بهره‌گیری از قصص قرآنی در برنامه‌های تلویزیونی

احمد شاکری، نویسنده و پژوهشگر در حاشیه بیست و نهمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، درباره نقل مکان نمایشگاه کتاب تهران به شهر آفتاب گفت: ظاهرا نمایشگاه به خانه خودش منتقل شده و پس از چندین سال اجاره‌نشینی، صاحبخانه شده است.

خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- احمد شاکری، نویسنده و عضو هیات علمی گروه ادبیات و اندیشه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی که تالیف 11 عنوان کتاب در حوزه نقد، پژوهش، داستان و رمان را در کارنامه دارد، در حاشیه بازدید از غرفه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در بیست و نهمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، با خبرنگار ایبنا از نمایشگاه کتاب و جدیدترین کتاب‌های در دست تالیفش سخن گفت.
 
آقای شاکری حال و هوای نمایشگاه کتاب را در شهر آفتاب چگونه دیدید؟
نمایشگاه کتاب همواره به‌عنوان یک اتفاق ملی و بسیار مهم در طول سال، مطرح بوده و می‌توان از نمایشگاه کتاب به‌عنوان بهار کتاب یاد کرد. قطعا برگزاری نمایشگاه منافع و فواید بسیار متعددی دارد. نمایشگاه کتاب این قدرت را دارد که کتاب و کتابخوانی را ترویج کند و کتاب را به عمق زندگی مخاطبان ایرانی ببرد.
 
نمایشگاه کتاب در کشور ما در طول 28 دوره گذشته بیشتر یک فروشگاه کتاب بوده تا یک نمایشگاه کتاب. در دوره‌های گذشته جنبه‌های نمایشگاهی آن چندان قوتی نداشته است؛ این نکته بسیار مهمی است که راه‌حل‌های بسیار مشخصی هم دارد. دولت، برنامه‌ریزان و سیاستگذاران می‌توانند فرآیندی را اجرایی کنند که کتاب پس از تولید به نحو مقتضی، کافی و کاملی معرفی، تبلیغ و توزیع شود تا به مخاطب برسد. شبکه‌های مجازی می‌توانند این‌کار را انجام دهند. در حال حاضر سایت آمازون به همین صورت کتاب را در اختیار مخاطبان قرار می‌دهد. این فرایند اگر به نحو درست، دقیق و فراگیری در کشور ما تنظیم شود، نمایشگاه کتاب به شکل فعلی دیگر موضوعیتی ندارد، آن‌هم با زحمات و هزینه‌های بسیار زیاد. در این‌صورت می‌توان درباره کارکرد نمایشگاهی بیشتر صحبت کرد که نمایشگاه کجاست و کارایی واقعی آن چیست؟
 
نظرتان درباره جابه‌جایی نمایشگاه کتاب از مصلی به شهر آفتاب چیست؟
در مورد جابه‌جایی نمایشگاه یک نکته مثبتی وجود دارد. نمایشگاه به یکی از نقاط جنوبی شهر تهران منتقل شده، که این مساله شاید در راستای سیاست محرومیت‌زدایی و یکسان‌نگری به شهروندان تهرانی باشد. شهرداری هم در این زمینه بسیار تلاش کرده است. این خیلی خوب است که فضا‌های فرهنگی را به نقاط جنوبی و محروم‌تر شهر منتقل کنند.
 
نکته دیگر این‌که ظاهرا نمایشگاه به خانه خودش منتقل شده و پس از چندین سال اجاره‌نشینی، صاحبخانه شده است.
 
چند اشکال هم به‌نظر من وجود دارد که باید مرتفع شوند. مسئولان کمی در انتقال نمایشگاه از مصلی به مکان فعلی تعجیل کردند و این تعجیل در زوایای نمایشگاه بیست و نهم مشخص است. نوعی آشفتگی و بلاتکلیفی و عدم انسجام در برخی از بخش‌ها وجود دارد که شاید بخشی مربوط به زیرساخت‌ها باشد و برخی مربوط به برنامه‌ریزی، دوری راه و منطقه‌ای که نمایشگاه در آن واقع شده است. این مشکلات باید با برنامه‌ریزی برای دوره‌های بعد مرتفع شوند. شاید امسال به‌طور آزمایشی نمایشگاه در شهر آفتاب برگزار شد، طبیعتا در سال‌های بعد نحوه برگزاری نمایشگاه بهتر از این دوره خواهد بود.
 
در مجموع نمایشگاه با برنامه‌های جنبی، سالن یاس، بخش کتاب‌نما و سرای اهل قلم که بخش‌های اصلی یک نمایشگاه هستند، سال به سال رشد داشته که امیدواریم با این رشد نمایشگاه بتواند کارکرد اصلی خود را پیدا کند.
 


در حال حاضر چه کارهایی در دست تالیف دارید؟
مشغول انجام چهار پروژه به‌صورت همزمان هستم. کتابی با عنوان «فلسفه داستان داستان» در دست دارم که در آینده نزدیک از سوی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی منتشر خواهد شد. این اثر در حوزه فلسفه مضاف داستان و روایت و احتمالا در 870 صفحه تنظیم خواهد شد.
 
کتابی دیگر در حوزه فلسفه مضاف با عنوان «مبانی ایده نخستین داستان» در دست تالیف دارم که تا پایان سال کار نگارش آن به اتمام خواهد رسید.
 
آخرین اثرم نیز که از سوی سازمان انتشارات پژوهشگاه منتشر شده «جستاری در اصطلاح‌شناسی و مبانی ادبیات داستانی دفاع مقدس» است.
 
کتاب دیگری در حوزه فیلم دینی یا قصص قرآنی در دست جمع‌آوری و تنظیم مطالب است. این اثر مجموعه‌ای از نشست‌هایی است که در قالب یک برنامه تلویزیونی با حضور متخصصان علوم قرآنی، قصص قرآنی و روایت‌شناسی برگزار شد. این نشست‌ها پیاده‌سازی و تدوین شده و به‌صورت کتاب منتشر خواهد شد.
 
ماه رمضان سال گذشته از شبکه آموزش سیما برنامه‌ای پخش شد که محوریت آن بررسی جوانب مختلف نظری قصص قرآنی بود. پرسش اصلی این برنامه این بوده که قصص قرآن به لحاظ ساختارهای روایی چه هستند. در نوع‌شناسی و ژانرشناسی این پرسش پیش می‌آید که آیا قصص قرآنی چیزی جدای از دیگر قصص دوران معاصر است یا دارای اشتراکاتی هستند.

پاسخ به این پرسش بسیار ضروری است؛ به این لحاظ که پاسخ این پرسش ما را به تعریفی نو از هنر روایت، قصه و قصه‌گویی نزدیک می‌کند. در حقیقت تاملات ما را به فهم مبانی نظری قصص می‌رساند، چراکه قصص قرآنی واجد عنوان بهترین و کاملترین قصه‌‌ها هستند. 
 
فهم چیستی، ماهیت، کارکردها، اجزا و عناصر قصص قرآن می‌تواند در فهم نحوه اقتباس از این قصص برای ادبیات و سینما بسیار مهم باشد.
 
مرحوم سلحشور درد جدی داشت که قصص قرآن را به‌صورت سینمایی و تلویزیونی به تصویر بکشد. این‌کار فارغ از جنبه‌های عملی، عملا مهمترین چالشی که با آن مواجه است، چیستی سینما و چیستی قصص قرآنی است. یعنی تا این دو چیستی فهم نشود، اقتباس یا تبدیل از یک ژانر به ژانر دیگر ناکام خواهد بود.
 
از این رو این برنامه با حضور اهالی و دانش‌آموختگان حوزه و متخصصان حوزه سینما و روایت، به طرح پرسش‌هایی پرداخت و تلاش کرد این پرسش‌ها را در یک منظومه مشخص پاسخ دهد.
 
ضرورت تدوین و انتشار این کتاب در این است که برنامه‌های تلویزیونی همیشه از یک بلیه‌ای رنج می‌برند. برنامه‌های تخصصی‌تر شاید مخاطب عام نداشته باشند. عموما آسیبی که به برنامه‌های تخصصی وارد می‌شود این است که تلویزیون یک رسانه دیداری است و دقت‌ها در مباحث نظری برای مخاطب کم است. مخاطب اگر یک جمله یا یک فراز را از دست بدهد، شاید تمام مبحث را از دست بدهد؛ پس تبدیل برنامه‌های نظری و محض علمی تلویزیون به کتاب و رسانه‌های مکتوب به‌کار می‌آید. این مساله به‌عنوان مثال در حوزه روایت‌شناسی دینی در دانشکده صدا و سیمای قم یکی از رویکردهای مهمی است که در قالب پایان‌نامه‌ها و مقالات علمی - پژوهشی روی آن کار می‌کنند. از این رو دسترسی به کتاب برای علاقه‌مندان بسیار راحت‌تر از دسترسی به آرشیو سازمان صدا و سیماست.
 
ترتیب مباحث این کتاب به چه صورت است؟
ترتیب مباحث این کتاب به ترتیب اجرا و پخش برنامه‌هاست. 34 برنامه در ماه رمضان سال گذشته ضبط شد که در تعداد کمتری در این کتاب منعکس خواهد شد. هر یک از این برنامه‌ها عنوان خاصی داشتند، از این‌رو ترتیب و عنوان‌بندی فصل‌های کتاب نیز منطقی خواهد بود.
 
کار پیاده‌سازی از صوت به مکتوب و تدوین آن همزمان در حال انجام است. امیدوارم تا پایان سال جاری به مرحله چاپ برسد و در سال آینده وارد بازار نشر شود. فضای نشر ما به دلایل مختلف از جمله تحریم‌ها و گرانی کتاب، فضای کندی است. کتاب‌ها مانند گذشته، در بازه زمانی 6 ماهه منتشر نمی‌شوند. در چرخه کنونی نشر چاپ کتاب‌ها دو یا سه سالی زمان می‌برد.

فقدان منبع درسی برای رشته ادبیات داستانی

گفتگوی تفصیلی با احمد شاکری پیرامون نواقص سیستم دانشگاهی کشور در ادبیات داستانی
فقدان منبع درسی برای رشته ادبیات داستانی
 

 

زهره محمد شفیع زاده // در سیر تاریخی جایگاه و صنعت هنر از رنسانس به بعد، با تحولات زیادی مواجه هستیم. در مقطع ابتدایی، شاهد فاصله گرفتن هنر از دین همزمان با تفاضل علم از سیاست هستیم. در جایی که هنر با روی آوردن به واقعیات از انتزاعیات و درون آدم ها فاصله می گیرد و صرفا با موارد ملموس رو به رو است. پس دیگر موارد انتزاعی چون آموزه های دینی، اخلاقی و خدا در هنر محلی از اعراب ندارند. اما در دوران پسامدرن شاهد شکل گیری آموزه های دینی در هنر و تبلور اندیشه های دینی در هنر هستیم. به نحوی که هنرمند قبل از خلق اثر به درون خود سیری خلاقانه می کند تا از فطرت خداجوی خود اثری که با مذاق انسان اخلاق مدار هم خوانی دارد خلق کند. حال در این زمینه اسلام چون بر مدار فطرت انسانی بنا شده، قطعا بیشتر از هر دینی به درون و احساس درونی انسان ها توجه نشان می دهد تا از سیلان و تبلور روح خدایی (نفخت فیه من روحی) در درون خود اثری الهه گونه خلق کند. 
مقصود از گفتگوی ما موضع گیری اسلام در قبال هنر و موضوعات هنری و خلاقانه هنر است. وضعیت دانشگاه های هنر در کشور و بررسی هنر اسلامی موضوعی است که از اهمیت و جایگاه بالایی برخوردار است. دکتر احمد شاکری صاحب نظر در حوزه ادبیات داستانی دفاع مقدس و هنر با توجه به گرایش تخصصی خود، در حوزه رشته ادبیات داستانی برای آسیب شناسی این معضلات به ما کمک کرده اند.

*به طور کلی جایگاه هنر در اسلام و انقلاب اسلامی چه اهمیتی دارد و آیا در سیستم دانشگاهی می توان به این جایگاه دست یافت؟
پیش از هر چیز ضروری می دانم از شما به واسطه طرح چنین پرسشی تشکر کنم. همچنین لازم می دانم بخش اولیه این پرسش را به عنوان اصل موضوع این بحث قرار داده و درباره بخش های دیگر نکاتی را مطرح سازم. زیرا به نظر می رسد دلایل تاریخی و رجوع به سنت بزرگان دین و اولیاء و آثار برجای مانده هنری به دست هنرمندان مسلمان به نحو کافی از اهمیت هنر در اسلام پرده بردارد. به خصوص آن که ایران اسلامی در طول قرون گذشته و به خصوص با ورود اسلام مهد آفرینش هنری و زایش خلاقانه هنر متعالی بوده است. همچنین لازم می دانم جهت تحدید بحث، تنها درباره ادبیات داستانی سخن بگویم. زیرا بررسی جایگاه شاخه های مختلف هنری در سیستم دانشگاهی کشور، نه در این مجال می گنجد و نه به حوزه تخصص بنده مربوط است. 
نکته دیگری که لازم است در ساختاربندی بحث حاضر در نظر گرفته شود، بررسی جایگاه ادبیات داستانی به خصوص در دوره پس از انقلاب در دانشگاه ها است. واقعیتی که تاریخ نگاری و مسئله شناسی حوزه ادبیات داستانی به صورت پررنگی با آن مواجه است، تحقیقات وزینی است که ادبیات داستانی کشور را از زمان مشروطه - که به ظن برخی نقطه آغازین تحول در روایت در جهت نیل به گونه نوین داستان است - بررسی نموده و واقعیت کنونی را مورد غفلت قرار می دهد. این امر حتی درباره ادبیات کهن نیز صادق است. به نحوی که تحقیقات صورت گرفته درباره متون کلاسیک و کهن ادبیات روایی فارسی سهم عمده ای از توجهات علمی را به خود معطوف داشته است. گرچه این به خودی خود به تولید علم می انجامد اما ناهمگونی و عدم توازن پرسشگری و همچنین عدم توجه به نیازها و واقعیت های کنونی ادبیات، موجب شده است، ظرفیت علمی و پژوهشی موجود در بسیاری موارد پشت خط انقلاب یعنی بهمن 57 باقی بماند و اساسا وارد این دوره و مسائل نوپدید و ضرورت ها و تغییرات موجود نشود. 
نکته اخری که در تحدید بحث اهمیت بسزایی دارد، تمرکز پرسش شما بر سیستم دانشگاهی است. گر چه چنین تقییدی می تواند مسائل مرتبط و مشخصی را در محدوده نظام آموزشی و پژوهشی دانشگاهی گرد آورد، اما باید توجه داشت، مجموعه های غیر دانشگاهی چون حوزه های علمیه در کشور و جریان پژوهشی، نقد و آفرینشی که در بطن جامعه وجود دارد بار مهمی را در حیات ادبیات داستانی کشور بر دوش داشته اند. بنابراین تمرکز بر نظام دانشگاهی نباید با این پیش فرض توام باشد که در حال حاضر، تنها نهاد مرتبط با ادبیات داستانی دانشگاه است.
آن چه من از جایگاه هنر برداشت می کنم، چیزی است که ادبیات داستانی انقلاب اسلامی به آن سو حرکت می کند. ادبیات داستانی پس از انقلاب اسلامی چهره ای متعهد به خود گرفت. بدین معنی که آموزه ها، مبانی، بینش و ارزش های انقلاب اسلامی صورت جدیدی از داستان را طلب می نمود. بنابراین، چنین جایگاهی برای ادبیات داستانی، که مرتبط با نوع نگاه هنرمند به هستی، اهمیت و چیستی ادبیات داستانی و مقصد و غایت این گونه روایی است در این دوره باز تعریف شد. این که صورت نهایی ادبیات داستانی در قالب های پرشمارش در انقلاب اسلامی چه خواهد بود هنوز بر ما معلوم نیست. اما هدف و جهت این هنر مشخص است. اما عواملی که چنین جایگاهی را برای ادبیات داستانی رقم می زند، متعددند. نیل به ادبیات متعهد نیازمند کار ارکان مختلف در ادبیات داستانی است که برخی از آنها مستقیما به تولید هنر باز می گردد و برخی دیگر ناشی از شرایط تاریخی، اجتماعی و فرهنگی، رشد عقلانیت و تعمیق دانش نظری و مهارت های عملی است. چنین گستره ای از  عوامل طبعا زمینه ای را طلب می کند که تامین آن تنها از محافل علمی و دانشگاه ها ساخته نیست. 

*پس این پرسش ها را مطرح می کنیم که در این مسیر دانشگاه ها چه نقشی ر ابر عهده دارند؟
نکته ای که نباید آن را مورد غفلت قرار داد ماهیت دانشگاه در شکل و ساختار کنونی به عنوان الگویی غربی و ماهیت ادبیات داستانی است. اگر مراد از ادبیات داستانی، آثار تولیدی و به اصطلاح آفرینش داستان باشد، ساختارهای دانشگاهی که ماهیتا دانش محورند، در تاریخ ادبیات داستانی ایران نتوانسته اند به پرورش داستان نویس و به تعبیری مهارت افزایی هنری در نویسندگان موفق شوند. بلکه هنرمندان و نویسندگان داستان عموما متاثر از علل دیگر پرورش یافته و بالیده اند. این واقعیت، بر این نکته پای می فشرد که دانشگاه های کشور در دوره کنونی به لحاظ نیروی آموزشی، متون و منابع درسی، واحدهای درسی، رشته های دانشگاهی، روش های آموزشی، نحوه جذب دانشجو اساسا قادر به پرورش نویسنده داستان نیستند. بنابراین تنها کارکردی که این مجموعه ها در حوزه ادبیات داستانی می توانند داشته باشند در حوزه پژوهش های مرتبط با داستان و نقد ادبی است. این البته به معنای کم اهمیت بودن پژوهش و نقد ادبی در این حوزه نیست. اما نکته ای که وجود دارد این است که چه عواملی دانشگاه را در تثبیت جایگاه ادبیات داستانی انقلاب اسلامی یاری می رسانند. 

 

*در بررسی این عوامل شاید نقش استاد یکی از مهمترین نقش ها باشد. شرایط استاد در رشته های مربوط به ادبیات داستانی در دانشگاه های کشور چگونه است؟
طبعا مدرس نقشی محوری در جهت دادن به دانشجو و تولید علم و جریان سازی در حوزه ادبیات داستانی کشور خواهد داشت. به نظر می رسد شرط اولیه و ضروری در هر مدرسی اعتقاد به هنر و ادبیات انقلاب و باور به این مسئله است. استادی که هنوز در ادبیات کهن مانده است یا با دیدی شیفته و مشتاق تنها به ترجمه مبانی فکری و نظری غربی می اندیشد و در مقایسه ادبیات داستانی غرب با ادبیات داستانی انقلاب اسلامی، این ادبیات را ناچیز، کم ارزش، ابتدایی، شعاری، ایدئولوژیک می داند یا در مقایسه نظریه پردازان غرب با اهالی نظر در ادبیات داستانی انقلاب گروه دوم را قابل اعتنا نمی داند، اساسا هنر انقلاب برایش موضوعیت ندارد. این تصویر لزوما به معنای عدم همراهی اساتید محترم دانشگاهی با انقلاب و ارزش های آن نیست؛ بلکه بدان معنی است که انفعال طیفی از مدرسان داستان در برابر تئوری های غربی حتی به آنها اجازه تجاوز از این تئوری ها و نقد عالمانه آنها را نه به خود و نه به دانشجویان، نمی دهد. پایان نامه های دانشگاهی و مقالات ارائه شده در بسیاری از فصلنامه های علمی پژوهشی حاکی از تسلط بی چون و چرای نظریه غربی بر ادبیات داستانی است. در حالی که احتمال توجه به نمونه یا نمونه هایی از ادبیات داستانی پس از انقلاب در این آثار علمی اندک است، سهم ادبیات داستانی متعهد در این میان بسیار ناچیز است. نتیجه آن که، آثار معدود و انگشت شمار متعهدی که این امکان برایشان فراهم می آید تا در پژوهش های ادبی محوریت یابند با نظریه های اساسا غیر دینی یا ضد دینی عملا قلب شده و تعهد در آنها قربانی مبانی اومانیستی نظریات ادبی می شود. 

*منابع تدریس در این رشته چه مقدار با موازین اسلامی و انقلابی تطبیق دارد؟
تحقیقا غالب منابع و متون حتی منابع تالیفی از نظر محتوایی کاملا وابسته و ترجمه ای اند. فقدان منابع بومی و متناسب با شرایط و تحولات تاریخ ادبیات معاصر کشور و مبانی و ارزش های اسلامی کاملا چشمگیر و آشکار است. تا جایی که رشته ادبیات پایداری که از جمله رشته های تازه تاسیس و با آتیه در جهت تثبیت ادبیات داستانی متعهد است، اکنون با کمبود جدی منابع مواجه است. در حالی که هشت سال دفاع مقدس در ایران اسلامی سرچشمه پدید آمدن صدها اثر روایی و زایش ده ها نویسنده است، در این رشته اثر حماسی شاهنامه فردوسی تدریس می شود! 
نکته ای که باید بدان توجه شود، عدم توازن میان ابعاد و ارکان ادبیات داستانی انقلاب اسلامی است. در طول بیش از سه دهه از عمر ادبیات داستانی انقلاب اسلامی، سیاست های غالب در این حوزه به سمت حمایت از تولید و تشویق نویسندگان و چهره سازی از آنان سوق پیدا کرده است؛ چرا که از دیرباز این تصور وجود داشته است که آفرینش داستانی می تواند مستقل از نقد و پژوهش پا گرفته و رشد نماید. همچنین گمان می شد که پژوهش امری متاخر از تولید است و ضرورت های حفظ و صدور انقلاب اسلامی ایجاب می کند تولید داستان در اولویت برنامه های حمایتی مجموعه های مرتبط با این حوزه قرار گیرد. این درحالی است که در طول این سه دهه جریان دانشگاهی عموما منفعل و مترجم، سیلی از آثار ترجمه را در حوزه نظریه ادبی و رویکردهای نقد ادبی روانه بازار نشر نمود. ادبیات داستانی انقلاب اسلامی فارغ از خوانندگان رو به تزاید آن، برای اثبات ادبی بودن و درک ارزش های موجود در آن نیازمند نظام و ساختاری منسجم بود که آن را معنی کند. 
فقدان نظریه ادبی داخلی، در طی این سه دهه عملا آثار و ثمرات خود را بر حوزه ادبیات داستانی متعهد بر جای گذاشت. زیرا بدیهی بود نویسندگان شبه روشنفکر اساسا از جریان نظریه پردازی غرب زیانی نمی دیدند. زیرا این طیف حیات ادبی ترجمه ای خود را به ادبیات غرب پیوند زده بودند و از آن ارتزاق می کردند. بنابراین ادبیات پوچ گرا، نسبی اندیش، بی تعهد، آرمان گریز، ضد اخلاقی و ضد دینی، دائما توسط جریان های نقد و پژوهش که کانون آن را باید دانشگاه ها دانست فربه شدند. تنها فرصتی که ادبیات داستانی متعهد انقلاب اسلامی از آن بهره می برد مخاطبانی بودند که ادبیات متعهد را از جنس زندگی و تاریخ و اندیشه و خواست خود می دانستند. 

*این ادبیات وارداتی هیچ تناسبی هم با زیست بوم ما نداشته است
واقعیت حاکی از آن بود که ادبیات ترجمه ای نه انسان ایرانی و مسلمان را روایت می کند و نه دغدغه های آن را بازتاب می دهد. ادبیات داستانی وارداتی ادبیاتی به شدت متبختر، فرم گرا، بالا نشین و مادی بود که هیچ گاه دینداری موجود در وجود ایرانی مسلمان انقلابی را بازتاب نمی داد. با غفلت ادبیات متعهد از پژوهش نظری عملا جریان های ترجمه نبض دانش ادبیات داستانی را به دست گرفتند. باور به بی تاثیری یا کم اهمیت بودن نظریه ادبی البته نه تنها در سیاست گذاران و برنامه ریزان که حتی در برخی از اهالی نظر متعهد ادبیات نیز رسوخ کرده بود. تصویری که اکنون درباره منابع نظری ادبیات داستانی وجود دارد کاملا بحرانی است. تا جایی که دانشجوی علاقمند به ادبیات متعهد برای پژوهش در این زمینه خود را در عرصه ای می یابد که گویا خود باید از آغاز بسیاری مبانی را تامین نماید. البته در این میان نباید سهم رشته های دیگر علوم انسانی به خصوص فلسفه، جامعه شناسی، روان شناسی را در وضعیت موجود نادیده گرفت. واقعیت آن است که تحقیقات مضاف لازمه تولید علم نظری در حوزه ادبیات داستانی است. از این رو، همان قدر که از اهالی ادبیات داستانی انتظار می رود از فلاسفه و جامعه شناسان و دیگر اساتید و اهالی نظر علوم انسانی انتظار می رود با ورود به این حوزه دریچه های جدیدی از دانش را بگشایند.

«آنک جنگ، اینک داستان» و «قهرمانان» پرفروشهای صریر

انتشارات صریر وابسته به اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان تهران با ۲۱۸عنوان کتب دفاع مقدس در نمایشگاه حاضر شده است

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، کتاب «آنک جنگ، اینک داستان» نوشته احمد شاکری دربردارنده جلسات بررسی ادبیات دفاع مقدس توسط شورای سیاست‌گذاری داستان و رمان دفاع مقدس و با حضور نویسندگان این آثار و کارشناسان و منتقدان ادبی است؛ که برخی از این نشست‌ها در محل حوزه هنری برگزار شدند. این کتاب جز پروفروش‌ترینهای  این انتشارات در نمایشگاه بین المللی است.

همچنین مجموعه «قهرمانان» روایتی مصور برای گروه سنی نوجوان است که دو جلد آن به نمایشگاه کتاب تهران رسیده و از یک مجموعه 45 جلدی است. در جلد اول با محوریت شهید بروجردی به مقوله کردستان و جریان‌های ضد انقلاب آنجا پرداخته  و در جلد دوم با محوریت شهید صیاد شیرازی به عملیات مرصاد اشاره شده است.

ویژگی مجموعه قهرمانان این است که در قالب و فرم کمیک استریپ تولید شده که متن و تصویر آن‌ها را حسین اجاقی انجام داده است.
همچنین کتابهای «آب هرگز نمی‌میرد» ،«پرسمان یاد»، جز تازه‌های نشر این مجموعه است که با استقبال خوبی روبه رو شده است.

نویسندگان ما حرف جدیدی برای مخاطبان ندارند

مدیرعامل خانه کتاب در نشست تخصصی «بحران محتوا» با بیان اینکه در بسیاری از تولیدات محتوایی کتاب‌ها مصرف کننده هستیم، گفت: به صورت کلی، در تولید محتوا دچار بحران هستیم به طوری که بجای تولید محتواهای جدید، بیشتر مصرف کننده هستیم.

به گزارش خبرگزاری فارس، نشست تخصصی «بحران محتوا» با حضور مصطفی رحماندوست نویسنده حوزه کودک و نوجوان و احمد شاکری نویسنده و منتقد و پژوهشگر محتوا و مجید غلامی جلیسه مدیرعامل خانه کتاب در سرای بین الملل برگزار شد.

غلامی جلیسه مدیرعامل خانه کتاب درباره وضعیت بحران محتوا در حوزه کتاب، گفت: اگر وضعیت فعلی کتاب را از جهت عددی و رقمی بررسی کنیم شاهد این هستیم که طیف قابل توجهی از آثار تولیدی تکرار مکررات است به این معنی که حجم قابل توجهی از آثار در کشور بجای تولید محتواهای جدید کتابسازی می‌شود و مشاهده می‌کنیم که نویسندگان ما حرف جدیدی برای مخاطبانی که تشنه دانایی و اطلاعات هستند، ندارند.

وی با بیان اینکه در بسیاری از تولیدات محتوایی، سرآمد هستیم و با اقبال مخاطبان بسیاری روبرو هستیم، افزود: در حال حاضر کتاب‌های بسیاری در حوزه خانه و خانواده، کودک و نوجوان و آشپزی به چاپ رسیده است که از لحاظ کمیت تعداد آنها بسیار است، اما در حوزه پزشکی، فلسفه، تاریخ، ادبیات داستانی معاصر از لحاظ کیفیت نسبت به تولید محتوا دچار بحران هستیم که برای رفع این بحران توجه به مساله آموزش می‌تواند به بهبود بحران از جهت محتوایی کمک کند.

وی با اشاره به اینکه در سال 94 ، 24 هزار عنوان کتاب چاپ اول را داشتیم گفت: متاسفانه از مجموع این کتاب‌ها که توانستند امتیاز بالای 70 درصد را در جشنواره کتاب سال جمهوری اسلامی کسب کنند 200 عنوان کتاب بوده، که نشان می‌دهد ضعف محتوایی در مجموع کتاب‌ها وجود داشته است.

درحوزه ادبیات داستانی دچار بحران نیستیم

احمد شاکری که سالها درحوزه نقد ادبی به ویژه داستان نویسی پژوهشگر قابلی است نیز در این  نشست نیز با اشاره به وضعیت تولید محتوا در حوزه کتاب توضیح داد: تاریخچه ادبیات داستانی اساس این فرضیه را اثبات می‌کند که بحرانی در ادبیات داستانی وجود ندارد زیرا پیش از انقلاب ادبیاتی سکولار و بی‌محتوا و دین ستیز داشتیم و دوره پس از انقلاب که با دو واقعه تاریخی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس همراه بودیم دریایی از محتوا را پیش چشم گسترد. 

شاکری درباره راه‌های پیشگیری از آسیب‌های محتوایی نیز گفت: خلاء تجربی در نویسندگان، تغییر سبک زندگی ایرانی اسلامی به زندگی غربی – خودباختگی فکری و ادبی به غرب، عدم آشنایی با مبانی معرفتی و فکری اسلامی مهمترین علل گست میان مراکز تولید معرفت و مراکز تولید هنر است که اگر به آنها توجه شود بحران محتوایی در حوزه کتاب‌ها رفع می‌شود.

مصطفی رحماندوست نویسنده حوزه کودک و نوجوان با بیان اینکه در حوزه ادبیات کودک دچار بحران تکنیک هستیم، گفت: وقتی مخاطب انتظار محتواهای جدیدی دارد و تولید محتوا مطابق با انتظار مخاطب نیست ما دچار بحران هستیم بسیاری از تولیدکنندگان و نویسندگان عرصه کودک با ترجمه کتاب‌های کودکان غربی فکر می‌کنند تولید محتوا می‌کنند و این امر باعث می‌شود ما بیش از پیش مصرف‌کننده بی پیشینه دستاوردهای خارجی باشیم.

بیست و نهمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران با شعار «فردا برای برای خواندن دیر است...» از ۱۵ تا ۲۵ اردیبهشت در مجموعه نمایشگاهی شهر آفتاب برگزار می‌شود. مجموعه شهر آفتاب در اتوبان خلیج فارس، روبه روی حرم مطهر امام خمینی (ره) قرار دارد.

در ادبیات داستانی دچار بحران نیستیم

مدیرعامل خانه کتاب در نشست تخصصی «بحران محتوا» با بیان اینکه در بسیاری از تولیدات محتوایی کتاب‌ها مصرف کننده هستیم، گفت: به صورت کلی، در تولید محتوا دچار بحران هستیم به طوری که بجای تولید محتواهای جدید، بیشتر مصرف کننده هستیم.

به گزارش «نماینده» نشست تخصصی «بحران محتوا» با حضور مصطفی رحماندوست نویسنده حوزه کودک و نوجوان و احمد شاکری نویسنده و منتقد و پژوهشگر محتوا و مجید غلامی جلیسه مدیرعامل خانه کتاب در سرای بین الملل برگزار شد.

غلامی جلیسه مدیرعامل خانه کتاب درباره وضعیت بحران محتوا در حوزه کتاب، گفت: اگر وضعیت فعلی کتاب را از جهت عددی و رقمی بررسی کنیم شاهد این هستیم که طیف قابل توجهی از آثار تولیدی تکرار مکررات است به این معنی که حجم قابل توجهی از آثار در کشور بجای تولید محتواهای جدید کتابسازی می‌شود و مشاهده می‌کنیم که نویسندگان ما حرف جدیدی برای مخاطبانی که تشنه دانایی و اطلاعات هستند، ندارند.

وی با بیان اینکه در بسیاری از تولیدات محتوایی، سرآمد هستیم و با اقبال مخاطبان بسیاری روبرو هستیم، افزود: در حال حاضر کتاب‌های بسیاری در حوزه خانه و خانواده، کودک و نوجوان و آشپزی به چاپ رسیده است که از لحاظ کمیت تعداد آنها بسیار است، اما در حوزه پزشکی، فلسفه، تاریخ، ادبیات داستانی معاصر از لحاظ کیفیت نسبت به تولید محتوا دچار بحران هستیم که برای رفع این بحران توجه به مساله آموزش می‌تواند به بهبود بحران از جهت محتوایی کمک کند.

وی با اشاره به اینکه در سال ۹۴ ، ۲۴ هزار عنوان کتاب چاپ اول را داشتیم گفت: متاسفانه از مجموع این کتاب‌ها که توانستند امتیاز بالای ۷۰ درصد را در جشنواره کتاب سال جمهوری اسلامی کسب کنند ۲۰۰ عنوان کتاب بوده، که نشان می‌دهد ضعف محتوایی در مجموع کتاب‌ها وجود داشته است.

درحوزه ادبیات داستانی دچار بحران نیستیم

احمد شاکری که سالها درحوزه نقد ادبی به ویژه داستان نویسی پژوهشگر قابلی است نیز در این  نشست نیز با اشاره به وضعیت تولید محتوا در حوزه کتاب توضیح داد: تاریخچه ادبیات داستانی اساس این فرضیه را اثبات می‌کند که بحرانی در ادبیات داستانی وجود ندارد زیرا پیش از انقلاب ادبیاتی سکولار و بی‌محتوا و دین ستیز داشتیم و دوره پس از انقلاب که با دو واقعه تاریخی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس همراه بودیم دریایی از محتوا را پیش چشم گسترد. 

شاکری درباره راه‌های پیشگیری از آسیب‌های محتوایی نیز گفت: خلاء تجربی در نویسندگان، تغییر سبک زندگی ایرانی اسلامی به زندگی غربی – خودباختگی فکری و ادبی به غرب، عدم آشنایی با مبانی معرفتی و فکری اسلامی مهمترین علل گست میان مراکز تولید معرفت و مراکز تولید هنر است که اگر به آنها توجه شود بحران محتوایی در حوزه کتاب‌ها رفع می‌شود.

مصطفی رحماندوست نویسنده حوزه کودک و نوجوان با بیان اینکه در حوزه ادبیات کودک دچار بحران تکنیک هستیم، گفت: وقتی مخاطب انتظار محتواهای جدیدی دارد و تولید محتوا مطابق با انتظار مخاطب نیست ما دچار بحران هستیم بسیاری از تولیدکنندگان و نویسندگان عرصه کودک با ترجمه کتاب‌های کودکان غربی فکر می‌کنند تولید محتوا می‌کنند و این امر باعث می‌شود ما بیش از پیش مصرف‌کننده بی پیشینه دستاوردهای خارجی باشیم.

بیست و نهمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران با شعار «فردا برای برای خواندن دیر است...» از ۱۵ تا ۲۵ اردیبهشت در مجموعه نمایشگاهی شهر آفتاب برگزار می‌شود. مجموعه شهر آفتاب در اتوبان خلیج فارس، روبه روی حرم مطهر امام خمینی (ره) قرار دارد.

شست نقد و بررسی کتاب"جستاری در اصطلاح شناسی و مبانی ادبیات داستانی دفاع مقدس"

به گزارش روابط عمومي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، ادبیات داستانی دفاع مقدس، بدون تردید پر اقبال ‌ترین و پیشروترین گونه ادبی دوره پس از پیروزی انقلاب اسلامی است. چنین جایگاهی موجب شده، شناخت ماهیت و ابعاد ادبیات داستانی دفاع مقدس سهم بسزایی در ماهیت شناسی ادبیات داستانی پس از انقلاب داشته و ظهور مکتب ادبی انقلاب اسلامی در این گونه دست یافتنی ‌تر بنماید.

چندی پیش كتاب "جستاری در اصطلاح شناسی و مبانی ادبیات داستانی دفاع مقدس"، به قلم آقای احمد شاکری محقق گروه ادبیات اندیشه پژوهشگاه توسط سازمان انتشارات این پژوهشگاه منتشر شد. از این رو شبکه چهارم سیما در نظر دارد تا نشستی با موضوع نقد و بررسی کتاب"جستاری در اصطلاح شناسی و مبانی ادبیات داستانی دفاع مقدس" را روز یکشنبه مورخ 19 اردیبهشت ماه راس ساعت 21 شب با حضور و نقادی آقای مهدی کاموس- پژوهشگر و نویسنده حوزه ادبیات - و همچنین آقای احمد شاکری - مؤلف کتاب - برگزار کند.

جاری «نفوذ فرهنگی» در ادبیات داستانی

 آرش فهیم
 یکی از حوزه‌های باسابقه در زمینه «نفوذ»، ادبیات داستانی است. اما در مباحث پردامنه‌ای که طی ماه‌های اخیر حول مسئله نفوذ صورت گرفته، توجه چندانی به این عرصه نشده است. پروژه نفوذ، چگونه در وادی نسبتا آرام ادبیات داستانی به وقوع می‌پیوندد؟ چگونه می‌توان مجراهای نفوذ فرهنگی در این عرصه را مسدود کرد؟ برای رسیدن به پاسخ این پرسش‌ها، با احمد شاکری، نویسنده و منتقد ادبی گفت وگو کردم. شاکری، با رمان‌هایی مثل «عریان در برابر باد» و «انجمن مخفی» شناخته می‌شود و مدتی نیز عضو شورای سردبیری ماهنامه «ادبیات داستانی» و سردبیر فصلنامه «اصحاب قلم» بود. وی هم اکنون عضو هيئت علمي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي و عضو شورای اقتباس سیما فیلم است. همچنین «آنك جنگ، اینك داستان» با موضوع ادبیات دفاع مقدس، جدیدترین کتاب این نویسنده است که در بیست و نهمین نمایشگاه کتاب تهران منتشر شده است.
***
- بحث درباره جنگ نرم یا تهاجم فرهنگی در عرصه ادبیات داستانی، سابقه گسترده‌ای دارد و همه می‌دانیم که این فرایند، با محوریت برخی از نویسندگان معاند یا شبه روشنفکر صورت می‌گیرد. اما بحث درباره نفوذ فرهنگی در عرصه ادبیات داستانی، چندان عمیق و گسترده نیست. اساسا تفاوت نفوذ و تهاجم فرهنگی در حوزه ادبیات داستانی چیست؟
بله، یکی از موضوعات مهم و البته مغفول در حوزه ادبیات داستانی و آسیب شناسی این حوزه به مقوله نفوذ بر می‌گردد. البته این اصطلاح و این تعبیر، بارها و بارها از سوی بزرگان، به خصوص رهبر معظم انقلاب اسلامی تکرار شده و هشدارهایی درباره خطر نفوذ فرهنگی به مسئولان، متولیان و هنرمندان و اهالی فرهنگ داده شده است. اما به نظر می‌رسد اهمیت این موضوع و دایره مصادیق و همچنین پیچیدگی‌های این مفهوم، موجب شده که گاهی اهمیت لازم به این مفهوم داده نشود و در عمل در حوزه ادبیات می‌بینیم که چاره‌اندیشی و مقابله با نفوذ مورد غفلت قرار می‌گیرد.
البته مسئله نفوذ، در ذیل مفهوم کلی تهاجم فرهنگی قرار دارد. چون مقوله تهاجم هم عموما با نفوذ و پنهان کاری همراه است. به این معنا که اگرچه این تقابل واقعی است، اما برخی از جهات این تقابل ممکن است مورد غفلت واقع شود و همین اتفاق، زمینه نفوذ را فراهم می‌کند. بنابراین خود مفهوم نفوذ هم در ذیل مفهوم تهاجم فرهنگی که یک مفهوم کلان است، دیده می‌شود.
نکته مهم این است که توجه به نفوذ، مقدمه چاره اندیشی و مقابله با آن است. اگرچه همه کسانی که می‌توان آنها را در طیف ادبیات انقلاب قرار داد، به مفهوم «نفوذ» اذعان دارند و معتقد هستند که جریان معارضی وجود دارد و این جریان همواره تلاش دارد تا منویات خود را جاری کند و مقاصد خود را با تحریف و تغییر مسیر ادبیات انقلاب فراهم کند؛ اما آنچه برنامه‌ریزی برای مقابله با نفوذ را به تأخیر می‌اندازد چند نکته است: طی نامه‌ای که سال گذشته برای شاعر خوب کشورمان، علی‌محمد مودب نوشتم هم موارد بیست و چندگانه‌ای که جزو مجاری نفوذ هستند را به تفصیل معرفی کردم و نسبت به آنها هشدار دادم. مجاری عامی وجود دارد که به نظر من اختصاص به یک نهاد ندارد و مجموعه‌ای از نهادهای انقلابی بطور عام می‌توانند درگیر آنها شوند. نکته مهم که اهمیتش از سایر مجاری بیشتر است اینکه ما باید مبانی هنر و ادبیات انقلاب را بشناسیم. 
- کاربرد شناخت مبانی نظری ادبیات داستانی انقلاب، در زمینه «نفوذ» چیست؟ 
واقعیت این است که مفهوم نفوذ، تصور نمی‌شود مگر اینکه خطوط قرمز یا مرزهایی برای هنر و ادبیات انقلاب یا غیراز آن محقق شود. چون تا مرزی نباشد، نفوذ معنا پیدا نمی‌کند. یعنی، نفوذ با تصور جبهه انقلاب و تلاش برای رخنه کردن در جبهه هنر و ادبیات انقلاب قابل فرض است. وقتی مرزها کمرنگ یا جا بجا یا حذف شوند تداخل جبهه دشمن با خودی، مجرایی را برای نفوذ فراهم می‌کند. بنابراین شاید مهمترین پایه و رکن نفوذ، شناسایی بن مایه‌های فکری ادبیات انقلاب است. 
- عدم شناخت و شناسایی مبانی نظری ادبیات داستانی انقلاب، چه خللی را در مقابله با پروژه نفوذ ایجاد می‌کند؟
تا این مبانی شناخته نشود، نه تنها ممکن است نفوذ مغفول واقع شود بلکه ممکن است خود جریان انقلاب به‌طور ناآگاهانه یا نادانسته فضا را برای نفوذ فراهم کند. اگر مرزها شناخته نشود ممکن است خود نهادهای انقلابی، عملی را انجام دهند که این عمل از جریان‌های شبه روشنفکر انتظار می‌رود. یعنی خودشان تبدیل به اهرم و مجری نفوذ می‌شوند، بدون اینکه بدانند. لذا فرایند نفوذ لزوما فرایندی نیست که فرد با نیت بدخواهانه آن را انجام دهد. ممکن است گاهی کسی با نیت خیر یا حتی انگیزه‌های انقلابی، مجرا و مسیر را برای نفوذ در مجموعه‌ای انقلابی فراهم یا آلوده کند.
- سوال مهم این است که مگر چیزی به نام نظریه یا مبانی نظری ادبیات داستانی انقلاب اسلامی وجود دارد؟ 
این مبانی نظری، با پاسخ به این پرسش شناخته می‌شوند؛ادبیات انقلاب چیست و بایسته‌های آن کدام هستند؟ اما ما برای حل آن خیلی کم کار کرده‌ایم. چون با پژوهش باید دنبال پاسخ به این سوال بگردیم. متأسفانه فضای پژوهشی ما چه در حوزه ادبیات داستانی محض و چه در حوزه مطالعات اجتماعی و تاریخی و چه موضوعات دیگر ادبیات، فقیر و گاه می‌توان گفت مفقود است. مثلا ما مطالعه جامعه شناختی هنر راجع به هنر انقلاب به هیچ وجه نداشته‌ایم. همچنین مطالعه عمیق و دقیق و حتی مطالعه نسبتا قابل قبول راجع به جریان شناسی ادبیات داستانی پس از انقلاب با تکیه بر ارزش‌های انقلاب هم اساسا نداشته‌ایم. در حوزه‌های فلسفه ادبیات و ماهیت شناسی ادبیات، قدم حتی نصفه و نیمه‌ای هم برنداشته‌ایم. وقتی در عرصه پژوهش، کاستی صورت گیرد، فرمایشات بزرگانی همچون رهبر انقلاب نادیده انگاشته می‌شود. چرا؟ چون رهبر انقلاب، سیاست‌های کلی را ترسیم می‌کنند. سیاست کلی با وجود پژوهش است که دست ما را در ترسیم خطوط دقیق برای صیانت از ادبیات باز می‌کند. 
- نسبت این مباحث با همکاری دولت یا نهادها و سازمان‌های منتسب به نظام با نیروهای غیرانقلابی و گاه ضدانقلابی چیست؟ چون یکی از مصادیق نفوذ، ورود چنین افرادی به فعالیت‌های دولتی یا نهادهای انقلابی محسوب می‌شود. 
یکی از مسائل مهم در این زمینه به این برمی گردد که ما در مرحله اجرا، با شناخت مرزها و خطوط، چگونه می‌توانیم مصلحت‌اندیشی کنیم. مصلحت‌اندیشی هم حکم عقل است و هم مقتضای حکومت داری و اداره کشور. یعنی عقل حکم می‌کند که حکومت با همه افراد در جامعه مدارا کند و باید با طیف وسیعی از هنرمندان کار کند؛ باید آنها را به خدمت بگیرد و بلکه باید زمینه‌های هدایت را در آنها فراهم کند. اما متأسفانه ما چون در شناخت هویت و کارکرد ادبیات کوتاهی کرده ایم، گاهی مصلحت اندیشی‌هایی که در حوزه ادبیات انجام می‌دهیم مجاری نفوذ را باز می‌کند. به عنوان مثال بسیاری از نهادها در سه چهار دهه اخیر با همین دیدگاه مصلحت اندیشانه این تلقی را به عمل در آوردند و برای آن برنامه‌ریزی کردند که ما باید از طیف‌های گسترده‌ای از نویسندگان به عنوان منتقد، داور، داستان نویس، پژوهش‌گر و ... در جهت اهداف انقلاب استفاده کنیم. ولی به خاطر عدم ترسیم خطوط دقیق و عدم آشنایی با جزئیات ادبیات، این مصلحت اندیشی نتوانست حداقل مصالح را هم برای ادبیات ما فراهم کند.
- مدیریت فرهنگی، چه در دولت و چه در نهادهای غیردولتی برای مقابله با نفوذ فرهنگی در عرصه ادبیات داستانی باید چه شاخصه‌هایی را رعایت کند؟
ضرورت مدیریت انقلابی در حوزه ادبیات به چند نکته بر می‌گردد: یک؛ دانش داشته باشد، مرزها را بشناسد. دو- بصیرت داشته باشد تا بتواند به نحو درستی مصلحت‌اندیشی کند. سه- شجاعت داشته باشد تا وقتی که می‌داند ادبیات انقلاب با خطر مواجه می‌شود جلوی خطر را بگیرد. این سه شاخص، در مدیریت ما باید جمع باشد. اما متأسفانه به دلیل عدم تجمیع هر سه خصوصیت، ما در بحث مدیریت ادبیات با مشکل مواجه هستیم. برخی از نهادهای منتسب به انقلاب و نهادهایی که در بدو شکل گیری شان بسیار امید می‌رفت که برای انقلاب کار کنند با همین معضلات مواجه بودند. نتیجه اش این شده که کار برخی از این نهادها از نفوذ گذشته و به لانه‌ای برای شبه روشنفکرها تبدیل شده‌اند و در آنها دیگر جایی برای نیروهای انقلابی نیست. درحالی که در نقطه مقابل، اگر به لایه‌ها و حلقه‌هایی از فرهنگ که توسط جریان شبه روشنفکری درحال اداره شدن هستند بنگرید، می‌بینید که دقت و مواظبت آنها در جلوگیری از ورود تفکرات انقلابی بسیار شدیدتر است. به‌طور مثال یک مجله شبه روشنفکری به هیچ وجه، حتی در حد یک بند یا یک ستون هم به تفکر انقلابی مجال و فرصت مطرح شدن نمی‌دهد. نیروهایی که با آنها کار می‌کنند گزینش شده هستند، چون می‌دانند اگر این سنگر را از دست بدهند محکوم به شکست هستند. اما متأسفانه نهادهای انقلابی این تحفظ را ندارند.  مع الاسف این نقص و خطر در حال تکرار است. باید هشدار جدی داد تا جامعه ادبی و کسانی که دلسوز هستند، متوجه این قضیه باشند.

پیشنهاد یک منتقد ادبی به سران دو قوه

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، نشست داستان انقلاب از سلسله نشست های تبیین روحیه انقلابی در حوزه فرهنگ با عنوان «من انقلابی‌ام» در سالن یاس نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران عصر روز گذشته با حضور احمد شاکری و جهانگیر خسرو شاهی برگزار شد. 

*چرا در رمان شخصیتی مانند سردار سلمیانی نداریم تا معادلات را برهم بزند؟

احمد شاکری نویسنده و منتقد ادبی در این نشست با اشاره به پیروزی انقلاب اسلامی و نقش آن در حوزه‌های مختلف گفت: پیروزی انقلاب اسلامی پیروزی در بسیاری از جوانب بود و فقط محدود در شاکله حکومت نمی‌شود و ما در اغلب حوزه‌ها شاهد تغییرات و انقلاب بودیم. 

وی افزود: وقتی از ادبیات انقلاب حرف می‌زنیم منظور ادبیاتی است که مولود انقلاب است و فقط بازتاب دهنده ادبیات نیست. در تاریخ جهان یک بار شاهد بودیم انقلاب زاینده محصولات هنری است. بنابراین هر اتفاقی که در آن انقلاب بیفتد هنر هم در همان حد حرکت خواهد کرد. هنر دارای نسبت با انقلاب اسلامی است و ما این را در قرون مختلف و انقلاب‌های جهان دیده‌ایم که هنر با اتفاقات تاریخی نسبت دارد. حال سوال این است که چرا در هنرها بخصوص رمان وداستان ما نه تنها ادبیات جهانی بلکه بومی نیز نداریم و تا این حد فاصله داریم. 

وی افزود: چرا ما در جهان در حوزه انتظامی سردار سلیمانی داریم ما در رمان چنین شخصیتی نداریم که رمانش معادله‌های جهانی را بر هم بزند. 

*روشنفکران ادبیات انقلابی نمی‌نویسند

شاکری گفت: یک وقت سخن از ادبیات انقلاب است و یک زمان ادبیات انقلابی که اولی ترکیب اضافی و دومی ترکیب وصفی است. احمد محمود رمانی دارد که در آن به انقلاب پرداخته یا رضا براهنی راجع‌ به انقلاب اثر نوشته، این‌ها رمان انقلاب است و می‌بینیم که طیف روشنفکری هم به این‌ها پرداخته‌اند اما به نظر من ادبیات انقلابی توسط روشنفکران و افراد ضد انقلاب نوشته نمی‌شود این تفاوت میان ادبیات انقلاب و ادبیات انقلابی است. 

شاکری در بخش دیگری از سخنانش گفت: ادبیات تا پیش از پیروزی انقلاب در دست روشنفکران بوده و‌آنها معتقد بودند که بیشتر از مردم می‌فهمند و باید از آنها برای اداره جامعه کمک گرفته شود اما انقلاب اسلامی تصور آنها را برهم زد و یک شکست واقعی خوردند و دیدیم که امام که یک روحانی است و عاشورا انقلاب را پیروز کردند، نتیجه این می‌شود که آنها وقتی با این شکست روبرو شدند تحریم کردند و چیزی ننوشتند.

*محمود دولت‌آبادی در 8سال دفاع مقدس کجا بود؟

وی افزود: سوال من از محمود دولت آبادی این است که در 8 سال دفاع مقدس کجا بودی که حالا یادت افتاده کار در مورد انقلاب بنویسی آن هم اثری که اجازه انتشار پیدا نمی‌کند. بعد از پایان طوفان‌ها اثر نوشته‌اید آنهم داستانی که بیشتر زیرزمینی است چون این ها جبهه نرفته‌اند. 

این منتقد ادبی گفت: گام اول روشنفکران در مواجهه با انقلاب اسلامی قهر و بایکوت بود و فکر کردند اگر ننویسند رمان زمین می‌ماند در حالی که شاهد بودیم از همان خاکسترها نسل جوان نویسنده‌ها بلند شدند. روشنفکران پس از اینکه دیدند نویسنده‌های انقلابی رشد کردند شروع کردند در ضد انقلاب و دفاع مقدس نوشتن و این شد که در ادبیات انقلاب هم ضد انقلاب و هم انقلابی در مورد آن می‌نویسند.

*هنر انقلابی با بی‌عفتی همخوانی ندارد

وی در بخش دیگری از سخنان گفت‌: اما ادبیات انقلابی هدف و غایتش انقلاب است و هر اثری که غایت آن با این غایت هم سو باشد هنر انقلابی است. پس ادبیات انقلاب ادبیات موضوعی نیست بلکه ادبیات فراموضوعی است. مع الاسف  آن قدر که ارزش‌های انقلاب متجلی شده در رمان و داستان این ارزش‌ها متجلی نشده است.

شاکری گفت: هر قدر هنر نتواند این ارزش‌ها را در خود متجلی کند انقلاب با خبر روبروست. بقای انقلاب به بقای هنر انقلابی است و بی عفتی و بی اخلاقی با هنر انقلابی همخوانی ندارد و این یک تهدید است و ریشه انقلاب را می‌خورد.

نویسنده رمان «عریان در برابر باد» گفت: باید پایگاه مردم در هنر انقلاب بررسی شود زیرا زمانی حرف از مردم زده می‌شود که مراد مخاطب است و یک زمان نیز اشاره به هنری دارد که مردم موضوع آن است و آسیب هایی که بر مردم در یک جامعه می‌رسد را مورد اشاره قرار می‌دهد. پس یک جا منظور از مردم مخاطب است و در جای دیگر موضوع.

*هنرمند انقلابی در متن مردم است

او گفت: باید به هنر انقلابی مردمی توجه کرد و یکی از مغالطه‌هایی که روشنفکران پشت آن پنهان می‌شوند همین عبارت مردم است. نویسنده ادبیات زرد یکی از آن‌هایی است که پشت عبارت مردم پنهان می‌شود زیرا رمان زرد به مثابه سینمای گیشه‌ای است و فقط در جستجوی فتح قله‌های بازار است و به دنبال تعالی انسان‌ها نیست  و این‌ها زیر چتر مردم پنهان می‌شوند چون کارهایشان خوب فروخته می‌شود. دسته دیگر روشنفکران هستند که زیر این چتر پنهان می‌شوند و مردم را ملاک قرار می‌دهند. در حالی که اقبال مردم همیشه ملاک نیست  و اساسا نشان دهنده ارزش هنری به شمار نمی‌رود. متخصصان هنری نیز گاهی دچار همین اشتباه می‌شوند و فروش را ملاک قرار می‌دهند.

او اضافه کرد: هنر مردمی هنری نیست که پیرو مردم باشد بلکه ملاک آن حق و حقیقت است و بلکه هنر مردمی هنری است که از متن مردم برخواسته و رنج‌های‌ آنها را منعکس می‌کند پس هنر انقلابی، هنری است که هنرمندش در متن مردم باشد.

شاکری گفت: در برابر هنر مردمی هنر محفلی قرار دارد و در ادبیات ما این گونه در حال ظهور است. این نوع هنر فقط در جمع‌های هنرمندان شبه روشنفکر دیده می‌شود و آنها آثاری خلق می‌کنند که خودشان فقط می‌فهمند در حالی که هنر مردمی نه افسارش در اختیار مردم است و نه فقط برخی آن را می‌فهمند و از این حیث هنر روشنفکر هنر متعهد نیست.

*کسی که باید دادگاهی شود هنرمندان هستند

او پیرامون هنر متعهد گفت: هنر متعهد در حقیقت به درد و رنج مردم متعهد است اگر قرار است کسی دادگاهی شود هنرمندان هستند وگرنه مردم کار خود را کرده‌اند ولی هنرمندان به وظیفه خود عمل نکردند و کم کاری از جانب مردم نبوده است.

*آقای دولت‌آبادی رمانت آنقدر فروش نرفت که در سوئیس آن را سوزاندند

شاکری گفت: ممیزی فجیع‌ترین و مضحک‌ترین بهانه برای ننوشتن از سوی نویسندگان روشنفکر است. آقای دولت آبادی شما که در سوئیس رمانت را بدون ممیزی چاپ کردی و از بس فروش نرفت رمانت را سوزاندند شما که بدون ممیزی رمان چاپ کردی چه شد. ممیزی یک بهانه است برای اینکه می‌خواهند از فضای روشنفکری خود بنویسند اما با آنها اجازه داده نمی شود.

شاکری در بخش پایانی سخنانش گفت: برای رسیدن به ادبیات انقلابی باید انقلاب کرد و ما پس از انقلاب شاهد این انقلاب نبودیم. ادبیات ما بیشتر از دلار به ایمان نیاز دارد. 

*پیشنهاد یک منتقد ادبی به رئیس قوه قضائیه

وی گفت: آقای رئیس جمهور حتی اگر خودتان نمی‌خوانید و یا فرصت خواندن ندارید به یک نفر معتمد بگویید رمانی را بخواند تا در زمان خروج از جلسات هیات دولت ان را زیر بغلتان بزنید. آقای وزیر ارشاد تنها ماهی یک مرتبه یک نویسنده را دعوت کنید و با او ناهار بخورید و زمانی به اندازه یک ناهار خوردن به او اختصاص دهید. آقای صادق لاریجانی شما که از وضعیت طلاق شکایت دارید تاکنون چقدر رمان پیش گیرنده از طلاق خوانده‌اید تا آنها را پیشنهاد کنید. 

شاکری در پایان گفت: وقتی رئیس قوه ما رمان نمی‌خواند و نمی‌داند رمان چیست چطور می‌تواند پیشگیری کند آیا شما وقتتان از رهبر مملکت کمتر است در حالی که تاکنون رهبری انقلاب بر  چندین کتاب تقریظ نوشته‌اند. هنر در کشور ما یک شعار سیاسی است من فکر نمی‌کنم اگر کسی در مملکت ما فهم سیاسی داشته باشد در شعار تبلیغاتی اش حرف از حذف ممیزی بزند.

*نویسندگان طیف روشنفکری نمی‌توانند از انقلاب اسلامی بنویسند

جهانگیر خسروشاهی در این نشست با اشاره به اینکه نویسنده چیزی جز زیست خود را نمی‌نویسد گفت: پس به نظرم نویسندگان طیف روشنفکری نمی‌توانند در مورد انقلاب اسلامی چیزی خلق کنند. زیرا آن‌ها حضور آنچنانی درجریان انقلاب نداشته‌اند. 

وی افزود: کسی که به صوم و صلات بی توجه است و توبه نیز نکرده نمی‌تواند در مورد انقلاب بنویسد به نظر من رمان خودش محتواست و نمی‌شود فرم را به کسی آموخت و از او انتظار داشت که یک ایده را در فرم بیاورد. 

*از تحقیر جوانان تا میدان دادن به نویسنده‌های روشنفکر

این نویسنده در بخش دیگری از سخنانش گفت: کدام یک از نهادهای فرهنگی از استعدادها حمایت کردند تا نویسنده انقلاب تربیت شود و اساس با تزریق پول نویسنده انقلابی تربیت نمی‌شود. از نظر من راه نجات ادبیات انقلاب اسلامی توجه به همین جوانان انقلابی است. 

او اضافه کرد: با تحقیرجوانان و میدان دادن به چهره‌هایی که روزگاری در میان روشنفکران زیسته‌اند و پول دادن به آنها داستان انقلابی متولد نمی‌شود. 

خسروشاهی در پایان سخنانش پیشنهاد کرد که از رتبه‌های برگزیده جشنواره داستان نویسی حمایت شود و استعدادهای آن‌ها پرورش داده شود و پس از خلق اثر کارهایشان منتشر شود.

لزوم بهبود وضع کتابخوانی و نویسندگی در کشور

به گزارش خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما، احمد شاکری نویسنده حوزه ادبیات در استودیوی تیتر امشب شبکه خبر ادامه داد: این روزها باید نگاهی دقیقتر به شکاف عمیقی که میان دین و ادبیات شکل گرفته داشت. 
این منتقد ادبیات گفت: وقتی به ادبیات معاصر بهایی داده نشود و همه چیز به وجود یک نشانه تقلیل یابد و تعهدی به پژوهش و بررسی در ادبیات صحیح وجود نداشته باشد.
 
او ادامه داد: ایجاد کرسی های آزاداندیشی یعنی بومی کردن ادبیات چاشنی آرمان های ایرانی ـ‌ اسلامی؛ و این یعنی چیزی مغایر با آنچه که این روزها در محافل ادبی همچون دانشگاه می بینیم.
صادق کرمیار رمان نویس، استاد دانشگاه و برنده چندین جایزه ادبی داخلی و خارجی گفت: اگر در دانشگاه های ما پژوهشی شکل نمی گیرد به دلیل آن است که فضای پژوهشی برای آنها فراهم نمی شود؛ نابسامانی و بی پژوهشی فعلی، حاصل سیاست هایی است که پیشتر گذاشته شده است. 
کرمیار ادامه داد: سیاست هایی که پیشتر گذاشته شده مبتنی بر آن بوده است که فعلاً جلوی پژوهش گرفته شود و اجازه فکر کردن و حق انتخاب از مخاطب گرفته شود. 
 

 او ادامه داد: پژوهش یک برنامه ریزی بلندمدت می طلبد اما از آنجایی که مدیریت های اداری در کشور ما دوره ای چهار ساله دارد فرصتی هم به پژوهش، تخصیص نمی یابد. 

کرمیار افزود: جلوگیری از چند صدایی، هم به دین لطمه می زند و هم به انقلاب؛ پس باید اجازه داد تا نویسنده هایی که حرفی برای گفتن دارند حرفشان را بزنند و جلوگیری ها و ممانعت ها هم برای نویسنده هایی بماند که حرفشان بوی فساد می دهد.
 

 

00:2302:52
 
کرمیار گفت: از آنجایی که اسلام دین استدلالهاست و برای همه چیز پاسخی منطقی و درست دارد بهتر است در راستای اندیشه ای اسلامی به تمام شبهات پاسخ بدهیم و با استدلال، آنها را نقد کنیم.
در این میان شاکری گفت: من هم با پاسخگویی به شبهاتی که پاسخ دارند موافقم اما بهتر است بدانیم که رمان، خبر نیست و به جای ایجاد آگاهی؛ ایجاد تصویر ذهنی می کند، بنابر این این سوال جدی به وجود می آید که چگونه و با چه استدلالی باید به اثرات تصویر ذهنی ایجاد شده در بین نسل جوان پاسخ گفت.
کرمیار نیز در پاسخ گفت: برای آنکه در استدلالهایمان به بررسی های درستی برسیم بهتر است به آنهایی که رمان های چند صدایی می نویسند اجازه صحبت بدهیم نه اینکه به تمام آثار نگاه تک جنبه ای داشته باشیم.
شاکری گفت: رمان های تک صدایه و تک جنبه ای هم می توانند جذابیت داشته باشند البته آثار چند جنبه ای هم ممکن است جذابیت خودشان را داشته باشند. 
وی با بیان اینکه سیاست گذاری یک اصل اساسی است گفت: حذف سیاستگذاری به معنای حذف ایدئولوژی یک جامعه است که این خود اشتباهی جبران ناپذیر است؛ از سویی هم نمی توان اجازه داد که نویسنده هر چه می خواهد بنویسد.
کرمیار پاسخ داد: برای سیاستگذاری ها باید خط قرمز را در نظر گرفت؛ البته خط قرمزهای امروزی گاهی باریک و گاهی ضخیم می شوند و رعایت آنها کمی چالش برانگیز خواهد بود. 
شاکری همینگونه نگاهش را بیان کرد که: در مبحث اجرا و عمل آن هم در حوزه ادبیات می توان به هر صدایی اجازه شنیده شدن داد.
او ادامه داد: موافقم که نباید سیاستگذاریها دمدمی باشد اما باید با ایجاد وحدت رویه از شکل گیری تخلفات ادبیاتی هم جلوگیری کرد. 
این نظریه پرداز با بیان اینکه کار نویسنده تولید یک اثر است نه سیاستگذاری ادامه داد: سیاستگذاری باید همراه با توازن تفکر و امور اقتصادی ـ اجتماعی کشور باشد و البته بیشتر اجتماعی. 
شاکری اینگونه اوضاع ادبیات را بیان کرد که: در حوزه پتروشیمی و علم، وضعیت ایران معلوم است اما در حوزه ادبیات و کتابخوانی اوضاع سردرگم و نامعلوم است. 
 

 

 
00:2501:51
 
او که خود را با سیاستگذاری برای شرایط فعلی و بی برنامه کتاب و کتابخوانی در کشور موافق خواند تاکید کرد: من همچنین معتقد به یافتن شاه کلیدی برای بومی سازی تمام مؤلفه های ادبیات پیش از جهانی شدن هستم.
کرمیار در پاسخ به این منتقد گفت: لطفاً برای ادبیات، سیاستی تدوین نکنید زیرا تاکنون سیاست های ایجاد شده فقط دچار مانع تراشی برای ادبیات شده است.
او ادامه داد: ادبیات یک فرآیند است و از پایین به بالای جامعه نمود می کند و محصولش نیز بازتابی از اتفاقات جامعه است.
کرمیار افزود: بسیاری از نویسندگان آزاداندیش و روشنفکر بوده اند که در بدو انقلاب و حتی زمان جنگ در ادبیات و فرهنگسازی اهداف انقلابی پررنگ بوده اند.
این نویسنده تصریح کرد: ناهنجاری های ادبیات در جامعه نمود خواهند داشت و آن وقت است که امثال وزرات ارشاد و انتشارات سروش می آیند و سیاست خودشان را به عنوان چراغ راهی بی اشتباه برای نویسندگان تکلیف می کنند.
 
 

بررسی اصطلاحات دفاع مقدس در یك كتاب

احمد شاكری، نویسنده، پژوهشگر و منتقد ادبی آثار دفاع مقدس، در گفت‌وگو با خبرنگار پایگاه خبری حوزه هنری با بیان اینكه كتاب «آنك جنگ، اینك داستان» حاصل 25 نشست تخصصی‌ از سوی شورای سیاست‌گذاری داستان و رمان دفاع مقدس است، گفت: این اثر كه در سال گذشته كار پیاده سازی و تنظیم گفت و گوهای آن به اتمام رسیده، ساعت 16 جمعه 17 اردیبهشت ماه در نمایشگاه كتاب تهران رونمایی می‌شود.

وی ادامه داد: كتاب «آنك جنگ، اینك داستان» كه از سوی نشر صریر به چاپ رسیده، در بر دارنده جلسات بررسی ادبیات دفاع مقدس توسط شورای سیاست‌گذاری داستان و رمان دفاع مقدس و با حضور نویسندگان این آثار و كارشناسان و منتقدان ادبی است؛ كه برخی از این نشست ها در محل حوزه هنری برگزار شدند.

شاكری تاكید كرد: این نشست های تخصصی دارای مباحث مفید و مورد علاقه محققان، دانشجویان و نویسندگان دفاع مقدس است و می‌تواند منبع خوبی برای آشنایی نویسندگان و محققان جوان با مباحث مختلف ادبیات دفاع مقدس باشد.

این نویسنده با بیان اینكه كتاب «جستاری در اصطلاح‌شناسی و مبانی ادبیات داستانی دفاع مقدس» نیز به تازگی به چاپ رسیده است، اظهار كرد: این اثر نیز توسط انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در نمایشگاه كتاب تهران عرضه خواهد شد.

وی افزود: كتاب «جستاری در اصطلاح‌شناسی و مبانی ادبیات داستانی دفاع مقدس» درباره اصطلاحات ادبیات داستانی دفاع مقدس و خاستگاه آن‌ها و تفاوت اصطلاح‌های مربوط به مبانی ادبیات دفاع مقدس بحث می‌كند و اصطلاحات منتخبی را در هر مورد معرفی می‌كند.

او همچنین از عرضه رمان های «انجمن مخفی» و «عریان در برابر باد» از سوی نشر سوره مهر در نمایشگاه كتاب تهران خبر داد.

احمد شاكری داستان‌نویس و منتقد ادبی است. از دیگر كتاب‌های او می‌توان به «نفس» و مجموعه داستان «باران نیمروز» اشاره كرد.

رونمایی از «آنک جنگ، اینک داستان» در شهر آفتاب

احمد شاکری، نویسنده حوزه دفاع مقدس بهخبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گفت: کتاب تازه‌ام با نام «آنک جنگ، اینک داستان» در بیست و نهمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران رونمایی می‌شود.

وی درباره ویژگی‌های این کتاب توضیح داد: این کتاب که از سوی نشر «صریر» منتشر شده است، گزارشی از سلسله نشست‌های تخصصی ادبیات داستانی دفاع مقدس است که توسط بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس برگزار شد.

نویسنده «انجمن مخفی» با اشاره به این‌که سلسله نشست‌های یاد شده در مدت دو سال (92 و 93) برگزار شده بود، درباره ویژگی‌های این کتاب توضیح داد: موضوعات قابل توجهی در کتاب «آنک جنگ، اینک داستان» به بحث گذاشته شده است که می‌تواند مورد توجه کارشناسان حوزه دفاع مقدس باشد.

به گفته وی، جای چنین آثاری که بتواند حوزه‌های نوپدید را به فضای دانشگاهی منتقل کند، در ادبیات دفاع مقدس خالی است و این کتاب می‌تواند سطح پرسشگری را در این حوزه تعمیق کند؛ چراکه یکی از آسیب‌هایی که متوجه ادبیات دفاع مقدس است، نبود پرسش‌های کارآمد و مبنایی و ناکارآمد روش‌های پاسخ‌‌گویی در این عرصه است.

شاکری درباره شیوه نگارش این اثر توضیح داد: محور جلسه‌های برگزار شده، گفت‌وگو بود و این کتاب به همین شکل تنظیم شده است. از کارشناسان متعددی در حوزه ادبیات دفاع مقدس در این جلسه‌ها دعوت شده بود و آن‌ها می‌کوشیدند به پرسش‌های علاقه‌مندان پاسخ دهند. البته کتاب ویرایش شده است اما این ویرایش، سبب دخل تصرف در بحث‌ها نشده است.

وی گفت: کتاب «آنک جنگ، اینک داستان» از ساعت 16 جمعه 18 اردیبهشت 1395 در سالن کتاب‌نمای «شهرآفتاب»، غرفه نشر «صریر» رونمایی می‌شود. در این برنامه از کارشناسانی چون محسن پرویز، کامران پارسی‌نژاد و محمد‌رضا سنگری که در نشست‌های «آنک جنگ، اینک داستان» حضور داشتند، دعوت شده است.