احیای کانون منحله نویسندگان مصداق بارز نفوذ فرهنگی

سرویس ادب و هنر-
طی هفته‌های اخیر، برخی از رسانه‌های اجاره‌ای وابسته به کانون‌های سیاسی مدعی اصلاحات، سلسله مطالبی را درباره چهره‌های برجسته کانون منحله نویسندگان منتشر کردند. این مطالب گویای تلاش آشکار این جریان‌های سیاسی برای برپا کردن دوباره این کانون منحله است.
احمد شاکری نویسنده و منتقد ادبی در پاسخ به سوال کیهان درباره چرایی تلاش جریان شبه روشنفکر برای احیای کانون منحله نویسندگان گفت: آنها همواره تلاش داشته‌اند این کانون را با وجودی که یک تشکل غیرقانونی و منحله است احیا و مطرح کنند. اما مسئله این است که اساسا کانون نویسندگان دارای سابقه‌ای است که نشان می‌دهد همواره در تضاد با انقلاب و در تقابل با نظام جمهوری اسلامی بوده است. این تضاد در بیانیه مشهور کانون نویسندگان در دوران دفاع مقدس دادند که انقلاب اسلامی را مسبب شروع جنگ تحمیلی دانستند، مشهود بود. در ادامه نیز در وقایع مهمی چون فتنه سال 88 کانون نویسندگان تاجایی که توان داشتند تلاش کردند در کنار جریان‌های اپوزیسیون و برانداز، قرار بگیرند.
وی ادامه داد: جدای از این نیز رفتارهای فردی اعضای کانون نویسندگان نیز گویای همین وضعیت است. آثار و نوشته‌ها و اظهار نظرهای آنها نشان داده که تلاش کرده‌اند تا ادبیات را از ساحت سیاست جدا کرده و ادبیات متعهد را نوعی ادبیات دولتی معرفی کنند. از ابراهیم گلستان که در آثارش اهل دین را به سخره می‌گیرد و به برخی معصومین جسارت می‌کند تا سایر اعضای این کانون.
نویسنده «عریان در برابر باد» در ادامه بیان کرد: نکته مهم این است که بدنه اصلی کانون منحله نویسندگان، بسیار پیر و دچار انشقاق شده است. به همین دلیل هم اساسا، این تشکل جایگاه اولیه خود را در عرصه ادبیات امروز ایران ندارد. اعضای این کانون، دیگر از زایش و خلاقیت ادبی افتاده‌اند و دیگر مرجع و محل ارجاع نویسندگان طیف خودشان هم نیستند. اما سوال این است که این تشکل چرا به مطرح کردن اعضا و نویسندگان خود امیدوار شده است؟ پاسخ را باید برخی از رفتارهای سیاستمداران و مدیران فرهنگی دانست. به عنوان مثال، محمود دولت‌آبادی از این می‌گوید که یکی از مدیران وزارت ارشاد برای او ماشین فرستاد تا در دفترش حضور یابد و درباره روال ارائه مجوز به کتابش صحبت کنند. یا عکسی که از همین نویسنده در کنار مدیر ارشد فرهنگی کشور منتشر شده و گویای تحقیر این مدیر توسط وی است، نشانه‌های یک تزلزل هستند.
شاکری تصریح کرد: اینکه رهبر معظم انقلاب درباره نفوذ فرهنگی غرب هشدار می‌دهند یکی از مصداق هایش، چراغ سبز نشان دادن به جریان شبه روشنفکری است. چون این روند باعث می‌شود که آنها به مدیریت و کانون‌های تصمیم گیری فرهنگی کشور نفود کنند. متأسفانه این گونه چراغ سبزها در دولت جدید بسیار زیاد شده است.
نویسنده رمان «انجمن مخفی» اظهار داشت: بیانات رهبر انقلاب در حوزه فرهنگ، مسئولین فرهنگی را موظف به حمایت از نیروهای متعهد جوان می‌کند. اما چرا مدیران وزارت ارشاد از افرادی حمایت می‌کنند که نه جوان هستند و نه متعهد؟ احتمالا پاسخ آنها این خواهد بود که می‌خواهند بگویند فضا باز شده و همه می‌توانند کار کنند. اما در عمل، آنچه اتفاق می‌افتد ضیق شدن فضا و دریغ امکانات نسبت به جریان متعهد است.

مراد از دین، دین اسلام است یا دین به معنای اخص کلمه؟

برنامه این هفته سینما معیار با موضوع «روایت دینی از ایده تا متن» با حضور کارشناسان احمد شاکری و محمدرضا وحیدزاده و با اجرای سید امیر جاوید برگزار شد.به گزارش خبرگزاری مهر، برنامه این هفته سینما معیار با موضوع «روایت دینی از ایده تا متن» با حضور کارشناسان احمد شاکری و محمدرضا وحیدزاده و با اجرای سید امیر جاوید برگزار شد.

در ابتدای برنامه، شاکری در خصوص عنوان موضوع برنامه توضیح داد و گفت: در دو حوزه می توان پاسخ داد که مراد از سینمای دینی چیست و مراد از دین، دین اسلام است یا دین به معنای اخص کلمه و ادیان الهی و غیرالهی. در بحث نظری مراتبی وجود دارد و نمی توان از مبادی صرفنظر کرد و به نتایج توجه کرد، اصطلاح گزینی در حوزه ادبیات و سینما جزو کارهایی بوده که توجه عمده ای در سه دهه اخیر به آن شده و برخی از این اصطلاحات به ذات روایت یا به طور خاص ذات سینما و ادبیات توجه داشتند، برخی تقسیم بندی های گونه ای هستند مثلا در ایام محرم تعبیر سینمای عاشورایی یا ادبیات و شعرعاشورایی زیاد به کار می رود و در مناسبت های دیگر مثل ادبیات و شعر انقلاب زیاد مطرح می شود، در فضاهای دیگر و با رویکردهای دیگر سینمای دینی به چنین تعبیری به کار می رود و باید با یک سنجه مشخصی درجه این عناوین را مشخص کنیم و اولویت دهیم، لذا نسبتهایی را می توان بین اینها برقرار کرد.

آیا تولید فیلم دینی نتیجه یک کشف و شهود و نوعی سلوک دینی هنری توسط هنرمند هست یا خیر؟

ادبیات و هنر طبق تعریف و تقسیم منطق و فلسفه و بر اساس علل اربعه یکی از بهترین روش ها برای تقسیم بندی و شناخت ماهیت هنر است که در بحث سینما و روایت قابل استفاده است و کمک می کند تقسیم بندی های گونه ای و موضوعی یا صوری را تمیز دهیم، براساس علل اربعه که منحصر در علل فاعلی و علل صوری، علل مادی و علل غایی هست بر اساس هرکدام می توان تقسیم بندی هایی داشت و بر پایه اینکه چه مبنایی اتخاذ کنیم روش بررسی متفاوت است و ارزشها و معیارها تفاوت خواهد داشت و چیزی که از آن به عنوان سینمای دینی یاد می کنیم متفاوت خواهد بود، این یک برداشت کلی است که اختصاص به اسلام ندارد. در طول سینمای انقلاب اسلامی و پس از آن طرفداران زیادی داشته که خود هنرمند چه ویژگی هایی باید داشته باشد، آیا تولید فیلم دینی نتیجه یک کشف و شهود و نوعی سلوک دینی هنری توسط هنرمند هست یا خیر، یا تعبیر علت صوری که به ساخت و فرم کار دارد، با مبنای علت مادی موضوعات مهم هستند و همین معیار برای نامیدن هنر به هنر دینی کافیست و در نهایت، علت غایی.

سینمای عاشورایی یا دفاع مقدس بیشتر به ماده و موضوع توجه دارند

وی ادامه داد: به نظر می رسد سینمای عاشورایی یا دفاع مقدس بیشتر به ماده و موضوع توجه دارند و نگره های موضوعی موخر از نگره های بنیادین و ذاتی هستند، سینمای عاشورا و دفاع و جنگ می تواند دینی باشد یا حتی نباشد، نکته مهم این است که علت غایی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. نقل که کلیدواژه و مقوم روایت هست هم مخاطب و موضوع و هم شخصیت را جا به جا می کند، تلقی درون مایه ناقص است و غایت باید دینی باشد و لذا در رسیدن به علت غایی، صورت یکی از مقوم های رسیدن به غایت است یعنی غایت تامین نخواهد شد مگر صورت هم به خدمت بیاید. اگر داستان و سینما و روایت دینی را ذات و جنس اصلی سینمای دفاع مقدس و انقلاب دانستیم بهتر است مسائل را از این دید بررسی کنیم. متاسفانه یکی از مشکلات در سینما و ادبیات دینی این است که گستره این مسائل بسیار موسع است و پژوهش در آن زمان قابل توجهی را به خود اختصاص می دهد و نیاز به برنامه و اولویت سنجی دارد. اینکه این دین چه هست به جهان بینی و شناخت ما نسبت به هستی و انسان برمی گردد، هر دینی موضوع و انسان خودش را به غایتی می رساند و ممکن است در آن دین، غایت دیندارانه مطرح شود لذا این مشکلی را از ما حل نمی کند و قطعا مراد ما اسلام است. تا وقتی در حوزه روایت و فلسفه روایت نتوانیم مبنا اخذ کنیم در سینما هم به مشکل برمی خوریم، نکته بعد این است که باید در مورد خود روایت بحث شود که روایت چیست که از آن به فلسفه ادبیات و فلسفه روایت و فلسفه سینما بحث می شود، می توانیم نگاه فرآیند پژوهی داشته باشیم، نمی توان از روایت دینی صحبت کرد بدون اینکه این روایت را تقلیل به اجزا و سطوحش بدهیم.

وی با اشاره به اینکه منظور از تقلیل، تنزل دادن است اضافه کرد: این تقلیل هم به لحاظ ارزش های نمایشی، هم به لحاظ ارکان و فرم و ساخت و هم غایت است و تابع الگوی کلی هست که در نظام طبیعت و عوالم هم داریم. آنچه مهم است تنزل سینما به عنوان محصول نهایی است، وقتی در ادبیات داستانی ورود می کنید می بینید مراحلی مثل سیناپس و تریتمنت تقریبا بی معنیست و شناخته شده نیست و سطح طرح و پی رنگ هم در حوزه روایت داستانی بیشتر کاربرد برای تحلیل اثر دارد تا آفرینش، و در سطح ایده اولیه هم آنگونه که در سینما شناخته شده و ارزشمند است در ادبیات معنی ندارد یعنی در منابع ادبیات داستانی توافقی در عنوان ایده اولیه و مفهوم ندارند.

درادامه، شاکری به این سوال که "آیا هرچه در روایت دینی رخ می دهد به امر قدسی وصل است؟ و در امر قدسی درباره چه چیزی صحبت می کنیم؟ " چنین پاسخ داد: برای جواب نیاز به تعریف ادبیات و سینمای دینی داریم و نحوه ورود را باید تفکیک کنیم، تفکیک اول این است که در پاسخ به اینکه سینمای دینی چیست می توان با یک روش و با تقسیم بندی مجموعه عللی که سینمای دینی را می سازد و به انتخاب یک یا چند یا همه اینها نیاز هست و می توانیم اتخاذ مبنا کنیم که با اتخاذ مبنا سطح بحث مشخص تر خواهد شد، مثلا در امر قدسی ممکن است بگویم غایت قدسی است که روایت به آن می انجامد. یک تقسیم بندی دیگر سطح بندی روایت است که با آن به تعریف دقیق تر روایت دینی می رسیم چون روایت چیزی نیست که یکدفعه شکل بگیرد و مثل پوست پیاز چندلایه است و چیزی که شما در گفتمان و در سینما روی پرده می بینید فعلیت یافته مراحل قبلیست.

ساحت آفرینش‌گری و تولید متن

وی ادامه داد: ساحت های فرآیندپژوهی سه ساحت کلی می تواند داشته باشد: یکی ساحت آفرینش گری که مخاطب آن خود نویسنده و سینماگر و فیلمنامه نویس است، ساحت دوم ساحت تحلیل است یعنی با دیدگاه و ساحت فرآیندپژوهی محصول دینی را تحلیل کنیم، و ساحت سوم ساحت هدایتگری است که مجموعه هایی که می خواهند سینمای دینی را هدایت کنند هم می توانند با دید فرآیندپژوهی روی هرکدام از سطوح روایت تاثیر بگذارند، و مهمترین اینها شاید ساحت آفرینش گری باشد که به تولید متن می انجامد. وقتی سینمای دینی را به کار می بریم یعنی همین محصولی که همه داریم می بینیم، این چیزی که در درجات مختلف وصف دینی بودن در آن بروز پیدا کرده در نقطه ای از آفرینش گری در حالت قوه بوده است و مهم این است که متن در کدام سطح توانسته اقتضائات دینی بودن آن سطح را فعال کند.

امر قدسی و نمایش دینی

شاکری در پاسخ به این سوال که کدامیک ازعلتها باید مبنا قرار داده شود گفت: در سال های آغازین پس از انقلاب عده ای معتقد بودند صورت دینی و غیردینی نداریم و می خواهیم یک حرف دینی بزنیم و صورت و ماده مهم نیست لذا سفارشهایی به نویسندگان نسل قبل از انقلاب دادند که بعضا گرایشات کمونیستی داشتند، این موفق نشد. در نقطه مقابل به این نتیجه رسیدیم که فرد باید کاملا معتقد و دیندار باشد که با این هم به فیلم دینی نرسیدیم و در همه این موارد ملاکمان این بود که نتیجه را می دیدیم ضمن اینکه در ماده هم همینطور است، باید راجع به موقعیت های دینی صحبت کنیم چون موقعیت یک حرکت ناتمام است و در حد استفهام نمی توان گفت دینی است یا خیر. اینکه یک غایت مشخص و دینی یک نحو روایت و نحو نمایش دینی را می خواهد؟ به نظر می رسد اینطور هست و مثلا در امر قدسی لازمه اش نحو نمایش دینی است و من تا زمان را در عوالم غیب نتوانم تحلیل کنم و نمایش دهم اصلا به غایت نمی رسم چون نمی توانم تجربه دینی غیرزمانی شخصیت را در ساختاری که تجربه زمانی گاهشمارانه دارد نمایش دهم یعنی مقصودم امر بی زمان یا فرازمان است و ماده وصورت زمانبند است و در اینها اصلا به هم نمی خورند.

در روایت دینی دستمان خالی است

وحیدزاده در ادامه ی بحث بیان داشت: راجع به ایده تا متن، متفکرین غربی کارهایی کرده اند و از آنها منابعی را می توان نام برد اما در مورد روایت دینی دستمان بسیار خالیست، وقتی روایت دینی می شود ایده و شخصیت پردازی و زاویه دید باید بنا به تناسب ماهیتشان رنگ عوض کنند و این بحث سنگینی است. باید برآیند کلی را در نظر بگیریم و اینکه اثری در نهایت اثر دینی نامیده می شود نمی تواند صرفا به موضوع برگردد یا بگوییم شخصیتش صرفا دینی بوده است و با تقسیم بندی بخواهیم موضوع را ارزیابی کنیم، باید به غایت کار توجه کرد.

وی ضمن اشاره به این مطلب که عالم آفرینش گری نیمه خودآگاه است گفت:مجموعه‌ای از عامل‌های مرکبی که بخشی از آنها خودآگاه و بخشی نیمه خود آگاه هستند موجب تولید اثر خلاقه می شود. در نسبت با مخاطب تکلیف ما روشن است و مخاطب از بیرون با اثر مواجه می شود و مدیران فرهنگی و بقیه کسانی که با مساله مرتبط می شوند نیز همین‌طور، اما راجع به خود مولف اثر هنری‌زاده ذهنیت آن فرد و محصول آفرینش اوست و شاید خود او مطلع نیست که ایده و روایت چیست و به طور استعداد هنری آن شخص در اثر هنری بروز کرده است.

آزاد اندیشی در ادبیات و سینما

شاکری در ادامه درباره سنت های آزاد اندیشی در حوزه ادبیات و سینما به صحبت پرداخت و گفت: به اقتضای بحث و این برنامه حدود و مسائلی را که در ذیل عنوان برنامه هست به عنوان روایت دینی از ایده تا متن، این را به عنوان روش معرفی کردیم یعنی روشی در مطالعات سینمای دینی که این روش ناظر بر بررسی سطوح روایی و تعیین ارزش های هر سطح و نحوه اتصاف وصف دینی به هر سطح از مجموعه سطوح روایی است. خود این بحث ها باید در فضایی شکل بگیرد و غایت آن باید مشخص شود، در کشور ما از زمانی که از حوزه های علمیه جدا شدیم و گرفتار دانشگاه به شیوه غربی شدیم خیلی از سنت های مفید را از دست دادیم و یکی از این سنت ها آزاداندیشی و بحث های انتقادی زنده در حوزه های علمی است، الان در حوزه‌های علمیه به تعداد مجتهدین دروس خارج هست که کاملا آزاد متن های علمی در حوزه فقه، اصول بررسی می شود و آراء صاحبنظران از گذشته تا کنون بررسی می شود و هر طلبه ای در این کلاس ها آزاد هست که به نقطه نظر خود برسد و آن را به بحث بگذارد، متاسفانه در علوم انسانی و این حوزه در دانشگاه ها چنین سنتی را نداریم و در حوزه ادبیات و سینما وضعیتمان بدتر است.

باید روش خارج فقه و اصول را در سینما جاری کنیم

وی افزود: ابتدا باید به متن رسید و بدون متن نمی توان راجع به چیزی بحث کرد، در درجه دوم اگر این متن به گفتگو و به تدریس و نقد گذاشته نشود اشکالات آن در نمی آید و تولید علم صورت نمی گیرد، اگر تولید علم صورت نگیرد یک جریان پویا شکل نمی گیرد یعنی ما حتی برای اینکه مثلا نظریه سینمایی یا ادبی انقلاب را تثبیت کنیم خیلی از مراحل باید پایه ریزی شود و تنها با این بحث ها چیزی حل نمی شود و باید تبدیل به جریان شود و به صورت زنده و فعال نقد شود تا تسری پیدا کند. باید روش خارج فقه و اصول را در سینما جاری کنیم یعنی افرادی که صاحبنظرند عده ای را در یک طرح بحث مشخص جمع کنند و بحث آزاد را داشته باشند و کرسی های نظریه پردازی که مقام معظم انقلاب می فرمایند در شهرها و محافل مختلف شکل بگیرد و جریان بحث پدیدار شود.

فیلمنامه نویسی، ایده اولیه و الهامات

سپس شاکری در پاسخ به این سوال که مولف چطور می تواند از این تقسیم بندی استفاده ببرد اظهار داشت: این طرح شبهه جدیست، به نظر می رسد به محصول نگاه می کنیم و توجه جدی نداریم این محصول در فرآیند آفرینش چگونه حاصل می شود، لزوما فیلمنامه نویسان ما هم ممکن است تابع روش های مرحله نویسی نباشند، داستان نویسان ما که عموما اینگونه نیستند. در داستان نویسی دینی راجع به روشها باید صحبت کنیم یعنی تلاش کنیم به الگویی برسیم که از ناخودآگاه تا خودآگاه هنرمند را تحت ضابطه بیاورد و این امر بسیار مشکل و محال است که اگر هنر را می شد ضابطه‌مند کرد اصلا نوآوری نبود. اگرچه صحیح است که در مقام آفرینش که ساحت بندی می کنیم تلاش داریم فرآیندی را که بخشی از آن ناخودآگاه است قاعده‌مند ترسیم کنیم و این بدان معنا نیست که لزوما همه کاری که نویسنده می‌کند این است، اما ضرورت بحث این است که یک ساحت مشخص داشته باشیم وگرنه به تعداد هنرمندان روش داریم و آنوقت مطالعه و بررسی بسیار مشکل می شود، باید راجع به هریک از سطوح ایده، داستان، پی رنگ و گفتمان صحبت کنیم و ببینیم آنچه مقوم دینی شدن در ساحت آفرینشی در سطح ایده هست چیست. اینکه ایده دینی به عنوان یک سطح چیست در دو تراز می توان درباره اش صحبت کرد، یکی تفاوت روشهای کسب ایده و اینکه خود ایده دینی هست یا خیر. ایده یابی دینی روشهای متفاوتی از ایده یابی سکولار ارائه می دهد و مثلا ترغیب می کند با سلوک دینی به ایده برسید مثلا آقای سرشار در سلولهای بنیادین معتقدند ایده چیزیست که به فرد در شرایط خاص الهام می شود، خود قرآن ما را به دگراندیش بودن ترغیب می کند و این چیزیست که مجرب و قابل اثبات هست. ایده اولیه موقعیت و شخصیت و مسئله و محرک نویسنده است و ناظر بر تمامیت حرکت نیست و وقتی غایت ایده اولیه مبهم بود نمی شود از علل اربعه با علت غایی تعبیر ایده دینی داشت بلکه با علتهای دیگر می شود مثلا می توان گفت در ایده اولیه روز واقعه اینطور هست که چه می شد اگر جوان تازه مسلمان شده‌ای روزعروسی اش ندای غیبی بشنود و برای اجابت تقاضای یاری مجلس عروسی‌اش را ترک کند و این چه می شد اگر، پایان ندارد و اینکه ترک می کند آیا می تواند این کار را کند و می رود تا اجابت کند درون مایه ای ندارد چون حرکت ناتمام است اما برخی از ارکان دینی هستند و حتی موقعیتی که در آن قرار می گیرد می تواند دینی باشد، مسئله دینی برای فرد می تواند حرکت ایجاد کند اما اینکه غایت دینی است یا خیر تردید دارم.

اثر هنری و غایت

وحیدزاده در پایان خاطر نشان کرد: برای ما در اثر هنری غایت مهم است و اینکه مخاطب حال دینی در نهادش رخ داده یا خیر، و معیار ارزیابی ما این است و موضوع نمی تواند صرفا ملاک دینی بودن یا نبودن باشد، اما اینکه حرکت و جهت در موضوعی مثل ایده چه طور رخ می دهد فهم آن غامض است.

برنامه رادیویی سینما معیار پنجشنبه‌ها ساعت ۱۴:۳۰ به طور زنده از رادیو گفت‌و‌گو پخش می‌شود. برنامه‌ای با اجرای سید امیر جاوید و تهیه کنندگی و سردبیری محمد جواد طالبی که سعی دارد ضمن پرداختن به مسائل اساسی سینمای ایران سطح آگاهی مخاطب از فیلمهای روی پرده را بالا ببرد.

ادبيات ديني از ايده تا متن

نشست ادبیات داستانی دینی، از ایده تا متن به همت موسسه فرهنگی خاکریز ایمان و اندیشه، با محوریت مجموعه داستانی عاشورایی «آینه» و با حضور دکتر محمدرضا سنگری و استاد احمد شاگری روز یکشنبه ۱۹ مهر در یادمان شهدای هفت تیر برگزار شد.

در ابتدای این نشست محمد مهدی همتی، مدیر موسسه خاکریز ایمان و اندشه، با اشراه به انتشار کتاب آینه اظهار داشت: این اقدام قدم ابتدایی ماست که در مجموعه داستان‌های تاریخی قرار دارد و تلاش کردیم شخصیت‌های محوری داستان‌ها و اطلاعات اصلی از منابع مستند استخراج شود تا بتوانیم یک روایت جذاب برای مخاطب به رشته تحریر در بیاوریم.

همتی افزود: حکمت مطالعه در تاریخ گذشتگان شناخت‌ سنت‌های الهی است خداوند می‌خواهد انسان‌ها جریان سنت‌الهی را بشناسند و قوانین تکوین و تشریح را بدانند و این آشنایی زمینه تنبه و پذیرش حرف حق را فراهم می‌کند.

این ادعا را شاید بتوانیم به ادبیات داستانی دینی تعمیم دهیم زیرا یکی از وظایف ادبیات داستانی دینی معرفی تاریخ به جوامع است. ما باید یک سنت الهی را با یک موضوع شروع و با یک موضوع تمام کنیم و در آخر حتما عقوبت الهی را در آن شرح دهیم.

همتی در خصوص اثر «آینه» گفت: غرض ما از گردآوری این اثر تبیین یکی از سنت‌های الهی است زیرا سنت الهی در شرایط سخت رقم می‌خورد و انسان باید خودش را برای آزمایش‌های الهی از قبل آماده کرده باشد.

وی در پایان گفت: ما در این کتاب هشت شخصیت تاریخی را انتخاب کردیم که صحنه‌ فعلی و صحنه گذشته زندگی و اتفاقاتی که در بزنگاه برای آنها رخ می‌دهد، توصیف شده است.

پس از این سخنان دکتر سنگری سخنانش را آغاز کرد. محمدرضا سنگری نویسنده و شاعر درباره کتاب «آینه» اینگونه گفت: این کتاب شامل چهار موضوع است که هر کدام حول محور دو شخصیت در این مجموعه داستانی جمع شده است و بیانگر یک نوع قواعد روشن در نظام هستی است. هر اتفاقی که می‌افتد فرجامی را رقم می‌زند و این فرجام به همه کارهای و اعمال در گذشته مربوط می‌شوند.

وی ادامه داد: من عاشورا را تاریخ نمی‌دانم زیرا از نظرم این چیز دیگری است البته که این رخداد در تاریخ بوده است اما هیچ حادثه‌ای در تاریخ اسلام آنقدر دقیق و جزئی روایت نشده و این جزئیات یک فرصت مناسب برای نویسندگان و مقتل‌نویسان است که می‌خواهند تمام حادثه را به طور دقیق بیان کنند ضمن این که این حادثه خیلی دقیق بررسی شده زیرا هم در سپاه دشمن و هم در سپاه حضرت ابی‌عبدالله (ع) اشخاصی بوده‌اند که اتفاقات را کامل گزارش کرده‌اند. کربلا نه مربوط به امروز و نه مربوط دیروز است بلکه به فردای ما تعلق دارد واقعه کربلا اتفاقی نیست که به تاریخ بپیوندد و تمام شود.

سنگری در ادامه افزود: حادثه‌‌ها هر چه از زمان وقوع فاصله می‌گیرند کمرنگ‌تر می‌شوند و سهم‌شان در گزارشات تاریخ کمتر می‌شود چون وقایع دیگری جایگزین آن می‌شود. نکته قابل تامل اینجاست که فقط یک حادثه در طول تاریخ از زمان رخ داد خود نه تنها کمرنگ‌ نشده بلکه هر روز عمق بیشتری پیدا کرده و آن هم واقعه عاشورا است.

محمدرضا سنگری در پایان نکاتی را برای علاقه‌مندان و نویسندگان این حوزه متذکر شد: دوستان فعال و علاقه‌مند ما در این حوزه باید زبان فارسی را خوب بیاموزند و به جمله‌بندی املای کلمات واقف باشند، تاریخ را به طور دقیق با مستندات مطالعه کنند، مراقب مباحث گمشده در تاریخ و اشتباهات تاریخی ناشی از کمبود مطالعه دقیق است باشند.

بخش بعدی برنامه، با سخنان استاد احمد شاکری آغاز شد. احمد شاکری منتقد و نویسنده گفت: عنوان «ادبیات داستانی دینی، از دیده تا متن» یک فرایند پژوهشی است که در آن ادبیات داستانی دینی به چشم می‌خورد و از لایه‌ها و سطوح مختلفی شکل می‌گیرد.این نوع ادبیات داستان ساحت‌های مطالعه فرآیند پژوهی را دسته‌بندی می‌کند که شامل:

ساحت‌آفرینش: مربوط به نویسنده داستان است که داستان دینی را طی چه مراحلی خلق کرده است.

ساحت تحلیلی: داستان دینی چیست و کارکرد سطوح روایی در آن چگونه است.

ساحت مدیریتی: مربوط به مدیر و مشاوران دینی است که چگونه و در چه مراحلی می‌توان بر ذهنیت و زبان نویسنده و داستان‌نویس دینی تاثیر گذاشت.

شاکری خاطرنشان کرد: وصف دینی در فرآیند «از ایده تا متن» صورت نگرفته بلکه ذات داستان دینی است ادبیات یک فرم و قالب است که وصف دینی می‌تواند به آن پیوند شود.

این منتقد و نویسنده در پایان ادبیات داستانی دینی را دسته‌بندی کرد و گفت: ادبیات داستانی دینی شامل: داستان عاشورایی، داستان مقاومت، داستان تاریخی، داستان انقلاب و داستان جنگ است.

 

ادبيات ديني از ايده تا متن

نشست ادبیات داستانی دینی، از ایده تا متن به همت موسسه فرهنگی خاکریز ایمان و اندیشه، با محوریت مجموعه داستانی عاشورایی «آینه» و با حضور دکتر محمدرضا سنگری و استاد احمد شاگری روز یکشنبه ۱۹ مهر در یادمان شهدای هفت تیر برگزار شد.

در ابتدای این نشست محمد مهدی همتی، مدیر موسسه خاکریز ایمان و اندشه، با اشراه به انتشار کتاب آینه اظهار داشت: این اقدام قدم ابتدایی ماست که در مجموعه داستان‌های تاریخی قرار دارد و تلاش کردیم شخصیت‌های محوری داستان‌ها و اطلاعات اصلی از منابع مستند استخراج شود تا بتوانیم یک روایت جذاب برای مخاطب به رشته تحریر در بیاوریم.

همتی افزود: حکمت مطالعه در تاریخ گذشتگان شناخت‌ سنت‌های الهی است خداوند می‌خواهد انسان‌ها جریان سنت‌الهی را بشناسند و قوانین تکوین و تشریح را بدانند و این آشنایی زمینه تنبه و پذیرش حرف حق را فراهم می‌کند.

این ادعا را شاید بتوانیم به ادبیات داستانی دینی تعمیم دهیم زیرا یکی از وظایف ادبیات داستانی دینی معرفی تاریخ به جوامع است. ما باید یک سنت الهی را با یک موضوع شروع و با یک موضوع تمام کنیم و در آخر حتما عقوبت الهی را در آن شرح دهیم.

همتی در خصوص اثر «آینه» گفت: غرض ما از گردآوری این اثر تبیین یکی از سنت‌های الهی است زیرا سنت الهی در شرایط سخت رقم می‌خورد و انسان باید خودش را برای آزمایش‌های الهی از قبل آماده کرده باشد.

وی در پایان گفت: ما در این کتاب هشت شخصیت تاریخی را انتخاب کردیم که صحنه‌ فعلی و صحنه گذشته زندگی و اتفاقاتی که در بزنگاه برای آنها رخ می‌دهد، توصیف شده است.

پس از این سخنان دکتر سنگری سخنانش را آغاز کرد. محمدرضا سنگری نویسنده و شاعر درباره کتاب «آینه» اینگونه گفت: این کتاب شامل چهار موضوع است که هر کدام حول محور دو شخصیت در این مجموعه داستانی جمع شده است و بیانگر یک نوع قواعد روشن در نظام هستی است. هر اتفاقی که می‌افتد فرجامی را رقم می‌زند و این فرجام به همه کارهای و اعمال در گذشته مربوط می‌شوند.

وی ادامه داد: من عاشورا را تاریخ نمی‌دانم زیرا از نظرم این چیز دیگری است البته که این رخداد در تاریخ بوده است اما هیچ حادثه‌ای در تاریخ اسلام آنقدر دقیق و جزئی روایت نشده و این جزئیات یک فرصت مناسب برای نویسندگان و مقتل‌نویسان است که می‌خواهند تمام حادثه را به طور دقیق بیان کنند ضمن این که این حادثه خیلی دقیق بررسی شده زیرا هم در سپاه دشمن و هم در سپاه حضرت ابی‌عبدالله (ع) اشخاصی بوده‌اند که اتفاقات را کامل گزارش کرده‌اند. کربلا نه مربوط به امروز و نه مربوط دیروز است بلکه به فردای ما تعلق دارد واقعه کربلا اتفاقی نیست که به تاریخ بپیوندد و تمام شود.

سنگری در ادامه افزود: حادثه‌‌ها هر چه از زمان وقوع فاصله می‌گیرند کمرنگ‌تر می‌شوند و سهم‌شان در گزارشات تاریخ کمتر می‌شود چون وقایع دیگری جایگزین آن می‌شود. نکته قابل تامل اینجاست که فقط یک حادثه در طول تاریخ از زمان رخ داد خود نه تنها کمرنگ‌ نشده بلکه هر روز عمق بیشتری پیدا کرده و آن هم واقعه عاشورا است.

محمدرضا سنگری در پایان نکاتی را برای علاقه‌مندان و نویسندگان این حوزه متذکر شد: دوستان فعال و علاقه‌مند ما در این حوزه باید زبان فارسی را خوب بیاموزند و به جمله‌بندی املای کلمات واقف باشند، تاریخ را به طور دقیق با مستندات مطالعه کنند، مراقب مباحث گمشده در تاریخ و اشتباهات تاریخی ناشی از کمبود مطالعه دقیق است باشند.

بخش بعدی برنامه، با سخنان استاد احمد شاکری آغاز شد. احمد شاکری منتقد و نویسنده گفت: عنوان «ادبیات داستانی دینی، از دیده تا متن» یک فرایند پژوهشی است که در آن ادبیات داستانی دینی به چشم می‌خورد و از لایه‌ها و سطوح مختلفی شکل می‌گیرد.این نوع ادبیات داستان ساحت‌های مطالعه فرآیند پژوهی را دسته‌بندی می‌کند که شامل:

ساحت‌آفرینش: مربوط به نویسنده داستان است که داستان دینی را طی چه مراحلی خلق کرده است.

ساحت تحلیلی: داستان دینی چیست و کارکرد سطوح روایی در آن چگونه است.

ساحت مدیریتی: مربوط به مدیر و مشاوران دینی است که چگونه و در چه مراحلی می‌توان بر ذهنیت و زبان نویسنده و داستان‌نویس دینی تاثیر گذاشت.

شاکری خاطرنشان کرد: وصف دینی در فرآیند «از ایده تا متن» صورت نگرفته بلکه ذات داستان دینی است ادبیات یک فرم و قالب است که وصف دینی می‌تواند به آن پیوند شود.

این منتقد و نویسنده در پایان ادبیات داستانی دینی را دسته‌بندی کرد و گفت: ادبیات داستانی دینی شامل: داستان عاشورایی، داستان مقاومت، داستان تاریخی، داستان انقلاب و داستان جنگ است.

 

در توصیف عاشورا، زبان شعر گویاتر از زبان داستان است

شعر قدرت بیشتری برای پرداختن تخیل‌آمیز به واقعیت را دارد و از قدمت بیشتری هم برخوردار است.

به گزارش نکات پرس احمد شاکری نویسنده و منتقد در گفتگو با خبرنگار حوزه ادبیات گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ در خصوص نگاه اهالی قلم به واقعه عاشورا گفت: نگاه به یک مفهوم، اعم از رویکرد ادبی، مضمون هنری و تحلیل محتوایی است. واقعه عاشورا یک واقعه قدسی است و تفکیک بین جبهه حق و باطل از مهم‌ترین جنبه‌های آن است. از جهت دیگر جدا از نگاه‌های درون‌مایه‌ای به واقعه عاشورا، به نظر می‌رسد موقعیت‌های متعددی در این حادثه وجود دارند که از دیرباز تا کنون منشأ الهام بوده‌اند، به خصوص به واسطه شخصیت‌های بلند مرتبه و حوادث دردناکی که در عاشورا رخ داده است.

شاکری با اشاره به این که جنبه قدسی واقعه عاشورا ارزش بسیار بالایی در نگاه شعرا و نویسندگان دارد، اضافه کرد: باید این جنبه قدسی را محکی برای اعتقادات خود قرار بدهیم، در واقع این امر یک محمل عبرت‌آموز تاریخی است.

شاکری ادامه داد: به دلیل خلوص در این اتفاق، دسترسی نویسندگان و شعرا به عمق مطلب کوتاه است و این طبیعی است که نگاه بیننده واقف به بطن واقعیت نباشد لذا همواره یک ترهیب حاکی از ترس بیان درست حقیقت در اینجا وجود دارد.

این منتقد درباره تفاوت شعر و داستان در انتقال حادثه عاشورا گفت: شعر زبان مناسب‌تری است زیرا زبان استعاره و تمثیل است. شعر قدرت بیشتری برای پرداختن تخیل‌آمیز به واقعیت را دارد و قدمت بیشتری هم دارد. در صورتی که داستان اینگونه نیست و کسانی که به نوشتن در این حوزه نزدیک می‌شوند، نسبت به آن شدیدا عرق مذهبی دارند.

شاکری ادامه داد: البته تعداد محدودی از نویسندگان توانستند مقاتل را طبق مستندات تاریخی ساده‌نویسی و روایت کنند. تجربه داستان‌نویسی در کشور ما برای ورود به داستان‌های تاریخی همچنان اندک است اما در نمایشنامه‌نویسی مثل تعزیه همواره پیشرو بوده‌ایم.

این نویسنده در خصوص جذابیت آثار عاشورایی گفت: اگر چه نوشتن درباره واقعه عاشورا بارها تکرار شده اما همچنان جذاب است و این جذابیت به دلیل وجود اشخاص معصوم و مظلوم و عمق حوادث پیرامون این افراد است که جذابیت عاشورا را بیشتر می‌کند. از این جهت این برهه از تاریخ آبستن داستان‌نویسی است.

شاکری در پایان گفت: انقلاب‌های بزرگ، منشأ و الگویی برای رمان‌های بزرگ هستند. اگرچه ابعاد انسانی عاشورا محدودتر است ولی به لحاظ عمق و معنا تاثیرگذاری آن از همه وقایع بیشتر است.

 

 

منبع: باشگاه خبرنگاران

همدستی کومله و آل‌سعود علیه کردستان(کتابستان)

محمد صادق علیزاده
 تاروخ مقابل در ایستاد. سرش تا تیرهای چوبی سقف، فاصله‌ای نداشت و نورلامپ تا سینه‌اش را روشن کرده و صورت برافروخته‌اش در تاریکی فرو رفته بود. باپیر چشم در چشم او گفت: «ما به تو پول می‌دهیم که با ما کار کنی! حاضریم ده شغال بدهیم تا یک گرگ نصیب‌مان شود. ماهی هزار دلار! البته برای اول کار!» تاروخ بر خود لرزید. فکر چنین ثروتی دیوانه‌اش می‌کرد. باپیر گفت: «از فردا کارت شروع می‌شود. ما میهمان‎‌های مهمی داریم! قرار است کانی‌چاو پایگاه مهمی در جذب نیرو برای طالبان باشد. طالبان یعنی تریاک، مرفین، پول نقد، دینارهای دست نخورده!» تاروخ نگاهش را از مین به باپیر دوخت و گفت: «باید بدانم چه کاری است.» باپیر گفت: «تو رابط میان ما و افراد آنها در سیستان و بلوچستان می‌شوی. مزدور می‌بری و پول می‌آوری. همین!»
اینها سطرهایی از رمان «عریان در برابر باد»، نوشتۀ احمد شاکری است. رمانی که جغرافیای آن، کردستان و غرب ایران است و زبان به تشریح وقایع و اتفاقاتی می‌گشاید که از سال‌های جنگ و اقدامات کومله آغاز می‌شود و تا حمایت‌های وهابیت و سعودی‌ها از طالبان و ارتباطات آنها با سایر گروهک‌های تجزیه‌طلبِ کرد در کردستان عراق و ایران امتداد می‌یابد. شاکری که سابقۀ داستان‌نویسی و داوری چند دورۀ جایزه‌های مهم ادبی را در کارنامۀ خود دارد، در این اثر کوشیده ضمن روایت داستان، درون فرهنگ کردها هم سَرَک بکشد. گردنه‌ای که تا حد زیادی سربلند از آن بیرون آمده است.
«عریان در برابر باد» حول محور یوسف و همرزمان او می‌چرخد که در سال‌های جنگ در تلاش برای زدن جاده برای یکی از روستاهای مرزیِ کردستان، در کوهستان و برف و کولاک در کمین کومله گرفتار می‌آیند و همه جز یوسف به شهادت می‌رسند. او که بعد از جنگ معلمِ همان روستا شده، ارتباطاتی با ماموستای اهل تسننِ روستا هم دارد که به مذاق بعضی اهالی خوش نمی‌آید که سابقۀ همکاری با کومله و تجزیه‌طلبانِ را دارند. باز شدن پای عوامل وهابیت به منطقه که با هزینۀ سعودی‌ها در پی جذب نیرو برای گروه‌هایی مانند طالبان هستند نیز بر جذابیت داستان افزوده است. ادامۀ کتاب نیز شرح اصطکاک‌ها و برخوردها و داستان‌هایی است که میان این اضلاعِ داستان روی می‌دهد.
اصطکاک و اختلافاتِ میانِ روحانیِ سنیِ روستا با عوامل وهابیت و گروهک‌های تجزیه‌طلب از دیگر محورهای کلیدی کتاب است که نویسنده به آن اشاره می‌کند. ملاادریس که ماموستایِ کانی‌چاو محسوب می‌شود و دانش‌آموختۀ الازهر مصر است بعد از وقایع کودتای 28 مرداد به ایران باز می‌گردد. پسر و  همسرش را از دست می‌دهد و حالا در سال‌های پیری، باز گروهک‌ و وهابیت برای او دردسرهای تازه‌ای ایجاد می‌کنند. کتاب با نثری ساده و روانی نوشته شده و از کشش و جذابیت لازم برخوردار است. هرچند مخاطب با اتمام دو ثلث اول کتاب تا حدی نتیجۀ پایانی را حدس می‌زند اما با این حال، نوع روایت و داستان‌پردازی و هم‌چنین قوت قلمِ نویسنده در ترسیمِ فرهنگ کردها در یک روستایِ دورافتادۀ مرزی در غرب ایران در کردستان، او را کسل نکرده و به خواندن ادامۀ کتاب تشویق می‌کند. مطالعه این رمان می‌تواند دنیای جذابی را در جهت آشنایی با فرهنگ کردها و ترسیم فضای فکری و فرهنگی آنها داشته باشد. «عریان در برابر باد» به قلم احمد شاکری در 336 صفحه و قیمت 11 هزار و 900 تومان توسط انتشارات سوره مهر روانۀ بازار نشر شده است .

راه‌های مبارزه با نفوذ فرهنگی غرب

سرویس ادب و هنر-
احمد شاکری و سیدمسعود شجاعی طباطبایی، دو هنرمند و فعال فرهنگی، در گفت وگو با کیهان به تبیین راه‌های مبارزه با نفوذ فرهنگی غرب پرداختند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه‌ای روز 25 شهریور در دیدار با فرماندهان سپاه پاسداران فرمودند: «نفوذ فرهنگی و سیاسی خطرناک‌تر از نفوذ اقتصادی و امنیتی است؛ دشمن بدنبال دگرگون کردن باورهای جامعه است» در این زمینه، دیدگاه دو هنرمند درباره تعریف نفوذ فرهنگی و راه‌های مقابله با آن را می‌خوانید:
نیاز به تقویت مبانی هنر انقلاب
احمد شاکری نویسنده و منتقد ادبی در گفت‌وگو با کیهان گفت: نفوذ فرهنگی که جلوه غالب آن نفوذ هنری است، همواره با یک نوع نفوذ علمی و پس زمینه نظری همراه بوده است. ادبیات و هنر انقلاب اگر می‌خواهد با نفوذ فرهنگ و هنر غربی مقابله کند، راهش تنها تولید هنر دینی و انقلابی نیست، بلکه راه این است که هم هنر دینی و انقلابی تولید شود و هم نظریه دینی و انقلابی هنر تقویت شود.
نویسنده کتاب «انجمن مخفی» توضیح داد: عرصه هنر، یکی از مهم‌ترین مجاری نفوذ فرهنگی غرب بوده است. هم اکنون نیز ابزارهایی چون شبکه‌های ماهواره ای، فیلم‌های سینمایی، آثار هنری و مکتوب و ... ابزارهایی برای ورود و انتشار فرهنگ غربی به عنوان یک فرهنگ مهاجم هستند. اما آنچه مهم است اینکه نمی‌توان این ساحت را از نفوذ علمی جدا کرد. به این معنی که جریان هنر غربی همواره در کنار توسعه و تبلیغ، خود را تئوریزه کرده است. مبانی فکری و نظری هنر غربی بسترهای لازم را برای ورود، تحمیل و ترویج آن فراهم می‌کند. به عنوان مثال در عرصه ادبیات داستانی که قدمتش در کشور ما چندان زیاد نیست یکی از مجاری نفوذ فرهنگی، ترجمه آثار متعدد ادبیات غرب است که در کنار آن، آثاری هم توسط شبه روشنفکرها تألیف شده است. 
وی با طرح این پرسش که چه چیزی موجب ماندگاری و تثبیت این گونه آثار در فرهنگ غنی اسلامی و ایرانی ما شده است؟ بیان داشت: یک وجه این قضیه بطور طبیعی اتفاق می‌افتد یعنی مخاطب عام وقتی با این آثار ارتباط برقرار می‌کند، به صورت غیرخودآگاه و نامحسوس از آنها تأثیر می‌پذیرد. اما وجه دیگر این است که همین آثار، پیوند گسست ناپذیری با مبانی تئوریک ادبیات اومانیستی دارند. 
نویسنده «عریان در برابر باد» تصریح کرد: به صورت مشخص، دانشگاه‌ها و محافل علمی ما باید به تقویت هنر دینی و انقلابی در برابر هنر نفوذگر کمک کنند. چون جریان هنر دینی و انقلابی باید پایه و مبانی فکری داشته باشد. این درحالی است که محافل علمی و آکادمیک ما آثار دینی و انقلابی را هم با مبانی غربی تحلیل می‌کنند. به همین دلیل هم خصائص مهم در این آثار را یا نادیده می‌گیرند یا تضعیف می‌کنند. 
شاکری تأکید کرد: ممکن است بدون نظریه هم بتوانیم آثاری را خلق کنیم، اما نتیجه، آثاری مجمل خواهد بود. تضمین‌کننده بقای هنر و سدی که می‌خواهیم در برابر تهاجم ایجاد کنیم، تولید فکر است.  ساحتی که متأسفانه بسیار کم به آن پرداخته شده است. همیشه مسئله ما تولید هنر و ادبیات انقلابی و دینی بوده است و کارهای خوبی هم خلق شده است، اما مسئله نظریه پردازی در ساحت هنر، چندان جدی نبوده و کارهایی هم که انجام شده، جریان ساز نبوده است.
معضل انفعال فرهنگی 
سیدمسعود شجاعی طباطبایی کاریکاتوریست، مدیرمسئول نشریه کیهان کاریکاتور و مدیر خانه کاریکاتور ایران هم به کیهان گفت: هشدار نسبت به نفوذ و تهاجم فرهنگی دشمن تنها به زمان کنونی محدود نمی‌شود، بلکه رهبر معظم انقلاب بارها در سخنرانی‌های خود بطور مستقیم و غیرمستقیم به این مسئله اشاره داشته‌اند. حتی گاهی اشاره‌های واضح و صریحی به برخی از موضوعات نموده‌اند. مثل اشاره به فیلم «تک تیرانداز آمریکایی» که بطور واضح توجه به این بود که سینمای هالیوود به دنبال این است که شخصیت‌های کاذبی را در قالب قهرمان مطرح کرده و بر تن جنایتکارها لباس بزک شده بدوزد و تصویری وارونه ارائه دهد. به واسطه همین مصادیق تا حد زیادی تعریف این قضیه روشن است.
وی تأکید کرد: متأسفانه ما از ابتدای انقلاب تا به حال همواره با جریان انفعال فرهنگی در مقابل نفوذ فرهنگی دشمن مواجه بوده ایم. به طوری که در مقابل خیلی از اتفاقات یا واکنش نشان نمی‌دهیم یا بسیار منفعلانه عمل می‌کنیم و حتی گاهی برخی از جریان‌ها از نفوذ فرهنگی حمایت می‌کنند. مثل ماجرای استعفای دولت موقت به خاطر تسخیر لانه جاسوسی آمریکا که در عرصه سیاسی رخ داد، در عرصه فرهنگی نیز بارها چنین رفتارهایی را مشاهده کرده ایم. 
دبیر دوسالانه کاریکاتور تهران ادامه داد: اینکه رهبر انقلاب درباره برخی از مسائل تأکید می‌کنند و بطور دقیق و جزئی به آن می‌پردازند، نشان می‌دهد که بدنه سیاستگذاران آن حوزه دچار انفعال و کم کاری است، وگرنه اگر مسئولین به کار خود درست عمل کنند نیاز به این همه تذکر نیست. همچنان که تاریخ دوران انقلاب و دفاع مقدس نشان می‌دهد، همواره حضور صریح و جدی امام خمینی(ره) و حضرت آقا در مسائل امنیتی و عقیدتی مانع از بروز حوادث ناگوار شده است. مثل صدور حکم ارتداد سلمان رشدی توسط حضرت امام که خیلی‌ها را شوکه کرد. 
شجاعی طباطبایی ادامه داد: رهبر انقلاب نیز همچون حضرت امام دائم در حال گوشزد مسائل هستند. نخبگان، مسئولین و کسانی که در صدر اتفاقات فرهنگی و هنری و سیاسی هستند باید این موارد را درک کنند.
دبیر مسابقه کاریکاتور هولوکاست تصریح کرد: در شرایطی که به برکت خون شهدا جایگاه ما در عرصه بین‌المللی قدرتمند است، غلبه این همه انفعال در برابر تهاجم فرهنگی دشمن بسیار عجیب است. این درحالی است که اگر اهالی و مسئولین فرهنگی ما متوجه عزت و جایگاه امروز ایران شوند هیچ گاه در موضع کوچک قرار نخواهند گرفت و به وضعیت متناسب با شأن جمهوری اسلامی خواهند رسید.

ادبیات دفاع مقدس نیازمند انقلابی مجدد در مستند نگاری است

احمد شاکری، پژوهشگر، منتقد و نویسنده حوزه دفاع مقدس، گفت: سیل کتاب‌های ضعیف در حوزه مستند نگاری که تنها تکرار گذشتگان هستند، نمی‌تواند نسل جوان امروز را جذب خود کند. لذا ما در مستند نگاری به یک خیزش و یک انقلاب مجدد نیاز داریم.

احمد شاکری در گفت‌وگو با روابط عمومی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، با اشاره به تأثیر زمینه اجتماعی کشور بر حوزه ادبیات، گفت: کشوری که هشت سال با جان و دل از خاک خود دفاع کرده و کشوری که انقلاب عظیمی را ایجاد کرده، در زمینه ادبیات و «خواندن» دستی پُر خواهد داشت و بیش از اینکه به ساختارهای روایی غربی و آثار ترجمه‌ای غرب متکی باشد، وامدار خاطرات دفاع مقدس خود است.

شاکری در پاسخ به این پرسش که «ادبیات ما تا چه حد در منعکس کردن واقعیت دفاع مقدس موفق بوده؟» گفت: ما در دهه‌هایی این راه را به خطا می‌رفتیم. با توجه به این موضوع که ادبیات و اشکال نوین ادبی مانند رُمان و داستان کوتاه مقوله‌ای غربی بوده، سال‌ها به دنبال مسیری میانبُر بودیم تا فرم را از غرب بیاوریم و محتوا خودمان را در آن فرم بریزیم و به رمان انقلاب اسلامی و یا دفاع مقدس برسیم.

وی افزود: اما اینکه ما امروز یک رمان دفاع مقدس عالی نداریم نشان می‌دهد که مسیر درستی را در پیش نگرفته بودیم و در ادامه تجربه نشان داد که جامعه مستندنگاری‌ها را بهتر می‌پسندد تا رمان. بنابراین، چنین روشی نسخه غلطی بود که در امور دیگر هم کشور ما آن را تجربه کردیم؛ یعنی قصد داشتیم تا یک مبحث وارداتی را بدون آگاهی و استخراج کردن مبادی آن در خدمت ارزش‌های خود بکار بگیریم.

این پژوهشگر، منتقد و نویسنده حوزه دفاع مقدس در ادامه به میسر صحیح ادبیات در بازنمایی واقعیات دفاع مقدس پرداخت و گفت: مسیر صحیح همان مسیری است که امروز دنبال می‌شود و آن بحث «مستند نگاری» است. البته این طور نیست که این مسیر، سیر بدون آفتی باشد. یکی از آسیب‌های این شیوه نیز افتادن در دام تکرار است. یعنی در حالی که دفاع مقدس اینقدر تنوع موضوعی و شخصیتی دارد، ادبیات ما نباید در یک جا به تکرار برسد.

شاکری با اشاره به برخی آسیب‌های پیش روی حوزه مستند نگاری، گفت: تعدد کتاب‌های ضعیف در حوزه مستند نگاری که تنها تکرار گذشتگان هستند، نمی‌تواند نسل جوان امروز را جذب خود کند. نباید در بیان خاطرات تنها به نقل وقایع مهیج اکتفا شود. آن چیزی که به دفاع مقدس ما عمق بخشیده اتفاقات جذاب آن نیست، بلکه عمق شخصیت‌های آن است. لذا ما در مستند نگاری به یک خیزش و یک انقلاب مجدد نیاز داریم.

وی شخصیت پردازی و تحلیل شخصیت را در مستند نگاری‌های موجود، ضعیف توصیف کرد و ادامه داد: ما در واکاوی شخصیت بسیار ضعیف هستیم و عموماً شخصیت‌ها را از منظرهای بیرونی روایت می‌کنیم و کمتر از منظر درونی به آنها پرداخته‌ایم. البته باید اشاره کنم که شاید قد و قامت خاطره دیگر بیشتر از همین وضعیت موجود نباشد و عملاً اگر بخواهیم به عمق شخصیت برسیم باید وارد حوزه «داستان» شویم، ولی داستانی که ما خودمان از مسیر مستند نگاری به آن رسیده‌ایم، نه آن رمانی که از غرب گرفته‌ایم.

نویسنده کتاب «سرزمین پدری» افزود: با تعمیق خاطرات، کار نظری، عملی و نوآوری در خاطرات، ما قطعا به داستان خواهیم رسید. چون راوی به عمقی می‌رسد که خاطره نمی‌تواند جوابگوی آن باشد؛ لذا باید به عالم تخیل وارد شود و خلق کند. بنابراین معتقدم که در آینده‌ای نزدیک، از «مستندنگاری» ناگزیر به «داستان» می‌رسیم.

شاکری در ادامه به نقش موثر کتابخانه‌های عمومی در ترویج فرهنگ دفاع مقدس اشاره کرد و گفت: نهاد کتابخانه‌های عمومی بزرگ‌ترین مجموعه دسترسی به کتاب‌خوان‌های کشور را دارد. یکی از این امکانات بی‌نظیری که در اختیار این نهاد است، امکان مواجه خوانندگان با نویسندگان دفاع مقدس است.

وی ادامه داد: البته این موضوع در ماه‌های اخیر با اجرای طرح‌هایی مانند نشست‌های «کتا‌ب‌خوان» در حال تحقق است که امیدوارم با حضور فعال نویسندگان دفاع مقدس در استان‌های مختلف ادامه پیدا کند. چراکه این کار هم به کار نویسندگان این حوزه رونق می‌دهد و هم به اقتصاد کتاب کمک خواهد کرد.

احمد شاکری داستان‌نویس و منتقد ادبی است. از میان کتاب‌های او می‌توان به «عریان در برابر باد»، «آنک جنگ، اینک داستان»، «نقد 92»، «گام نهادن بر شیب تند»، «انجمن مخفی»، «نفس» و مجموعه داستان «باران نیمروز» اشاره کرد. وی تحصیلات حوزوی دارد و آثارش با نگاه‌های دینی و هویت‌های مذهبی کشورمان نوشته شده است.