گفتگوی اختصاصی پایگاه خبری حوزه هنری با احمد شاكری/4 و پایانی

شاكری: ادبیات دفاع مقدس بهترین خاستگاه برای رشد ادبیات انقلاب است

احمد شاكری منتقد و نویسنده معتقد است كه ورود ما به ادبیات دفاع مقدس نه تنها خسارتی به ادبیات انقلاب نزد و مانع رشد آن نشد بلكه بهترین خاستگاه برای رشد ادبیات انقلاب اسلامی را نیز فراهم كرد.

احمد شاكری نویسنده و منتقد با حضور در پایگاه خبری حوزه هنری در خصوص ادبیات انقلاب و دفاع مقدس نظریات خود را بیان كرد كه بخش پایانی این گفتگو را در زیر می خوانیم: 

اگر دفاع مقدس رخ نمی داد ادبیات پدید آمده در بعد از انقلاب دچار چه ضررها  و خسارت هایی می شد؟

به چند جهت ادبیات دفاع مقدس نسبت به ادبیات انقلاب اولویت پیدا كرد. به این دلیل  كه ظهور فرهنگی ایثار و شهادت در دوران دفاع مقدس بسیار برجسته تر از دوران انقلاب بود. دوران انقلاب دوران حاكمیت طاغوت بود كه فعالیت ها و مجاهدت هایی برای پیروزی انقلاب صورت گرفت اما دوران دفاع مقدس دوران حاكمیت نظام اسلامی بود و این حاكمیت نظام اسلامی به لحاظ اجتماعی و جامعه شناسی و تاثیری كه می تواند بر ادبیات بگذارد بسیار تعیین كننده است . 
ودلیل دیگر؟ 
نكته دیگر این است كه در دفاع مقدس تركیب نیروهایی كه وارد دفاع مقدس شدند یك دست تر بودند بنابراین پرداخت به این ها و نمود ارزش های دینی در آنها  برجسته تر بود؛ در انقلاب گروههایی فعالیت می كردند كه با مبانی انقلابی سازش نداشتند مثل جریان جبهه ملی كه برابر قانون قصاص،  قانونی كه جز اصول بدیهی و مسلم قرآن و دین ما ست، ایستادند. گروههایی مثل مجاهدین خلق و گروه هایی مثل چریك فدایی نیز بودند كه در قبل از انقلاب هم فعالیت می كردند و با نظام شاهنشاهی سازگاری نداشتند تا آنجا كه برای سرنگون كردن این نظام فعالیت كردند اما بعد از انقلاب این گروه هابا مبانی دینی سازگاری نداشتند و اساسا اعتقادی به دین نداشتند. 
منظور شما این است كه در دوران دفاع مقدس یكرنگی و هماهنگی بیشتری بین افراد بود؟ 
بله. دفاع مقدس به تعبیر حضرت امام(ره) دانشگاه انسان سازی بود و افراد خاصی به جبهه جنگ می رفتند؛ هر كسی وارد جنگ نمی شد در حالی كه خیلی از افراد وارد جریان انقلاب شدند ؛ خلوص و یك دستی در جبهه جنگ دیده می شد و روح حماسی بین افراد وجود داشت . لذا ظهور ارزش های دینی، سبك زندگی دینی و اسلامی و عمق دینداری و تجربه اشراقی در دوران دفاع مقدس برجسته تر است لذا این مساله برای داستان نویسان مطلوب تر است. 
اگر انقلاب برای احداث حكومت اسلامی بود دفاع مقدس تلاشی برای تثبیت آن و تلاشی برای نگهداشتن ارزش های انقلاب اسلامی بود بنابراین هیچ تنافری با هم ندارند.  
در هر صورت به نظر می رسد كه باید بیشتر به داستان انقلاب نیز پرداخت حتی اگر احساس شود كه داستان های زیادی در بطن دفاع مقدس وجود دارد نظر شما چیست؟ 
در دهه اخیر این رویكرد د میان سیاست گذاران تقویت شده و شاهد هستیم كه حوزه هنری هم در این زمینه جشنواره داستان انقلاب را راه اندازی كرد. این به لحاظ راهبردی معنای خاصی  دارد و معنای آن این است كه زمان آن رسیده ما به موضوع انقلاب 57 بیشتر بپردازیم. وقتی جشنواره داستان انقلاب ر ا ترسیم می كنیم در واقع این جشنواره برنامه ای در ضلع یك سیاست كلی است سیاستی  كه  بیان می كند الان زمان آن شده كه به داستان انقلاب بیشتر بپردازیم. و كسی هم مخالف این نیست كه داستان هایی را برای انقلاب داشته باشیم چه در سطح خاطره و رمان و چه در سطح روایت های سینمایی.  
اتخاذ سیاست جدید مبنی بر ورود به ادبیات انقلاب به معنای انقلاب 57 در چه زمانی باید به صورت جدی تر صورت بگیرد؟  
در حقیقت سه دهه است كه انقلاب اسلامی ما در مورد ادبیات دفاع مقدس سرمایه گذاری می كند و این سرمایه گذاری هزینه های بسیار زیادی هم از نظر مادی و هم از نظر معنوی داشته است. بسیاری  از نویسندگانی كه ادبیات انقلاب روی شانه آنها استوار شد از جنگ برخاسته و عملا از تجربه جنگ آغاز كردند. جنگ ، انگیزه و محركی برای نوشتن بود و مجموعه سرمایه گذاری كه نهادهای دولتی و غیر دولتی كردند موجب شد جریان ها و دوره های متعددی در این ادبیات پشت سر گذاشته شود. در دهه هفتاد ادبیات سیاه دفاع مقدس ظهور پیدا كرد ادبیاتی كه به یاس می پرداخت ادبیاتی كه  چندان ایمان ادبیات دهه هفتاد را بروز نمی داد واین نوع ادبیات افرادی مردد و مشكوك را نشان می داد. ادبیاتی كه در آن شخصیت های سفید و چیزی كه دفاع مقدس را الگو یی از حماسه عاشورا می كرد، كمتر دیده می شد. حتی درباره منافع جنگ هم تردید داشت كه  اسا سا آیا چنین دفاعی برای ما منفعت داشته یا نه؟ 
 ما بعد از سه دهه تلاش در عرصه دفاع مقدس چه زمانی می توانیم وارد مقوله ای به نام انقلاب شویم ؟ آیا باید سیاست دقیقی باشد كه بگوییم زمان پرداخت به ادبیات انقلاب رسیده است؟ 
به نظرمن ادبیات انقلاب بسیار پیچیده تر از ادبیات دفاع مقدس است و  این زمان را هر كسی نمی تواند به دلخواه خود ترسیم كند. این زمان باید با بررسی دقیق و علمی صورت بگیرد. زمانی ما می توانیم از یك عرصه سهل الوصول به عرصه پیچیده تر وارد شویم كه بتوانیم شبهات آن را پاسخ دهیم. 
آیا ادبیات داستانی دفاع مقدس و نظریه پردازان و منتقدین توانسته اند شبهات مرتبط با ادبیات سیاه را پاسخ دهند؟ 
پاسخ من منفی است. یك نوع تزلزلی در تصمیم گیری  و برنامه ریزی در بین اهالی نظر و ادبیات دیده می شود كه حتی بعضی حاضر به تقسیم بندی هم نیستند .حتی از نام بردن عنوانی تحت عنوان ادبیات سیاه دفاع مقدس نیز پرهیز می كنند و این را مورد اختلاف می دانند در حالی كه در عمل مشاهده می كنند كه این جریان به تعبیر من جریان انحرافی در ادبیات دفاع مقدس، جریانی است كه هیچ تناسبی با ارزش های دینی ندارد . چه تضمینی وجود دارد كه ادبیات ما با ورود به عرصه پیچیده ای چون انقلاب دچار تشددهای سنگین تر نشود چه تضمینی وجود دارد كه اندیشه نفوذی و اندیشه وارداتی و ترجمه ای كه به ادبیات سیاه دفاع مقدس وارد می شود ما را در ادبیات انقلاب زمین گیر نكند. 
با این تفاسیر آیا می شود گفت كه ادبیات دفاع مقدس ما  را از ادبیات انقلاب دور كرد؟ 
ورود ما به ادبیات دفاع مقدس نه تنها خسارتی به ادبیات انقلاب نزد و مانع رشد آن نشد بلكه بهترین خاستگاه برای رشد ادبیات انقلاب اسلامی را نیز فراهم كرد. ما باید دقیقا بدانیم كه چگونه باید در حوزه ادبیات ورود كنیم این به شرطی است كه بتوانیم ارزیابی دقیقی از وضعیت ادبیات دفاع مقدس داشته باشیم و  بتوانیم از دوره هایی كه ادبیات داستانی دفاع مقدس پشت سر گذشته با اطلاع و اشراف عبور كنیم و سپس وارد ادبیات انقلاب اسلامی شویم در غیر این صورت ممكن است توفیقاتی كه ادبیات دفاع مقدس داشتهایم  با بخشی از جریان های نفوذی و ترجمه ای و انحرافی عملا نادیده انگاشته شود؛ این خطر نیز وجود دارد كه ادبیات انقلاب هم مبتلای به این شبهات شود و ماهیت انقلاب اسلامی از منظر مكاتب وارداتی طوری ترسیم شود كه عملا نسبتی با انقلاب اسلامی ندارد.