مدیریت فرهنگی تقریظ نویسی بر اثار روایی

چندی است که انتشار خبری در حوزه ادبیات دفاع مقدس نگرانی هایی را درباره برخی تصمیمات مدیران فرهنگی کشور ایجاد کرده است. گرچه تا کنون بنا نداشته ام در این وبلاگ به صورت خاص به این مسائل بپردازم اما در این مورد لازم است چند نکته یاد اوری شود.
خبر این بود که جناب سردار کارگر که به تازگی تصدی ریاست بنیاد حفظ اثار و ارزشهای دفاع مقدس را پذیرفته اند و به جای سردار باقر زاده مشغول شده اند، در اعلامی ناگهانی کتاب "پایی که جاماند" را به عنوان کتاب سال دفاع مقدس معرفی کردند. http://www.ibna.ir/vdcgu79qzak9ty4.rpra.html
چنین تصمیمهایی البته چندان در تاریخ ادبیات کشور عچیب نیست. بخصوص در اغاز مدیریت های فرهنگی اتخاذ چنین تصمیم هایی بیشتر متوقع است. اما به نظر می رسد پس از سی و اندی سال تجربه در حوزه ادبیات روایی و با اطلاع از برخی سوء مدیریت ها یا کج سلیقگی ها در این حوزه، نمی توان در دوره کنونی از کنار برخی تصمیمات و اعلان ها به راحتی گذر کرد. ان هم در مقطعی که ادبیات روایی - بخصوص در حوزه خاطره- به افقهایی از موفقیت دست یافته است.
زمینه چنین اعلانی از سوی سردار کارگر -فارغ از نیات درونی ایشان که بر ما مکشوف نیست- تقریظی است که مقام معظم رهبری بر این کتاب - و البته برخی کتابهای دیگر- مرقوم فرموده اند. گرچه ظاهرا این تصمیم از چنین پسزمینه ای نشات می گیرد. اما حقیقت ان است که نوعی کوتاه اندیشی فرهنگی در این حوزه که مستقیما به برخی مدیریت های فرهنگی باز می گردد منشا چنین تصمیمی شده است. افق فکری تصمیم گیرندگان در این زمینه و عدم برخورداری از تحلیلی جامع در حوزه ادبیات روایی موجب می شود، برگ برنده ادبیات انقلاب و امتیاز برجسته ان، یعنی توجه شخص اول سیاسی کشور به کتابهایی در حوزه ادبیات - که نمونه ان را در دیگر رشته های هنری -غیر از شعر- نمی توان یافت- به بدترین شکل طی چنین تصمیمهایی به حاشیه رود و غرض عالی و بلندی که بر روند تقریظ نویسی مترتب است در گیرودار استفاده کوته فکرانه از ان عملا به هدف مقصود نرسد.
ایا چنین واکنشی به معنای ولایت مداری است؟ ایا این واکنش به معنای تبعیت از مقام معظم رهبری و دنبال کردن ایده های ایشان در زمینه ادبیات است؟ ایا این واکنش در پس فهم دغدغه های مقام معظم رهبری در حوزه ادبیات روایی و ادبیات داستانی صورت پذیرفته است؟
قطعا اینگونه نیست. چرا که اگر اینگونه بود باید مجموعه توصیه های متنوع و راهگشای ایشان در طول سه دهه درباره ادبیات عملی می شد. باید به توصیه ایشان درباره توسعه افقهای دانش و تولید ادبیات جهانی همت گماشته می شد. البته مجموعه هایی در کشور کمابیش در این زمینه تلاش می کنند. اما خوشه چینی برخی در فضای ایجاد شده برای یکی دو کتاب و در نتیجه مصادره مضمونی یادداشت مقام معظم رهبری به یک کتاب می تواند نه تنها سازنده که خطر ساز باشد.
بنیاد حفظ اثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس، از سالها پیش مجموعه شناخته شده ای با ساز و کار مناسب علمی تحت عنوان انتخاب کتاب سال دفاع مقدس در اختیار دارد که با نگاهی فنی و بر اساس معیارهای ادبی و محتوایی اقدام به شناسایی اثار منتشره در طول یک سال، داوری انها و امتیاز دهی علمی و ادبی و در نهایت انتخاب اثر برگزیده می نماید. چنین سازوکاری بر اساس استقرائی علمی در میان اثار صورت می پذیرد. اما اینکه مسئول جدید این مجموعه با تصمیمی شخصی و سلیقگی به جای همه داوران و کارشناسان این مجموعه تصمیم بگیرد و کتابی را به عنوان کتاب سال انتخاب کند جای شگفتی است. بلکه روی دیگر سکه ان است که چنین مسئولی تمامی عواقب تصمیم غیر فنی خود را لابد بر عهده مقام معظم رهبری خواهد گذاشت!
بدیهی است که یادداشتهای مقام معظم رهبری بر کتابها در فضایی غیر از فضای داوری و مقایسه اثار صورت می گیرد. در طول سال صدها اثر از جمله داستان و خاطره منتشر می شود که تنها برخی از انها توفیق مطالعه توسط ایشان را می یابد. و برخی از این خوانده شده ها یادداشتی اینچنین نصیبشان می شود. ایا نوشتن یادداشت یا تمجید و تقدیر از نویسنده کتابی توسط ایشان به معنای برتری این اثر خاص در مقایسه با تمامی اثار منتشره در طول یک سال است؟ قطعا بیان این یادداشت این نیست و استناد تصمیم غیر فنی این مدیر به این یادداشت نوعی مصادره و تصرف در معنای یادداشت است.
البته مقوله تقریظ نویسی از سوی مقام معظم رهبری بر کتابهای ادبی باید بسیار جدی تر توسط اهالی ادب و فرهنگ دیده و مورد مطالعه قرار می گرفت. این بسیار مهم است که ما از این تقریظ چه می خواهیم و به عنوان یک رخداد فرهنگی چگونه باید ان را در چارچوب ادبیات عاملی جریان ساز قرار دهیم. به نظر می رسد نوع بهره برداری و معرفی این تقریظ ها در فضای ادبی کشور می توانست به نحو بهتری صورت گیرد. انچه انتظار می رفت این بود که این تقریظ بتواند جریانی را به نفع کتاب و بخصوص کتابهای ارزشی در حوزه ادبیات ایجاد کند. جریانی که بر اساس ان کتاب به عنوان اولویت اول فضای فرهنگی معرفی شود و اصحاب اندیشه، سیاسیون و مشاهیر با توجه به کتاب، عموم مخاطبان و جوانان را به این مقوله توجه دهند. توجه به کتاب و بخصوص کتابهایی در زمینه دفاع مقدس مقوله ی فرا فرهنگی و جهانی است. ادبیات زمانی جهانی می شود که بتواند محور احساس و تعقل در جامعه خود قرار گیرد. دفاع مقدس با مضمون نورانی خود و کتابهای روایتگر این دوران بر پایه این تجربه این قدرت را دارند. قدرتی برای ایجاد وحدت، همدلی، بازگشت به شعارهای مکتبی و روحیه از خود گذشتگی. اما به نظر می رسد برخی متولیان این افق بالا را در برخورد با تقریظهای مقام معظم رهبری از دست داده و صرفا این تقریظها را بهانه ای برای معرفی و فروش کتاب قرار داده اند.
تصمیمی که توسط مدیر مذکور فرهنگی گرفته شده است نیز در ادامه این سیر باید دیده شود. سالها است که حوزه نقد ادبی در کشور به ضعف گراییده است. حوزه نقد استوانه محکمی برای تحمل بار ادبیات است و ادبیات را از طوفانهای سرکش تئوریهای غربی و اومانیستی محفوظ می دارد. حوزه نقد باید مفسر نظر بزرگانی چون مقام معظم رهبری باشد. باید هر تقریظی در تحلیل انتقادی مطالبه ای انقلابی و اسلامی را از ادبیات مطرح سازد و افق های جدیدی را بگشاید. این ممکن نیست مگر با مواجهه عالمانه با پدیده تقریظ نویسی.
این در حالی است که چنین تصمیم های غلطی عملا در صدد نوعی تباین میان جشنواره کتاب سال دفاع مقدس و تقریظ بر کتاب مذکور است.
نقد و نظر بازتاب تاملات نگارنده در حوزه ادبیات داستانی دفاع مقدس و مهم ترین مسائل ادبیات داستانی پس از انقلاب اسلامی است.