مميزي مسئله اي محفلي است
شاکری: ممیزی بیشتر یک مسئله محفلی است؛ جریان شبهروشنفکری به دنبال ترویج تفکر سکولار است/ یزدانیخرم: نگاه فرهنگی جمهوریاسلامی نزدیک نگاه شوروی است؛ آثار منتشره در کشورهای دیگر توفیقی کسب نکرد

یک پژوهشگر ادبیات داستانی گفت: مقوله ممیزی از دیرباز و به خصوص در سالهای پس از انقلاب اسلامی به عنوان یکی از مهمترین مسئلههای کتاب و نشر انگاشته شده است در حالی که به نظرم ممیزی مسئله اول ادبیات نیست و بیشتر یک مسئله محفلی است.
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، مناظره احمد شاکری پژوهشگر و نویسنده ادبیات داستانی و مهدی یزدانیخرم روزنامهنگار و نویسنده ادبیات داستانی عصر امروز با محوریت مسئله ممیزی در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار شد.
*اینطور نیست من منتقد روند ممیزی نباشم
احمد شاکری در ابتدای این نشست با اشاره به اینکه بحث او پیرامون مسئلهمندی ممیزی در ادبیات داستانی انقلاب اسلامی است،گفت: اینطور نیست که من منتقد روند فعلی ممیزی نباشم و بعید میدانم در میان تمام جریانهای فکری موافقت مطلق با این روند وجود داشته باشد که البته اشکالاتی که در روند ممیزی وجود دارد، بخشی از آن به خاطر روند انسانی آن است اما اصل ممیزی اتفاق درستی است.
وی افزود: آنچه که من با آن موافقم اصل ممیزی است نکته دیگر این است که من در این نشست نماینده دولت یازدهم در ممیزی نیستم و اتفاقاً نقدهایی به دولت یازدهم در این حوزه دارم که چندی پیش رهبر معظم انقلاب از آن با عنوان ولنگاری فرهنگی یاد کردند. همچنین باید یادآور شوم من در این مناظره نماینده دولت محمود احمدینژاد هم نیستم من نماینده یک فکر هستم و از آن دفاع میکنم.
این پژوهشگر عرصه ادبیات داستانی در ادامه گفت: جا دارد از بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان که کارهای کم فایده و بیفایدهای انجام میدهد و با ادغام این بنیاد در شعر از اهداف خود نیز دور شده، تقدیر کنم که به مقوله پژوهش که یکی از نکات مهم در حوزه ادبیات داستانی است توجه کرده است.
*ممیزی مسئله اول ادبیات نیست/ممیزی بیشتر یک مسئله محفلی است
او در بخش دیگری از سخنانش گفت: آن چیزی که من امروز روی آن بحث خواهم کرد مسئلهمندی ممیزی در ادبیات داستانی انقلاب اسلامی است مقوله ممیزی از دیرباز و به خصوص در سالهای پس از انقلاب اسلامی به عنوان یکی از مهمترین مسئلههای کتاب و نشر انگاشته شده است در حالی که به نظرم ممیزی مسئله اول ادبیات نیست و بیشتر یک مسئله محفلی است که جریانی خاص آن را دنبال میکند که البته اغراض سیاسی نیز دارد و میبینیم که برخی کاندیداهای ریاست جمهوری هم در این زمین بازی میکنند.
شاکری گفت:لزوماً ممیزی مسئله اول تمام نویسندگان پس از انقلاب اسلامی نیست و در طول این سالها فراز و نشیبهای متعددی داشته و میتوان دورههای خاصی را دید که ممیزی برایشان مسئله بوده حتی در طیفهای مختلف این مسئله مهمی نیست و تنها برخی طیفها به آن توجه دارند.
وی افزود: بحث ما یک بحث کبروی است و بحث صغروی نیست قرار نیست در این بحث در مورد یک کتاب یا چند کتاب حرف زد بلکه بحث ما قانون، اهداف ممیزی و کارکرد ممیزی است. نکته دیگر این است که نگاه من یک نگاه جریانی است و معتقدم یک جریان این مسئله را تبدیل به یک اولویت کرده و این جریان دارای اهرمهایی است و از همین رو ممیزی را باید ضمن جریان شبهروشنفکری بحث کرد و در این بحث طرف من جریان شبه روشنفکری است و من در حالی مدافع ممیزی هستم که رمان اول خودم ممیزی شده است. به منظور رسیدن به خواستههای جریان روشنفکری در حوزه ممیزی باید تمام اضلاع آن بررسی شود.
*ریشههای مخالفت با ممیزی به حاکمیت شرع و حمایت از تفکر سکولار باز میگردد
این پژوهشگر عرصه ادبیات داستانی گفت: بحث ممیزی بحث قانون و قانونپذیر است و طرفی که آن را نمیپذیرد در حقیقت قانون را نپذیرفته است. اصل دعاوی ممیزی را اگر جستوجو کنیم به مخالفت با اصل این قانون میرسیم و ریشههای این مخالفتها به مخالفت با حاکمیت شرع و فقه جعفری و حمایت از تفکر سکولار باز میگردد.
او اضافه کرد: هر نظری در مورد ممیزی میخواهیم مطرح کنیم باید بحث فقهی روی آن انجام شود زیرا ما یک جامعه سکولار نیستم که بخواهیم فقط نظر خود را مطرح کنیم و باید بر مبنای فقه استنباط داشته باشیم. دلایل رجوع مسائل ممیزی به اصل ممیزی مسائلی واقعی است و در بحث سخنان خود را به اصل ممیزی ارجاع میدهند. در بررسی آثار جریان شبه روشنفکران دیده میشود که اشاره این گروه به برخی مسائل فرعی در حوزه ممیزی به شبهاتی به اصل ممیزی باز میگردد و این جریان هیچگاه در جایگاه دفاع از ممیزی، دولتها را مسئول جلوگیری از انتشار آثار سیاهنما و خلاف عفت ندانسته است.
*نویسندههایی که بدون ممیزی در خارج از ایران کتاب منتشر کردهاند چه توفیقی کسب کردهاند
شاکری گفت: نویسندههایی که در آن سوی مرزها بدون ممیزی اثر منتشر کردهاند چه توفیقی در تعالی ادبیات داستانی ما داشتهاند در حالی که جریان شبه روشنفکری فریاد واویلا سر میدهند که ممیزی مانع رشد ادبیات ما شده است. تردیدی در این نیست که ممیزی به عنوان اهرم بازدارنده درصدد دفع اموری از ادبیات داستانی است که حداقلها را در ادبیات داستانی غیر مضر تأمین میکند.
*جریان شبهروشنفکری به دنبال تقدسزدایی و ترویج تفکر سکولار است
این نویسنده ادبیات داستانی در ادامه گفت: جریان شبه روشنفکری در طول این 40 سال در تقابل با ممیزی به دنبال چیست و این سوال مهمی است که باید به آن پاسخ داده شود جریان شبه روشنفکری به دنبال تقدسزدایی و ترویج تفکر سکولار است. تجربه نشان داده مسیر ادبیات داستانی آرمانی جریان شبه روشنفکری از نفی و ضعف ممیزی میگذرد که دست به سیاهنمایی و تقدسزدایی میزند.
وی افزود: نسبت ممیزی با هندسه معرفتی ادبیات داستانی چیست؟ ما کجای ادبیات را درست کردهایم که میخواهیم ممیزی را اصلاح کنیم من که اینجا نشستهام یک کتاب با محوریت فلسفه داستان تولید کردهام ولی جریان شبه روشنفکری کجا آثاری با این موضوع تولید کرده است. خوب است آقای یزدانی خرم پاسخ دهد و حداقل نام یک کتاب را ببرد.
این پژوهشگر عرصه ادبیات داستانی گفت: اگر ممیزی مسئله اول ما باشد بدون پرداخت به فلسفه داستان نمیتوان به آن پرداخت و جریان شبه روشنفکری به عنوان جریان منتقد ممیزی هیچگاه به فلسفه داستان نپرداخته است.
*واژه ممیزی ابداع مدیران جمهوری اسلامی است
در ادامه این نشست مهدی یزدانی خرم گفت: همین که بعد از سی و اندی سال جمهوری اسلامی این ضرورت را لمس کرده که از من به عنوان منتقد ممیزی دعوت کند تا پیرامون این مسئله حرف بزنیم جای امیدواری است زیرا تا سالهای قبل همین کار میتوانست منجر به برکناری وزیر یا مدیرکلی شود.
*نگاه فرهنگی جمهوری اسلامی نزدیک نگاه شوروی سابق است
وی با اشاره به این که من لیبرال هستم افزود: من به کلمه ممیزی اعتقاد ندارم و معتقدم این کلمه سانسور است و ممیزی ابداع مدیران جمهوری اسلامی است و از آنجا که کلمه سانسور پشتوانه بدی داشته و بار معنای منفی را القا میکرده،این واژه را جایگزین سانسور کردهاند. جمهوری اسلامی نگاهی نزدیک به شوروی سابق در فرهنگ دارد و با نگاهی به آرشیو و اسناد در خواهیم یافت که قرار بوده نویسنده در جمهوری اسلامی آزاد بنویسد، آزاد فکر کند و در قید بایدها و نبایدها نباشد و خب طبیعی است که انقلاب مملو از آرمانگرایی است.
*جمهوری اسلامی به پرورش نویسندههای رانتخوار کمک کرد
این نویسنده در بخش دیگری از سخنانش گفت: جمهوری اسلامی در برابر مفهوم کلاسیک نویسنده با پرورش نویسندههای رانتخوار و بودجهگیر کمک کرد که جریانی شکل بگیرد تا دست به خلق ادبیات بزنند. منهای شوروی سابق و کشورهای وابسته به آن هیچ کشوری به فرهنگ دولتی اهمیت نمیدهد و در کشور ما همین که به فرهنگ اهمیت داده میشود جای خوشبختی است.
*آثار تولید شده از سوی سوره مهر فاقد ارزش ادبی است
او در ادامه با انتقاد از حوزه هنری و انتشارات سوره مهر گفت:حوزه هنری و انتشارات سوره مهر که 40 سال است بودجهها را خرج کرده چه توفیقی کسب کرده است البته در فضای تاریخ شفاهی جنگ کارهای خوبی انجام داده اما در ادبیات به توفیقی دست پیدا نکرده است و حوزه هنری و سوره مهر بهتر است از فضای ادبیات خارج شوند چون آثار تولید شده آنها فاقد ارزش ادبی است.
یزدانی خرم گفت: ادبیات فرمایشی در هیچ جای عالم هیچگونه توفیقی نداشته است سانسور در 40 سال قبل و در حکومت قبلی [اشاره به دولت نهم و دهم] صدمات به نویسندهها زده است. امری به نام سانسور در جمهوری اسلامی حدود 40 سال است که هزینهساز بوده است. نویسندهای اثری مینویسد و طبیعتا بازخوردهایی خواهد داشت چه کسی به خود اجازه میدهد به ساحت فکری نویسنده ورود کند و برای او تعیین تکلیف کند.
وی افزود: من منکر وجود داشتن گونهای به نام ادبیات انقلاب اسلامی نیستم و میگویم ادبیات انقلاب اسلامی وجود دارد اما معتقدم در اقلیت به سر میبرد و در برابر ادبیات انقلاب اسلامی ما ادبیات ضد انقلاب اسلامی را مطرح نمیکنیم بلکه سخن از ادبیات فارسی میزنیم و حرف من این است که نظارت بزرگترین ضربه را به امر خلاقه وارد میکند.
*آثار منتشر شده در کشورهای دیگر توفیقی کسب نکرد
این نویسنده ادبیات داستانی گفت: چرا باید سانسور را کنار بگذاریم زیرا معتقدم سانسور به وجود آمد که جلوی نگاههای منتقد به جنگ و انقلاب را بگیرد و همین مسئله بسیاری از نویسندگان را مجبور به مهاجرت کرده است درست است که آثار منتشر شده در کشورهای دیگر توفیقی کسب نکرد، زیرا در بستر زبانی خود منتشر نشده است و خب طبیعی است که یک اثر فارسی در یک کشور غیر فارسیزبان موفق نشود.
*سانسور نشانه ترس است
او اضافه کرد: با به قدرت رسیدن دولت اصلاحات کمی روند ممیزی بهتر شد و نویسندگان توانستند آثارشان را منتشر کنند و این اتفاق موجب شد که پویایی فرهنگی ایجاد شود و رشد در عرصه ادبیات را شاهد بودیم. ممیزی موجب محدود شدن فکر میشود و معتقدم سانسور نشانه ترس است. اگر سانسور از جمهوری اسلامی حذف شود و مانند همه جای جهان دادگاههای رسیدگی به تخلفات بر پا شود، اتفاقی نخواهد افتاد.
*دولت در موضع سانسور بلاتکلیف است
یزدانی خرم گفت: بعد از گذشت بیش از 30 سال در حوزه جنگ رمانی بهتر از کتاب احمد محمود منتشر نشده و آیا جمهوری اسلامی توانسته همآوردی برای آن ارائه کند. من معتقدم بهترین آثار جنگ از سوی نویسندگان به زغم شما شبه روشنفکر تولید شده است. در موضع سانسور من حس میکنم که دولت بلاتکلیف شده و با گسترش رسانهها دیگر سانسور کارکردی ندارد و اگر قرار است ترور تفکری صورت گیرد باید فکر دیگری کرد.
*من به یاد ندارم نویسندهای در کشور امنیت اخلاقی را به خطر انداخته باشد
وی افزود: من معتقدم سانسور به زودی فرو خواهد پاشید اما برای من و نویسندگان بایدها و نبایدها موضوعیت ندارد. سانسور رفتاری تحدیدکننده و ضد اولین حقوق فردی هر نویسنده با هر نگاهی است. من به یاد ندارم نویسندهای در این کشور امنیت اخلاقی را به خطر انداخته باشد آنقدر که جمهوری اسلامی برای سانسور هزینه مالی و معنوی کرده برای هیچ چیز دیگری هزینه نکرده است.
یزدانی خرم در پایان گفت: ما هنوز اجازه نداریم حتی یک صنف داشته باشیم البته من با کانون نویسندگان مخالفم زیرا بسیاری از آنها نویسنده نیستند و بخشی از آنها را مترجمها و مانند آنها تشکیل دادهاند.
نقد و نظر بازتاب تاملات نگارنده در حوزه ادبیات داستانی دفاع مقدس و مهم ترین مسائل ادبیات داستانی پس از انقلاب اسلامی است.