شاهد نوعی از تبعیض ها در ارتباطات و صدور مجوز ها و راه انداختن امور جاری بخش های اجرایی بودیم که جزئیات این موضوع خیلی گفتنی نیست، اما این سه انتقاد به نظرم در فضای کلی به معاونت فرهنگی و حوزه کتاب وجود دارد.
 
نوری در مجموع عملکرد صالحی امیری را متوقف به پایان دولت توصیف کرد و کفت: من احساس می کنم با آمدن آقای صالحی امیری و نظر به اینکه انتهای دوره چهار ساله این دولت هست مقداری خویشتن داری کردند از اینکه بخواهند تغییرات عمده ایجاد کنند کما اینکه شنیدیم قصد داشتند برخی معاونت ها را عوض کنند و نشد یا بعضی تغییرات قرار بود اعمال شود که اتفاق نیفتاد یا بعضی انتصاب ها قرار بود انجام بشود. من فکر می کنم هنوز آقای صالحی امیری در حوزه معاونت فرهنگی و سایر بخش ها دست به تغییراتی نزده و شرایط را حفظ کرده تا این چند ماه هم سپری بشود و وارد دولت جدید شوند.

چالش شناسایی معیار ارزشمندی کتاب

 

احمد شاکری، نویسنده حوزه انقلاب و دفاع مقدس با انتقاد از فقدان معیار شناخت ارزشمندی کتاب شاخص در حوزه‌های مختلف از‌جمله انقلاب و دفاع مقدس معتقد است که برخی از معرفی‌کنندگان کتاب در رسانه‌ها حتی کتاب را نخوانده‌اند.

خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا)- احمد شاکری، نویسنده حوزه انقلاب و دفاع مقدس: پایان سال طبق

سنتی هر ساله با پیشنهاد مطالعه کتاب از سوی اهالی قلم همراه است. این اتفاق تحسین‌برانگیز که امید می‌رود هر ساله رونق بیشتری پیدا کند بهار طبیعت را با بهار تفکر و التذاذ معنوی همراه می‌سازد. رسانه‌ها، خبرگزاری‌ها، ناشران و مطبوعات هر یک فهرست‌های متفاوتی از آثار خواندنی را به مخاطبان معرفی می‌کنند. پرتکرار‌ترین آثار در این میان به آثار روایی اختصاص دارد و سهم اثار داستانی و خاطرات از فهرست‌های متنوع قابل تامل است.

اما این اتفاق نیز همانند برخی دیگر از برنامه‌های فرهنگی با شتابزدگی‌ها، خامی‌ها و سطحی‌نگری‌هایی همراه است. گرچه بهار طبیعت مناسبتی درخور برای کتابخوانی است، اما جامعه مخاطب بالفعل کتابخوان و مخاطبانی که هر ازگاهی زمانی را به کتابخوانی اختصاص می‌دهند برای شناسایی کتاب‌های ارزشمند در طول سال به‌صورت مستمر به فهرست‌های اینچنینی نیازمندند.

مهم‌ترین پرسشی که خوانندگان به واسطه ان به فهرست کتاب‌های ارزشمند رجوع می‌کنند و پیشنهاد دهندگان در هر انتخابی به ان می‌اندیشند، ملاک‌ها و معیارهای کتاب ارزشمند است. در این میان کم نیستند فهرست‌هایی که ملاک‌هایی غیراصیل را در انتخاب‌های خود برجسته می‌کنند یا پیشنهاد دهندگانی که انتخاب ان‌ها برآیند تولیدات حوزه داستان یا مستند‌نگاری در طول یک سال نیست. یا پیشنهادهایی که بیش از ان‌که به ذائقه مخاطب، کیفیت فنی و محتوایی کتاب توجه داشته باشند خود اسیر تبلیغات کتاب در کشورند.

 معرفی‌کنندگانی که خود نه تنها به مقایسه کتاب معرفی شده با کتاب‌های دیگر نپرداخته‌اند که اساسا کتاب موردنظر را نخوانده‌اند و صرفا با اعتماد به مراجع دیگر دست به معرفی یک یا چند اثر زده‌اند. با وجود این مخاطرات پرسش اصلی پر رنگ‌تر جلوه می‌کند. معیار ارزشمندی کتاب چیست؟ نویسنده، برگزیده شدن در یک یا چند جشنواره ادبی؟ ناشر؟ موضوع؟ شمارگان؟ ساختار و سبک یا درونمایه و محتوا؟ با بررسی فهرست‌هایی که گه‌گاه منتشر می‌شوند  می‌توان به خلا جدی توجه نمود و ان بحران حوزه داستان و مستند‌نگاری در معرفی مرجعی مناسب، قابل اطمینان و سازنده در معرفی آثار برای مطالعه است.

چراکه مشخصا برخی جشنواره‌ها از روی دست دیگری کپی‌برداری کرده و عملا معیار روشن، بومی و شجاعانه‌ای در معرفی اثار ارزشمند ارائه نمی‌دهند. شمارگان کتاب نمی‌تواند کاملا قابل اعتماد باشد و ناشران حرفه‌ای ادبیات نیز بعضا اثاری با سطح فنی پایین یا درونمایه غیر‌قابل توصیه منتشر می‌نمایند. همچنین موضوع و درونمایه نیز به تنهایی مخاطب تشنه زیبایی‌های روایی و هنری را اقناع نمی‌کند. این همه، بر ضرورت برنامه‌ریزی مناسب در علمی کردن تبلیغ و فرایند مطالعه تاکید دارد.

از جمله حقوق و مطالبات بر زمین‌مانده خوانندگان که تلاش‌های ناکامی درباره آن صورت گرفته،
طراحی و تدوین سیر مطالعات در حوزه داستان و مستند‌نگاری در دوره‌های مشخص سالانه و فصلی است. کتاب همانند غذا، نیازمند اشتها و هاضمه‌ای برای تاثیرگذاری و نتیجه‌بخشی است. بنابراین هر فهرستی که متغیرهایی چون سن مخاطب، ژانر ادبی، پیچیدگی‌های روایت، موضوع اثر روایی، سطح محتوایی و جنسیت مخاطبان را لحاظ نکند نمی‌تواند نسخه عام و دقیقی برای همه مخاطبان باشد.

ادبیات داستانی معاصر در برهه‌ای قرار دارد که مستندنگاری و خاطره‌نویسی بیش از هر زمانی با ان برابری کرده یا برتری می‌جوید. این واقعیتی است که بیش از آن که موجب نگرانی علاقه‌مندان به حوزه داستان باشد می‌تواند نوید‌دهنده فرصت‌های درخشانی در حوزه داستان تلقی شود. توفیق خاطرات چیزی از ارزش‌های داستان نخواهد کاست.

زیرا جامعه-نویسندگان و خوانندگان- در بلوغ ادبی خود قهرا به سمت داستان حرکت خواهند کرد و خاطرات منتشر شده واقعیت دوران‌ گذار ادبیات انقلاب اسلامی به سوی ادبیات ناب را ترسیم می‌کنند. اما به نظر می‌رسد وصف حال مستندنگاری و خاطرات در این دوره که مخاطبان خاموش ادبیات داستانی و کتابخوانی را به این حوزه وارد کرده است باید بیش از پیش مورد توجه و تامل قرار گیرد. چراکه به نظر می‌رسد جدیدترین نمونه‌ها لزوما بهترین‌ها در نوع خود نیستند.

 واقعیت این است که خاطره‌نویسی به‌خصوص در سال‌های اخیر و پس از توجه جامعه مخاطب به ان تا حدودی از دسترس و نقد فعال پژوهشگران دور شده است و اقتضائات موضوعی و بازار فروش به این جریان دامن زده است. آنچه پس از «دا» به‌عنوان یکی از نمونه‌های آغازکننده این جریان منتشر شده‌اند، بعضا تجربه‌های ناقص و نازلی از نمونه‌های موفق پیش از خود هستند. پیشرفت بی‌ضابطه و خارج از نظارت پژوهشی مستند‌نگاری و خاطره‌نویسی می‌تواند فرصت پدید آمده در این حوزه را از دست ادبیات معاصر برباید و خود به تهدیدی در این باره تبدیل شود.

تهدیدی که یکی از جوانب ان تغییر ذائقه مخاطب است به نحوی که به جای انکه به سوی ادبیات ناب سوق داده شود و تشنگی‌اش را افزون کند آن‌را با سیرابی مجازی قانع سازد. اما در میان آثاری که به نظر می‌رسد جوانب فنی مستند‌نگاری را لحاظ کرده و پشتوانه پژوهشی لازم و ضوابط روایتگری را اندکی به پیش برده‌اند اثر ارزشمند «آب هرگز نمی‌میرد» است. ارزش این کار بر کسانی که سال‌ها است در بحث‌های نظری دغدغه‌های فنی مستندنگاری را دنبال می‌کنند پوشیده نیست و سهم اصلی چنین آورده ارزشمندی از آن اقای حسام است.  

برخی مراکز حوزه هنری کانون فتنه‌گری ادبی‌اند

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، احمد شاکری نویسنده و منتقد شناخته‌شده کشورمان در نامه‌ای به محسن مومنی رئیس حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی نکاتی را درباره وضعیت ادبیات داستانی در حوزه هنری نوشته است.

این نامه اختصاصا در اختیار خبرگزاری فارس قرار گرفته است.

محورهای سخنان احمد شاکری به شرح ذیل است و در انتها نیز متن کامل نامه آمده است:

*از همان پانزده سال پیش که با حضور و مدیریت شما در واحد ادبیات حوزه هنری همراه بود، دغدغه‌های انقلابی و مبنایی گردانندگان دوره جدید این ماهنامه {ادبیات داستانی} که خواهان احیای ارزش‌های اسلامی و مبانی دینی در نقد ادبیات داستانی و نظریه‌پردازی بر این اساس بودند همواره چالش‌هایی را برمی انگیخت. شما این چالش‌ها را به یاد دارید. تا جایی که ماهنامه ادبیات داستانی در نتیجه تصمیم به چاپ نقد مجموعه داستانی از یکی از نویسندگان حوزه که مورد حمایت شما بود تهدید به تعطیلی شد.

*مهم‌ترین تهدیدی که بخصوص مجموعه‌های انقلابی را هدف قرار داده است مقوله "نفوذ" و جابه جایی ارزشها و استحاله بطئی است. جریان شبه‌روشنفکر هیچگاه از مواجهه خود با ارزشهای انقلاب و دفاع مقدس غافل نبوده است و بی خبری برخی مدیران فرهنگی، کم‌سوادی آنها، کوته بینی و عدم برخورداری از نگاهی‌افق نگر و بلند مدت، اعتمادهای بی‌مبنا و بیجا و میدان دادن به برخی چهره‌های متزلزل در مبانی انقلاب و دفاع مقدس، رفیق‌بازی در عرصه ادبیات و ترس از اتخاد مواضع شجاعانه و انقلابی بخشی از دلایلی است که زمینه‌های نفوذ را در برخی مقاطع و تصمیم‌ها فراهم آورده است. 

*از جمله تهدیدهای بخش ادبیات داستانی در حوزه هنری، استفاده از مدیران کم‌تخصص، بی‌تخصص یا بی‌انگیزه و زاویه‌دار با ارزش‌ها و مبانی انقلاب اسلامی است. . اینگونه به نظر می‌رسید که ریاست شما بر آن مجموعه موجب خواهد شد تا ادبیات داستانی در حوزه هنری، فصل جدیدی از فعالیت را آغاز کند. اما تجربه نشان داد در این دوره، حوزه ادبیات داستانی اگر نگوییم کم فروغ‌تر از دوران گذشته که به همان اندازه مورد بی مهری قرار گرفته است...مدیر مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری را گرچه به عنوان شاعری متعهد، زمان‌شناس و خوش‌ذوق شناخته می‌شود، اما ایا تعهد به تنهایی برای اداره حوزه ادبیات داستانی ان هم در سطحی ملی کافی است؟

*نگاه محفلی به ادبیات داستانی از جمله تهدیدات دیگری است که بخش ادبیات داستانی حوزه هنری را به شدت تضعیف کرده است.شخص شما در طول سالهای مدیریت‌تان در مرکز آفرینش‌ها و البته در سمت ریاست حوزه هنری تلاش داشته‌اید با نگاهی تسامحی به این حوزه، مجموعه‌ای از افراد زاویه‌دار را همچنان در حوزه نگاه دارید. شاید این تصمیم بدان دلیل بوده که این قبیل افراد جذب جریان‌ها و مجموعه‌های شناخته شده شبه روشنفکری نشوند و امیدی به بازگشت شان به جریان متعهد وجود داشته باشد. بعضا با قهر و اخم این چهره‌ها ساخته‌اید، کتاب‌هایشان را تبلیغ کرده‌اید، به آنها جایزه داده‌اید، کتاب‌هایشان را ترجمه کرده‌اید و به هر حال آنها را همچنان به عنوان افراد مرتبط با حوزه هنری حفظ کرده‌اید...به نظر می‌رسد این تصمیم بیش از آن که به افراد جریان متعهد بیفزاید، زمینه‌های زیاده‌خواهی گروهی از نویسندگان زاویه‌دار با ارزشهای انقلاب اسلامی را فراهم آورده است. گروهی که همواره حوزه هنری بر سر آنها به نوازش دست کشیده و آنان هر گاه که خواسته‌اند با جریان‌های شبه‌روشنفکر نشست و برخاست داشته، جایزه‌های آنها را گرفته، حرف‌های آنها را تکرار کرده و اگر فرصت کرده‌اند سیلی به جریان ادبیات داستانی متعهد نواخته‌اند. 

نتیجه این سیاست شکل‌گیری محفلی خاص در حوزه ادبیات داستانی است که شما را احاطه کرده و به نظر می‌رسد پس از سالها شما را با خود هم‌رای ساخته است. محفلی با افرادی محدود و شناخته شده که با طرح رفاقت، در طول این سالها جریان ادبیات داستانی را در حوزه هنری به سمت و سویی خاص هدایت کرده است و در تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی در این مجموعه موثر بوده است. برخی از این چهره‌ها از سالهای دور در کنار شما حضور داشته‌اند و این همراهی نگرانی طیفی از نویسندگان متعهد را موجب شده است. از این بابت در درجه نخست باید نگران ادبیات داستانی انقلاب اسلامی بود و پس از آن نگران شما به عنوان مدیری ارزشی و محصول حوزه علمیه و پرورش یافته حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی.

*حوزه‌های هنری در برخی استان‌های کشور نه مراکزی برای تبلیغ و حمایت و ترویج ادبیات ارزشی و انقلابی که کانونی برای جریان‌های شبه روشنفکر و پیاده نظام آنها است. در این مراکز اساسا سخن گفتن از تعهد در ادبیات داستانی و حمایت از ارزش‌های انقلابی غریب و حتی ممنوع است. برخی مراکز حوزه هنری تحت مدیریت شما که از پول بیت‌المال ارتزاق می‌کنند کانون فتنه‌گری ادبی‌اند...

*واحد ادبیات حوزه هنری هیچ سندچشم‌انداز علمی و تفصیلی را درباره آینده ادبیات داستانی در کشور منتشر ننموده است. به نظر می‌رسد این مجموعه اساسا نمی‌داند در آینده چه خواهد کرد و برنامه و سیاست مشخصی در حوزه ادبیات داستانی برای خود ندارد. این را می‌توان از بی‌برنامه‌گی‌های موجود در حوزه ادبیات در آن مجموعه دریافت. نه در بخش آموزش نگاهی ملی و بلندمدت دیده می‌شود و نه در حوزه نقد یا حتی تولید داستان چنین نگاهی و جود دارد. برنامه‌ها نوعا مبتلا به حال نگری و عادت‌زدگی‌اند. اگر جلسات نقد بی رونقی برگزار می‌شود اساسا نه تنها تاثیری در حوزه ملی که حتی تاثیری در فضای ادبیات داستانی مرکز نیز ندارد. 

*از چند سال گذشته و با داغ‌شدن بحث جهانی شدن ادبیات داستانی، مقوله ترجمه نیز در دستور کار حوزه هنری قرار گرفت. این جریان بیش‌تر احساسی و فاقد پشتوانی پژوهشی و نظری لازم، در اجرا نیز دچار انحرافاتی شد. آثاری چند با آب و تاب فراوان و بدون سیاست‌گذاری مشخص و معلوم بودن نحوه گزینش و معیارهای انتخاب آثار، ترجمه شد. برخی از این آثار که حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی زمینه ترجمه آنها را فراهم کرد و البته در آن سوی آب‌ها در تیراژی محدود چاپ شده و در این سو تبلیغات فراوانی درباره آن‌ها شد از جمله آثار سیاه دفاع مقدس و زاویه‌دار با ارزش‌های آن بودند. 

*حوزه هنری که گردانندگان آن را نیز هنرمندان تشکیل می‌دانند اکنون مجموعه‌ای عریض و طویل و پرخرج با واحدهای اداری و سازمانی است که تصمیمی کوچک در آن نیازمند فرایند طولانی نامه‌نگاری و تصمیم‌گیری است. حوزهای که باید بخش اعظم بودجه خود را صرف کارمندانی نماید که می‌خواهند هنر ‌ارزشی را تقویت و از آن حمایت کنند! در حالی که نشانی از هنرمند در این مجموعه جز اندکی باقی نمانده و پای بسیاری از نویسندگان از آن بریده شده است. چه کسانی در راهروهای حوزه هنری تردد می‌کنند؟ 

*ماهنامه ادبیات داستانی که بنده مدتی عضو شورای سردبیری آن را بر عهده داشتم در زمان خود بیشترین مشترک را میان مجلات حوزه هنری داشت و اولین و تنها مجله تخصصی داستان در کشور بود. اکنون سالها است این مجله تعطیل شده است. به نظر نمی‌رسد دلیل این امر صرفا مالی باشد... آیا تعطیلی نشریه‌ای که حداقل در آخرین دوره‌اش نگاهی ارزشی داشت و تنها صدای منتشر از سوی جریان ادبیات داستانی متعهد به انقلاب بود خسارت نیست؟ چرا در طول این سالها اقدامی برای راه‌اندازی مجدد آن صورت نگرفته است؟ 

*در امر پژوهش داستانی حوزه هنری در طول دوره مدیریت شما بر این مجموعه عملا تعطیل بوده و حرفی برای گفتن نداشته است. تنها کتاب‌های منتشره در این دوره چند کتاب ترجمه آن هم با مبانی نظری غربی بوده است که اساسا کمکی به ادبیات داستانی انقلاب اسلامی نمی‌کند. در حالی که محافل دانشگاهی قرقگاه و جولانگاه اندیشه‌های اومانیستی غربی و نظریه‌های ادبی است و عملا ادبیات داستانی انقلاب اسلامی در این مجموعه‌ها غریب است، پژوهشگاه حوزه و دفتر پژوهش این مجموعه تقریبا هیچ کار درخوری در این زمینه انجام نداده است. 

*در تهران که ام‌القرای جهان اسلام شناخته می‌شود و قرار است مهم‌ترین و تازه‌تری و انقلابی‌ترین مواضع در حوزه داستان از حوزه هنری شنیده و دیده شود، عملا برنامه‌های نقد تعطیل است. جز چند مورد انگشت‌شمار که بعید می‌دانم به دو سه مورد برسد، انتشارات سوره مهر هیچ مجموعه نقدی بر ادبیات داستانی معاصر چاپ نکرده است. این واقعیت نشان دهنده آن است که مقوله نقد جزو اولویت‌های واحد ادبیات حوزه هنری نیست. این سکوت معنی‌دار نه تنها به حمایت از ادبیات داستانی متعهد نمی‌انجامد که بعضا حرکت نفوذی و مخرب جریان داستان‌نویس شبه‌روشنفکر را نیز بدون هیچ مزاحمتی همراهی می‌کند. آیا از برنامه‌های نقد حضوری در حوزه هنری باخبرید؟ 

*حوزه هنری از خود سئوال کند چه شد که چهره‌های ساخته و پرداخته حوزه هنری در سالیان قبل که حمایت حوزه هنری را از خود داشتند و برای اشتهار آنها سرمایه‌های معنوی و مادی گزافی خرج شد بعضا به جبهه شبه‌روشنفکران پیوسته اند و در نقد و نظر و آراء‌شان نشانی از ارزش‌ها و آرمانهای انقلاب اسلامی نیست؟ آیا حوزه هنری در شناخت نویسندگان و بروز چنین رخدادی سهیم نیست؟ 

*. ادبیات داستانی انقلاب اسلامی هم برای تولید و تربیت نویسنده و هم تربیت مدرس داستان و همچنین تربیت منتقد ادبی نیازمند آموزش است. اما حوزه هنری اساسا برنامه‌ای برای دو مورد آخر ندارد. مدرسان حوزه هنری اغلب افرادی‌اند که به صورت سنتی در این حوزه آموزش می‌داده‌اند. با رونق ادبیات داستانی و آموزش داستان در کشور تردید نباید کرد که آینده ادبیات داستانی را مدرسان ادبیات داستانی رقم می‌زنند. با وضعیت موجود به نظر می‌رسد حوزه هنری اساسا نقشی در آینده ادبیات داستانی از این جهت نداشته باشد. حضور مدرسان داستان در حوزه هنری که مبانی ادبیات داستانی مدرن و اومانیستی غربی را تدریس می‌کنند نگران‌کننده است. مدیر ادبی حوزه هنری در پاسخ به پرسش از چرایی دعوت مدرسی که مبانی ادبیات داستانی اومانیستی را طرح می‌کند و با ادبیات داستانی انقلاب اسلامی و ارزشها و مبانی آن زاویه دارد می‌گوید او را می‌شناسیم. فرد سالم و نمازخوانی است!

*آیا انتشار کتاب «پیک قصه‌نویسی» که از زمان تدوین و تالیف آن قریب به بیست سال می‌گذرد می‌تواند نیازهای امروزه روزافزون آموزش داستان را مرتفع کند؟ 

*، به نظر می‌رسد کم‌کاری در حوزه پژوهش و نقد موجب شده است این آسیب در انتخاب‌های جشنواره داستان انقلاب نیز خود را نشان دهد. با کمال تاسف باید به این اقرار داشته که برخی برگزیدگان جشنواره داستان انقلاب که به عنوان ادبیات داستانی طراز انقلاب اسلامی معرفی شده و توسط حوزه تبلیغ و ترویج می‌شوند نه تنها اساسا نسبتی با ادبیات داستانی انقلاب اسلامی نداشته و واجد ارزش‌ها و آرمان‌ها و واقعیت‌های آن نیستند بلکه بعضا معارض با این ارزش‌ها عمل می‌کنند.

*متاسفانه حوزه هنری در تربیت و حمایت از نویسندگان نسل جدید و جوانانی که متعهدانه این راه را دنبال می‌کنند چندان توفیقی نداشته است. مدیریت ادبیات حوزه در انتخاب افراد و حمایت از آنها محتاطانه رفتار می‌کند. گویا افراد نه به واسطه توانایی‌شان در عمل که به واسطه حضور و سبقت و سابقه‌شان ارزیابی می‌شوند. برخی از این افراد که گویا نامشان پشت قباله حوزه هنری خورده است و حاضر به ترک آن نیستند عملا فضا را برای تحول خواهی در واحد ادبیات مسدود می‌سازند. 

 

متن کامل نامه احمد شاکری خطاب به محسن مومنی رئیس حوزه هنری 

باسمه تعالی

ریاست محترم حوزه هنری

جناب آقای محسن مومنی شریف

با سلام و تسلیت ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

بهمن ماه سال جاری مصادف بود با ورود انقلاب اسلامی ایران به سی و نهمین سال حیات طیبه‌اش. انقلابی که بر پایه ارزش‌های اسلامی و بصیرت انقلابی شکل گرفت و به رهبری روحانیت و در رأس ان امام راحل (قدس سره) به بار نشست. انقلاب اسلامی در طول قریب به چهار دهه، ریزش‌ها و رویش‌های فراوانی را در عرصه‌های مختلف سیاسی، فرهنگی و اجتماعی به خود دیده است. همواره حبل المتین این خیزش عظیم، تمسک به ارزش‌های دینی و بصیرت در راه مقدس انقلاب اسلامی بوده است.

اکنون با گذشت چهار دهه، توجه به تجربیات گذشته و فرصت‌هایی که انقلاب اسلامی پدید آورد، بیش از هر زمانی لازم است. آسیب شناسی فرصت‌هایی که از دست رفته‌اند و شناسایی مجاری نفوذ و انحراف بیش از هر زمانه‌ای ضروری است. چه بسا در دهه آغازین پیروزی انقلاب اسلامی و در جریان دفاع مقدس، قرابت زمانه با واقعه انقلاب اسلامی و در جریان بودن دفاع مقدس، توجه به آرمان‌های انقلاب و دفاع مقدس را شدت می‌بخشید و شور و حماسه حاکم در آن دوران، مواقع غفلت از اهداف انقلاب اسلامی را محدود می‌ساخت.

 اما اکنون و پس از گذشت سه دهه از قبول قطعنامه، إحیاء و تذکر به آرمانهای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس برای نسلی که به لحاظ بُعد زمانی آن دوران را درک نکرده‌اند و نسلی که به لحاظ بُعد روحی و فکری آن ارزش‌ها را از یاد برده‌اند ضروری‌تر از هر زمانی است. چه بسا گردوغبار روزمرگی‌ها و دور شدن از روحیه انقلابی، ما را از اوج آرمانخواهی و دغدغه‌مندی به حضیض محافظه‌کاری و عافیت‌طلبی بیندازد. لذا سزاوار است که سالک طریق انقلاب اسلامی در هر قدمی نسبت و سنخیت خود و عملش را با راه روشن امام و شهدای انقلاب که راه خداوند و رسول مکرم آن است بسنجد و خود را بیازماید.

آنچه در این یادداشت، خطاب به شما خواهد آمد، نه تصوری شتابزده و نتیجه تصمیمی آنی که برامده از دغدغه‌مندی سالیانی چند است. سالیانی که انبانی از حرف‌های گفته و ناگفته است و به ضرورت زمانه کنونی بخشی از آن باید بیان شود و در تاریخ ادبیات داستانی کشور ثبت و ضبط گردد. زمانه کنونی ادبیات داستانی در کشور مع‌الاسف زمانه صبر و سکوت و کتمان است. رخدادهای غریبی در حال وقوع است که اشراف و اطلاع از آن هر بیننده علاقمند به انقلاب اسلامی را نگران می‌کند. با این وجود صدایی که بیش از هر صدایی شنیده می‌شود سکوت است. سکوت در مقابل عملکرد شخصیت‌ها، نهادها و مجموعه‌هایی که در حوزه ادبیات داستانی موثرند.

پانزده سال پیش، همکاری خود را با حوزه هنری به عنوان یکی از اعضای شورای سردبیری ماهنامه «ادبیات داستانی» آغاز کردم. در آن دوران به پیشنهاد سرکار خانم اصلان‌پور و هدایت جناب آقای محمدرضا سرشار، پس از دوره‌ای که این مجله توسط جریان همدل با شبه‌روشنفکر اداره می‌شد، مسیر جدیدی برای این نشریه گشوده شد. از همان سال که با حضور و مدیریت شما در واحد ادبیات حوزه هنری همراه بود، دغدغه‌های انقلابی و مبنایی گردانندگان دوره جدید این ماهنامه که خواهان احیای ارزش‌های اسلامی و مبانی دینی در نقد ادبیات داستانی و نظریه‌پردازی بر این اساس بودند همواره چالش‌هایی را برمی انگیخت. شما این چالش‌ها را به یاد دارید. تا جایی که ماهنامه ادبیات داستانی در نتیجه تصمیم به چاپ نقد مجموعه داستانی از یکی از نویسندگان حوزه که مورد حمایت شما بود تهدید به تعطیلی شد.

بنابر این به عنوان خواننده جدی ادبیات داستانی و فردی دخیل در مقطعی از تاریخ حوزه و با اطلاعی که از قضاوت نویسندگان متعهد در مجموعه شما دارم دست به نگارش این یادداشت می‌زنم. در آنچه آمد، بسیاری را با خود هم رای یافته‌ام. گرچه این هم‌گروه هم‌رای نوعا به دلایلی از آشکار کردن نظرگاه و نقدشان درباره حوزه هنری و بخصوص دوره مدیریت شما بر این مجموعه و بالاخص تاثیر مدیریت شما بر حوزه ادبیات داستانی پرهیز کنند.

حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی مجموعه‌ای برآمده از انقلاب است که طیفی از متعهدترین چهره‌های هنری و ادبی، زمانی در آن حضور داشته یا در آن بالیده‌اند. نسل دانش‌آموختگان ادبیات داستانی که شما نیز یکی از ثمرات آن بوده‌اید، از دل جریان انقلاب اسلامی و با انگیزه‌های متعهدانه بیرون آمده و توسط حوزه هنری هدایت و حمایت شده‌اند. حوزه هنری در سالهای نه چندان دور برهه‌های درخشانی را در حوزه ادبیات داستانی رقم زده است. و به دلیل همین سابقه و با اعتماد به مجاری سازمانی آن، همواره مورد اعتماد عامه مردم متدین بوده و به عنوان مرکزی که اندیشه دینی و انقلابی در ان ترویج می‌شود شناخته می‌شده است.

حوزه هنری در بخش کتاب و در زمینه انتشار خاطرات دوران انقلاب و دفاع مقدس در حداقل یک دهه اخیر پیشتاز و جریان‌ساز بوده است و برخی از بهترین آثار مستندنگار در این زمینه در حوزه هنری تولید شده است. همچنین حضور شخصیت‌های برجسته انقلابی، متأمل و پژوهشگری چون اقایان محمدرضا سرشار، علیرضا کمری، مرتضی سرهنگی، مجید شاه حسینی و دیگران همواره پشتوانه‌ای برای هنر و ادبیات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس بوده است. بنابر این با اعتماد به شخص شما که اکنون مسند ریاست حوزه هنری را بر عهده دارید و اعتماد به شخصیت‌ها و زحماتی که در طول این سالیان صورت گرفته است موضوع ادامه این یادداشت را به فرصت‌ها و تهدیدهای ادبیات داستانی برای حوزه هنری اختصاص می‌دهم.

فرصت‌ها

1- حوزه هنری به عنوان مجموعه‌ای انقلابی و با توجه به سابقه درخشانی که بخصوص در گذشته در حوزه ادبیات داستانی داشته است قادر است در این باره جریان‌سازی کند. می‌دانید که مجموعه‌های متعددی در دوره پس از انقلاب با ورود به ادبیات داستانی در این زمینه سرمایه‌گذاری، برنامه‌ریزی و فعالیت کرده‌اند. اما سابقه هیچ یک از آنان به اندازه حوزه هنری نیست. حوزه هنری اگر اولین نباشد جزو اولین‌ها است و این خود اعتبار قابل توجهی را برای این مجموعه پدید می‌آورد.

2- افراد خوش‌نام و خوش‌فکر زیادی در طول چند دهه در حوزه هنری رفت و آمد داشته‌اند. نویسندگان بزرگی اثرشان توسط حوزه چاپ شده یا با حوزه هنری همکاری و مراوده داشته‌اند. بسیاری از این نویسندگان اولین اثرشان را حوزه هنری چاپ کرده است و بسیاری دیگر به واسطه سرمایه‌گذاری‌های حوزه و حمایت‌های حوزه به چهره‌های مشهور ادبی تبدیل شده‌اند. چنین تراکمی از شخصیت‌های ادبی در هیچ مجموعه دیگری دیده نمی‌شود.

3- حوزه هنری با در اختیار داشتن دفاتر و بخش‌های مختلف هنری از جمله ادبیات داستانی، نمایش، سینما، شعر، هنرهای تجسمی و ... فرصت کم‌نظیری را برای جریانی متوازن از هنرهای انقلابی در اختیار دارد. بخصوص هم‌نشینی هنرهای روایی چون ادبیات داستانی، ادبیات مستندنگار ، سینما و تئاتر، در مجموعه حوزه هنری این مجموعه را به ابزارهای متعددی مسلط ساخته است که قادر است تنوع چشمگیری از مخاطبان را همراه سازد. همچنین این فرصت را فراهم می‌آورد تا هنرهای روایی در تعامل و همزیستی با یکدیگر، به بازآفرینی دیگر روایت‌ها و تکمیل هندسه معرفتی هنر انقلاب اسلامی کمک نمایند.

4- حوزه هنری جزو معدود مجموعه‌هایی است که در سراسر کشور شعب و دفاتری دارد. این توسعه می‌تواند فرصتی بی‌نظیر برای برنامه‌ریزی در سطح ملی و جریان‌سازی‌های مستمر و عمیق باشد.

5-حوزه هنری نه تنها در ساحت تولید ادبیات که در ساحت پژوهش و نقد نیز ساختارهای پیش‌بینی شده‌ای دارد. که قادر است با فعال ساختن آن، جهات مغفول ادبیات داستانی را با جهات شناخته شده‌اش مرتبط نماید و ضمن تولید و آفرینش مقوله نقد و پژوهش را نیز با آن همراه سازد.

تهدیدها

1-مهم‌ترین تهدیدی که بخصوص مجموعه‌های انقلابی را هدف قرار داده است مقوله "نفوذ" و جابه جایی ارزشها و استحاله بطئی است. توجه شما را به یادداشتی که پیش از این از بنده منتشر شده است جلب می‌نمایم.[1]

مجموعه حوزه هنری نیز همواره آشکار و پنهان در معرض نفوذ جریان‌های شبه روشنفکر یا همدلان و همراهان این جریان بوده است. این نه یافته‌ای ذوقی و برداشتی سلیقه‌گی که نتیجه بیست و اندی سال آشنایی بنده با این مجموعه، برخی نویسندگان مرتبط با آن، برنامه‌های اجرا شده توسط حوزه و آثار داستانی، پژوهشی، آموزشی و نقدی است که حوزه هنری منتشر نموده است.

جریان شبه‌روشنفکر هیچگاه از مواجهه خود با ارزشهای انقلاب و دفاع مقدس غافل نبوده است و بی خبری برخی مدیران فرهنگی، کم‌سوادی آنها، کوته بینی و عدم برخورداری از نگاهی‌افق نگر و بلند مدت، اعتمادهای بی‌مبنا و بیجا و میدان دادن به برخی چهره‌های متزلزل در مبانی انقلاب و دفاع مقدس، رفیق‌بازی در عرصه ادبیات و ترس از اتخاد مواضع شجاعانه و انقلابی بخشی از دلایلی است که زمینه‌های نفوذ را در برخی مقاطع و تصمیم‌ها فراهم آورده است. هیچ کس از خطر نفوذ ایمن نیست. بدترین آفت‌ها در این مسیر آن است که با جهل مرکب گمان کنیم راه را به صواب طی می‌کنیم در حالی که نادانسته یا ناخواسته ابزار توسعه و ترویج دشمن بوده‌ایم. طبعا با این فرض، بهترین دوستان برای هر مدیری کسانی‌اند که دقیق‌ترین و صریح‌ترین انتقادات را ترتیب می‌دهند.

حوزه هنری مجموعه‌ای زاده انقلاب اسلامی است و چه بخواهیم یا نه انحراف این جریان، چهره انقلاب اسلامی و جریان فرهنگی برآمده از آن را مخدوش خواهد کرد. نفوذ مقوله‌ای جدی، واقعی، خطرناک و تاثیرگذار است. تجربه ثابت کرده است میزان انحراف نهادهای انقلابی به واسطه نفوذ و خطر این مقوله بیش از خطر جریان‌های شبه‌روشنفکر است. چرا که نفوذ به جریان‌های انقلابی آنها را از درون پوک می‌سازد. بیش از نفوذ اشخاص باید نگران نفوذ افکار و اندیشه‌هایی بود که روح عمل، سیاست و برنامه‌ها را در مجموعه‌ها هدف قرار می‌دهند. نفوذ در فکر زمینه نفوذ در شخصیت و نفوذ در شخصیت زمینه تغییر و تحول در حرکت انقلابی است.

2- از جمله تهدیدهای بخش ادبیات داستانی در حوزه هنری، استفاده از مدیران کم‌تخصص، بی‌تخصص یا بی‌انگیزه و زاویه‌دار با ارزش‌ها و مبانی انقلاب اسلامی است. با انتصاب شما به عنوان نویسنده انقلاب و دفاع مقدس به ریاست حوزه هنری، امیدهایی در دل نویسندگان متعهد و بخصوص داستان نویسان زنده شد. این بدان واسطه بود که گمان می‌شد جفایی که در حق ادبیات داستانی در طول سالها توسط نهادها و مجموعه‌های مختلف رفته است و انحرافاتی که در ادوار قبل در حوزه ادبیات داستانی در حوزه هنری دیده شده و یکی از دلایل آن عدم اشنایی مدیران با مقوله ادبیات داستانی و پیچیدگی‌های آن بوده، مرتفع خواهد شد.

اینگونه به نظر می‌رسید که ریاست شما بر آن مجموعه موجب خواهد شد تا ادبیات داستانی در حوزه هنری، فصل جدیدی از فعالیت را آغاز کند. اما تجربه نشان داد در این دوره، حوزه ادبیات داستانی اگر نگوییم کم فروغ‌تر از دوران گذشته که به همان اندازه مورد بی مهری قرار گرفته است. این علاوه بر شواهد تجربی، موید به احساسی است که نوع نویسندگان متعهد آشنای با حوزه هنری درباره دوره اخیر دارند. یکی از دلایل این کم فروغی که نشانه‌های آن را در بندهای آتی خواهم گفت، استفاده از مدیرانی است که اساسا آشنایی دقیقی با ادبیات داستانی ندارند.

مدیر مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری را گرچه به عنوان شاعری متعهد، زمان‌شناس و خوش‌ذوق شناخته می‌شود، اما ایا تعهد به تنهایی برای اداره حوزه ادبیات داستانی ان هم در سطحی ملی کافی است؟ مسائل حوزه ادبیات داستانی و پیچیدگی‌های نظری و جریان شناسی در آن مقوله‌ای است که به ممارست و حضور در این حوزه و برخورداری از مبانی محکم ادبی و داستانی نیاز دارد. عنایتی که توسط این مدیر محترم به مقوله شعر شده و تمرکز بر شعر و اهالی شعر و توجه به شاعران، امید اهل داستان را برای آغاز حرکتی سازنده در حوزه داستان ناامید کرده است.

این همان اتفاقی است که برای مجموعه‌هایی چون شهرستان ادب رخ داده است. ادبیات داستانی انقلاب اسلامی در طول چند ده سال بارها و بارها از ضعف مدیریت و بی تدبیری‌ها و بی‌تجربه‌گی‌ها آسیب دیده است. همچنین استفاده از برخی از چهره‌ها در مدیریت‌های پایین دست ادبیات داستانی که اساسا با ارزش‌ها و مبانی ادبیات داستانی انقلاب اسلامی زاویه داشته و بعضا خواهان حذف ممیزی از نظام نظارتی حکومت در حوزه کتاب هستند بسیار محل تامل است. اینکه چرا با حضور شما و آشنایی‌تان با نویسندگان متعهد انقلاب اسلامی که سابقه مدیریت داشته‌اند، اشخاصی ناآشنای با حوزه ادبیات داستانی سکان‌دار ادبیات داستانی می‌شوند و صرفا با ظن و گمان و حدس به مدیریت این حوزه پر خطر و حساس می‌پردازند محل تامل است.

3- نگاه محفلی به ادبیات داستانی از جمله تهدیدات دیگری است که بخش ادبیات داستانی حوزه هنری را به شدت تضعیف کرده است. تا آنجا که می‌دانم شخص شما در طول سالهای مدیریت‌تان در مرکز آفرینش‌ها و البته در سمت ریاست حوزه هنری تلاش داشته‌اید با نگاهی تسامحی به این حوزه، مجموعه‌ای از افراد زاویه‌دار را همچنان در حوزه نگاه دارید. شاید این تصمیم بدان دلیل بوده که این قبیل افراد جذب جریان‌ها و مجموعه‌های شناخته شده شبه روشنفکری نشوند و امیدی به بازگشت شان به جریان متعهد وجود داشته باشد.

بعضا با قهر و اخم این چهره‌ها ساخته‌اید، کتاب‌هایشان را تبلیغ کرده‌اید، به آنها جایزه داده‌اید، کتاب‌هایشان را ترجمه کرده‌اید و به هر حال آنها را همچنان به عنوان افراد مرتبط با حوزه هنری حفظ کرده‌اید. این رویه‌ای است که در مدیریت سابق حوزه هنری نیز دنبال می‌شده است.

فارغ از اینکه این سیاست در مواجهه با جریان‌های زاویه‌دار با انقلاب اسلامی و ارزشهای ان چقدر درست است، به نظر می‌رسد این تصمیم بیش از آن که به افراد جریان متعهد بیفزاید، زمینه‌های زیاده‌خواهی گروهی از نویسندگان زاویه‌دار با ارزشهای انقلاب اسلامی را فراهم آورده است. گروهی که همواره حوزه هنری بر سر آنها به نوازش دست کشیده و آنان هر گاه که خواسته‌اند با جریان‌های شبه‌روشنفکر نشست و برخاست داشته، جایزه‌های آنها را گرفته، حرف‌های آنها را تکرار کرده و اگر فرصت کرده‌اند سیلی به جریان ادبیات داستانی متعهد نواخته‌اند.

برخی از این چهره‌ها که حوزه هنری در طول سالیان از نقد جدی محتوایی داستان‌های آنها پرهیز می‌کرده است و بعضا مقابل نقد این جریان با شعار وحدت‌گرایی میان نویسندگان انقلاب صف‌آرایی می‌کرده از پیشگامان ادبیات داستانی سیاه دفاع مقدس‌اند. اما این سیاست تساهلی به نظر می‌رسد بیش از آنکه در صدد تجمیع نویسندگان متعلق به انقلاب اسلامی زیر یک پرچم مقدس و هدف مقدس باشد، بیش از هر چیز به نفع طیفی از نویسندگان زاویه‌دار تمام شده است و نویسندگان جریان متعهد از این حمایت‌ها و همراهی‌ها محروم مانده‌اند. شاید به این دلیل مشهور که نویسندگان متعهد به واسطه تعهدشان همواره راه انقلاب را دنبال می‌کنند اما این نویسندگان زاویه‌دار هستند که باید مورد حمایت قرار گیرند تا مبادا به جبهه مقابل بپیوندند.

4- نتیجه این سیاست شکل‌گیری محفلی خاص در حوزه ادبیات داستانی است که شما را احاطه کرده و به نظر می‌رسد پس از سالها شما را با خود هم‌رای ساخته است. محفلی با افرادی محدود و شناخته شده که با طرح رفاقت، در طول این سالها جریان ادبیات داستانی را در حوزه هنری به سمت و سویی خاص هدایت کرده است و در تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی در این مجموعه موثر بوده است. برخی از این چهره‌ها از سالهای دور در کنار شما حضور داشته‌اند و این همراهی نگرانی طیفی از نویسندگان متعهد را موجب شده است.

از این بابت در درجه نخست باید نگران ادبیات داستانی انقلاب اسلامی بود و پس از آن نگران شما به عنوان مدیری ارزشی و محصول حوزه علمیه و پرورش یافته حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی. شما نقد دلسوزانی چون جناب محمدرضا سرشار و دیگران را درباره برخی از دوستانتان می‌دانید. با این وجود در طی این سالها کسانی چون آقای سرشار از حوزه هنری رفته یا در آن به انزوا کشیده شده‌اند بیش از افراد ان محفل‌اند که همچنان ارتباطشان را با شما حفظ کرده‌اند.

 

5-حوزه هنری به واسطه گسترش بی حد و حصر و بی ضابطه عملا مراکز استانی خود را از دست داده است. چندی قبل جلسه‌ای با حضور مسئولان ادبیات داستانی استانها برگزار شد. واقعیت‌ها حاکی از آن است که حوزه‌های هنری در برخی استان‌های کشور نه مراکزی برای تبلیغ و حمایت و ترویج ادبیات ارزشی و انقلابی که کانونی برای جریان‌های شبه روشنفکر و پیاده نظام آنها است.

در این مراکز اساسا سخن گفتن از تعهد در ادبیات داستانی و حمایت از ارزش‌های انقلابی غریب و حتی ممنوع است. برخی مراکز حوزه هنری تحت مدیریت شما که از پول بیت‌المال ارتزاق می‌کنند کانون فتنه‌گری ادبی‌اند. اینکه چه شد که مجموعه‌ای انقلابی چنین مراکزی را پدید آورد، خود محل بحثی مفصل است. به نظر می‌رسد مجموعه‌ای از دلایل و عوامل متعدد چنین نتیجه‌ای را به بار آورده است و اکنون حوزه هنری نمی‌داند با برخی از این مراکز چه باید بکند. زیرا نه در مقام منتقد چهره‌هایی را پرورده است که مقابل شبهات این جریان بایستند و نه پژوهشگرانی که با طرح اندیشه اسلامی در حوزه ادبیات حرف ایجابی بزنند و نه مدرسانی کارکشته که با مبانی دینی به تربیت داستان‌نویسان متعهد بپردازند.

به نظر می‌رسد آنچه در شعب استانی حوزه هنری شاهد آن هستیم نه مجموعه‌ای جدا از تهران که آیینه تصمیمات و برنامه‌ریزی‌ها و سیاست‌های حوزه هنری مرکز است.

از جمله تهدیدهای متوجه حوزه هنری و بخش ادبیات داستانی آن فقدان نگاه کلان‌نگر است. این مقوله‌ای است که کلیت ادبیات داستانی و مراکز حمایتی و برنامه‌ریزی آن را در کشور تهدید می‌کند. بنیاد ادبیات داستانی ایرانیان و حوزه هنری تنها قربانیان این نقیصه نیستند.

تاکنون واحد ادبیات حوزه هنری هیچ سندچشم‌انداز علمی و تفصیلی را درباره آینده ادبیات داستانی در کشور منتشر ننموده است. به نظر می‌رسد این مجموعه اساسا نمی‌داند در آینده چه خواهد کرد و برنامه و سیاست مشخصی در حوزه ادبیات داستانی برای خود ندارد. این را می‌توان از بی‌برنامه‌گی‌های موجود در حوزه ادبیات در آن مجموعه دریافت. نه در بخش آموزش نگاهی ملی و بلندمدت دیده می‌شود و نه در حوزه نقد یا حتی تولید داستان چنین نگاهی و جود دارد. برنامه‌ها نوعا مبتلا به حال نگری و عادت‌زدگی‌اند. اگر جلسات نقد بی رونقی برگزار می‌شود اساسا نه تنها تاثیری در حوزه ملی که حتی تاثیری در فضای ادبیات داستانی مرکز نیز ندارد. نیک می‌دانید فرصتی که در اختیار شما قرار گرفته است به راحتی به دست نیامده و دائمی نیست.

زمانی نه چندان دور آرزوی ادبیات داستانی متعهد داشتن کمترین امکانات برای کار و تولید بود. اما اینک با وجود برخورداری حوزه هنری از گسترده‌ترین شبکه استانی عملا استفاده‌ای از این شبکه در حوزه ادبیات داستانی نمی‌کند. چه شد که حتی در دوران مدیریت مرحوم فردی بر مرکز آفرینش‌های ادبی تجربه‌های ایشان در تربیت نیرو تکرار نشد؟ چه شد که سالها است حوزه هنری با تمامی امکانات وسیع و دبدبه و کبکبه‌اش از تولید آثار داستانی و معرفی تعداد قابل توجهی از نویسندگان متعهد انقلابی ناکام مانده است؟ خوشبینانه‌ترین فرض آن است که برخی شعب حوزه هنری در استان‌ها ولایات مستقلی‌اند که به صورت خودمختار عمل می‌کنند.

6- از جمله تهدیدات در این عرصه ورود حوزه به مقوله ترجمه ادبیات داستانی به زبان‌های دیگر است. از چند سال گذشته و با داغ‌شدن بحث جهانی شدن ادبیات داستانی، مقوله ترجمه نیز در دستور کار حوزه هنری قرار گرفت. این جریان بیش‌تر احساسی و فاقد پشتوانی پژوهشی و نظری لازم، در اجرا نیز دچار انحرافاتی شد. آثاری چند با آب و تاب فراوان و بدون سیاست‌گذاری مشخص و معلوم بودن نحوه گزینش و معیارهای انتخاب آثار، ترجمه شد.

برخی از این آثار که حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی زمینه ترجمه آنها را فراهم کرد و البته در آن سوی آب‌ها در تیراژی محدود چاپ شده و در این سو تبلیغات فراوانی درباره آن‌ها شد از جمله آثار سیاه دفاع مقدس و زاویه‌دار با ارزش‌های آن بودند. آثاری که در بندهای پیش گفته از حمایت حوزه هنری از نویسندگان آن سخن گفته شد. برخی از این اثار به شهادت مترجمشان اساسا فرهنگ ایثار و شهادت را منتقل نمی‌کردند و نسخه جعلی از دفاع مقدس بودند که به داعیه جهانی شدن و نگاه انسانی به جای نگاه ارزشی منتشر شدند.

در شرایطی که هزینه‌های ترجمه کتاب عملا از عهده نویسندگان خارج بوده و سرمایه‌گذاری قابل توجهی در این‌باره نیاز است حوزه هنری در طول سالیانی بدون توجه – شاید هم متعمدانهه- به بار ارزشی چنین آثاری و اینکه آیا می‌توانند نماینده دفاع مقدس باشند، بیت المال را صرف ترجمه چنین آثاری کرد تا نسخه جعلی و دست دوم ادبیات داستانی سیاه و تردیدمحور غرب را به آنها بازگردانیم.

7- تعامل با نویسندگان در دوران اخیر به حداقل ممکن رسیده است. نیک می‌دانیم شما وارث حوزه هنری‌ای شدید که در زمان گذشته بیش از هر چیز ساختارهای اداری در آن بدون ضابطه فربه شده بود. حوزه هنری که گردانندگان آن را نیز هنرمندان تشکیل می‌دانند اکنون مجموعه‌ای عریض و طویل و پرخرج با واحدهای اداری و سازمانی است که تصمیمی کوچک در آن نیازمند فرایند طولانی نامه‌نگاری و تصمیم‌گیری است. حوزه‌ای که باید بخش اعظم بودجه خود را صرف کارمندانی نماید که می‌خواهند هنر ‌ارزشی را تقویت و از آن حمایت کنند!

در حالی که نشانی از هنرمند در این مجموعه جز اندکی باقی نمانده و پای بسیاری از نویسندگان از آن بریده شده است. چه کسانی در راهروهای حوزه هنری تردد می‌کنند؟ در طول یک هفته، یک ماه و حتی یک سال چند نویسنده شناخته شده به حوزه هنری می‌آیند؟ اکنون حوزه هنری در شرایطی است که اساسا ارتباط خود را با نویسندگان از دست داده است و تنها اندک نویسندگانی آن هم در مقام کارشناسی آثار رسیده با آن کاری ندارند. نویسندگان از این موضع و برنامه‌ریزی ناخرسندند.

از اینکه حوزه هنری که زمانی باید مأمن و محفل انسی برای نویسندگان دغدغه‌مند می‌شد اکنون بیش از هر زمانی کارمند می‌زاید ناخوشنودند. ارتباط نویسندگان با این مجموعه به جای ارتباطی عمیق، مستمر، سازنده، امید بخش و پویا تبدیل به ارتباطی اداری و کسل‌کننده شده است. نویسندگان نه ولی نعمت حوزه که ارباب رجوع آن هستند. شاید به همین سبب باشد که بسیاری از نویسندگان دیگر دلیلی برای حضور در حوزه هنری نمی‌یابند یا به قهر به غربت خود کوچیده‌اند.

8-ماهنامه ادبیات داستانی با سابقه‌ای درخشان و میراث شهید سیدمرتضی‌آوینی همانند دیگر مجلات حوزه هنری سالها است که تعطیل است. ماهنامه ادبیات داستانی که بنده مدتی عضو شورای سردبیری آن را بر عهده داشتم در زمان خود بیشترین مشترک را میان مجلات حوزه هنری داشت و اولین و تنها مجله تخصصی داستان در کشور بود. اکنون سالها است این مجله تعطیل شده است. به نظر نمی‌رسد دلیل این امر صرفا مالی باشد چرا که حوزه هنری قادر است عشر هزینه‌ای را که برای سینما صرف می‌کند به این مجله اختصاص دهد.

جناب مومنی شریف. شرایط کنونی ما با یک دهه گذشته تفاوت کرده است. مجلات مختلفی به صورت تخصصی و نیمه تخصصی به ادبیات داستانی می‌پردازند که عموم آنها گرایشات ضدارزشی و شبه‌روشنفکرانه دارند. آیا تعطیلی نشریه‌ای که حداقل در آخرین دوره‌اش نگاهی ارزشی داشت و تنها صدای منتشر از سوی جریان ادبیات داستانی متعهد به انقلاب بود خسارت نیست؟ چرا در طول این سالها اقدامی برای راه‌اندازی مجدد آن صورت نگرفته است؟ چه برنامه یا برنامه‌هایی از چنین مسئله مهمی واجب تر است؟

9- در امر پژوهش داستانی حوزه هنری در طول دوره مدیریت شما بر این مجموعه عملا تعطیل بوده و حرفی برای گفتن نداشته است. تنها کتاب‌های منتشره در این دوره چند کتاب ترجمه آن هم با مبانی نظری غربی بوده است که اساسا کمکی به ادبیات داستانی انقلاب اسلامی نمی‌کند.

در حالی که محافل دانشگاهی قرقگاه و جولانگاه اندیشه‌های اومانیستی غربی و نظریه‌های ادبی است و عملا ادبیات داستانی انقلاب اسلامی در این مجموعه‌ها غریب است، پژوهشگاه حوزه و دفتر پژوهش این مجموعه تقریبا هیچ کار درخوری در این زمینه انجام نداده است. نیک می‌دانید که ادبیات داستانی انقلاب اسلامی نه تنها با تولید آثار داستانی که با طراحی نظریه‌ای که بر اساس آن این آثار شناسنامه‌دار شده و تحلیل و بررسی و گونه‌بندی شوند به حیات خود ادامه داده و جهانی خواهد شد. با این وجود فقدان حرکت به این سمت و حتی فقدان مسئله شناسی لازم در این زمینه هر بیننده‌ای را در عملکرد حوزه هنری به تعجب وا می‌دارد. از پژوهش‌های بنیادین که بگذریم حتی در طول این سالها حوزه هنری در فراهم آوردن امکان طرح مسائل نظری در این حوزه نیز اقدام شایسته و مستمری انجام نداده است.

10- حوزه هنری در ساحت نقد بسیار منفعل و بعضا زاویه‌دار عمل کرده است. در تهران که ام‌القرای جهان اسلام شناخته می‌شود و قرار است مهم‌ترین و تازه‌تری و انقلابی‌ترین مواضع در حوزه داستان از حوزه هنری شنیده و دیده شود، عملا برنامه‌های نقد تعطیل است. جز چند مورد انگشت‌شمار که بعید می‌دانم به دو سه مورد برسد، انتشارات سوره مهر هیچ مجموعه نقدی بر ادبیات داستانی معاصر چاپ نکرده است. این واقعیت نشان دهنده آن است که مقوله نقد جزو اولویت‌های واحد ادبیات حوزه هنری نیست.

این سکوت معنی‌دار نه تنها به حمایت از ادبیات داستانی متعهد نمی‌انجامد که بعضا حرکت نفوذی و مخرب جریان داستان‌نویس شبه‌روشنفکر را نیز بدون هیچ مزاحمتی همراهی می‌کند. آیا از برنامه‌های نقد حضوری در حوزه هنری باخبرید؟ آنچه در حوزه هنری تهران دیده می‌شود جلساتی فصلی و بیشتر کلیشه‌ای و کم‌شور و با حضور تعداد حضار اندک و انگشت‌شمار است. این درحالی است که حوزه هنری در گذشته خود جلسات پرشوری و به روزی را داشته است که می‌توانست از هویت ادبیات داستانی انقلاب اسلامی در مقابل هجمه‌ها دفاع کند و هویت وارداتی ادبیات شبه‌روشنفکری ترجمه‌ای را آشکار سازد. دلیل تعطیلی جلسات نقد و فروکاهیدن آن به جلساتی کم‌مایه که عموما مواضع محافظه‌کارانه منتقدین آن عملا مشکلی را حل نمی‌کند چیست؟

11- اکنون لازم است حوزه هنری از خود سئوال کند چه شد که چهره‌های ساخته و پرداخته حوزه هنری در سالیان قبل که حمایت حوزه هنری را از خود داشتند و برای اشتهار آنها سرمایه‌های معنوی و مادی گزافی خرج شد بعضا به جبهه شبه‌روشنفکران پیوسته اند و در نقد و نظر و آراء‌شان نشانی از ارزش‌ها و آرمانهای انقلاب اسلامی نیست؟ آیا حوزه هنری در شناخت نویسندگان و بروز چنین رخدادی سهیم نیست؟

به نظر می‌رسد زمینه‌های چنین انحرافاتی از گذشته در این نویسندگان بوده است و مدیریت‌های ادبیات با چشم‌پوشی از این حقایق یا کم اهمیت جلوه دادن آن و مبنا قرار دادن رفاقت‌های غیرارزشی و خوش بینی ساده‌لوحانه زمینه‌های این ارتجاع را فراهم آورده‌اند.

12- در حوزه آموزش نیز با وجود دوره‌هایی که گهگاه برگزار می‌شود حوزه هنری موفق عمل نکرده است. ادبیات داستانی انقلاب اسلامی هم برای تولید و تربیت نویسنده و هم تربیت مدرس داستان و همچنین تربیت منتقد ادبی نیازمند آموزش است. اما به نظر می‌رسد حوزه هنری اساسا برنامه‌ای برای دو مورد آخر ندارد. مدرسان حوزه هنری اغلب افرادی‌اند که به صورت سنتی در این حوزه آموزش می‌داده‌اند.

با رونق ادبیات داستانی و آموزش داستان در کشور تردید نباید کرد که آینده ادبیات داستانی را مدرسان ادبیات داستانی رقم می‌زنند. با وضعیت موجود به نظر می‌رسد حوزه هنری اساسا نقشی در آینده ادبیات داستانی از این جهت نداشته باشد. حضور مدرسان داستان در حوزه هنری که مبانی ادبیات داستانی مدرن و اومانیستی غربی را تدریس می‌کنند نگران‌کننده است. مدیر ادبی حوزه هنری در پاسخ به پرسش از چرایی دعوت مدرسی که مبانی ادبیات داستانی اومانیستی را طرح می‌کند و با ادبیات داستانی انقلاب اسلامی و ارزشها و مبانی آن زاویه دارد می‌گوید او را می‌شناسیم. فرد سالم و نمازخوانی است!

13- تولید منابع آموزشی مکتوب از جمله دغدغه‌های جدی ادبیات داستانی در کشور است. آیا انتشار کتاب «پیک قصه‌نویسی» که از زمان تدوین و تالیف آن قریب به بیست سال می‌گذرد می‌تواند نیازهای امروزه روزافزون آموزش داستان را مرتفع کند؟ در مقابل حجم قابل توجه کتاب‌های ترجمه حوزه هنری اساسا جایگاهی در نشر کتاب‌های آموزش داستان ندارد و این غیر قابل جبران است.

14- یکی از برنامه‌های رایج حوزه هنری برگزاری جشنواره‌های ادبی است. شاید مهمترین این جشنواره‌ها جشنواره داستان انقلاب باشد که چند سالی است توسط مرحوم امیر حسین فردی بنیان نهاده شد و حوزه هنری هر ساله آن را برگزار می‌نماید. جدای از آنکه در تحلیلی کلی باید کارآمدی جشنواره‌ها در حوزه ادبیات داستانی بررسی شود و سیاست جشنواره‌ای در مدیریت‌های ادبی به صورت دقیقی نقد شود و فارغ از آنکه اساسا طراحی چنین جشنواره‌ای به چه میزان به موقع و مفید بوده است، به نظر می‌رسد کم‌کاری در حوزه پژوهش و نقد موجب شده است این آسیب در انتخاب‌های جشنواره داستان انقلاب نیز خود را نشان دهد.

با کمال تاسف باید به این اقرار داشته که برخی برگزیدگان جشنواره داستان انقلاب که به عنوان ادبیات داستانی طراز انقلاب اسلامی معرفی شده و توسط حوزه تبلیغ و ترویج می‌شوند نه تنها اساسا نسبتی با ادبیات داستانی انقلاب اسلامی نداشته و واجد ارزش‌ها و آرمان‌ها و واقعیت‌های آن نیستند بلکه بعضا معارض با این ارزش‌ها عمل می‌کنند. این بیشتر بدان واسطه است که داوری‌ها در این جشنواره با ضابطه‌ای دقیق و مبنایی کار شده صورت نمی‌گیرد.

 

15- واحد ادبیات حوزه هنری از دیرباز پذیرای معدود نویسندگانی بوده است که اکنون دهه دوم یا سوم حضور خود را در حوزه هنری سپری می‌کنند. متاسفانه حوزه هنری در تربیت و حمایت از نویسندگان نسل جدید و جوانانی که متعهدانه این راه را دنبال می‌کنند چندان توفیقی نداشته است. مدیریت ادبیات حوزه در انتخاب افراد و حمایت از آنها محتاطانه رفتار می‌کند. گویا افراد نه به واسطه توانایی‌شان در عمل که به واسطه حضور و سبقت و سابقه‌شان ارزیابی می‌شوند. برخی از این افراد که گویا نامشان پشت قباله حوزه هنری خورده است و حاضر به ترک آن نیستند عملا فضا را برای تحول خواهی در واحد ادبیات مسدود می‌سازند.

در پایان به نظر می‌رسد حوزه هنری در ساحت ادبیات داستانی انقلاب اسلامی اگر بخواهد در آینده و اکنون حرفی برای گفتن داشته باشد نیازمند یک تصمیم جدی و تغییری انقلابی و موضعی روشن است. آنچه بنده را برای بیان این امور مصمم ساخت شناختی است که از شما داشته‌ام. همچنان که شما را در صحنه‌های دفاع از ساحت انقلاب اسلامی شفاف و صریح می‌دانم و هنوز هم شما را متعلق به حوزه علمیه می‌پندارم، امید دارم این نکات یا بعضی از آن توجه شما را به نواقص مجموعه تحت مدیریتتان جلب نماید و به تقویت و اصلاح مجموعه تحت مدیریتتان همت گمارید.

احمد شاکری 25/11/95 

 

[1] - نامه احمد شاکری به مدیر موسسه شهرستان ادب/ نمی‌توان با نویسندگان آثار سیاه دفاع ‌مقدس به تربیت نیروی انقلابی فکر کرد/ راه‌های نفوذ را ببندید/ خبرگزاری فارس/ 94/11/20

انتهای پیام/و